اخلاق عملی در جامعه خرد و کلان

برخی سریال‌های تلویزیونی از آنچه در دل جامعه می‌گذرد و مربوط به زمان حال است و عمدتا مضامین اخلاقی مطرح و مورد توجه جامعه را به عنوان پیش‌فرض اصلی در نظر می‌گیرند و در قالب یک سریال به بسط و گسترش این پیش‌فرض می‌پردازند و در نهایت با طرح چنین مضمون‌های اخلاقی؛ پیام‌های مرتبط نیز ارسال می‌کنند؛ روندی که اگرچه کمتر در این سازوکار جای می‌گیرد، اما ساخت و کاری درخور توجه هم دارد.
کد خبر: ۲۷۰۷۶۴

سریال «رستگاران» نیز دقیقا سراغ همین مضمون‌های اخلاقی رفته است.

عمده فیلم‌ها و سریال‌هایی که به طرح اخلاق و اخلاق‌گرایی در جامعه می‌پردازند به دلیل سنگینی مضمون به سمت و سوی مواردی از قبیل دیدگاه‌های فلسفی و رفتارشناختی و معناشناختی رفتار اخلاقی و کنش‌های غیراخلاقی می‌روند. از این پس است که کاراکترها سنگین می‌شوند؛ دیالوگ‌ها در عین معنادار بودن و حتی زیبایی، سنگین و غیرقابل هضم  برای عامه مردم ‌شده و در نهایت کار به شراکت یعنی پیگیری سریال توسط تماشاگرش نمی‌انجامد.

در رستگاران ولی ما با کنش‌ها و واکنش‌های جامعه به طور بسیار عادی طرفیم. یعنی اخلاق‌گرایی اینجا نه به صورت تئوری‌های کادر شده و نه به صورت بحث‌های اخلاقی کشدار مطرح می‌شود. در واقع در این سریال رفتاری برای تماشاگر به نمایش گذاشته می‌شود و کنش‌ها و واکنش‌های کاراکترهای ذی‌نفع این رفتارها توسط تماشاگر سرند می‌شود. این روند احتمالا می‌تواند به بیان تصویری مضامین اخلاقی در یک سریال کمک قابل توجهی کند. البته این روند یک مشکل اساسی هم ایجاد می‌کند و آن این‌که هر رفتاری که اخلاقی در نظر گرفته شود و ضد اخلاق نامیده شود باید به هر حال با یک پس‌زمینه، داستان و پیشینه‌ای روایت گردد تا همین اخلاق عملی تماشاگر را دلزده نکند. مثلا دروغ از بدترین رذالت‌هاست یا اعتماد نکردن به کسی بر اثر نوع رفتاری که شخص کرده یا ... باید این اخلاق عملی در مضامین دروغ و زشتی آن و اثرش در جامعه خرد و کلان یا خیانت و خباثت این عمل و ناراستی‌اش در جامعه آنقدر کاریزماتیک روایت شود که تماشاگر خود را درگیر سریال ببیند. از طرفی هم متاسفانه برخی رفتارهای ناپسند از جمله همین دروغ گفتن‌ها که در چند سال اخیر رده‌بندی هم پیدا کرده‌اند مانند دروغ خیلی خیلی کوچک؛ دروغ الکی، دروغ به شوخی، دروغ کوچولو، دروغ دوبله و ... رواج یافته‌اند که البته در برخی جوامع کلا رخت بربسته‌اند. با همه اینها پرداختن به 3 مضمون «خیانت در امانت» و «سوءتفاهم» و «ظن بد بردن» و پیدایش و پرداخت این مضامین به صورت عملی و نمایشی کار پسندیده و جالبی است.

هرچند اصلا پرداختن به ظن، چه حسن ظن و چه سوءظن؛ ‌سوسپانس و تعلیق‌ذاتی در فیلم به همراه می‌آورد، اما الزام داشتن به افزایش غنای دراماتیک سبب شده داستان‌ها و داستانک‌های رستگاران هر چه کمتر  اگر نه در بیشتر قسمت‌ها  سر هم‌بندی شود و همین مهم باعث شده شعار و فریاد و پرداخت‌های نظری کمتر از نمونه‌های مشابه در این سریال باشد.

مورد دیگر سهیم کردن تماشاگر در باورپذیری آنچه است که می‌بیند. یعنی تماشاگر آنچه که از کاراکترهای سریال رستگاران می‌بیند و آنچه که قرار است یک اخلاق‌گرایی عملی باشد را بفهمد و بپذیرد و عاقبت ماجرا را دنبال کند، این واقعیت‌پذیری کمی تا قسمتی مشکل اصلی رستگاران است (سرقت کیف و داستان دوست همسر احمدرضا را در قسمت اول به یاد بیاورید)‌.

همچنین تعدد کاراکترها و تقسیم شدن همان سوءظن و حسن‌ظن کار را برای واقعیت پذیری از سوی تماشاگر سخت می‌کند؛ چرا که هر چه تعداد کاراکترها بیشتر باشد طبیعتا کنش و واکنش هم بین آنها بیشتر می‌شود و هر چه داستانک‌های یک ماجرا بیشتر شوند، برخورد کاراکترها با هم زیادتر می‌شود و در پی این کنش‌ها و واکنش‌ها رفتارهایی ناگزیر روی می‌دهد که به همان واقعیت پذیری یا عکس آن از سوی تماشاگر ختم می‌شود. اگر تمام اینها را کنار هم بگذاریم، به اینجا می‌رسیم که باید کدام کاراکتر را شخصیت اول و شخصیت‌محوری داستان «رستگاران» بدانیم. البته هرگز داشتن یک قهرمان و حتی داشتن یک ضد قهرمان برای روایت فیلم و سریال الزامی نیست. اما شخصیت محوری چیز دیگری است. این کاراکتر محوری عناصر داستان را پرورش می‌دهد و رسیدن به نقطه پایانی به واسطه کنش‌ها و واکنش‌های اوست. همسر احمدرضا تا قسمت‌های چهارم و پنجم یا بیشتر حتی به نظر می‌رسید می‌تواند همان کاراکتر محوری باشد. این در حالی است که دیگرانی نظیر شایسته و کاوه نیز در مواردی چنین امتیازی را داشتند. این یک نوع سردرگمی است چرا که تماشاگر مایل است به حقیقت برسد. آن هم در داستانی که اخلاق‌گراست و اصلا تیتراژش آیه‌ای از قرآن کریم برخود دارد.

اما قضیه سوسپانس و ظن‌های فراوان از هر نوع توانسته کاستی‌های رستگاران را کمی تا قسمتی بپوشاند؛ زیرا با داستانی پیچیده و درهم تنیده طرف هستیم که با ذوق و خلاقیت و تجربه کاری سیروس مقدم به هر روی نسبتا خوش‌ساخت از کار درآمده و این ساخت و ساز در مواردی دیگر هم دارای امتیاز است. مواردی مثل تصویربرداری و حتی میزانسن کمی متفاوت رستگاران همگی به این خوش‌ساختی مساعدت کرده‌اند تا آن سوسپانس‌ها سرانجام به نتیجه برسد.

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها