میثم مبین

بررسی چند رویکرد در مسئله مقاومت

مسئله مقاومت و به شکل خاص تر مقاومت در مقابل اسرئیل و آزدسازی سرزمین های اشغالی یکی از مهمترین مسئله های جامعه اسلامی است که به مراحل حساسی رسیده است و هر روز مشکل تر و پیچیده تر می شود. بر همین اساس بررسی تجربه های گذشته، ما را در اتخاذ شیوه ای عملی تر یاری می‌رساند.
کد خبر: ۲۸۱۵۰۲

با مرور تاریخ پر درد فلسطین آشکارا درمی یابیم که شیوه های گوناگونی برای مبارزه و مقاومت اتخاذ شده است و از همان ابتدا مبارزین به دو دسته ملی گرا و اسلام گرا تقسیم شده اند. جریان اسلام‌گرای منطقه که سلسله جنبان آن سید جمال اسد آبادی بود توسط شاگردانش ادامه یافت و رشید رضا که شاگرد عبده بود با نوشته هایش در روزنامه المنار از اولین کسانی بود که به افشای ماهیت صهیونیسم پرداخت.

شاید حاج امین حسینی، مفتی 22 ساله بیت المقدس را بتوانیم اول مقاوم این دیار پس از ورود انگلیسیان بدانیم. رویکرد وی بیشتر جنبه سیاسی و فرهنگی داشت، چرا که به عنوان رئیس مجلس اعلای مسلمانان از اتخاذ رویکردی مسلحانه خودداری می‌کرد. لذا تلاش می‌کرد به مناسبت‌های گوناگون توجه مسلمانان جهان را به مسئله فلسطین جلب کند. ایشان در ماجرای دیوار براق‌(ندبه) برای دفاع از هویت اسلامی این اثر تاریخی دعوت نامه هایی را برای بزرگان جهان اسلام فرستاد و در اول نوامبر 1928 کنفرانسی با حضور هفتصد نفر برگزار و به دنبال آن در 1929 کنفرانس عمومی جهان اسلام را بر پا کرد که چهره‌هایی چون محمد اقبال، شوکت علی،سید ضیاء، علامه کاشف الغطا و...در آن حضور داشتند.

در کل حاج امین شخصی فرهیخته و آگاه بود و با اینکه جهاد مسلحانه را تا سال 1936 در شیوه خود به شکل آشکار قرار نداده بود اما از آن به شکل مخفیانه حمایت می‌کرد و از این سال به شکل رسمی وارد این حیطه شد.

در کنار رویکرد فرهنگی و سیاسی حاج امین باید به مشی مسلحانه شهید شیخ عزالدین قسام اشاره کرد. رویکرد دیگر توسط حسن البنا به 1928 در مصر تاسیس شد که جریان فکری و سیاسی اخوان مسلمین بود. این جمعیت فلسطین را بخشی جدایی ناپذیر از سرزمین‌های اسلامی می دانست که هیچ کس حق مذاکره بر سر آن را ندارد. اخوان بر این باور بود که آزادسازی فلسطین زمانی آغاز می‌شود که جریان ایجاد تحول اسلامی مراحل نهایی خود را طی کرده باشد و تنها پس از تحقق این امر فراخوان مسلمانان به جهاد علیه اسرائیل مطرح می‌شود. چرا که فلسطینیان به تنهایی قادر به آزادسازی نیستند و نقش سرنیزه نبرد رهایی بخش را ایفا می‌کنند.*

این جمعیت که آرام آرام در فلسطین، اردن و سوریه و پایگاه هایی را تاسیس کرد، رویکرد‌های ملی گرایانه را در مسائل فلسطین نمی پذیرفت و آن را خطر مهلکی می‌دانست که مسلمانان جهان را از عرصه مبارزه علیه اسرائیل خارج می‌کند و معتقد بود آزادسازی بدون ایدئولوژی اسلامی که آمادگی روانی و فکری لازم را ایجاد می‌کند امکان پذیر نخواهد بود.

اخوان با اتخاذ این باورها و تکیه بر این استدلال که عدم کارایی رویکردهای ملی و غیر دینی ثابت شده است، مشی مستقلی در پیش گرفت که مشکلات خود را آرام آرام نشان داد. این مشی سرانجام موجب انشعاب فتح از این گروه شد. هر چند اخوان در اظهارنظرهای سران خود این چنین نشان می‌داد که قصد مبارزه با ساف(سازمان آزادی‌بخش فلسطین) را ندارد اما عدم ورود به ساف و درگیری‌های لفظی باعث شد که اصطکاک بین این دو گروه به نفع دشمن تمام شود و بنابر ادعای ملی‌گرایان، دولت اسرائیل و مصر به منظور تضعیف آنها جریان اخوان را آزادتر می‌گذاشتند. تاکید بر آغاز مبارزه مسلحانه تنها پس از فراگیرشدن تحول اسلامی، کادرسازی و رسیدن به شرایط مطلوب باعث عدم همراهی جوانانی شد که فتح را تاسیس کردند.

می‌توان گفت که بزرگترین ضعف تشکیلات، خلاء ایدئو لوژیک بود، که در شعار "اول آزادسازی و سپس کار فکری" متبلور بود و این خلاء در بلند مدت باعث نفوذ نیروهای غیر دینی‌(مارکسیست‌ها) در این تشکیلات شد و این گروه را که از افراد مومن تشکیل شده بودند به همان جایی برد که دیگر گروه‌های غیر دینی رفتند و سرانجام آن را به کمپ دیوید و مصالحه با اسرائیل رساند.

رویکرد پایانی رویکردی است که آقای صدر آن را در لبنان اجرا کرد و ویژگی اصلی آن ورود به تمامی ساحت‌های فردی و اجتماعی انسان است. امام صدر از همان زمان ورود به لبنان با تاسیس مدارس جبل عامل، بیت الفتاه و مدرسه علمیه معهدالدراسات الاسلامیه و راه‌اندازی چندین موسسه خیریه، درمانگاه و بیمارستان، پایه‌های اجتماعی و فکری جامعه خود را تقویت کرد. چرا که مقاومت در جامعه‌ای که بنیان‌هایی ضعیف دارد غیر ممکن است. وی به منظور ایجاد حرکتی فراگیر رابطه‌های گسترده با اقوام و اقشار مختلف برقرار می‌کرد، از سخنرانی در کلیساها که مشهورترین آن در کبوشین ایراد شد، تا شرکت در مراسم اصناف همچون مجلس ترحیم کمال مروه روزنامه نگاری که ترور شد. او در بسیاری از کنفرانس‌ها نیز حاضر می‌شد و در همایش‌های معروف مجمع البحوث الاسلامیه به نجم‌الموتمر(ستاره همایش) ملقب شد. و به این ترتیب به چهره‌ای ممتاز در میان قشر فرهیخته جامعه مبدل شد.

در عرصه سیاست داخلی در سال 1969 مجلس اعلای شیعیان را تشکیل داد و برای احقاق حق شیعیان از سال 71 تا 74 فعالیت‌های گوناگونی را از اعتصاب در فرودگاه بیروت تا تظاهرات مسلحانه انجام داد. در همین زمینه می‌توان به پایان دادن جنگ‌های داخلی که با ماجرای قتل فلسطینی‌ها در عین الرمانه آغاز شده بود به وسیله مذاکرات گسترده با سران متخاصم اشاره کرد. امام با تمام سران کشور‌های منطقه ارتباط داشت و حتی این رابطه با بعضی از آنها دوستانه می‌شد، مانند اسد و ملک عبدالله. وی در جنگ داخلی دوم که می‌رفت به تسویه کامل مسلمین و مقاومت فلسطین بینجامد، با تشکیل کنفرانس عرمون و متقاعد ساختن اسد به فرستادن نیرو به لبنان، آن را به نفع مقاومت پایان داد.

او با تمامی سران منطقه دیدار می‌کرد، حتی با ملک حسین که در سپتامبر سیاه 15 هزار فلسطینی را کشت، یا قذافی دشمن اصلیش و حتی محمد رضا شاه. وی از تمامی این دیدار‌ها برای ملت فلسطین، لبنان و حتی مبارزان ایرانی استفاده می‌کرد.

در داخل برای تشکیل مقاومت ابتدا حرکت المحرومین را در 1973 تاسیس کرد. حرکتی که محور آن اعتقاد به خدا و کادر اصلی آن را جوانان تحصیل کرده و معتقد تشکیل می‌داد و ورود به آن برای هر قومیتی آزاد بود. از درون همین حرکت، جنبشی نظامی به نام امل (1975) که اولین هسته مقاومت لبنان بود خارج شد.

البته باید به این نکته اشاره کرد که در این نوشتار سعی شده به صبغه اصلی جریان‌ها پرداخته شود وگرنه خود حاج امین در برهه‌ای از زمان وارد مبارزات نظامی نیز شد، یا قسام به فعالیت‌های فکری نیز اهمیت می‌داد و حتی به رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌پرداخت و جنبش اخوان در جنگ اول اعراب و اسرائیل حضوری در خور داشت.

.* صهیونیزیم، انتفاضه فلسطین ودولت‌های اسلا‌می، سیدابراهیم حسینی، نشریه معرفت، شماره 72، ص —117-106

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها