در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جالب است بدانید در اروپا و امریکا در قرن 19 مرسوم شده بود که ازدواج توسط فرد سومی که مچ میکر نامیده میشد برنامهریزی شود. به این ترتیب که دختر و پسر بدون اینکه شناختی از یکدیگر داشته باشند یا حتی همدیگر را دیده باشند برای ازدواج به هم معرفی میشدند.
دلیل استفاده از این شخص سوم نیز این بود که یا طرفین کسی را انتخاب نمیکردند یا اینکه نمیتوانستند با افراد گوناگون در تماس باشند یا به اندازه کافی برای این کار وقت نداشتند.
این شیوه در حال حاضر تقریبا منسوخ شده، اما هنوز هم هستند افرادی که تصور میکنند همسرشان را خودشان انتخاب کردهاند، اما در واقع این القای فکری توسط شخص دیگر یا شیوه دیگری به آنها بوده است. به طوری که تصور میکنند فرد مذکور مناسب ازدواج با ایشان است و ازدواج میکنند که در اکثر موارد هم پس از مدتی از تصمیم خود پشیمان میشوند.
وقتی 2 نفر با یکدیگر آشنا میشوند در آغاز راه فقط نام، شغل، تحصیلات و ظاهر یکدیگر را میبینند.
پس از این مرحله راهی دراز برای شناختن نسبی همدیگر لازم است تا ببینند آیا با روحیات، اولویتها، اهداف و تمایلاتشان هماهنگ هستند یا خیر.
بتدریج با افزایش ملاقاتها و نشست و برخاستها و دقت به رفتار و گفتار یکدیگر با روحیات هم به طور نسبی آشنا میشوند. در صورت اول که به نتیجه مطلوب میرسند و در مورد دوم تصور میکنند که وقت خود را هدر دادهاند. حال تصور کنید که دختر و پسر به واسطه محل زندگی یا تحصیلات و شغل خود از هم دور هستند و به واسطه یک معرف به همدیگر معرفی میشوند.
در برخی موارد هم این معرف سایتهای مربوط به همسریابی در اینترنت است و همانطور که از نامش پیداست در این دنیای مجازی بسیاری از موارد حقیقی نیست.
در این وضعیت امکان دیدن از طریق عکس، فیلم یا تماس تلفنی میسر میشود، اما چگونگی رفتار، گفتار و نحوه عملکرد شخص در مناسبتهای متفاوت امکان ندارد.
دختر و پسر نهایتا به طور غیابی با یکدیگر ازدواج میکنند و عموما هم دختر به مکان زندگی پسر میرود یا مانند یک بسته کادویی برایش پست میشود.
در این شرایط اگر پس از آشناییهای حضوری بفهمند که به درد یکدیگر نمیخورند فقط بخشی از وقتشان تلف نشده بلکه انرژی، پول و احساس و در شرایطی آینده و زندگیشان نیز تلف شده است.
زیرا قبل از اینکه در کنار یکدیگر قرار گیرند بهترین چیزی که میتوانند باشند را به هم عرضه میکنند نه چیزی را که واقعا و حقیقتا هستند.
نکته دیگر در این گونه ازدواجها که بدون حضور یکی از طرفین و به شکل غیابی صورت میگیرد، مساله اعتماد و اطمینان طرفین به یکدیگر است.
در بسیاری از موارد به دلیل اینکه دختر و پسر از 2 منطقه و 2 فرهنگ مجزا هستند و شناخت چندانی از یکدیگر ندارند در چگونگی برگزاری مراسم و بعضا مقدمات ازدواج هم به مشکل برمیخورند، چه برسد به شیوه زندگی.
از سوی دیگر حتی اگر شخص معرفی کننده از آشنایان و نزدیکان پسر یا دختر باشد از ویژگیهای شخصیتی آنها بخوبی آگاه نیست، زیرا عموما در چنین مواردی افراد نقاط قوت روحی و اخلاقی خود را بروز میدهند و نقاط ضعف و مشکلات روحی خود را پنهان کرده و تمایلی به آشکار کردن آن ندارند.
در کشورهای در حال توسعه مواردی دیده میشود که دختر در محل زندگی خود اسکان دارد، اما پسر در کشوری دیگر و به اصطلاح در ممالک توسعه یافته زندگی میکند.
در چنین شرایطی فرد سوم با نشان دادن عکس یا فیلم از خود پسر یا محل و مکان زندگی او، دختر را ترغیب به ازدواج میکند که در بسیاری مواقع در صورت پذیرفته شدن از طرف مقابل و رفتن دختر به کشور دیگر، هم دوری از خانواده و تنهایی و بعضا مشکلات زبانی و اقلیمی مشکلات را مضاعف میکند و هم اینکه تصور دو طرف از یکدیگر چیز دیگری است و در زندگی زناشویی حتی اگر عکس و فیلم از شخص و محل زندگی و شغل درست بوده باشد، باز هم به دلیل فقدان شناخت کافی و هماهنگیهای قبلی ایجاد شده زندگی مشترک با چالشهایی روبهرو میشود. از طرف دیگر در قرن حاضر پیچیدگی های روحی و عاطفی افراد به مراتب بیشتر از گذشته و زندگی و خواسته های ساده و مشخص و مرسوم است و زندگی برای یک عمر با فردی که شخص ندیده و بدون حضور او توسط وکیل یا فرد سومی به ازدواج با او تن در میدهد بسیار دشوار و بعضا نشدنی است که در حالت دوم مسائل منجر به طلاق اینگونه زوجها نیز مشکلات خاص خود را دارد.
اما متاسفانه هنوز در کشورهای پاکستان، افغانستان، ترکیه، بنگلادش و هندوستان در مواردی عروس و داماد همسر آینده خود را انتخاب نمیکنند. یا اینکه دختران در سن بسیار کم به عقد و ازدواج افرادی که خودشان شناخت و صلاحیتی برای تشخیص وضعیت آنها ندارند در میآیند.
مترجم: سحر کمالینفر
منبع:marriage minded introduction
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: