در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
براین اساس در گفتگو با جواد آرینمنش، نماینده مردم مشهد، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس درخصوص کابینه دولت دهم، تحولات جهانی و اعلام نظر برخی قدرتها در مورد تحریم احتمالی ایران و جایگاه آینده اصولگرایان در انتخاباتهای آتی گفتگو کردیم.
آیا وزرای معرفی شده دولت دهم، قدرت لازم را برای پیشبرد اهداف نظام دارند؟
طبق قانون اساسی اختیاراتی به منتخب مردم (رئیسجمهور) داده شده تا بتواند با پشتوانه آرای مردم، تیم کاری خود را انتخاب کند. هر کسی که رئیسجمهور شود دوست دارد کسانی را به همکاری دعوت کند که او را بپذیرند و به شایستگیها و توانمندیهای او ایمان و باور داشته باشند و در ضمن تبعیتپذیری از او را نیز در صدر کارهای خود قرار دهند. البته دیدگاهها در این زمینه متفاوت است. جمعی از نمایندگان معتقدند ترکیب دولت دهم در مقایسه با دولت نهم برتری و ویژگیهای خاصی ندارد و در کل کابینه دهم را قویتر از نهم نمیدانند؛ اما انتظار این بود که هرچقدر بر عمر دولتها افزوده میشود، با توجه به تربیت نیروهای مدیر و شایسته، دولتها بر کارآمدتر، قویتر و توانمندتر شدن خود تاکید کنند. اینکه دولت آینده قادر خواهد بود ماموریتهای خود را خوب انجام دهد باید گفت توانمندیها و شاخصها نشان داده دولت نهم موفق بوده و آرای 24 میلیونی مردم و سخنان رهبر معظم انقلاب، تاکیدی بر عملکرد خوب دولت و تاییدی بر ادامه راه رئیسجمهور است که امیدواریم دولت با همکاری مجلس و رهنمودهای رهبر بتواند به اهداف خود برسد.
آیا شیوه عملکرد دولت دهم هم مانند نهم خواهد بود و ما شاهد تغییرات پی در پی وزرا که نزدیک به اجرایی شدن اصل136 قانون میشود، خواهیم بود؟
دغدغههایی که دوستان در مجلس دارند این است که با مطالعه دقیق کابینه انتخاب شود تا ثبات و هماهنگی لازم را داشته باشد؛ چون تغییرات پی در پی، مدیریت از هم گسیخته را به دنبال دارد و نمیتواند سیستم را بدرستی هدایت کند و رسیدن به اشراف کامل وزرای جدید احتیاج به زمان دارد که همین امر منجر به خسارتهای جبرانناپذیری خواهد شد.
پیشبینی شما از توانمندی وزرای دولت دهم و امکان تغییر تحولات در دولت آینده چیست؟
دور از ذهن نمیدانم که امکان تغییرات در دولت آینده هم پیش آید، چون در دیداری که با رئیسجمهور پیش از رای اعتماد به وزرا داشتیم ایشان اعلام کردند میثاقنامهای را از وزرا گرفتهاند که در آن شروط و انتظاراتی که رئیسجمهور از وزرا دارد درج شده است، لذا با احتساب این سخنان باید گفت رئیسجمهور اختیار دارد وزرایی را که قبول مسوولیت کردهاند، هرگاه احساس کند آنها از میثاقنامه خود دور شدهاند و آنگونه که رئیسدولت مسوولیتها را از آنان میخواهد نمیتوانند اجرا کنند، تغییر دهد.
دولت دهم در تعاملات خود با مجلس چه شیوهای را پیش خواهد گرفت؟ آیا دچار چالش میان دو قوا خواهیم بود؟
رئیسدولت دهم در دیدارهایی که پیش از رای اعتماد به وزرا ترتیب داده شد، اعلام کرد تصمیم دارد با عموم نمایندگان ارتباط مستمری در مورد مسائل دولت داشته باشد و از نظرات و دیدگاههای آنان استفاده کند.
البته من در این دیدار خدمت آقای احمدینژاد عرض کردم انتظار نمایندگان این بود که این تعامل از انتخاب کابینه شروع و از ظرفیت مشورتی کمیسیونهای تخصصی و نمایندگان در انتخاب وزرا استفاده میشود؛ اما ایشان اشاره کرد در نظر دارد برای اینکه چالشها و اختلافنظرها به حداقل برسد، ارتباط 2قوه را توسعه دهند.
به نظر میرسد که باید قدری در ساختار ارتباطی دولت و مجلس تجدیدنظر شود، چون تعدادی از معاونان پارلمانی میتوانند رابطه نمایندگان را با دولت برقرار کنند، از شرایط لازم برخوردار نبوده و زمینه ارتباطگیری آنها با نمایندگان ضعیف است و پاسخگوی مکاتبات نمایندگان نیست.
تذکراتی که همه روزه به صورت کتبی و شفاهی از تریبون مجلس قرائت و پخش میشود در واقع به نوعی مطالبات مردمی به شمار میرود از زبان نمایندگان و انتظار این است که معاونان پارلمانی نسبت به این تذکرات واکنش نشان دهند، اما میبینیم بسیاری از تذکرات بدون اینکه واکنشی از ناحیه دولت دیده شود تنها در حد یک تذکر باقی میماند. البته وجود جلسات مشترک میان مجلس و دولت که در حال حاضر حالت تشریفاتی دارد چنانچه به صورت دائم و غیرتشریفاتی صورت گیرد، نتایج بهتر و جدیتری را به همراه خواهد داشت.
دولت نهم با وجود برخورداری از حمایتهای فراوان، با منتقدین جدی نیز روبهرو بود. شما عملکرد دولت نهم را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا نقاط ضعف آن بیشتر بود یا نقاط قوت آن؟
اگر عملکرد دولت نهم با دولتهای گذشته مقایسه شود کارنامه دولت نهم درخشان و قابل دفاع است.
اقداماتی که در حوزههای عمرانی در این دولت صورت گرفته گاهی با کل سالهای قبل از آن برابری میکند و تلاشهای مضاعف دولت نهم در زمینه مسائل عمرانی، توسعه آموزش عالی، ارتباط با مردم و تلاشهایی که در عرصه بینالمللی صورت گرفته است، بسیار مثبت است.
از سوی دیگر در زمینه هستهای، تلاشهای جمهوری اسلامی ایران در دولت نهم به نتیجه رسید و دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای در کارنامه این دولت میدرخشد و رشد علمی و پژوهشی از یک جهش بسیار خوبی برخوردار است.
همه دولتها، ضعفها و قوتهایی دارند و در مجموع قوتهای دولت نهم نسبت به ضعفهایش بسیار برجستهتر است.
اینکه رهبر معظم انقلاب از یک دولت اینقدر قاطعانه دفاع میکنند یک معیار برای ماست و نشانگر موفق بودن دولت نهم است.
با وجود این حمایتها و با توجه به اینکه سطح توقعات مردم بالا رفته و مطالبات مردم افزایش پیدا کرده است دولت دهم باید قویتر، کارآمدتر و توانمندتر باشد و بتواند بخش عمدهای از مشکلاتی که در طول سالهای گذشته باقی مانده، در این دولت به سرانجام برساند و یک فصل نوینی در جهش اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور ایجاد کند.
در دولت آینده علاوه بر ضرورت رسیدگی ویژه به بخش فرهنگ، برنامه پنجم نیز که لایحه آن در حال آماده شدن برای ارسال به مجلس است از فضای فرهنگی برخوردار است و توسعه فرهنگی در دولت دهم باید از یک جهش قابل توجهی برخوردار باشد.
حضور زنان در کابینه دولت را که البته معرفی آنان از دولت دهم آغاز شده است چگونه ارزیابی میکنید؟
اعتقاد دارم استفاده از ظرفیت مدیریتی و توان اجرایی بانوان یک امر بسیار مطلوب و ضروری است، اما تناسب مسوولیتها با ماموریتهایی که به عهده میگیرند، ضروریتر است.
اگر قرار است از وجود بانوان در مدیریتهای استراتژیک استفاده شود لازمه این کار تربیت جمع کثیری از مدیران زن در سطح مدیریتهای میانی است و ما زمانی میتوانیم وزیر زن داشته باشیم که لااقل صدها مدیرکل زن در وزارتخانه و سازمانهای اجرایی مشغول فعالیت بوده و مراحل مدیریتی را طی کرده باشند که در این صورت از میان این تعداد کثیر اگر چندنفر به عنوان مدیر ارشد انتخاب شوند، قابل قبولتر خواهد بود.
البته نکتهای که در این راه وجود دارد و نمیشود از کنار آن بیاعتنا گذشت دیدگاههای فقهی علما و مراجع تقلید است.
تعبیر برخی فقها از وزارت زنان، نوعی ولایت است که ولایت زنان بر مردان را براساس استنباطهای فقهی مشروع نمیدانند. بنابراین موضوعی که آیا چنین چیزی هست یا نیست و استنباط بیشتر فقها، باید قطعا از سوی ولایتفقیه مشخص شود.
در دولت نهم شاهد ایجاد اصطکاکهایی میان دولت و مجلس بودیم. آیا این روند در دولت آینده هم با مجلس دیده میشود؟
همیشه دستگاه اجرایی یا دولت طی 30 سال پس از انقلاب انتظارش این بوده که خواستهها، مطالبات و لوایحی را که به مجلس ارائه میکند بیکم و کاست در مجلس مورد تصویب قرار گیرد. از طرف دیگر، نمایندگان قسم و سوگند یاد کردهاند که در تصویب طرحها و لوایح، نظرات و خواستههای مردم را دخالت دهند، بنابراین بخشی از این اختلافنظرها طبیعی است و ما نباید از این مساله به عنوان چالش و اصطکاک یاد کنیم. برخی موارد هم بوده که سوءتفاهمهایی را باعث شده است، مثلا در مجلس هفتم و دولت نهم مصوبهای درخصوص تعیین ساعت کار بانکها ارائه شد که از موارد اختلافنظر میان 2 قوه بود. وقتی 2 قوه به موضعگیری علیه یکدیگر تحریک میشوند، قوه مقننه مجبور به استفاده از حداکثر اختیارات خود میشود که این اصلا به صلاح مردم و کشور نیست.
ما امیدواریم دولت آینده و مجلس با توجه به مسائل و چالشهایی که در عرصه بینالمللی و برخی مسائل سیاسی در داخل وجود دارد و انتظار مردم در ایجاد آرامش و همدلی، مشکلات را با همفکری حل و فصل کنند.
یک مبحث جدی در مجلس وجود دارد که از آن به عنوان لابی کردن نام برده میشود. این رایزنیها که به نام لابی در مجلس شکل گرفته، آیا در قوه مقننه ضروری است؟
اگر به ریشه تاریخی لابی کردن که از اروپا به ایران آمده نگاه کنیم، لابی کردن فیالنفسه یک امر مذموم و ضد ارزش است.
گاهی لابی را به این معنا میدانیم که یک امری که حق نیست با ارتباطگیری، معامله و امتیاز دادن، به دیگری سپرده شود؛ اما اگر لابی کردن را به مفهوم پیام حق تلقی کنیم و بگوییم موضعی است که حقیقت بوده، لازم است رایزنی و گفتگو کنیم تا به یک حقیقت برسیم.
این که میبینید در فضای مجلس متاسفانه ارتباطاتی برقرار میشود تا نمایندهای را وادار به تصمیمگیری کند، امر نامطلوبی است. چون باید به شعور و آگاهی نمایندگان اطمینان داشته باشند و قطعا نمایندگان هم تحتتاثیر قرار نخواهند گرفت.
دولت دهم احتمالا با چالشهای زیادی روبهرو خواهد بود. یکی از آنها بحث رکود اقتصاد جهانی است. در ایران هم چشمههایی از این بحران در حال نمایان شدن است. دولت با این چالش چه باید بکند؟
چالشهای اقتصادی دنیا ناگزیر ما را هم تحتتاثیر قرار میدهد، چون هیچ کشوری نیست که بینیاز از معادلات اقتصادی بینالمللی باشد. بسیاری از کالاهای ما متاثر از اقتصاد جهانی است. اگر هرچقدر بتوانیم به توانمندیها، امکانات، استعداد و منابع خودمان تکیه کنیم و وابستگی اقتصاد کشور را از نفت به عنوان اقتصاد تکمحصولی خارج کنیم و روی پای خودمان بایستیم موفقتر خواهیم بود؛ البته تمهیدات زیادی باید از سوی مسوولان و تیم اقتصادی دولت اندیشیده شود تا این فشارها متوجه مردم نشود.
از دیگر چالشهای پیشرو، سیاست خارجی است. این پروسه را چگونه میتوان حل کرد؟
معتقدم دولت نهم در سیاست خارجی خود نسبتا موفق بوده و از خواستهها و مطالبات مردم و نظام کوتاه نیامده است. این ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای استکبار جهانی در عرصههای مختلف بخصوص در زمینه دسترسی به انرژی صلحآمیز هستهای نتیجهبخش و ثمربخش بوده است.
ما نمیتوانیم از برخی خواستههای خود کوتاه بیاییم، چون میدانیم بهانهگیریهایی که در این زمینه از سوی دولتهای آمریکایی و اروپایی میشود نباید ما را به حالت انفعال ببرد. این مساله مانع از این نیست که روابط کشور با دیگر دول ارتقا پیدا نکند.
بالاخره ما در جامعه جهانی زندگی میکنیم و همچنان که دیگران به ما نیاز دارند ما هم به آنان نیازمندیم و در یک جزیره نمیتوان زندگی کرد.
در دنیایی که هر روز ارتباطات گسترده میشود و جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده مناسبات جهانی در روابط کشورها حائز اهمیت است. ما فکر میکنیم باید با قدری تحرک دیپلماتیک و انعطاف در زمینههایی که منافع ما را بیشتر تامین میکند روابط خود را با کشورهای دنیا بهبود ببخشیم و مانع بهانهجوییهای استکبار جهانی شویم.
فکر میکنید در مقابل تحریمهای احتمالی، مجلس چه نقشی را میتواند در حمایت از قوه مجریه داشته باشد؟
عمده تحریمها، سیاسی است. مخالفان انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب خطی را پیگیری کردند که این خط از کودتاها، تحریمهای سیاسی، اقتصادی، تحمیل جنگ و... شروع شده و ادامه دارد و الان هم تلاش مخالفان انقلاب و استکبار جهانی استفاده از اهرمهایی برای فشار و محدودیت بر انقلاب است که یکی از این حلقهها تحریم است. ما نمیتوانیم بگوییم تحریم تاثیری بر وضعیت کشور ما نداشته، چون تاثیر داشته است. مثلا این که ما نتوانستیم ناوگان هوایی خودمان را بازسازی کنیم و باید بهای بیشتری برای خرید کالاهای اساسی مورد نیاز از خارج بپردازیم و برای کشور مزاحمتهایی ایجاد شده تاثیرگذار است، اما این مزاحمتها به حدی نبوده که ما را از تصمیم و راهی که انتخاب کردیم باز بدارد.
البته تحریمها یکسری برکتهایی هم داشته و باعث شده ما با تکیه بر منابع انسانی، فکری کشور زودتر به خودکفایی برسیم که این نکته در صنایع نظامی ما کاملا مشهود است البته در عین حال نباید دیپلماسی فعال را فراموش کنیم و نباید بپذیریم در مقابل تحریمها نمیتوان کاری کرد، بلکه باید برای حل این مشکل با ارتباطگیری و رایزنی با مجامع ملی و منطقهای، فشارها را کاهش دهیم.
مجلس چه کمکی میتواند انجام دهد؟
مجلس و دولت باید کنار هم قرار گیرند. دولت در نوک پیکان مبارزه قرار دارد و اگر مجلس او را حمایت کند بهتر میتواند چانهزنی خود را انجام دهد.
ما در مجلس گذشته چند مصوبه در جهت حمایت از دولت بخصوص در زمینه مباحث هستهای به تصویب رساندیم، که این مصوبات پیامش برای بیگانگان این بود که اگر قرار باشد منافع ملی ایران به خطر بیفتد، دولت، مجلس و رهبری در کنار یکدیگر قرار دارند.
ما هر چه بتوانیم وحدت ملی را به نمایش بگذاریم و از پشتوانه خود استفاده بهتری بکنیم فشارها را کاهش خواهیم داد.
یقینا حل مشکلات کشور بدون همکاری دولت و مجلس و قوای سهگانه میسر نیست و اگر اختلافها و شکافها بیشتر شود مردم زیان جدیتری خواهند خورد، لذا وحدت و یکپارچگی و استفاده از ظرفیتها برای حل مشکلات کشور بخصوص در شرایط فعلی ضرورتی انکارناپذیر است.
در انتخابات اخیر (دوره دهم ریاست جمهوری) شاهد تقسیم شدن نیروهای اصولگرا به چندین شاخه بودیم، این بدین معنی است که ما باید منتظر طیف جدیدی از اصولگرایان باشیم؟
معتقدم با گذشت زمان و تحولاتی که در داخل و خارج کشور پیش آمده آرایش سیاسی نیروهای اصولگرا تغییر کرده و قطعا در آینده نزدیک شاهد نوع جدیدی از آرایش نیروهای اصولگرا و اصلاحطلب خواهیم بود.
مسائل پدید آمده در انتخابات، برای جریان اصلاحات دگرگونی را به همراه داشت، به طوری که جمعی از سردمداران خود را جدا از اردوگاه اولیه کردند و در طیف اصولگرا هم شاهد تغییراتی بودیم، لذا با آرایش جدید سیاسی شاهد بازتعریف تازهای از اصولگرایی و اصلاحطلبی و شاهد جریان سومی حتی از تلفیق این دو خواهیم بود.
ما در حال حاضر سه گروه در جامعه داریم؛ دسته اول شامل جریان اصولگرایی ناب در خط ولایت فقیه و رهبری و امام و کسانی که ارزشهای این بزرگواران را پذیرفتند میشود.
دسته دوم منتقدین جریان اصولگرا هستند که ممکن است در مجموعه اصولگرایان و اصلاحطلبان دیده شود که این طیف منتقد هستند اما انتقاد آنها در چارچوب قانون اساسی است و مطالبات خود را از طریق دولت در سایه مطرح میکنند.
دسته سوم اقلیت انگشتشماری هستند که از چارچوب قانون اساسی عدول کردهاند که در حال حاضر جریانی که میرحسین موسوی آن را هدایت و رهبری میکند از این دسته است. این طیف با صدور بیانیهها، حرفها و دعوت مردم به قانونشکنی، جریان سومی را تشکیل داده که با حاکمیت و اصول و چارچوب قانون تطبیق ندارد و قطعا در طول زمان محکوم به نابودی و شکست است.
شما صحبت از جریان سومی در میان اصولگرایان کردید. محوریت این جریان سوم در اصولگرایان با چه کسی خواهد بود؟
این جریان تدریجا رهبریت و لیدر خود را پیدا میکند. جریانی که در جهت تعالی انقلاب اسلامی گام برمیدارد و ویژگیهای نوگرا، احترام به آزادی سیاسی، احترام به قانون اساسی، رونق احزاب سیاسی و آزادیهای مشروع را دارد و به زودی دایره کاری و فعالیتی خود را پیدا خواهد کرد، فلذا امکان دارد این جریان منتقد دولت هم باشد.
بعد از انتخابات و حوادث پیشآمده و با توجه به تعریفی که از اصولگرایان داشتید، برنامه جدید این طیف برای ریاست جمهوری آینده چیست؟ آیا این برنامهریزی بلندمدت خواهد بود؟
اصولگرایان نیازمند بازسازی و بازنگری تشکیلاتی هستند.
بالاخره انتخابات دهم درسهای بسیار زیادی داشت، چون کسانی که به آقای احمدینژاد رای دادند و گروهی هم که رای ندادند، عموما جوانانی هستند که در این کشور در چارچوب نظام و قانون اساسی مطالبات و خواستههایی دارند.
در این انتخابات 13 تا 14 میلیون به احمدینژاد رای ندادند، بنابراین اصولگرایان نمیتوانند براحتی از این تعداد عبور کنند، چراکه این افراد، نسل جوان رشد یافته در داخل نظام هستند که اصولگرایان باید برای آنها برنامهریزی داشته باشند. لذا باید بخشی از مجموعه مطالبات این گروه که به صورت مشروط مطرح شده، اما باعث شده در مقابل طیف اصولگرا قرار بگیرند و به کاندیدای آنها رای ندهند مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین اگر به مطالبات این مجموعه توجه نشود و دولت توجه خاصی به این قشر جوان نداشته باشد، امکان دارد که 14 میلیون در آینده به 20 میلیون یا بیشتر تبدیل شوند.
اگر جریان اصولگرا بخواهد پیشگامی خودش را حفظ کرده و ابتکار عمل را به دست بگیرد باید با بررسی خواستهها و مطالبات و بازسازی تشکیلاتی خودش و بازنگری آرایشهای سیاسی در طیف اصولگرا، تشکیلات جدیدی را پدید آورد که بتواند فراگیر باشد و مورد توجه همه قرار گیرد.
در حال حاضر زمینه بروز چنین تحولی وجود دارد؟
بعد از عبور از انتخابات ریاست جمهوری این فرصت پدید خواهد آمد، چون ما در سال آینده انتخابات شوراها و سال بعد از آن انتخابات مجددی را خواهیم داشت. بنابراین به نظر میرسد باید این اتفاق هر چه سریعتر رخ دهد.
با توجه به این که سمت شما در مجلس نایبرئیسی کمیسیون فرهنگی است، از شما میپرسم چه اتفاقی برای فرهنگ کشور ما افتاده که حتی محمود احمدینژاد در تذکری به وزیر فرهنگ، او را در دوره بعدی دولت به کار نگرفت؟ چه مطالباتی وجود داشت که جامهعمل نپوشید؟
انقلاب ما انقلاب فرهنگی است و باید فرهنگ و توسعه فرهنگ ایرانی اسلامی و توسعه ارزشهای اسلامی اساس کار دولت و مجلس باشد؛ اما متاسفانه حوزه فرهنگ مورد غفلت واقع شد و رهبر معظم انقلاب سال گذشته سخن از مظلومیت بخش فرهنگ را مطرح کردند و بر لزوم خروج بخش فرهنگ از مظلومیت و تخصیص اعتبارات ویژه صحبت کردند.
در حوزه فرهنگ توسعهای که باید طی 30 سال صورت میگرفت، به دلیل نبود استراتژی مشخص، اعتبارات مناسب در مورد آن دیده نشد. هر جا مشکلی یا جنگی بود از اعتبارات بخش فرهنگی کشور هزینه شد.
در برنامه اول، دوم و سوم توسعه جایگاه مناسبی برای فرهنگ در برنامههای 5 ساله دیده نشد. از برنامه سوم و مقداری هم در برنامه چهارم، بخش و فصلی به عنوان فرهنگ و هنر دیده شد، اما چون حرفها و انتظارات به صورت کلی بیان شد، تحقق یا عدم تحقق آن خیلی روشن نشد.
اما آنچه به عنوان فردی که 30 سال است در این حوزه فعالیت میکنم متوجه شدم این است که ما به اهداف بلند در عرصه فرهنگ نرسیدیم و فاصله ما هم روز به روز از هدف اصلی دورتر میشود. در برنامه پنجم توسعه گام مهمی مورد تاکید رهبری قرار گرفت و آن مهندسی فرهنگی کشور بود که جایگاه فرهنگ، جایگاه نهادهای فرهنگی و ترسیم اهداف فرهنگی و لزوم پیوست فرهنگی طرحهای مهم غیرفرهنگی را مشخص میکرد.
در دوره ریاست جمهوری نهم با توجه به برنامه، کارهای بزرگی در عرصه فرهنگ نشد و تنها کاری که صورت گرفت این بود که مسیری که در حوزه فرهنگ و هنر در دولت قبل از احمدینژاد در حوزه کتاب، مطبوعات، هنر و سینما ایجاد شده و منحرف شده بود، قدری تصحیح شد.
پس چه اتفاقی افتاد که رئیسجمهور چیزی به پایان دولت نمانده قصد برکناری آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ را کردند؟
این که انتظارات آقای احمدینژاد چه بود و عملی نشد، مشخص نیست. در حال حاضر هم معین نیست که ایشان چه انتظاری از وزیر جدید دارند. ما معتقدیم آقای صفار تلاش کرد مسیر فرهنگ را اصلاح کند، اما در این مقطع تولیدات فاخر و اقدامات مهمی صورت نگرفت که باعث تحولی شود.
آیا وزیر بعدی امکان ایجاد تحول را دارد؟
آقای حسینی در ارائه برنامههای خود 132 محور را عنوان کرده که این شامل همه کارهای خوبی است که میشود در حوزه هنر کرد، اما باید دید امکان وجود چنین کار گستردهای در 4 سال وجود دارد که البته پیشبینی میشود اقدامی در طول مدیریت ایشان هم امکانپذیر نباشد.
پس مشکل فرهنگ ما چیست؟
مشکل فرهنگ ما فقدان استراتژی، برنامه، نبود امکانات و نبود نیروی انسانی تربیتشده است.
در مورد امنیت شغلی خبرنگاران، مجلس چه اقدامی داشته است؟
کمیسیون فرهنگی به دنبال طرح یا لایحه نظام جامع رسانههای کشور است. چون معتقدیم قوانین موجود و قانون مطبوعات و خبرگزاریها و خلا قانونی برای سایتها و وبلاگها باید بررسی شود و جایگاه اصحاب خبر و خبرنگاران و حقوق آنان باید دیده شود.
دو اولویت در کمیسیون فرهنگی وجود دارد که یکی از آنها مربوط به تدوین قانون مدیریت صداوسیما و دیگری مربوط به قانون نظام جامع رسانهای است که امیدواریم تا پایان سال مبحث مربوط به قانون رسانهای در صحن علنی مطرح، بررسی و به تصویب برسد.
فاطمه امیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: