در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این شاعر شعری میگفته که آن یکی به مذاقش خوش نمیآمده و به طنز و حتی هجو چیزی در جوابش میسروده و طرف را با خاک یکسان میکرده. اما این روزها دیگر بخش زیادی از اخبارمان از سیاسی بگیر تا اقتصادی و اجتماعی و... همه حول بحث شیرین مکاتبات و جوابیههایی میچرخد که حضرات نثار هم میکنند.
یکی از آخرین نمونههای این اتفاق برای علیرضا زریندست، مدیر فیلمبرداری چند قسمت اول سریال «در چشم باد» افتاده که چند روز پیش با ایسنا گفتگو کرد و جمعبندی حرفهایش از این قرار است: «اگر کار با همان روندی که در ابتدا آغاز کردیم ادامه پیدا میکرد، سریال ظرف یک تا یک سال و نیم ساخته میشد. ما سرعت خوبی داشتیم و تقریبا ماهی یک قسمت میگرفتیم. اما عدم برنامهریزی مناسب باعث شده که نتیجه کمتر از حد انتظار باشد.»
زریندست توقف پروژه، مشکلات درون کار و بیتوجهی به مطالبات مالی و فرسایش اعصاب بسیار زیاد در این کار را از مواردی دانست که باعث شده این پروژه را ترک کند: «حقیقتش را بخواهید در بخشهایی که خود من حضور داشتم، کیفیت کار قابل قبول بود؛ اما انتظار من و تماشاگران از قسمتهای دیگر بالاتر از این بود. برخی صحنههای جنگی این سریال اصلا آرایش ندارد و خیلی درهم برهم است.»
اما گویا این اظهارنظرها به مذاق مسعود جعفری جوزانی که به دلیل تعدد و تعویض تهیه کنندگان، مجبور است این جور وقتها هم عملا خودش جوابگو باشد، خوش نیامده. چون 2 روز بعد نامهای با لحنی طنزآمیز از دفتر جوزان فیلم با امضای «امید فتحی، کشاورز نمونه سال 1386 از ده بالا» خطاب به مدیر این خبرگزاری ارسال شد که در آن به حرفهای زرین دست جواب داده بود. او در این نامه زرین دست را با لحنی طنزآمیز، «علی آقاخان زرین دست و پنجه» خطاب کرده و گفته: «این سریال 50 قسمت است که از قرار هر ماه یک قسمت میکند 50 ماه. حالا یا تقویمهای چاپ جدید تهران 50 ماهه شدهاند، یا این علی آقاخان نمیدانسته که پنجاه ماه از یکسال بیشتر میشود یا هفته و ماه را با هم اشتباه گرفته. باز در همان مطلب علی آقاخان فرموده بودند که از وقتی دیگر در این کار نبودهاند، ناراضی تشریف دارند. اما اینجور که آقا مدیر مدرسه ما میگفت؛ مونتاژ مثل پختن شیره انگور است و پلانها مثل آب انگور با هم قاطی میشوند و دیگر نمیشود آنها را از هم جدا کرد و گفت که کدام کار علی آقای زریندست بوده و کدام کار آقا ابوالفضل خان کریمی.»
به هرحال این نامه طنزآمیز جوزانی به زریندست میتواند مثل یک تیغ دولبه عمل کند. یا جرقهای باشد برای شعلهور شدن آتش یک سری مکاتبه داغ و ماندگار بین دو سینماگر در حاشیه کوچشان به تلویزیون یا آبی باشد بر آتش این ماجرا و نقطه پایانی باشد بر اظهارنظرهای دوستانه یا غیردوستانه اهالی این وادی نسبت به کار نهایی همکارانشان. باید منتظر ماند و دید نتیجه ماجرا به کجا میکشد.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: