تا سحر

آرامترین لحظه های سکوت
کد خبر: ۲۷۹۳
موءذن صلای بزرگی را سر داده است در خلوتی به دور از هیاهوی بیرون نشسته ام و به انتظار روشن شدن نقطه ای از سکوت در برابر غوغاهای تکراری هر روزه ، گوش به صدای موذن سپرده ام از نجوای عاشقانه و نوای دلارام موذن ، نقطه روشن سکوتم نزدیک می شود و گستره درونم را فرا می گیردانگار آرامشی همیشگی یافته ام روزم را با روزه آغاز کردم تا از روزمرگی رها شوم و به سوی یگانگی معبودم بشتابم هنگامی که صدایی آرام و زیبا برای گناهانم طلب بخشش می کرد و دستانش به آسمان بلند بود تا زمزمه های توبه گران را به عرش برساند، آرامتر از همیشه سر به زیر انداختم و گریستم اما این بار گریستنم معنای فلسفی نداشت ، این بار گریستنم به معنای ماندن در ندانسته ها نبود، آرامشی بود که جسمم را در زلال یک حس نامفهوم می شست روزه برایم معنای بزرگی یافته است و همین قدر که برای خودم آرام می گیرم و دیگران را به خلوتم راهی نیست و همین قدر که می یابم سکوتم مرا به آرامش دیگران هم رهنمون میکند، راضی ام موذن صلای بزرگی تو را سر داده است شب شده است و آرامترین لحظه های سکوت برای فرداهای روزه داری به استقبالم می آید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها