پیروانی هم دوشغله شد؟!

رونویسی از مشق همیشگی شکست

تیم امید، باز هم نقطه را سر همان خط قدیمی‌اش دید. درست همان جایی که هر بار مشق‌های پر غلط مربیانش شروع می‌شد و چون توجهی به همان اشتباهات نمی‌شد، هیچ وقت نمره قبولی در ته آن دست‌نوشته‌ها و مشق‌های فوتبال ایران نبود! داستان تیم امید، همان داستان تکراری و پراشکالی است که انگار باز هم باید با چشم‌های بسته مصححانش روبه‌رو شود و در نهایت، شکستی دوباره در دفتر حساب فوتبال ایران ثبت شود.
کد خبر: ۲۷۵۰۶۸

غلام پیروانی چرا و چگونه به نیمکت سرمربیگری تیم امید رسید؟! دعوای ساده‌ای بود. فدراسیون فوتبال مثل همیشه مدعی متولی شدن تیم امید نشان می‌داد و کمیته المپیک خود را صاحب اختیار تمامی تیم‌های حاضر در المپیک می‌دانست. فدراسیون فوتبال و علی کفاشیان مدعیان اصلی برافراشتن پرچم استفاده از مربی ایرانی بودند و بهرام افشارزاده تمامی همت خود را برای وتو کردن رای مسوولان فدراسیون به کار می‌برد.

نکته قابل تامل در دعوای فدراسیون و کمیته به جایی برمی‌گشت که علی کفاشیان که خود زمانی در قامت دبیرکل کمیته ملی المپیک مدعی بود تمامی امور مربوط به تیم‌های حاضر در رقابت‌های انتخابی المپیک به عهده این کمیته بود و هیچ اختیاری در این زمینه به عهده محمد دادکان، ریاست وقت فدراسیون قائل نمی‌شد؛ هرچند او هم در این دعوا شکست خورد و در 2 نوبت، محمد مایلی‌کهن و بعد رنه سیموئز به این نیمکت رسیدند، ولی او این بار همان اختیار را از افشارزاده که بر صندلی قبلی‌اش جلوس کرده می‌گیرد و به خود می‌بخشد.

انتخاب غلام پیروانی دقیقا در اتاق کمیته تیم‌های ملی انجام شد. آیا پیروانی تمامی پارامترهای لازم را در کارنامه‌اش می‌دید؟ غلام پیروانی روی اصل موفقیت علی دوستی گزینش شد. دلیل اصلی این انتخاب، صرفا به فعالیت چند ساله پیروانی با بازیکنان رده‌های سنی زیر 23سال در تیم فجر مقاومت مربوط می‌شد. این استدلال که چون علی دوستی به واسطه آشنایی با فضای ذهنی و فنی بازیکنان زیر 18 سال توانست نوجوانان ایرانی را به جام جهانی ببرد، پس پیروانی هم همین اتفاق را برای امیدها رقم خواهد زد، به تنها ادله کفاشیان و تاج بدل شد.

نقش پدرخواندگی غلام پیروانی سال‌ها در فجرمقاومت و این شعار همیشگی او که «من خانه‌ام را خوابگاه و رختکن برق کرده بودم» محسوس بود

افشارزاده به 2 پیش شرط این قرارداد را پذیرفت. اول جدایی پیروانی از مقاومت سپاسی و تک شغله شدن او در تیم امید و دوم انتخاب یک دستیار اروپایی از سوی کمیته المپیک برای نشستن کنار دست پیروانی هر دو خواسته پذیرفته شد و اما در عمل هردو مورد در نهایت و در عمل از عملی شدن دور ماند!

***

غلام پیروانی از مقاومت استعفا و یک جوان را با نظر و دستور شخصی‌اش در مقاومت جانشین خود می‌کند. چند روز بعد با حفظ سمت در تیم امید، حکم مشاور عالی مدیرعامل برق شیراز را دریافت می‌کند و مسوول مستقیم رفت و آمدها در باشگاه مادری‌اش می‌شود. برق برای پیروانی، چیزی است مثل پرسپولیس برای پروین و ملوان برای صالح‌نیا. نقش پدرخواندگی غلام پیروانی سال‌ها در مقاومت محسوس بود و این شعار همیشگی او که «من خانه‌ام را خوابگاه و رختکن برق کرده بودم...» از زبان پیروانی، دقیقا تداعی‌کننده ادعای پروین در مورد جمع شدن باشگاه پرسپولیس در یک صندوق عقب ماشین می‌شد!

اما چه کسی انتظار داشت غلام پیروانی در نهایت حکم سرمربیگری برق را برای خود تنظیم کند؟!

***

تیم امید از همین جا نقطه را گذاشت و به سر خط برگشت. مردی که در اذهان عمومی به مربی آرمانگرا معروف بود، وعده‌هایش در مورد وقف کردن صددرصد زمان کاری خود در تیم امید را نادیده گرفت و با برق شیراز زندگی دومی را آغاز کرد. آیا با چنین اوصافی می‌توان انتظار داشت نتیجه‌ای خارق‌العاده برای تیم امید رقم بخورد؟! آیا می‌توان در حالی که مربی تیم امید یک سال زمان مفید کاری‌اش را در فضای پرالتهاب و پرفشار لیگ یک می‌گذراند، از او انتظار بهترین انتخاب‌ها و نتایج را داشت؟!

غلام پیروانی در چه شرایطی قرارداد تازه‌اش را با برق امضا کرد؟! او که حدود 4 ماه انتظار کشید تا حکم سرمربیگری‌اش در تیم امید به امضای کمیته المپیک برسد، کمتر از 10 روز بعد با برق شیراز قراردادی تازه بست. به نظر می‌رسد عمل غلام پیروانی که در تمامی طول دوران مربیگری‌اش به عنوان اسوه اخلاق مشهور بوده، عجیب‌ترین کنش زندگی حرفه‌ای او باشد. چرا پیروانی پیش از اهدای این حکم همکاری‌اش با مقاومت را پایان داد و داستان سرمربیگری اش در برق را در لفافه و سکوت نگه داشت؟!

***

علی کفاشیان را به یاد می‌آوریم که دبیر کمیته ملی المپیک بود. او تمامی تلاش خود را روی یک اتفاق معطوف کرد. حذف شدن رنه سیموئز (که بهترین انتخاب دادکان برای تیم امید محسوب می‌شد) و حضور وینکو بگوویچ که تا چند روز قبل از ملاقات مدیربرنامه‌های او و کفاشیان، در قطر داشت مدرسه فوتبال الریان را مدیریت می‌کرد! علی کفاشیان یک بار طعم انتخاب غلط برای تیم امید را چشید و انگار حالا باید تصمیم گیری برای این تیم را از دوش خود باز کند! آنچه مسلم به نظر می‌رسد این است که تیم امید دقیقا الگوی همیشگی خود برای ناکامی را با مربیان چندشغله تکرار کرده است!

پیام یونسی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها