شوراها ، بستر فرهنگی ندارند

مدیرکل دفتر هماهنگی و پیگیری امور شوراهای وزارت کشور اعتقاد دارد که هنوز زمینه فرهنگی برای فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا در ایران به وجود نیامده است .
کد خبر: ۲۸۱۱۴
طاهر شریفی ، ضمن انتقاداتی که بر قانون شوراها به نحوه گزینش اعضا و عملکرد آنها دارد ، تاکید می کند که باید اندک اندک ، پس از گذشت چند دوره از فعالیت شوراها ، این نواقص رفع شوند. با این کارشناس ارشد جامعه شناسی گفتگویی داشته ایم که بخش نخست آن را با هم می خوانیم.

شوراها به مفهوم خاص کلمه ، احتمالا از زمان تشکیل اجتماعات انسانی شکل گرفته اند ؛ اما جامعه شناسان شوراهای جدید را حاصل پیشرفت اجتماعات انسانی می دانند به عنوان یک جامعه شناس ، روند تکامل این شوراهای ابتدایی تا رسیدن به وضعیت کنونی که شوراها سیستماتیک و نظام مند شده اند را چگونه ارزیابی می کنید؛
نظام شورایی ره آورد یکی دو قرن اخیر است و سابقه تاریخی زیادی ندارد این نظام نتیجه فلسفه سیاسی جدید ، تحول در اندیشه های سیاسی و سیستم های حکومتی در دنیاست . به این مفهوم که از زمان ایجاد اندیشه های سیاسی مبتنی بر دمکراسی و شکل گرفتن نمونه هایی از دمکراسی در دنیا، این ذهنیت نیز ایجاد شد که چطور باید امور مردم از سوی خودشان اداره شود. بسیاری از کشورها در روند صنعتی شدن و تغییر ساختارهای مدیریتی خودشان سریع عمل کرده و به این نتیجه رسیده بودند که لزوما دولت نباید متولی همه امور باشد. دلیلش هم این است که امور مردم روز به روز پیچیده تر و حجیم تر می شود. با پیشرفت صنعت و سایر امور در دنیا ، ابتدا روشنفکران و متفکران به فکر پیدا کردن راههای دیگری برای واگذاری امور مردم به مردم افتادند. از قدیمی ترین تفکراتی که در این زمینه مطرح می شود، اندیشه های اتوپیایی (مدینه فاضله) است . این نوع تفکرها رفته رفته منجر به شکل گیری مفهوم دیگری به نام تعاونی می شود که قدیمی تر از نظام شورایی است . در تفکر تعاونی ، عملا این ایده تبلیغ می شود که مردم باید به صورتهای مختلف در تجمعات کوچک و بزرگ ، امور مختلف را تحت برخی مقررات خاص انجام دهند. کم کم مردم پی بردند می توانند از این طریق کارهای بزرگی انجام دهند که ارتباطی هم با دولتها و قدرتها نداشته باشد. این ابتدای کار بود؛ اما با پیشرفت امور، احساس شد که نمی توان به این اندازه اکتفا کرد و این تشکلها و موسسات باید یک نوع اختیارات حاکمیتی نیز پیدا کنند. این مساله موجب تشکیل حکومت های محلی در مناطقی شد که مردم از نظر رشد فرهنگی به حدی رسیده اند که می توانند امور خودشان را اداره کنند.
یکی از مواردی که به عنوان الزامی برای تشکیل شورا بر آن تاکید کردید ، رشد فرهنگی است منظور از این رشد فرهنگی چیست؛
منظور این است که باید ابتدا توانایی و آمادگی پذیرش و انجام بسیاری از امور در مردم ایجاد شود و مردم بخواهند که خودشان امور خود را بدون نیاز به فئودال یا حکومت به عهده گیرند. این مطالبات و آمادگی مردم ، معلول توسعه و رشد فرهنگی است . اما رشد فرهنگی معلول شرایط اقتصادی هم هست ؛ چون تا وقتی که مردم دغدغه معاش دارند کمتر به سمت کارهای شورایی که در ظاهر نفع مادی ندارد، می روند. در مباحث تغییرات اجتماعی ، مولفه های اقتصادی هم یکی از عوامل هستند؛ ولی مشاهدات و تجربیات صورت گرفته از تغییراتی که در دنیا رخ داده نشان می دهد که بحث اقتصادی نمی تواند تعیین کننده باشد. بسیاری از کشورها مثل همسایگان عربی ما محصولات طبیعی همچون نفت دارند که موجب رونق اقتصادی و رفاه مردم شده ؛ ولی هنوز شکلهای متداول و مرسوم شوراها که در کشورهای توسعه یافته فرهنگی وجود داشت ، در این کشورها وجود ندارد و حتی هنوز دمکراسی را نیز مشاهده نمی کنیم . همین دمکراسی یا پذیرش سرنوشت مردم از سوی خودشان در درجه اول مشروط به رشد فرهنگی نیز هست . در کشورهایی که رشد فرهنگی ندارند، دمکراسی یا ایجاد نمی شود و یا کالایی وارداتی است که احتمالا نتیجه مثبتی نیز ندارد. دمکراسی در کشورهای پیشرفته یک مساله درونی بود. الزامات و فشارهایی که حکومت ها را وادار به استقرار نظام دمکراتیک کرد، از پایین وارد شد. حتی در اروپا نیز هیچ حکومتی به دلیل مصالح مردم ، کشور را دمکراتیک نکرد. خواست مردم از لایه های پایین اجتماع شروع شد و دلیل این خواست نیز توسعه اقتصادی نبود.
به نظر شما رشد فرهنگی در ایران به حدی رسیده بود که همچون سایر کشورها زمینه ساز ایجاد باشد؛
به هر حال جوامعی که در آنها نظامهای شورایی شکل گرفت ، به لحاظ صنعتی پیشرفته بودند و نکته اصلی نیز همین جاست . این مساله به صورت یک الگو در نظامها و اندیشه های سیاسی مطرح در قرون اخیر، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داد. مطرح شدن و ریشه دواندن این مساله در سراسر دنیا به شکل یک ویروس فکری و اندیشه ای بود. روشنفکران ایرانی هم که در اروپا تحصیل کرده بودند یا نظامهای دنیا را دیده بودند، بعد از وقوع انقلاب چنین نظامی را طراحی کردند؛ البته این موضوع در زمان رژیم گذشته هم به شکلهای مختلف و در قالبهای دیگر از جمله انجمن های ایالتی مطرح شد. با مطالعه تاریخ این طور به نظر می رسد که شاید در کشور ما عزم جدی برای تشکیل شوراها نبوده و نوعی گرته برداری خام صورت گرفته است . از همه مهمتر این که مردم همگام نبودند، یعنی همان مردمی که قرار بوده به نحوی در قالب انجمن ها در تعیین سرنوشت خودشان دخالت کنند، این نهاد را یک کالای وارداتی می دانستند و مشارکت نکردند. به این ترتیب این عدم مشارکت کم کم به یک مساله ضروری تبدیل و منجر به بروز انقلاب شد. بعد از انقلاب ، با توجه به ریشه داشتن شورا در آموزه های دینی ما ، شوراها در قانون اساسی دیده شدند.
در تاریخ گذشته ایران ، شوراها در روستاها موفق تر بوده اند یا در شهرها؛
در شهرها به دلیل وجود قلمرو قوی حاکمیت ، حساب و کتاب حاکمیتی و شهردار و فرماندار که نمایندگان دولت بودند ، تمایل زیادی به استقرار سیستم شورایی نبود ؛ اما در روستاها از طریق وزارت کشاورزی سابق و سیستم های دیگری که طراحی شده بود، شوراهایی به وجود آمده بودند که بیشتر در زمینه های کشاورزی و اداره این امور فعالیت داشتند. بعد از انقلاب ، اتفاقا با یک نوع رهیافت جدید ، پیش از شکل گیری شوراهای کنونی ، شوراهایی به نام شوراهای روستایی در روستاها تشکیل شدند و علت تشکیل آنها یک نوع جایگزینی نهاد جدید با نهاد مدیریتی سابق روستا ، یعنی کدخدا بود. به این دلیل که پیش از انقلاب کدخدایان به نحوی مدیر روستا بودند. با پیروزی انقلاب ، به عنوان نوعی نشانه حکومت سابق ، به طور کلی حذف شدند و برنامه ریزان کشور، شورای روستایی را تعریف کردند که مردم روستاها خودشان آنها را انتخاب می کنند تا متولی اداره امور روستا شوند.
با وجود بستر فرهنگی برای شوراها، چرا این نهاد در ایران ، همچون کشورهای پیشرفته از پایین به بالا شکل نگرفت؛
اتفاقا یکی از مشکلات ما این است که بستر فرهنگی شکل نگرفته ممکن است گروههای سیاسی و طبقه متوسط کشور به لحاظ اطلاعی که از سایر نقاط دنیا داشته اند، مطالباتی را مطرح می کردند؛ اما مردم به دلیل سابقه طولانی حکومت های استبدادی و رسوب معرفتی این امر در کشور ما، این ذهنیت را داشته و دارند که همه تصمیمات را باید تنها یک نفر بگیرد. وجود این ذهنیت موجب شده مشکلات دیگری نیز گریبانگیر جامعه ما شود. از جمله این که مشارکت مردم در امور خودشان زیاد جدی نیست ؛ چون عادت به مشارکت ندارند. تشخیص برنامه ریزان کشور ما در زمان تدوین قانون اساسی این بوده که در نظام ما باید مساله شوراها دیده شود. ممکن است این الزام وجودداشته باشد؛ ولی فعلا در مردم ما چنین گرایش جدی در این زمینه به وجود نیامده است . حتی در روستاها هم شوراهای روستایی چندان موفق نبودند و مردم آن طور که تصور می رفت با آنان همکاری نداشتند. بنابراین به دلیل عمومیت نداشتن اعتقاد عملکرد شورایی و نبود آن در لایه های پایین اجتماع ، دیگر نمی توان از وجود بستر فرهنگی سخن گفت ؛ چون در تعریف فرهنگ ، مولفه های فرهنگی به مولفه هایی گفته می شود که در یک جامعه عمومیت داشته باشند؛ ولی از یک جامعه به جامعه دیگر تفاوت کنند.
بسیاری از پدیده ها از جمله فناوری در کشور ما وارداتی است آیا شوراها هم جزو پدیده های وارداتی هستند؛
کشور ما بسیاری از پدیده ها، از جمله همین شوراها را وارد کرده ، انتخابات و دولت به این مفهوم هم از مظاهر فرهنگ غربی است که به دلیل مفید بودن ، سایر کشورها نیز از آنها استفاده کرده اند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها