در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او عقیده دارد که جزو استثناهاست. این را بارها در مصاحبههایش گفته است: «وقتی یک کارگردان میزانسنش را با من هماهنگ میکند، وقتی فیلمبرداری برای انتخاب کادرش با من مشورت میکند، وقتی صدابردار از من هم فکری میگیرد؛ پس من یک سینماگرم که عکاسی زیرمجموعه کار من است.» حالا بعد از اینکه بازیگری در سینما، تلویزیون و هنر عکاسی و آواز را تجربه کرده این بار به روی صحنه تئاتر آمده است و در نمایش سگ سکوت به کارگردانی آروند دشت آرای بازی میکند. این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته و در آن بازیگران شناخته شده سینما مثل بهداد، باران کوثری و پانتهآ بهرام بازی میکنند. ایده اولیه این متن بازگشت است. مردی بعد از مدتها به خانه پدریاش برمیگردد و اتفاقاتی میان همسر او و خواهرش شکل میگیرد، نمایش چیزی بین زمان ذهنی و واقعی است و به معنای دیگر برداشتن مرز بین خواب و زندگی واقعی است.
بهداد در نشست خبری این نمایش گفته است: «تئاتر برای من که تحصیلاتم تئاتری است، موضوع شگفتانگیزی نیست. چراکه در دوره دانشجویی تجربه کارکردن در بسیاری از آثار را داشتهام. شگفتی تئاتر برای من در روزمرگی و رشد کند آن است. از آنجا که این رشد کند اصالت و حقیقت دارد، موجب شگفتی من میشود. البته من از تئاتر خیلی میترسیدم چون از سالهای دانشجوییام بسیار فاصله گرفته بودم و صحنه را در حد رفع تکلیف دانشگاه تجربه کرده بودم، اما حضور بازیگری مانند پانتهآ بهرام کمک بسیاری به من کرد و معتقدم حضور او در این نمایش کاملا جادویی است.»
سر و کله بهداد از کجا پیدا شد
حامد بهداد 10 سال است که در سینما مشغول بازی است. او متولد 6 آبان 1352 در شهر مشهد است. بهداد 20 ساله بود که به تهران آمد و در رشته بازیگری تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی فارغالتحصیل شد. البته او از لج یکی از معلمهای دبیرستان درس خواند و به دانشگاه رفت و با رتبه 19 در این رشته قبول شد: «فکرش را هم نمیکنید از 10 نمره نظری که همه 10 می گرفتند به زور 2 می گرفتم ولی از 10 نمره عملی که همه 2 میگرفتند به راحتی 10 میگرفتم. خیالم راحت بود که در بازی کم نمیآورم.» شاید اولین بازی او یادتان نیاید. نخستین حضور بهداد در سینما مربوط به فیلم «آخر بازی» ساخته همایون اسعدیان است که در سال 1379 ساخته شد. بهداد که در این فیلم نقش «پویا» را بازی میکرد، نامزد سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. البته قرار بود در این فیلم نقش بهداد را رامبد جوان بازی کند، اما برایش گرفتاری پیش آمد و «حامد بهداد» را به جای خود به کارگردان معرفی کرد.
2 سال گذشت و بهداد بار دیگر در «بوتیک» ظاهر شد. او در این فیلم که حمید نعمتالله آن را ساخته بود و گلشیفته فراهانی و محمدرضا گلزار در آن نقشهای اصلی را بازی میکردند فوتبالیستی بود که در دام اعتیاد گرفتار بود. او در همان سال در فیلم «این زن حرف نمیزند» ساخته احمد امینی هم حضور پیدا کرد. «کافه ستاره» ساخته سامان مقدم در سال 1384 حضور بعدی بهداد را در سینما رقم زد.
او در سال 1385 در فیلم «آدم» ساخته عبدالرضا کاهانی بازی کرد.
اما مهمترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم «روز سوم» ساخته محمدحسین لطیفی بود که در نقش یک افسر عراقی ظاهر شد که در خلال محاصره خرمشهر عاشق دختری از این شهر میشود. او توانست با بازی خوب در این فیلم برای دومین بار نامزد سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود.
از دیگر فیلمهایی که حامد بهداد در آنها حضور داشته میتوان به باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)، تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)، حس پنهان (مصطفی رزاق کریمی، 1386)، دایره زنگی (پریسا بخت آور، 1386)، هر شب تنهایی (رسول صدرعاملی، 1386) و مجنون لیلی (قاسم جعفری، 1386) اشاره کرد.
بهداد در چند مجموعه تلویزیونی هم حضور داشته است. آخرین دعوت (حسین سهیلیزاده 1387)، همسفر یک قسمت (قاسم جعفری، 1379)، سایه آفتاب (محمدرضا آهنج، 1381) در نقش رضا، یک مشت پر عقاب (اصغر هاشمی، 1386) در نقش: امیرحسین دانشور و آخرین دعوت (حسین سهیلیزاده، 1387) در نقش عماد از آن جمله است.
همه فن حریف
بهداد هم از آن آدمهای چندکاره سینماست که بازیگری شغل اصلیاش است و علاقهمندیهایی هم دارد که البته اگرچه دور از سینما نیست، اما ربط چندانی هم به آن ندارد. یکی از این علاقهها عکاسی است. علاقهای که روز به روز در سینماگران دارد همهگیرتر میشود. بهداد هم از این قاعده مستثنا نبود و علاقهاش به عکاسی باعث شد که او چندماه پیش نمایشگاه عکسی هم برگزار کند. در نمایشگاه حامد بهداد حدود 40 عکس سیاه و سفید و رنگی به نمایش درآمد که از پشت صحنه فیلمهایی مثل روز سوم، چای تلخ، آدم و... گرفته شده بود که عمده این عکسها تصاویر بازیگران و عوامل سینمایی بود. البته بهداد میگوید عکاسی ارتباط مستقیم با سینما دارد به خاطر این که خیلی چیزها به یک بازیگر یاد میدهد: «آشنایی من با عکاسی باعث میشود با انواع لنزها آشناتر شوم و این، هم به یادگیری خودم کمک میکند و هم به پیشرفتم در بازیگری.» البته بهداد هم مثل خیلی از ما از زمان بچگی عکس بازیگران هندی، ایرانی و خارجی را جمع میکرد و این برایش از سرگرمیهای جدی بود. حالا او عکاس است و مهمترین سوژهاش هم آدمها هستند. در حالی که بعضی از عکاسها بعد از چند سال عکاسی و داشتن یک آرشیو پر و پیمان که حاصل سفرهای مختلف است نمیتوانند نمایشگاه عکس خصوصی برگزار کنند و این کار با مشقتهای بسیاری همراه است سینماگرانی مثل لاله اسکندری، رضا کیانیان، عباس کیارستمی، ناصر تقوایی و بالاخره حامد بهداد راحت نمایشگاه عکس برگزار میکنند و راحت عکسهایشان را میفروشند. شهرت این جور مواقع به کمک آنها میآید، اما بهداد میگوید که عکاسی کردن او ربطی به این چیزها ندارد و او از دوران دانشجویی عکاسی میکرده است برای اینکه به سینما برسد و در سینما بهتر ظاهر شود. حالا او به خود حق میدهد که نمایشگاه عکس برگزار کند و میگوید که هر کسی حق دارد هر هنری را که میخواهد تجربه کند.
در همان زمانی که بهداد نمایشگاهش را در بهمن ماه در گالری شیرین برپا کرده بود زمان زیادی از برپایی اکسپوی عکس تهران نگذشته بود. در این اکسپو سینماگران هم حضور پیدا کرده بودند و توانسته بودند به راحتی عکسهایشان را بفروشند و این باعث اعتراض بعضی از عکاسان حرفهای شده بود. در نشستی که برای اکسپوی عکس برگزار شد هم سینماگران عکاس و هم عکاسهای حرفهای دعوت شدند که عکاسها در اعتراض به نشست نیامدند. بهداد در واکنش گفته بود که این اعتراضها از روی حسادت است. چرا که هیچ کس جای آن دیگری را نگرفته و همه در فعالیت آزاد هستند.
بهداد چند وقتی هم در گروه موسیقی «دارکوب» به عنوان خواننده حضور داشت.
مهناز شاهچراغی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: