معیار نقد؛ عقل، سلیقه یا انصاف؟

روزنامه‌نگاری با موضوع سینما و تلویزیون حرفه بی‌دردسری نیست. روزنامه‌نگار نه شهرت فیلمسازان با سابقه سینما و تلویزیون را دارد که به موجب آن هر چه می‌خواهد ــ خوب یا بد ــ‌ بگوید و کسی جرا‡ت نکند بگوید بالای چشمت ابرو است و نه قدرت ناظرین و سیاستگذاران پخش را که بتواند علی‌رغم خوشامد دیگران حرفش را هر طور که می‌خواهد بزند و نگران عواقب بعدی‌اش هم نباشد. نویسنده مطبوعاتی، هم از این می‌خورد و هم از آن. هم فیلمساز و برنامه‌ساز او را به خاطر آشکار کردن معایب و یا احتمالا به اندازه کافی پررنگ جلوه ندادن مزایای کارشان سرزنش می‌کنند و هم ناظران و سیاستگذاران گاه از جانب آن فیلمسازان و دیگران برای نویسنده تصمیم می‌گیرند و اصلاً نمی‌گذارند کار به سرزنش برسد و زودتر خودشان با اعمال سلیقه شخصی، او را در چارچوبی که خود می‌پسندند، محدود می‌کنند.
کد خبر: ۲۷۳۴۴۹

یادداشت‌نویسی رسانه‌ای هم کار ساده‌ای نیست. یا باید از خودت حرفی و نظری نداشته باشی و هر چه دیگران می‌خواهند بگویی یا اگر برای خودت باید و نبایدی تعریف کرده‌ای و تصور دقیق و مشخصی از فعالیت قلمی‌ات داری، در کنارش، شهرت یا نفوذ خاصی هم داشته باشی تا به تو اعتماد کنند و بگذارند به روش خودت عمل کنی یا این‌که اگر نه شهرت داری و نه نفوذ، در عوض آستانه تحمل بالایی داشته باشی و خونسردی مثال‌زدنی و صبر ایوبی که هر چه مانع بر سر راهت گذاشتند، هیچ نگویی و شکایتی نکنی.

همه معترفند که بدترین نوع روزنامه‌نگاری یا همان نقدنویسی شکلی از نوشتن است که به موجب آن به قول معروف نه سیخ بسوزد و نه کباب! نه به این بر بخورد و نه به آن. این البته اختصاص به فعالیت مطبوعاتی ندارد. علی شریعتی در سخنرانی خود با موضوع «شیعه علوی و شیعه صفوی» حرف خوبی می‌زند. می‌گوید: «یکی از رفقا چند روز پیش به من نصیحت می‌کرد که تو باید خیلی مواظب حرف زدنت باشی. ببین فلان کس 30 سال حرف می‌زند و هیچ کس از او ایراد نمی‌گیرد، اما تو هر حرفی که می‌زنی ده نفر که تأیید می‌کنند از صد جای دیگر حمله می‌شود به تو. گفتم آخر ترس من هم از همین است... این که کسی می‌بینیم 30 سال سخن گفته و هیچ کس به قول تو به او ایراد نگرفته به خاطر این است که 30 سال سخن گفته و هیچکس ازش نتیجه نگرفته»! این شکل سخن گفتن و نوشتن البته شاید بی‌نتیجه‌تر اما به جایش بادوام‌تر و نان و آب‌دارتر است. گاهی فشار وارده بر نوشتن منتقدانه و بی‌ملاحظه و در عوض صادقانه تا حدی است که ناخودآگاه نویسنده سوق پیدا می‌کند به توجیه خود و اعتبار دروغین دست و پا کردن برای نوشتن محافظه‌کارانه و غیرمسوولانه. با خود می‌گوید انتقاد کار خوبی نیست. خوب نیست به کار دیگران ایراد بگیریم. تعریف و تمجید از دیگران هم حد و اندازه‌ای دارد. به هر حال هر کسی مخالفانی دارد نمی‌شود که از هر حرف حقی جانانه دفاع کنیم و معایبش را نبینیم. این توجیه رفته رفته شکل منطقی و خردپسندی هم به خود می‌گیرد و به شکل تئوری «نیمه پر و خالی لیوان را با هم دیدن» خیال نویسنده را از نوشتن غیرمسوولانه راحت می‌کند و عذاب وجدانش را هم فرو می‌نشاند و در عوض حتی باعث خودشیفتگی‌اش هم از این «بی‌بخار» نوشتن می‌شود! کار به جایی می‌رسد که این تئوری می‌شود استاندارد قلم زدن رسانه‌ای و هر که از این استاندارد تخطی کند، ناآگاه از فن نویسندگی تلقی می‌شود و با خرواری از دلیل و استدلال و منطق به ظاهر موجه طرد شده و کنار گذاشته می‌شود و جــایــش را نــویـسـنــدگــان باصطلاح منصف و معتدلی می‌گیرند که اگر 30 سال هم قلم بزنند کسی بهشان ایرادی نمی‌گیرد. آیا این «انصاف» است؟

یکی از مهم‌ترین دام‌های پیش رو برای نویسنده مطبوعاتی تئوری‌ها و اصول خشک و ریاضی‌گونه‌ای است که به نام «اصول نقد علمی» رواج پیدا کرده است. این اصطلاح بیش از آن‌که معیار درستی برای سنجیدن نقد خوب و بد باشد دسـتـــاویـــزی اســـت بـــرای پـــوشــانــدن مخالفت‌های سلیقه‌ای افراد با انتقادات و یا تمجیدهای صریح و صادقانه. حسین معززی‌نیا، منتقد خوب سینمای ایران درباره این «نیمه پر و نیمه خالی را با هم دیدن» حرف جالبی می‌زند. می‌گفت فیلم یا خوبی‌هایش بر بدی‌هایش می‌چربد که در آن صورت خوب است و یا بدی‌هایش بر خوبی‌هایش غلبه دارد که در آن صورت بد است.

برای اثبات این ادعا که نباید فریب دام «منصفانه و علمی! نوشتن» را بخوریم، باید ببینیم اصلا و اساسا نقش و جایگاه منتقد در جامعه چیست. نقد فیلم یا نقد رسانه برای چیست. مخاطب این نوشته‌ها کیست و این قبیل یادداشت‌ها قرار است بر چه کسانی تأثیر بگذارند. فیلمسازان و برنامه‌سازان؟ یا سینما دوستان و مخاطبان تلویزیون؟ آیا اصلاً هیچ فیلم بدی پیدا می‌شود که حتی یک نقطه قوت هم نداشته باشد؟ یا هیچ فیلم خوبی هست که عیب و نقص نداشته باشد؟ آیا وظیفه منتقد این است که برای این‌که برچسب بی‌انصافی به او نچسبد همه خوبی‌ها و بدی‌های مهم یا غیر مهم فیلم را با هم ببیند و به بهانه «منصفانه» نوشتن «بی اثر» بنویسد؟ پاسخ هر کدام از این سؤالات خود بحث مفصل و جداگانه‌ای است که در این مجال نمی‌گنجد. در اینجا به طور مختصر مسائلی را درباره یکی از مهمترین وظایف منتقد در جامعه که «اصلاح ذائقه مخاطب» است عنوان می‌کنیم. وظیفه مهمی که خود به دنبالش «اصلاح فیلمسازی و برنامه‌سازی» را نیز در پی دارد.

کار منتقد اصلاح ذائقه مخاطب است. یا به عبارتی تربیت ذائقه او در زمانی که فیلمساز و برنامه‌ساز به دلایل مختلف به این مهم اهتمام لازم را ندارند. ذائقه مخاطب برای اصلاح و تربیت نیازمند دادگاه صالحه فرض شدن صفحه کاغذ و قاضی فرض شدن منتقد و ترازو گذاشتن برای سنجیدن توازن انتقادات و تعریف و تمجیدهای نویسنده در نوشته‌اش نیست. اصلا مگر در مقوله هنر چنین قضاوتی معنا دارد؟ هنر با ذوق و سلیقه سر و کار دارد و نمی‌توان با آن برخورد علمی و از آن بدتر دادگاهی کرد. بهترین منتقدان هر جامعه‌ای نه باسوادترین و عالم‌ترین آن‌ها که خوش‌ذوق‌ترین آنها هستند. درست مثل بهترین فیلمسازان و هنرمندان. منتقد که به دلیل سر و کار داشتن فراوان با فیلم‌های مختلف و دل سپردن به داستان‌های متفاوت ــ و نه تشریح موشکافانه علمی آنها از ذائقه‌ای برخوردار شده که خیلی زودتر از دیگران می‌تواند اثر خوب و بد را از هم تشخیص دهد کارش مشخص کردن سره از ناسره است. گفتن این‌که کدام فیلم خوب است و کدام بد. حال برای این‌که این قضیه بهانه دست مدعیان نابلد ندهد منتقد می‌آید و برای این خوب یا بد بودن تا حد توان دلیل منطقی ذکر می‌کند، اما این به این معنا نیست که اگر کسی این دلایل را به هر طریقی رد کرد فیلم خوب، می‌شود بد و یا فیلم بد، می‌شود خوب. با این همه بحث و نظر در نقد فیلم‌ها متکی بر همین رد و اثبات دلایل است و چاره‌ای از آن نیست. ولی اینکه به اسم دلیل عقلی خط بطلان بکشیم بر ذوق و سلیقه و یا ذوق و سلیقه خودمان را به نام دلیل عقلی بر دیگری تحمیل کنیم این همان خطای ریشه‌ای و به عبارتی «گناه اصلی» در مقوله نقدنویسی و روزنامه‌نگاری با موضوع سینما و تلویزیون است که پیوسته باید از آن بر حذر بود. در واقع معیار نقد نه سلیقه تنها و نه عقل تنها بلکه ترکیب تجزیه‌ناپذیر این دو است. چراکه اگر نگوییم به طورکلی در مقوله اندیشه، دست‌کم در مقوله هنر، عقلانی سخن گفتن نمی‌تواند بی‌ارتباط با ذوق و سلیقه باشد؛ و انصاف نیز جز این نیست.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها