مرکز اطلاع رسانی فرماندهی نیروی انتظامی:

توهم ، به مهمانی رنگ خون زد

مرد معتادی که دوستش را در مهمانی مرگبار با شلیک گلوله از پا درآورده بود، در عملیات 5 ساعته مأموران پلیس دستگیر شد.
کد خبر: ۲۷۷۶۸۵

به گزارش فارس،‌ ساعت 12 ظهر 4 شهریور ، مأموران پلیس آگاهی شهرستان رباط کریم در جریان قتل مرد میانسالی در محله سلطان آباد قرار گرفتند ، با اعلام این خبر چند تن از مأموران بلافاصله همراه بازپرس جنایی خود را به محل جنایت در کارگاه فنرسازی رساندند.

در نخستین بررسی‌ها مشخص شد، قربانی 57 ساله رضا نام دارد که صاحب مغازه بوده و با شلیک گلوله به جمجمه‌اش از پا درآمده است و آثار موجود در محل هم نشان می‌دهد، قتل روز قبل رخ داده و مقتول پس از درگیری با عامل جنایت کشته شده است.

از سوی دیگر تحقیقات محلی نشان داد رضا به دلیل اعتیاد و اختلاف با خانواده‌اش به خانه نمی‌رفت و شب‌ها در مغازه خود در این محل می‌خوابیده است.

پس از انتقال جسد رضا به پزشکی قانونی، تحقیقات کارآگاهان برای افشای راز جنایت آغاز شد، تا این که مأموران در تجسس‌ها دریافتند پسر جوانی به نام شوذب که با مقتول رابطه دوستی داشته بر اثر اصابت یک ضربه کارد مجروح و به بیمارستان منتقل شده است.

با اطلاع مأموران این موضوع تیمی از کارآگاهان با حضور در بیمارستان به بازرسی از شوذب پرداختند که او مدعی شد: شب گذشته رضا به من زنگ زد و خواست برایش کراک ببرم. پس از تهیه مواد مخدر راهی مغازه شدم. همان موقع رضا با یکی از دوستانش به نام یدالله تماس گرفت و او را هم دعوت کرد تا در مهمانی مصرف مواد مخدر وی شرکت کند.

وی افزود: وقتی مرد جوان آمد هر 3 مشغول مصرف مواد مخدر شدیم. ناگهان یدالله دچار توهم شد و اسلحه را زیر گلویم گذاشت. در حالی که به شدت ترسیده بودم پس از چند لحظه ناگهان اسلحه را از زیر گلویم برداشت و با خود فکر کردم ماجرا تمام شده است. اما یدالله با کاردی که در دست دیگرش بود به طرفم حمله کرد و من هم به سختی از دست او فرار کردم و خود را به خانه رساندم.

شوذب مدعی شد سپس با کمک اعضای خانواده‌ام به بیمارستان منتقل شدم بنابراین احتمال می‌دهم پس از فرار من رضا توسط یدالله کشته شده است.

با کشف این سرنخ یدالله تحت تعقیب قرار گرفت که کارآگاهان او را در سلطان‌آباد شناسایی و دستگیر کردند. مرد 31 ساله با اعتراف به جنایت مدعی شد: حدود 2 ماه قبل با مقتول آشنا شده و شب‌ها با هم در مغازه‌اش مواد مخدر مصرف می‌کردیم اما متأسفانه شب حادثه که به خاطر مصرف مواد مخدر دچار توهم شده بودم به شوذب حمله کردم.

وی اضافه کرد: در این هنگام رضا برای پایان دادن به درگیری قصد میانجیگری داشت که گلوله‌ای از اسلحه‌ام شلیک شد و به سرش خورد پس از آن اسلحه و کارد خونین را داخل خرابه‌ای پرتاب کرده و متواری شدم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها