در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قضیه وقتی تاملبرانگیزتر میشود که بدانیم صاحبان قاطرها برای این که جسدی را به دامنه بیاورند، پولهای هنگفتی میگیرند و با سودجویی از جسد کوهنوردان نان میخورند. وقتی ما قصد پیگیری این موضوع را داشتیم با 2روایت متضاد از زبان مسوولان روبهرو شدیم؛ چراکه هریک گفتههای دیگری را نقض میکرد و با این ادعا که برای حرفهایش دلیل و مدرک دارد، بر صحت گفتههایش اصرار میورزید.
درواقع یک سوی ماجرای بلاتکلیفی اجساد در کوهستان، فدراسیون کوهنوردی است و سوی دیگر آن بخش امداد کوهستان سازمان هلالاحمر، همان بخشی که رئیس آن قضیه را از اساس تکذیب میکند؛ اما علی محمد ساریخانی، مسوول پناهگاههای فدراسیون کوهنوردی، کسی است که این موضوع را مورد تایید قرارمیدهد. او میگوید فدراسیون کوهنوردی از اردیبهشت ماه امسال توافقی را با عوامل باربر شهر رینه انجام داده تا برای حمل اجساد و مصدومان با فدراسیون همکاری کنند. او میافزاید: فدراسیون دخالتی در تعیین نرخ از سوی باربرها ندارد؛ ولی دریافت 800 هزار تومان برای حمل جسد یک کوهنورد خارجی از آبشاریخی تا گوسفندسرا و تقاضای دریافت یکونیم میلیون تومان از حادثهدیدهای دیگر سبب شد تا امسال فدراسیون با خرید 3 قاطر جلوی اجحاف به حادثهدیدگان را بگیرد.
او در عین حال تعریف میکند که دوم خرداد ماه امسال چطور 3 کوهنورد هرمزگانی در دماوند جان باختند ولی پس از تماسهای متوالی با همه ارگانها، این فدراسیون کوهنوردی بود که در نهایت جسدها را حمل کرد.
ساریخانی میگوید: ما به هر ارگانی که فکر کنید متوسل شدیم ولی کمک نکردند؛ حتی ستاد بحران شهر دماوند هم کمک نکرد تا این که کوهنوردانی که خودشان داوطلب این کار شدند، جنازهها را از نزدیکی قله پایین آوردند.
فدراسیون متولی نیست
به گفته وی، فدراسیون متولی این کار نیست یعنی امداد و نجات در برنامه ما نیست چون بودجهای هم برای این کار نداریم در حالی که نیروهای امدادی بودجه و امکانات خوبی برای این کار دارند.
ساریخانی موارد مشابه زیادی را برای اثبات گفتههایش بیان میکند و توضیح میدهد که چندی پیش، مردی که در بارگاه سوم دچار سکته قلبی شده بود، از لحظهای که به تنفس مصنوعی نیاز پیدا کرد تا زمانی که نیروی انتظامی به صحنه آمد هیچ ارگانی کمک نکرد تا آن که سرانجام عوامل فدراسیون جسد را پایین آوردند. او همچنین تعریف میکند که سال گذشته در ارتفاعات شمال تهران آتشنشانی زمانی به محل حادثه آمد که 8 روز از روز حادثه و مدفون شدن کوهنورد زیر بهمن میگذشت.
این گفتههای مسوول پناهگاههای فدراسیون کوهنوردی، تنها یک روی سکه ماجرای بلاتکلیفی اجساد در کوهستان است چراکه وقتی این موضوع را با اسکندری مسوول امداد کوهستان سازمان هلال احمر در میان گذاشتیم او پاسخهای دیگری داد. او میگوید: این گفته را که برای حمل مصدومان در کوهستان پول گرفته میشود تکذیب میکنم، چون ما بارها و بارها مصدومان را از کوه دماوند پایین آوردهایم. البته یک امکان وجود دارد و این که در موقع بروز حادثه کسی با هلال احمر تماس نگرفته باشد و به امدادگران اطلاع نداده باشد.
هلالاحمر آماده امدادرسانی است
آنگونه که اسکندری میگوید هلال احمر در سراسر کشور این آمادگی را دارد که در صورت وقوع حادثه و اطلاعرسانی به امدادگران به حادثهدیدگان خدمات امدادی ارائه کند. او میگوید: در هر کجای کشور اگر حادثهای اتفاق بیفتد و نیاز به امداد باشد، ما در محل حاضر میشویم مگر این که در این ارتباط هیچ اطلاعی به هلال احمر، اورژانس، پلیس یا آتشنشانی داده نشده باشد. وی میافزاید: سازمان هلال احمر در همه استانهای کشور تیم امداد کوهستان دارد و با امکانات کافی به کمک حادثهدیدگان میآید، به طوری که در تهران نیز نیروهای امدادی ما در 2 محل پارک جمشیدیه و میدان دربند در روزهای پایان هفته کاملا مستقرند و در طول هفته نیز به صورت آمادهباش آماده ارائه خدمات هستند. اسکندری در حالی این اظهارات کاملا متناقض با گفتههای مسوولان فدراسیون کوهنوردی را بیان میکند که در عین حال بر یک واقعیت تلخ نیز صحه میگذارد و آن این که حمل اجساد در کوهستان متولی ندارد.
او میگوید: حمل جسد کوهنوردان جزو وظایف هلالاحمر نیست اما اگر به ما اطلاع داده شود به عنوان یک وظیفه انسانی این کار را انجام میدهیم. در واقع هیچ دستورالعملی که ما را موظف به حمل جسد در کوهستان کند، وجود ندارد و ما نیز برای حمل جسدها تیم اعزام نمیکنیم. اسکندری یادآور میشود: ما تاکنون چندین جلسه با ستاد بحران داشتهایم ولی هنوز به نتیجه نرسیدهایم تا جایی که در حال حاضر نیروهای اورژانس، آتشنشانی و هیات کوهنوردی همزمان اقدام به امدادرسانی میکنند که این بهنوبه خود موازیکاری پیچیدهای به وجود آورده است.
اسکندری درباره حاضر نشدن نیروهای هلال احمر برای حمل جسد توضیح دیگری هم میدهد و میگوید: موضوع جسد در حیطه وظایف پلیس است یعنی نیروهای پلیس باید در محل حاضر شوند و صورتجلسه کنند و تشخیص دهند که آیا حادثه یک قتل بوده یا خیر. این در حالی است که نیروهای ما دورههای امدادی دیدهاند و پلیس نیستند ضمن آن که با آمبولانس هم نمیتوان اجساد را جا به جا کرد.
گفتههای این مقام مسوول قابل پذیرش است چرا که اگر قانون وظیفهای را برعهده نهادی نگذاشته باشد، آنها هیچ تعهدی برای انجام امور ندارند اما سوال اینجاست، با توجه به این که کوه دماوند سالانه 15 هزار و علمکوه سالانه 10 هزار کوهنورد را جذب میکنند، چرا نباید سازمانی برای تصدیگری امور متوفیان در آنها انتخاب شود و این که حالا که فدراسیون کوهنوردی به عنوان مجموعهای که افراد اشنا با صخره و کوهستان را در دل خود دارد آماده ارائه خدماتی از این دست است چرا امکانات لازم در اختیارش قرار نمیگیرد تا دست سودجویانی که با جسد مردم دلالی میکنند از کسب این گونه درآمدها کوتاه شود؟ ولی شاید بهتر باشد که پیش از آن که حادثهدیدهای به امید زودتر رسیدن نیروهای امدادی جان بسپارد فکری برای تجهیز پناهگاههای موجود در کوهستانها بشود تا اگر به دلایل گوناگون، کوهنوردی دچار حادثه شد، دستکم کمکهای اولیه به فرد مصدوم رساندهشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: