اوباما اگرچه بلافاصله این اشتباه را اصلاح کرد و یادآور شد از آنجا که پوتین تا قبل از به قدرت رسیدن دیمیتری مدودف، رئیسجمهور کنونی به مدت 8 سال سکان هدایت روسیه را در دست داشته، مرتکب چنین اشتباهی شده است لیکن آنچه او گفت زمینهساز از سرگیری مباحثات مربوط به منازعه قدرت در مسکو شد و این که واقعا از بین مدودف و پوتین کدامیک پشت فرمان کرملین قرار دارد؟
برخی کارشناسان امور روسیه اعتقاد دارند حلقه رهبران مسکو آنچنان که برخی گمان دارند با هم تضاد منافع و اختلاف ندارند و به عمد میخواهند این وضعیت تعلیق و بیاطلاعی ادامه پیدا کند. در نقطه مقابل عدهای میگویند مدودف که وکیلی کارکشته است در حال فاصله گرفتن از حامی خود است و دیگر قصد ندارد دنبالهرو صرف پوتین باشد.
نتیجه نظرسنجی ماه می سالجاری میلادی توسط مرکز افکارسنجی مستقل لوادا در مسکو نشان داد 18 درصد روسها اعتقاد دارند مدودف در مسیر استقلال عمل از پوتین حرکت میکند در حالی که 68 درصد بر این باور هستند که رئیسجمهور به طور کامل تحت کنترل پوتین است.
دیدگاه شایع در بین مردم روسیه در واقع انعکاسدهنده هزاران سال پیشینه تاریخی روسیه است که در آن همیشه یک نفر بر این کشور حکمرانی کرده است. معدود موارد تقسیم قدرت فقط در زمان جنگهای داخلی رخ داده است که آخرین مورد آن زمانی اتفاق افتاد که بین بوریس یلتسین، اولین رئیسجمهور روسیه و پارلمان در سال 1993 شکاف ایجاد شد اما سرکوب پارلمان توسط نیروهای امنیتی و به زور اسلحه موجب شد یلتسین به قدرت بلامنازع روسیه تبدیل شود.
هرچند پس از پیروزی مارس سال گذشته مدودف در انتخاباتی هدایت شده، او به کرملین راه یافت و پوتین با اسبابکشی از کرملین راهی کاخ نخستوزیری شد اما در عمل پوتین همچنان جایگاه گذشته خود را در ساختار قدرت و حتی نزد افکار عمومی حفظ کرده است.
براساس قانون اساسی مصوب سال 1993 روسیه، نخستوزیری سمتی انتصابی است که باید تحت نظر رئیس جمهور و مطابق نظر او فعالیت کند. در گذشته نخستوزیران روسیه همیشه زیر سایه سنگین رئیسجمهور بی سر و صدا مشغول رتق و فتق امور بودهاند اما با انتصاب پوتین به نخستوزیری عملکرد او به همان اندازه مدودف در کانون توجه رسانهها قرار گرفت.
در پارهای موارد و با بروز موقعیتهای اضطراری چون جنگ تابستان گذشته با گرجستان در واقع پوتین گوی سبقت را از مدودف ربود و به گرداننده اصلی جنگ تبدیل شد. هر دو طرف تاکید دارند با هم هیچ مشکلی ندارند اما طی ماههای اخیر و در موارد متعددی نشانههایی از بروز اختلاف بین مدودف و پوتین به سطح آمده است.
اولگا کریشتانوفسکایا ، از کارشناسان ارشد امور روسیه تصریح میکند اگر قانون اساسی روسیه ملاک قرار نگیرد نگاهی به نحوه توزیع پستهای مهم دولتی کاملا این نکته را برجسته میسازد که چه کسی سکاندار هدایت روسیه است. کریشتانوفسکایا میگوید: مدودف منابع مالی چندانی در اختیار ندارد و 85 درصد پستهای اجرایی در اختیار مردان پوتین قرار گرفته است. او با تاکید بر این که توزیع پستهای مهم برخلاف نص صریح قانون اساسی روسیه با نظر پوتین صورت گرفته است، میافزاید: اگرچه مدودف ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد اما پوتین است که سیلوویکی [نهادهای اطلاعات و ارتش] را کنترل میکند.
صفآرایی جناحها
مدودف که به ظاهر از تسلط هواداران پوتین بر همه ارکان قدرت روسیه به تنگ آمده است اخیرا به تعامل با لیبرالهای روسیه روی آورد که به واسطه سیاستهای پوتین از راهیابی به پارلمان باز ماندهاند، در عمل هیچ ارتباطی با رسانهها ندارند و به حاشیه جامعه رانده شدهاند.
در ماه آوریل سال جاری میلادی مدودف مصاحبهای با هفتهنامه نوایاگارزتا که از نشریات نزدیک به کرملین تلقی میشود، انجام داد. او در این مصاحبه از صاحبنظران روس خواست با مراجعه به وبلاگ ریاستجمهوری نظرشان را در مورد راهکارهای اصلاح قوانین مصوب دوران زمامداری پوتین در رابطه با نحوه فعالیت نهادهای غیردولتی (NGO) که به اعتقاد فعالان مدنی اقدامی واپسگرایانه در حرکت به سوی دموکراسی بود، اعلام کنند.
رئیسجمهور روسیه همچنین اندکی قبل با رهبران احزاب کوچک روسیه که به دلیل قوانین انتخاباتی این کشور قادر به راهیابی به پارلمان نیستند، دیدار کرد، به انتقاد از ساختار فعالیتهای حزبی در روسیه پرداخت و خواستار بازنگری در قوانین انتخاباتی و قانون احزاب شد.
با این حال مهمترین اقدام مدودف برای مقابله با جناح نزدیک به پوتین پافشاری بر تصویب قانون جدید مبارزه با فساد دولتی بود که با پیگیری شخص او در دوما تصویب شد. این قانون راه را بر حساب کشیدن از مقامات ارشد کشور که اکثرا به لحاظ مالی فاسد و به لحاظ سیاسی نزدیک به پوتین هستند، هموار کرده و در عمل نزدیکان پوتین را تحت فشار فزایندهای قرار میدهد.
شروع جنگ قدرت؟
به گمان منتقدان مدودف، این اقدامات نمادین هستند اما کم نیستند کارشناسانی که اعتقاد دارند مدودف با این تحرکات به دنبال تقویت اردوگاه خود و آماده کردن فضا برای به دست گرفتن سکان هدایت کشور است.
دیمیتری اورشکین، مدیر موسسه نظریهپرداز مرکاتور در مسکو میگوید: پوتین فکر میکند شخص اول روسیه است اما مشکل اینجاست که مدودف هم اندک اندک در حال رسیدن به چنین دیدگاهی در مورد خودش است. او در گفتگو با شبکه رادیویی اخوامسکووی افزود: پوتین به دنبال سیاستهای انحصارطلبانه است که چنین رویکردی را میتوان واکنش به تلاشهای مدودف برای به حاشیه راندن او و نوعی مقاومت در برابر این حرکت تعبیر کرد.
اوایل ماه جاری میلادی بود که پوتین شخصا در جمع کارگران اعتصابکننده در یک مجتمع صنعتی در غرب روسیه حضور یافت و در برابر دوربینهای تلویزیونی قلم خود را به سمت یکی از ثروتمندان صاحبنام روسیه پرتاب کرد و به او دستور داد به خواست کارگران معترض رسیدگی شود. او در یک نمایش سیاسی دیگر در یکی از نشستهای کابینه که به طور مستقیم از شبکههای تلویزیونی پخش میشد وزرای خود را به دلیل کمکاری مورد انتقاد قرار داد.
بعید است که واقعیت پس پرده شکل تعامل مدودف و پوتین قبل از انتخابات ریاستجمهوری سال 2012 میلادی روسیه برای مردم آشکار شود. اواخر سال گذشته بود که مدودف خواستار بررسی طرح مناقشهانگیز افزایش دوران ریاستجمهوری از 4 به 6 سال شد که همین مساله به تنهایی نشان میدهد او چندان هم علاقهمند نیست مرد شماره 2 روسیه بماند.
مترجم: فرزین تکلو
منبع: نیویورک تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم