شعر‌جوان ؛ نقطه سر‌خط

شعر جوان، شعری است پیشرو، پویا، بالنده، باطراوت، معترض، انسان‌مدار و «خلاف آمد عادت» و چنان که گفته‌اند:
کد خبر: ۲۷۹۱۲۷

هرچه خلاف آمد عادت بود / قافله‌سالار سعادت بود

ناگفته پیداست که همه این ویژگی‌ها متاثر از آیینگی روح و فطرت زلال «جوان» است که به مقتضای «جوانی» انسانی است آرمانگرا، خلاق، نوجو، نواندیش، آزادی‌طلب و تا حدودی هنجارگریز که در هیاهوی سنت و مدرنیته می‌خواهد جهان را جور دیگر ببیند و در عالم «طرحی نو» دراندازد. این دقیقه که شعر جوان از تشخص و مولفه‌هایی برخوردار است که شعر دیگران از این مولفه‌ها کمتر بهره برده است، از منظر گروهی یک فرصت و از منظر گروهی دیگر یک تهدید تلقی می‌شود. ولی اگر بخواهیم از دایره‌ انصاف خارج نشویم، باید بگوییم که بهره‌مندی شعر جوان از این مولفه‌ها یک فرصت خجسته برای اوج گرفتن و به قله برآمدن ادبیات معاصر است. فرصتی طلایی که می‌تواند شعر و ادبیات منفعل ما را از توقف و در جا زدن در منزل‌های تکرار و عادت و گرته‌برداری صرف از الگوهای شعر سنتی نجات بخشد و دریچه‌ای جدید را روی نوآمدگان این وادی بگشاید.

این که شعر جوان تا حدودی متاثر از گذاره‌های تئوریک ساختارگرایی و «تاویل متن» است، حرف قابل تاملی است،‌ اما در عین حال باید اعتراف کرد که این جریان بالنده، فرصتی طلایی برای کشف ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بالقوه شعر معاصر پدید آورده و شوق تکاپو و جستجو در زوایای مغفول مانده زبان را در جان شاعران ما ریخته است که اگر بدرستی از این فرصت استفاده شود، می‌تواند دستاوردهای فراوانی برای ادبیات ما به ارمغان بیاورد.

شعر جسور و بالنده جوان، پیشنهادهای تازه‌ای را برای شتاب بخشی به حرکت کند و لاک‌پشتی شعر معاصر ما عرضه کرده و مولفه‌های زیباشناختی جدیدی را در عرصه زبان ارائه کرده است که بدون تردید، تامل در آنها می‌تواند بار دیگر ضرورت بازنگری و تجدیدنظر اصولی در سنت‌های ادبی و نیاز به تکامل و همسویی با ادبیات مدرن جهان را به یادمان آورد و همچون خونی تازه در کالبد ادبیات معاصر جاری شود که اگر این دقیقه را دریابیم، جریان شعر معاصر می‌تواند به بالندگی و شکوفایی بیشتری دست یابد و در عرصه‌های جهانی نیز عرض‌اندام کند.

البته اشاره به این نکته نیز ضروری است که «شعر جوان» برای بالندگی بیشتر باید در پیشینه ادبیات هزار ساله پارسی ریشه بدواند. شاعران جوان باید با فروتنی در مکتب بزرگانی چون عطار، مولانا، فردوسی، حافظ، سعدی، بیدل و از معاصران نیما، اخوان، شاملو، فروغ و سپهری به شاگردی بنشینند و درس‌ها بیاموزند تا بتوانند در عرصه زایش و آفرینش ادبی، حرفی برای گفتن داشته باشند و از بحر معانی، گوهرهایی درخشان فراچنگ آورند. دوم آن که «شعر جوان» باید از مواخذه و عتاب و خطاب هراس نداشته باشد، باید شرنگ نقد را به جان بخرد تا کام خود را از شهد ماندگاری شیرین کند، چراکه پشت کردن به نقد وفروافتادن در دامچاله خودشیفتگی، راه را برای به برگ و بار نشستن این نهال جوان سد خواهد کرد و بر آسیب‌پذیری آن خواهد افزود. جان کلام آن که شاعران جوان در ظلمات وحشت‌خیز این جهان بی‌پیر، بدون تردید می‌توانند همچون رسولان شبچراغ هدایت در دست بشارت صبح فردا را در گوش به راه ماندگان چشم‌انتظار، زمزمه کنند. پس بر ماست که قدرشناس این تلاش‌های عاشقانه باشیم و به طلایه‌داران این حرکت خجسته، دست مریزاد و آفرین بگوییم. این چنین باد.

رضا اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها