در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بسیاری از شخصیتهای حوزههای فرهنگی، هنری و حتی اجتماعی اعتقاد دارند که فرهنگوهنر و مصادیق آن یعنی کتاب، شعر و هنرهایی چون موسیقی و تئاتر زاده جامعه انسانیاند و در بهبود شرایط اجتماعی موثرند. حضور این هنرها در عرصههای اجتماعی چون دانشگاه، مدارس و مراکز عمومی چون خیابان، پارک، بازار و میادین میتواند در این زمینه راهگشا باشد. برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که حضور این مصادیق هنری و از جمله تئاتر در مراکزی چون مدارس و دانشگاهها و تاثیر مستمری که بر جنبههای فرهنگی و اجتماعی میتواند داشته باشد از ضرورتهای امروزی جامعه است و جای آن در فرهنگ اجتماعی ما خالی است.
تئاتر، زاده جامعه انسانی
اعظم بروجردی (نمایشنامهنویس و کارگردان) خاستگاهها و ریشههای شکلگیری تئاتر را در شناخت جایگاه آن مورد اشاره قرار میدهد و با نگاهی تاریخی به مسیر حیات این هنر دیرین میگوید: اگر نگاهی به خاستگاههای تئاتر در دورههای مختلف بیندازیم، خواهیم دید تئاتر اساسا هنری مردمی است و اصلا از دل گروهها و جوامع مردمی زاده شده است. این هنر برای پویایی و حرکت که ویژگی ذات آن است باید وارد زندگی مردم شود تا ارزش یک هنر ارتباطی و مردمی را پیدا کند. بروجردی راهکارهای نهادینهسازی فرهنگی هنر تئاتر را از مهمترین اصول در رسیدن به جایگاه اصلی آن بر میشمارد و میافزاید: برای این کار باید یک حرکت و عزم ملی در حوزه مدیریت هنری صورت بپذیرد؛ باید همه فضاها، ظرفیتها و فرصتهای ممکن مورد استفاده قرار بگیرند و در صورت کمبود و کاستی باید در این حوزه فضاسازی و ظرفیتسازی شود. تئاتر را باید وارد محافل عمومی، بازارها، پارک و خیابانها کرد تا در هر زمان و در هر شرایط در کنار مردم وجود داشته باشد.
دکتر سهیلا نجم (مدرس و پژوهشگر تئاتر) نیز در راستای همین ارزشگذاری فرهنگی به اهمیت و نقش مهم تئاتر در ساختار فرهنگی جامعه اشاره میکند و میگوید: نقش تئاتر در زمینه فرهنگسازی و بسترسازی فرهنگی جامعه بسیار مهم و تاثیرگذار و در عین حال انکارنشدنی است. تئاتر، هنر زندهای است که به طور مستقیم در مقابل تماشاگران قرار میگیرد و سطح قابل توجهی از اجتماع را مخاطب قرار میدهد. در مجموع اگر خواسته باشیم کارکرد این هنر را در حوزه فرهنگسازی مورد ارزیابی قرار دهیم باید ابتدا دو شکل از فرهنگسازی را بررسی کنیم.
دکتر سهیلا نجم در ادامه به توضیح درباره این دو شکل میپردازد و میافزاید: بعضی وقتها نهادها و سازمانهای دولتی هستند که فرهنگها را در بستر جامعه جاری میکنند و به شکلگیری، پویایی و احیای آن دامن میزنند، اما در نقطه مقابل، برخی مواقع فرهنگی که در بستر جامعه جریان دارد به نوعی نهادینه میشود که سازمانها و نهادها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
دکتر مسعود دلخواه، کارگردان و مدرس تئاتر به نوعی مشابه با این مساله مواجه میشود و او هم نقش فرهنگی تئاتر را در طول تاریخ، دلیلی بر اثبات جایگاه محکم آن در زندگی اجتماعی مردم میداند. دلخواه میگوید: تئاتر از ابتدای تاریخ با مردم همراه بوده و نقش مهم و تاثیرگذاری در زندگی آنها داشته است. وقتی به تاریخ رجوع کنیم، میبینیم تئاتر از زمان شکلگیری با زندگی و باورهای مذهبی و اجتماعی و اساطیری مردم همراه بوده است؛ منتها در حال حاضر این هنر پویا و زنده مردمی از زندگی مخاطبانش جدا افتاده و بویژه در ایران خیلی از جامعه و مردم فاصله گرفته است.دکتر دلخواه در توضیح دلایل این فاصله گرفتن تئاتر از جامعه، به موارد متعددی اشاره میکند و در ادامه صحبتهایش میگوید: ما در وهله نخست باید این را بپذیریم که تئاتر یک هنر فرهنگساز است و فرهنگ برای جامعه پدیدهای لازم و ضروری است. تا زمانی که این مساله را قبول نکنیم، نخواهیم توانست آن را در زندگی مردم دخیل کنیم. در حال حاضر تئاتر ما تماشاگران خاصی دارد که تعدادشان معدود است البته طی این سالها تلاشهایی برای خروج از این محدودیتها صورت گرفته است، که البته اگر چه کافی نبوده، اما میتواند بهمرتفع ساختن برخی مشکلات منجر شود.
هادی مرزبان (کارگردان تئاتر) صحبت درباره جایگاه و ارزش فرهنگی تئاتر را به گونهای دیگر آغاز میکند. او میگوید: یکی از بزرگان گفته که میزان فرهنگ یک جامعه را باید با گیشههای تئاتر آن جامعه ارزیابی کرد و شناخت. یعنی مردم هر چه بیشتر به تئاتر روی بیاورند از فرهنگ بالاتری برخوردار هستند. بزرگترین کار تئاتر، فرهنگسازی است؛ تئاتر جز این که از انسان و رابطه بین انسانها با جامعهاش سخن بگوید، کار دیگری ندارد. مرزبان همچنین تاثیر فرهنگی تئاتر را فراتر از هر هنر و وسیله دیگری میداند و معتقد است: اجرای یک تئاتر و تاثیری که میگذارد شاید از هزاران کتاب، کار سازتر باشد. اصولا کارهای نمایشی به دلیل همان همذات پنداری تماشاگر با شخصیتهای نمایشی کاربرد فراوان دارند.
راهکارهای افزایش تاثیر فرهنگی
درباره این که چگونه میتوان کارکردها و تاثیرات فرهنگی تئاتر را براساس ضعفها و قوتهای آن در جامعه افزایش داد و تقویت کرد نیز نظرات مختلفی وجود دارد. اگر بحث اصلیمان این باشد که چگونه میتوانیم تئاتر را به عنوان یک ضرورت مهم فرهنگی در جامعه نهادینه کنیم، مطمئنا مباحث و نظرات مختلفی پیش کشیده میشوند که برخی از آنان را کارشناسان و هنرمندان تئاتر برشمردهاند؛ هادی مرزبان مشارکت نهادها و سازمانهای غیر تئاتری را در این حوزه بسیار مهم میداند و میگوید:من بعد از 40 سال به این نتیجه رسیدهام که هر سازمان و نهادی که توانایی روشن نگه داشتن چراغ تئاتر را دارد باید وارد میدان شود. زمانی فکر میکردم همه چیز باید در یک مرکز جمع باشد و همه از یک کانال عبور کنند، ولی امروز به این نتیجه رسیدهام که هر نهادی در صورت دارا بودن امکانات و بودجه لازم میتواند فعالیت تئاتری داشته باشد. تئاتر برای در بر گرفتن همه محدودهها و گسترههای فرهنگی و اجتماعی، پیش از هر چیز باید خود، محدودیتها را کنار بزند و از میان بردارد. در این صورت است که نهادینهسازی اجتماعی و فرهنگی آن میتواند سریعتر انجام بگیرد.
هوشنگ هیهاوند (بازیگر و کارگردان) اما نظر کاملا متفاوتی درباره گسترش محدودههای فرهنگی و اجتماعی تئاتر دارد. هیهاوند آموزش و پرورش را مهمترین حوزه رشد تاثیرات فرهنگی تئاتر معرفی میکند و میافزاید: به نظر من تنها راه رشد هنر تئاتر در جهت نهادینهسازی اجتماعی،همکاری دو سازمان آموزش و پرورش و صدا و سیما با یکدیگر است. چنانچه آموزش و پرورش بخواهد، میتواند تئاتر را نه به عنوان یک ابزار آموزشی بلکه تنها به عنوان ابزاری فرهنگی مدنظر داشته باشد و حتی برجنبههای هنری و آموزشی آن متمرکز شود. آموزش و پرورش میتواند بدون برخورد گزارش کاری و بدون دخالتهای فنی و هنری در تئاتر، آن را به صورت یک حوزه جدی وارد برنامههایش بکند.
شکر خدا گودرزی (کارگردان تئاتر) برنامههای فرهنگی مدیریت شده را مهمترین راهکار در این حوزه میداند و میگوید: تئاتر برای تبدیل شدن به یک فرآیند تاثیرگذار اجتماعی باید به عنوان یک نیاز ضروری در جامعه نهادینه شود. برای نهادینه شدن آن هم مسوولان باید یک چشمانداز بلندمدت را در برنامههای مدیریتیشان قرار دهند. یک چشمانداز 5 یا 10 ساله که از نقطهای شروع شود و به نقطهای معین و هدفمند برسد. دستاوردها و اهداف در این دوره باید به همین دوره اختصاص داشته باشند. بنابراین میتوان گفت تئاتر ما پیش از هر چیز یک برنامهریزی میخواهد که بدون حضور متخصصان و مشورت گرفتن از آنها امکانپذیر نیست. این نکته هم یک مساله مسلم و بیچون و چراست که برنامهریزی در تئاتر باید با تخصص همراه باشد و مدیران این عرصه باید قابلیتها، ویژگیها و ضرورتهای تئاتری را بشناسند.
دکتر سهیلا نجم از سوی دیگر باز هم حمایت همه نهادهای اجتماعی را در رشد فرهنگی تئاتر موثر میداند و چنین میگوید: پشتیبانی و حمایت نهادهای دیگر غیرتئاتری از فعالیتهای نمایشی و گسترش این فعالیتها توسط پشتوانههای مالی و معنوی، یکی از راهکارهای نهادینهسازی اجتماعی تئاتر است. وی میافزاید: منظورم این است که این نهادها میتوانند یک نوع امنیت حرفهای به وجود بیاورند و از طریق گسترش و ترویج امکانات باعث پیشرفت و پویایی تئاتر بشوند. تئاتر باید هزینه بیشتری داشته باشد تا بتواند کارهایش را بهتر انجام بدهد. در کنار این نوع حمایت، نهادهای دیگر که مرتبط با امر تحقیق و کار پژوهش هستند به عنوان پشتوانه علمی میتوانند به کمک تئاتر بیایند.
مهدی نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: