در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز خداداد عزیزی، سرمایه هنگفتی را به بازار فوتبال ما آورده است؛ سرمایهای که شاید خیلیها آرزوی داشتن اندکی از آن را در دل دارند، سرمایهای که خداداد بیمحابا مشغول حیف و میل آن است. خداداد از روزی که فوتبال را کنار گذاشت تا به امروز، همیشه از جیب خرج کرده و بخش عظیمی از این سرمایه را به تاراج داده است. آن روزی که در رختکن اجازه داد تا جای دست یک مدیر روی گردنش نقش ببندد و تن به سیلی خوردن بدهد، حراج این سرمایه را آغاز کرد و روزی که جوانک علاقهمندی را به باد کتک گرفت به این حراج سرمایه ادامه داد.
او به خاطر این رفتار غیرمنتظره محروم شد، مورد خطاب خیلیها قرار گرفت و با فشار افکار عمومی و مطبوعات بخشوده شد.
اما خداداد، فقط چند روز پس از رفع محرومیت با یک هوادار دست به یقه شد و باعث شد تا آن مصاحبه که مدام با صدای بوق (به خاطر حذف کلمات خداداد) قطع میشد از سیما پخش شود.
تداوم این مسائل از دو حال خارج نیست یا همه آدمها اشتباه میکنند یا آن که خداداد، منجی یکهتاز فوتبال است و همه حرفهایش درست است و میخواهد عالم و آدم را با رفتارش درست کند. به نظر میرسد خداداد باید با خودش خلوت کند و از خود بپرسد این همه جار و جنجال برای چیست؟! او در دنیای مربیگری دنبال چه گمشدهای میگردد و چه چیزی کم دارد که تاکنون به دست نیاورده است؟!
خداداد، علی دایی، علی کریمی، مهدویکیا و ... که در تاریخ افتخارات فوتبال ما اسمشان ثبت شده است، باید قدر و قیمت خود را بدانند. اینها مثل بکن بائر و میشل پلاتینی در فوتبال اروپا، مثل پله و مارادونا در فوتبال جهان آبرو و اهمیت دارند و حیف از این بزرگی است که قدرش را ندانند.
شاید باید این نکته را به خداداد یادآور شد که کمیته انضباطی جای آدمهایی نیست که روزگاری الگوی جوانهای ما بودهاند، من اگر جای خداداد بودم، همین امروز عطای این فوتبال را به لقایش میبخشیدم و آبروی به جا مانده را حفظ میکردم. کار کردن در این عرصه، حوصله، پایداری، صبر و شکیبایی میخواهد که متاسفانه خیلیها از آن بیبهرهاند؟!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: