در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریالهای تاریخی در کشور ما را به طور کلی میتوان به 3 دسته تقسیم کرد؛ سریالهایی که به اتفاقات یک مقطع تاریخی خاص میپردازند، اتفاقاتی که در سرنوشت کشور دخیل بوده و مسیر آن را تغییر دادهاند که از میان سریالهایی که تاکنون تولید شدهاند میتوان به سربداران، دلیران تنگستان، هزاردستان، عمارت فرنگی و... اشاره کرد. تلویزیون کشور ما در زمینه ساخت سریالهای مذهبی نیز پیشرفتهای خوبی داشته و با ساخت سریالهایی مانند مردان آنجلس، امام علی(ع)، تنهاترین سردار، ولایت عشق و یوسف پیامبر نشان داده که تاریخ کشورمان را جدا از شخصیتها و اتفاقات مذهبی نمیداند. بخش سوم سریالهای تاریخی به سریالهایی اختصاص دارد که به زندگی شخصیتهای مهم تاریخ معاصر پرداختهاند، شخصیتهای سیاسی، فرهنگی، هنری و علمی که برگ نوینی در تاریخ ایران به ثبت رساندهاند. سریالهایی مانند بوعلی سینا، امیرکبیر، روشنتر از خاموشی و شیخ بهایی به این گروه تعلق دارند. سریال «نردبام آسمان» نیز که ماه رمضان امسال از شبکه یک سیما پخش شد را نیز در همین گروه میتوان گنجاند. سریالهای این گروه معمولا به بهانه زندگی یک شخصیت حوادث مقطعی از تاریخ را به نمایش گذاشتهاند. بنابراین این سریالها را نمیتوان سریالهای اتوبیوگراف به معنای خاص دانست. در صورتیکه در سریالهای خارجی، اگر زندگی یک شخصیت محور سریال قرار گیرد این زندگی اوست که اصل سریال را تشکیل میدهد و بقیه موارد در حاشیه زندگی او قرار میگیرد. مثلا در سریالهایی که درباره زندگی مارکوپولو ساخته شده است هرچند این شخصیت یکی از توریستهای معروف دنیاست و به بیشتر نقاط دنیا سفر کرده، اما آنچه در این سریالها مهم است زندگی شخصی و نوع تفکرات مارکوپولو است که اساس قصه را شکل میدهد. در واقع این مارکوپولو است که میخواهد با نوع زندگی خود دنیا را تحت تاثیر قرار دهد.
در دهه 60 سریال «ماری کوری» از تلویزیون ما پخش شد. در این سریال هم آنچه اهمیت داشت، زندگی این دانشمند بود که به کشف اورانیوم منجر شد. سازنده این سریال از این موضوع ابایی نداشت که بیشتر داستان خود را در یک اتاق و تحقیقات ماری کوری محدود کند چون این گروه از سازندگان زمان و قسمت سریال برایشان مهم نیست بلکه آنچه اهمیت دارد زندگی پر فراز و نشیب یک شخصیت است هر چند اگر زندگی این دانشمند برای عموم مردم زیاد جالب نباشد و سریال افت و خیز سریالهای عامهپسند را نداشته باشد.
در زمانی که سریال بوعلی سینا برای اولین بار از تلویزیون پخش شد، همزمان با این سریال، سریالی نیز درباره داوینچی به نمایش درآمد، سریالی که برخلاف سریال بوعلی که به حوادث تاریخی دوره زندگی ابن سینا هم توجه داشت، بیشتر روی زندگی داوینچی تکیه داشت و کارگردان آن ابایی نداشت که مثلا یک قسمت از سریال یا حتی بیشتر را به چگونگی خلق تابلوی «شام آخر» اختصاص دهد. با نگاهی به سریالهای دیگر نیز میتوان کاملا به این نکته پی برد که سریالهای شخصیت محور در ایران با سریالهای اتوبیوگراف در کشورهای دیگر متفاوت است. در سریال «امیرکبیر» که درست در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب ساخته شد، سعید نیکپور، نویسنده و کارگردان این سریال با بیان سرگذشت زندگی امیرکبیر، حکومت قاجار را بررسی کرد یا مثلا در سریال «شیخ بهایی» که سال گذشته از شبکه 2 سیما به نمایش درآمد، شخصیت شیخ بهایی بهانهای شده بود تا شهرام اسدی، کارگردان این سریال تمامی اتفاقات و جریانات کشور را که در دوره شیخ بهایی اتفاق افتاده بود رصد کند. یا حسن فتحی با ساخت سریال روشنتر از خاموشی و محور قرار دادن زندگی ملاصدرا، بخشی از تاریخ ایران را که همزمان با دوره زندگی ملاصدرا بود، به نمایش گذاشت و جاهایی از سریال حتی نوع حکومت شاه عباس از زندگی ملاصدرا پررنگتر شد. با همه اینها سریالهای شخصیت محور در کشور ما بین مردم جایگاه تثبیت شدهای دارند و این سریالها معمولا بهانهای میشوند تا مردم با نوابغ تاریخ خود آشنا شوند.
شباهتهای بوعلی و جمشید
سریال نردبام آسمان را هم میتوان جزو همین گروه از سریالها دانست که محمدحسین لطیفی به بهانه زندگی غیاثالدین، ریاضیدان و منجم معروف ایرانی نگاهی دارد به بخشی از تاریخ ایران و کشورهای همسایه آن دوران ایران. اما لطیفی در روایت خود از زندگی این دانشمند از الگوی سریال بوعلی سینا استفاده کرده است که در زمان خود مخاطبان زیادی داشت و در بازپخش آن که سال گذشته انجام شد هم توانست مخاطبان زیادی را همراه خود کند. به احتمال زیاد لطیفی هم از اولین پخش سریال بوعلی خاطره خوبی در ذهن داشته که در اولین سریال تاریخی خود تلاش کرده برخی از این خاطرات را، هم برای خودش و هم برای بینندگان این سریال زنده کند.
در سریال بوعلی سینا، کودکی ابن سینا جذاب و دیدنی روایت شده بود. کارگردان این سریال بنا را بر این گذاشته بود که از همان ابتدا نشان دهد بوعلی از کودکی نابغه بوده و از همسن و سالهای خود آنقدر جلوتر بوده که پدر او تصمیم میگیرد او را از مکتبخانه بگیرد و برایش معلمی در خانه استخدام کند تا به او علم بیاموزد. در همین دوره از زندگی بوعلی دیدیم که به دلیل سوالی که او از معلم خود پرسید و معلم پاسخ آن را نمیدانست، فلک شد و معلم در حالی که به کف پاهای بوعلی چوب میزد، مدام میگفت: شاگرد از استاد بیشتر میداند. شبیه همین اتفاقات را ما در سریال نردبام آسمان و دوره کودکی جمشید دیدیم؛ اینکه او کودکی باهوش است، مدرسه را ترک میکند و در خانه به صورت تجربی راه علم را طی میکند، مدام از معلم مکتبخانه کتک میخورد و... در جایی از سریال بوعلی دیدیم که پدر او، بوعلی را به خانقاه درویشان برد. در آنجا بود که بوعلی خردسال از پیر خانقاه سوالی در باب اختیار و اجبار پرسید که پیرخانقاه را خشمگین کرد و او به پدر بوعلی گفت اگر دستور نمیدهم سر از تن پسرت جدا کنند به خاطر ارادتی است که تو به خانقاه داشته و داری. بنابراین پسرت را بردار و از اینجا برو و دیگر برنگرد. مشابه همین ماجرا را در سریال نردبام آسمان دیدیم؛ جایی که جمشید خردسال به مسجد میرود و از ملای مسجد سوالی در باب اختیار و جبر میپرسد و چنان او را خشمگین میکند که شیخ به کسانی که پای منبر او نشستهاند دستور میدهد پسر را که پا به فرار گذاشته است بگیرند و بکشند...
در سریال بوعلی دیدیم که این دانشمند از همان خردسالی تحت تعقیب سربازان محمود غزنوی بود و تا پایان عمر مجبور بود مدام از دست آنها بگریزد. در سریال نردبام آسمان هم میبینیم که جمشید از همان کودکی با سربازان حکومتی درگیر است و مجبور است مدام از دست آنها بگریزد یا در زندان آنها باشد. نوح سامانی پادشاهی است که به بوعلی امکان این را میدهد که از امکانات دربار استفاده کند و علم خود را افزایش دهد و در سریال نردبام آسمان میبینیم که الغ بیگ در سمرقند فضای امنی برای جمشید فراهم میکند و به او امکانات میدهد تا این دانشمند بتواند اکتشافات و اختراعات خود را به نتیجه برساند...
شباهتهای سریال بوعلی و نردبام آسمان از محاسن سریال لطیفی چیزی کم نمیکند و شاید این نکته را هم در ذهن متبادر کند که زندگی بیشتر دانشمندان در زمان قدیم شبیه یکدیگر بوده است بنابراین سریالسازی از زندگی آنها هم ناخودآگاه شبیه هم میشود اما در این میان نکته اینجاست که سریال بوعلی هر چند بیش از 20 سال پیش ساخته شد، اما به زندگی این دانشمند و بیان افکار و دیدگاههای او وفادارتر بود، اما در سریال نردبام آسمان نویسنده و کارگردان بیشتر به حواشی زندگی جمشید تکیه دارند. زندگی جمشید بهانهای است تا بخشی از تاریخ بیان شود اما این تاریخ هم بیشتر به اتفاقات دربار الغبیگ مربوط میشود و لطیفی برای جذب عموم مخاطبان به ترفند نمایش حسادتهای زنانه متوسل شده است و با پررنگ نشان دادن این حسادتها در بانوی اول دربار الغبیگ شرایط نابودی جمشید را فراهم کرده است تا جایی که جمشید، نوع زندگی و پژوهشهای او در سایه حس زنانه قرار گرفته و مخاطب بیشتر از آنکه بخواهد بداند جمشید چگونه در رصدخانه کار میکند یا عدد «پی» را کشف میکند، در پی این است تا بداند که خاتون چگونه پسر خود را با خوی ددمنشی بزرگ میکند، چگونه از پس آی بانو بر میآید و چگونه با وزیر خود نقشه کشتن جمشید را عملی میکند.
اکنون که در این مطلب سریال بوعلی و نردبام آسمان با یکدیگر قیاس شد، بد نیست به این نکته هم اشاره شود که سریال لطیفی از لحاظ طراحی صحنه از سریال بوعلی یک قدم جلوتر است. این اختلاف هم به این سبب است که امکاناتی که طراح صحنه و لباس سریال نردبام آسمان از آن برخوردار بوده به طور حتم از امکاناتی که در اختیار طراح صحنه و لباس سریال بوعلی بوده خیلی بیشتر بوده است اما دوستداران سریال بوعلی هیچگاه موسیقی این سریال بخصوص موسیقی تیتراژ اول این سریال را فراموش نخواهند کرد طوری که حتی این موسیقی را در بایگانی موسیقیهای نوستالژیک خود قرار دادهاند اما موسیقی سریال نردبام آسمان ویژگی خاصی ندارد که در ذهن مخاطب بماند و او با شنیدن این موسیقی یاد سریال یا شخصیتی بیفتد که از آن خاطره خوبی دارد. امین تارخ با بازی در نقش بوعلی سینا توانست خود را در ذهن مردم ماندگار کند همانگونه که پیشبینی میشود پرونده فعالیتهای وحید جلیلوند با بازی در نقش جمشید ورق تازهای خواهد خورد. صدای تارخ ویژگی منحصر به فردی داشت که توانست مخاطب را با خود همراه کند، این ویژگی در صدای جلیلوند نیز وجود دارد.
با تمام اینها سریالهای بوعلی سینا و نردبام آسمان متعلق به تلویزیونی است که تلاش میکند با روایت زندگی نوابغ ایرانی به ایرانیان خودباوری دهد و به جهانیان یادآور شود که تمدن ایرانیان در تاریخ ریشهای کهن دارد و علم نوابغ آن پشتوانه علم امروز دنیاست.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: