در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
ساحل هائوندا که از آن با نام «وایکی کی کره» هم یاد میشود، قدمتی چندهزار ساله دارد و یکی از زیباترین سواحل دنیاست. سنگهای براق و آب صاف آن، هر سال صدها هزار مسافر و توریست را جذب خود میکند. دور تا دور این ساحل تماشایی را هتلها و آپارتمانهای مختلف گرفتهاند. کیم و یونگ زوج جوانی هستند که برای گذراندن تعطیلات خود را به این محل رساندهاند. آنها قبل از این چند بار تلاش کردهاند برای ایام تعطیلات به این محل بیایند، ولی هربار به دلیلی این سفر به تعویق افتاده است. اما این بار آنها عزم خود را جزم کردند تا خود را به ساحل هائوندا برسانند و حتی پیشگویی منفی یک فالگیر (که آنها را از این سفر بر حذر کرد) هم نتوانست مانعی در راه سفر آنها شود. یونگ و کیم در یک روز زیبا به اقامتگاه خود میرسند. با آن که هتلها و آپارتمانها شکل دیگری به منطقه داده، ولی مانع از نمایش زیباییهای طبیعی محل نمیشود. زوج جوان احساس میکنند، روزهای هیجانانگیزی را در پیش رو دارند. آنها در تماسی که با خانوادههای خود میگیرند، میگویند صحیح و سالم به مقصد خود رسیدهاند. کیم و یونگ در کنار ساحل، روی ماسهها قدم میزنند و گوش به آوای دلانگیز آب دریا میسپارند. زمانی که گوینده رادیوی ساحلی میگوید تعداد مسافران و توریستهای حاضر در محل قابل شمارش نیست، این دو به حرفهای گوینده میخندند. در آغاز کار، همه چیز زیبا و مطبوع است. اما بزودی اخبار بد از راه میرسد. زمانی که یک توفان کوچک اوضاع را از حالت عادی کمی خارج میکند، کمتر کسی به تغییر آب و هوا توجهی میکند. هیچکس نمیتواند تصور کند که فاجعهای بزرگ در راه است، اما فاجعه اصلی از راه میرسد. آب دریا ناگهان طغیان میکند و موجهایی که تا روز قبل فقط چندمتر بودند، ناگهان مثل یک هیولا در یک ارتفاع صدمتری به سمت ساحل و ساکنان آن یورش میآورند. مردم سراسیمه و وحشتزده فرار میکنند. کیم و یونگ هم مثل بقیه میخواهند خود را به یک منطقه امن برسانند. در حین فرار، فشار جمعیت آنها را از یکدیگر جدا میکند. هریک از آنها به منطقهای متفاوت فرار میکنند. توفان جان بسیاری از مردم را میگیرد و خسارتهای سنگینی به محیط وارد میکند. کیم و یونگ از سرنوشت یکدیگر خبر ندارند و نمیدانند آیا طرف مقابل زنده است یا مرده. رسانهها و مسوولان دولتی از یک سونامی وحشتناک خبر میدهند، ولی برای مردمی که اسیر این توفان شدهاند، این هیولای آبی بسیار وحشتناکتر از هر اتفاق و مصیبت ترسناکی است. کیم میخواهد در دل این مصیبت، همسر خود را پیدا کند. در کنار این قصه، ماجراهای فیلم سرنوشت دو زوج دیگر را که در طول تعطیلات با کاراکترهای اصلی فیلم آشنا و دوست شدهاند را نیز دنبال میکند.
نقد
سینمای کره جنوبی تخصص و مهارت خوبی در ساخت فیلمهای درام و فاجعهای دارد. نکته جالب این است که محصولات سینمای این کشور که در ژانر سینمای فاجعه ساخته میشوند نیز از عنصر درام استفاده خیلی خوب و زیادی میکنند. «هائوندا» هم از همین سنت موفق همیشگی استفاده کرده است. طی ماههای گذشته سینمای کرهجنوبی فیلمهای موفق «مادر» و «تشنگی» را داشته که با دنبال کردن همین سنت، تبدیل به فیلمهایی شدند که توانستند انبوه تماشاگران را جذب خود کنند. «هائوندا» از خیلی جهات شبیه فیلمهای هیولایی سینمای کرهجنوبی و کشورهای همسایه است. اگر در فیلم موفقی مثل «میزبان» یک هیولای عظیم و عجیب و غریب با سر بر آوردن از دل آب رودخانه به صورت عامل تهدید مردم عادی در میآید، در «هائوندا»، این هیولا خود آب است که نقش یک موجود خطرناک و عجیب و غریب را بازی میکند. فیلمساز در این فیلم توانسته خیلی خوب از آب معمولی دریا، یک هیولای وحشی خلق کند که باعث رعب و وحشت تماشاگران میشود، تا قبل از این در کمتر فیلمی، آب آرام دریا این چنین وحشی، بیرحم و خطرناک به تصویر کشیده شده است. پس از پایان فیلم، تماشاگران آن به صورت ناخودآگاه در درون خویش، نوعی وحشت از آب (وبویژه آب دریا) را احساس میکند و این نکته نشان میدهد که فیلمساز در انجام کار خود با موفقیت همراه بوده است. صحنههای توفان سونامی و جلوههای ویژه آن خیلی خوب کار شده است و تدوین دقیق (با ریتم سریع و پرشتابی که دارد) کمک میکند تا این صحنهها، جذابتر و تاثیرگذارتر باشد. صحنههای توفان با کمک کامپیوتر و دیجیتال خلق شده است. سازندگان فیلم برای خلق این صحنهها به شیوه عوامل «تایتانیک» عمل کردند و از چندین تانک عظیم استفاده کردند که پر از آب بود. بخشی از این تانکرها متعلق به سازندگان قسمت چهارم مجموعه فیلم «ایندیانا جونز» بود که در اختیار عوامل فیلم «هائوندا» قرار گرفت. «هائوندا» با صرف 11 میلیون دلار هزینه برای ساخت یک فیلم مقبول و تماشایی تا به امروز گرانترین و پرخرجترین محصول کل تاریخ صنعت سینمای کره جنوبی است. منتقدان سینمایی این کشور هم از آن به عنوان اولین فیلم واقعی ژانر سینمای فاجعه کشور اسم میبرند که به کارهای بزرگ هالیوودی همچون «هواپیما» (1970)، «آسمانخراش جهنمی»( 1974) و «حادثه پوزیدون»( 1972 که در ایران با نام «جهنم زیر و رو» اکران عمومی شد) پهلو میزند. موفقیت «هائوندا( »منطقه ساحلی پرجنب و جوشی که در جنوب شرقی شهر پوسان قرار دارد) راه را برای تولید قسمت دوم آن هموار کرده است، ولی هنوز معلوم نیست که قصه آن چه حال و هوایی خواهد داشت. نکته جالب فیلم این است که بازیگران فیلم، صحنههای خطرناک و سخت را (بجز آنجا که از یک ارتفاع بلند به پایین پرت میشوند) به جای بدلکار بازی کردهاند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: