در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاشیهنشینی در همه جای دنیا وجود دارد و اولین بار یک قرن پیش همزمان با انقلاب صنعتی انگلیس به وجود آمده است.
اولین جماعت حاشیهنشین در ایران سال 1311 در جنوب تهران سکنی گزیدهاند و پس از کودتای 28 مرداد و در پی اصلاحات ارضی و جنگ سال 1335 این پدیده با شدت زیادی رشد کرده است. 15 درصد کل جمعیت دنیا حاشیهنشین هستند و در ایران هم حدود 5/3 میلیون حاشیهنشین وجود دارد. اساسا حاشیهنشینی چه تعریفی دارد؟ آیا به زندگی در خانههای گلی و چادرها اطلاق میشود؟
اسماعیل قراییمقدم ، جامعهشناس توضیح میدهد: «حاشیهنشینها کسانی هستند که در تمام کشورهای جهان در حاشیه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی میکنند و اکثریت قریب به اتفاق آنها مهاجرند. این جماعت به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، ویژگیهای خاص خود را دارند. بافت فرهنگی متجانسی ندارند و نظارت آنها بر خود یا خودکنترلی در آنها ضعیف است. حاشیهنشینها ابتدا در حلبیآباد یا زاغه زندگی میکنند و بعد آنجا را به صورت حاشیه درمیآورند ، شکل آن را عوض میکنند، خانههای خود را مرتبتر و مستحکمتر میکنند و کمکم آنجا را به شهرک، شهر و شهرستان تبدیل میکنند.»
او اضافه میکند: «جامعهشناسان حاشیههای شهرها را محلهایی جرمخیز میدانند که در آنها بافت فرهنگی یکدست نیست و ساکنان آن به انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی میتوانند روی بیاورند. بیشترین جرایم در شهرکهای حاشیهای مانند اسلامشهر، رباطکریم، پاکدشت، قرچک و... رخ میدهد.»
به گفته قراییمقدم، حاشیهنشینی در اطراف شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز و مشهد وجود دارد. این مردم از درآمد اقتصادی پایینی برخوردارند و بیشتر به کارهای اقتصادی غیرمولد مشغولند و جمعی از آنها نیز کارگرند. او میگوید: «کرج به عنوان ضربهگیر تهران دارد به یک شهر حاشیهنشین بزرگ تبدیل میشود. از هر فرهنگی در این شهر دیده میشود و به دلیل این که در این شهر و شهرهای مشابه حاشیهای، ترس از شناخته شدن وجود ندارد، بستر مناسبی برای آسیبهای اجتماعی وجود دارد.»
قراییمقدم تشریح میکند: «وقتی در شهر محل تولد خود زندگی میکنید، افراد زیادی شما را میشناسند و شما مواظب رفتار خود هستید و سعی میکنید خطایی از شما سر نزند، اما در حاشیهها، اطراف راهآهن و ترمینالها، این ترس میریزد و بستر جرمخیز میشود.»
به گفته این جامعهشناس ، حدود 99درصد حاشیهنشینها مهاجرند و به این دلیل که در داخل شهر نمیتوانند زندگی کنند به حاشیه رانده میشوند. او قانون داروین را در جامعه چنین توصیف میکند: «شهرها حالت زنده دارند و در آنها قانون داروین حاکم است. کسانی که نتوانند در شهرها زندگی کنند یا نابود میشوند یا به حاشیه رانده میشوند. دلیل این رانده شدن معمولا فقر است. فقر به دلیل نبود اشتغال به وجود میآید. وقتی جمعیت در روستاها سرریز میشود با کمبود مشاغل در روستا مواجه میشویم. چون تکنولوژی کشاورزی در روستاها پیشرفت کرده و نیاز به کارگر کمتر شده است روستاییان مجبور میشوند برای اشتغال به حاشیه شهرها بروند و به کارهای خدماتی یا ساختمانی مشغول شوند.»
قرایی مقدم تاکید میکند: «حاشیهنشینی در همه جای دنیا وجود دارد اما در جهان سوم بیشتر است. اگر حاشیهنشینی کنترل نشود، میتواند بسیار خطرناک باشد. حاشیهنشینها از اختلاف طبقاتی و محرومیت اقتصادی رنج میبرند. زندگی مرفه را در نزدیکی خود میبینند؛ اما برای رسیدن به آن هدف، وسیله ندارند. احساس محرومیت و انتقامجویی میکنند و این منجر به ارتکاب جرم میشود. فرهنگ نامتجانس، نترسیدن از شناخته شدن، اعتقادات ضعیف مذهبی، فرهنگ ضعیف، آموزش و پرورش ناکافی و محیط مساعد جرم از عوامل تشدیدکننده ارتکاب جرم هستند.»
قراییمقدم برای حل این مشکل و کمتر کردن خطر ارتکاب جرم این موارد را پیشنهاد میدهد: «باید سطح آموزش و پرورش را بالا برد، باروری را کاهش داد و قطبهای صنعتی را از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچکتر منتقل کرد تا برای ساکنان شهرهای کوچک و روستاییان فرصت اشتغال به وجود آید تا از مهاجرت ناخواسته آنان جلوگیری شود.»
اما آیا حاشیهنشینی به صرف این که یک مشکل اجتماعی است، بستر آسیب و جرم میشود یا دلایل روانشناختی نیز در این امر تاثیر دارند؟
ناصر قاسمزاد، روانشناس به این سوال پاسخ میدهد: «عوامل موثر در بروز جرایم بسیارند. مهمترین این عوامل، عامل خانوادگی است. محیطی که فرد در آن رشد میکند، روابط والدین با یکدیگر و با فرزندان در پدید آمدن بزه موثر است. در حاشیهنشینی، درجه عاطفی خانوادهها پایین است و روابط سرد والدین و فرزندان را شاهد هستیم. مسائل و مشکلات فراوان که به دلیل فقر مالی و کمبود امکانات وجود دارد، خانوادهها را پرخاشگر میکند. یکی دیگر از عواملی که باعث وقوع جرم میشود، فقر اقتصادی است. هرچه مشکلات اقتصادی فرد بیشتر باشد، شرایط، بیشتر برای ارتکاب بزه فراهم میشود. فقر اقتصادی و فقر فرهنگی یکدیگر را تقویت میکنند و این باعث میشود بستر برای ارتکاب جرم آمادهتر شود.»
قاسمزاد تاکید میکند: «باید توجه کنیم همه حاشیهنشینها مرتکب جرم نمیشوند. خانوادههایی وجود دارند که از نظر عاطفی قوی هستند و قانعاند و فرزندانشان نیز مرتکب جرم نمیشوند اما این مشکلات یک فشار روانی مداوم است که زمینه را برای ارتکاب جرم آماده میکند.»
این روانشناس اضافه میکند: «عامل دیگر در وقوع جرایم عامل گروه همسالان است. افرادی که حاشیهنشینها با آنها نشست و برخاست دارند ممکن است در تشویق نوجوانان این مناطق به جرم موثر باشند.»
قاسمزاد، یکی از راههای کمتر شدن خطر جرمخیزی در این مناطق را پیشگیری از شکلگیری حاشیهها میداند: «شهرداریها و فرمانداریها به عنوان سازمانهای مسوول باید حریم شهرها را مشخص کنند و مانع افزایش بیرویه جمعیت در حاشیهها شوند. اولین گام این است که آنها به عنوان مجریان قانون به وظایف خود عمل کنند. گام دوم شناسایی حاشیههای موجود در اطراف شهرهای بزرگ و بررسی بافت فرهنگی آنهاست. گام بعدی تلاش برای جابهجایی حاشیهنشینها به شهرکهاست. میتوان آنها را از حاشیه به شهرکهایی که در آنها انبوهسازی صورت گرفته منتقل کرد. در این شهرکها این امکان وجود دارد که امکانات و خدمات بهداشتی و آموزشی در اختیار ساکنان قرار گیرد. در حاشیه، تسهیلات گذران اوقات فراغت و امکانات بهداشتی، آموزشی و فرهنگی وجود ندارد.»
حاشیهها و زاغهها به جرمخیز بودن معروف شدهاند؛ اما بیشتر چه نوع جرایمی در این محلهها صورت میگیرد، صفر خاکی، نماینده دادستانی تهران توضیح میدهد: «آنچه بیشتر در حاشیهها واقع میشود جرایم خشن است؛ اما برای کمتر کردن میزان ارتکاب جرم نباید صرفا برخوردهای خشن کرد. فراهم کردن امکانات و اقدمات حمایتی، خطر وقوع جرم را کاهش میدهد.»
این نظریه البته مخالفانی نیز دارد. گروهی معتقدند اگر به حاشیهنشینها امکانات داده شود، دیگران نیز به حاشیهنشینی تشویق میشوند و ممکن است شهر و روستای محل زندگی خود را به این منظور ترک کنند. آنچه همه کارشناسان بر سر آن اتفاق نظر دارند آموزش و پرورش درست و ارتقای آن است که به رشد فرهنگی حاشیهنشینها کمک میکند و آنها را به داشتن زندگی سالم و عاری از جرم تشویق میکند.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: