در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با مهرام تمدید کردید. مشکلی برای ادامه کار نداشتید؟
قراردادم را شفاهی تمدید کردم. قول و قرار دوستانه گذاشتیم و هیچ قرارداد کتبی بین من و باشگاه مهرام نیست. من از بهترین امکانات در باشگاه برخوردارم و همیشه به بازیکنان گفتهام پیش از آن که ما قهرمانیها را برای خودمان قائل شویم این موفقیتها از آن باشگاه است، چون حمایت میشویم. باشگاه کارهای ممکن را که برای قهرمانی بود انجام داد. امسال هم هدفمان دفاع از قهرمانی در آسیا و لیگ برتر است.
صحبتهایی درباره جدایی مهدی کامرانی و صمد نیکخواه بهرامی از تیم مهرام شنیده شده است. آیا این اخبار را تایید میکنید؟
باشگاه با بازیکنان ملیپوش حرف زده است. فکر نمیکنم مشکلی وجود داشته باشد، با این حال هر بازیکنی پیشنهاد خودش را مطرح میکند و باشگاه تصمیم نهایی را خواهد گرفت. در مجموع مهرام تیمی است که بازیکن نمیتواند براحتی از آن عبور کند. علاوه بر شرایط قهرمانی باید به پیشرفت، نکات معنوی و مسائل مالی فکر کرد که در مهرام به تمامی این ابعاد توجه میشود. بازیکن آزاد است چون یک فصل باید با آرامش بازی کند، بنابراین تصمیم با خود آنهاست. من درباره جدایی بازیکنان حرفی نشنیدم.
آنچه به این حرفها و شایعات بیشتر دامن میزند اختلاف شما با صمد نیکخواه بهرامی در اواخر فصل پیش است. حتی در همان روزها از قول صمد گفته شد دیگر حاضر نیست در مهرام بازی کند؟
اگر اتفاقی بین ما افتاد حالا تمام شده و نه من و نه صمد نمیتوانیم روی گذشتهها زیاد تاکید داشته باشیم. بعد از آن اتفاقات او یک فینال لیگ داشته و یک فینال باشگاههای آسیا که در استانداردهای فراتر از آسیا بازی کرد. صمد قبل از اینکه به ایران بازگردد شرایط بدی را در فرانسه سپری کرده بود. من میبایست اعتماد به نفس او را باز میگرداندم. او در تیمهای قبلی من همیشه توپ دستش بود، اما با وجود پریست و اینکه صمد سهمیه بازیکن سوم خارجی ما بود مجبور بودیم توپ را بیشتر برای پریست بسازیم تا صمد کمکم شرایط خوب گذشته را در لیگ پیدا کند. این کار زمان میبرد. خودش عجله میکرد، اما با او صحبت میکردیم و در نهایت قانع شد و به بازیها در ایران بازگشت. از آن روز در هر بازی بهتر از بازی قبل خودش را نشان داد. بحثهایی هم که از قول او گفته بودند، انکار کرد.
او در گفتگو با یکی از خبرگزاریها به روند استفاده بازیکنان خارجی توسط مربیان ایرانی اعتراض کرده بود.
وقتی این موضوع را با صمد در میان گذاشتم گفت منظورش فقط در رابطه با مهرام نیست، بلکه در مورد کل تیمهای بسکتبال ایران صدق میکند. من نظر خودم را بیان میکنم. در صنام، پتروشیمی بندرامام و مهرام روش کارم استفاده از بازیکن ایرانی بوده و نخواستم نقش بازیکنان خارجی را در تیم بیشتر از آنچه هست پر رنگ کنم. صمد نیکخواه بهرامی اگر امروز این جایگاه را دارد دلیلش این بوده که از 18 سالگی نه زیر بلیت ویتاری مارش بوده نه کلوین و نه تونی و ادنر الیسما و جیسون و همه خارجیهایی که این چند سال در تیمهای من بودند. من خودم را وابسته به بازیکن خارجی نکردم. صمد بازیکن خوبی است. از همه مهمتر شخصیت خوبی دارد. فقط باید صبورتر عمل کند. برای صمد جایی بهتر از مهرام نیست. خودش آدم با هوشی است و این نکته را خوب میداند.
موضوع آلمان چطور؟ شنیدیم که در اردوی تیم ملی در آلمان صحبتهایی راجع به جذب صمد بوده است؟
من نشنیدهام؛ اما صمد یک تجربه نامناسب در فرانسه داشته و نباید بدون مطالعه باز هم گرفتار مشکلات تکراری شود.
شما جزو نسل تاثیرگذار بسکتبال ایران هستید. از 10 سال قبل به این سو، نوع تفکرات مربیان که غالب آن را جوانان ساختند عوض شد و سرمایههای فعلی در آن مقطع در ردههای پایه فعالیت داشتند. استعدادهای بسکتبال توسط همین گروه از مربیان و سرمایهگذاری باشگاهها به هدر نرفت تا اینکه از سال 2002 به دنبال همان برنامهها بسکتبال ایران متحول شد و امروز باز هم موفقیتها ادامه دارد. به نظر شما چگونه باید این روند را در سالهای آینده حفظ کنیم؟
الان جریان مربیگری بسکتبال در ایران به سمت متعالی شدن است. شاید ما در آن سالها تجربه میکردیم، اما الان مربیان به درک و بینش زیادی در بسکتبال رسیدهاند. این نسل که بازی میکند روزی به آخر راه میرسد، بنابراین در کنار آنها باید نیروهای جوان ساخته شوند. نفرات خوبی در تیمهای پایه میبینم که بلافاصله آنها را باید در تیمهای لیگ جذب کرد تا مهدی کامرانی ساخته شود یا صمد نیکخواه بهرامی. این نسل از بازیکنان نیز مسوولیت سنگینی بر دوش دارند و پیش از جایگزین شدن جوانان باید آنقدر پخته کار کنند تا الگوهای مناسبی برای آنها باشند.
برخی انتقادها که متوجه مربیانی مثل شماست این است که در رده پایه نقشی ندارید. پول در تیمهایتان نقش اساسی دارد و بازیکنان خوبی که از این طریق وارد تیم میشوند راه موفقیتتان را هموار میسازند. چه پاسخی دارید؟
برای من که در این چند سال مربیگری کردهام کار پایه اصلا آن مفهومی که دوستان میگویند، ندارد. من مربی پایه نبودم. مربیای هستم که بازیکنان با تجربهام را در چارچوب تاکتیک میآورم و بازیکنان جوانم را در کنار آنها رشد میدهم. این کار پایه من است. من نمیتوانم در یک باشگاه حرفهای مثل مهرام که مطالبات خاص خودش را از مربی و بازیکن دارد، بیایم و به بازیکن لی آپ چپ و راست یاد بدهم. بازیکنان فعلی بزرگسال یکدفعه که وارد سیستم بسکتبال نشدند همه این بازیکنان در باشگاهها و پیش مربیان رشد کردهاند، بنابراین نمیتوانم قبول کنم مربیان کار پایهای نکرده اند و به جوانان بیاعتنا بودهاند. صمد نیکخواه بهرامی 18 سالش بود که در تیمهای من بازی کرد. چقدر کیفیتش تغییر کرده ؟یا آفاق پیش مهران شاهین طبع و حامد حدادی با سعید فتحی. الان هم خیلی از جوانان پیش دوستانم کار میکنند و چند سال دیگر تبدیل به بازیکنان بزرگ این مملکت میشوند. اگر کسانی تعاریف دیگری از سازندگی دارند به نظرم این تعاریف با تعاریف بینالمللی مغایرت دارد. مربیان کار یکدیگر را کامل میکنند. چه اولین نفر که توپ دست بازیکن میدهد و چه آن کسی که بازیکن را تبدیل به یک قهرمان یا چهره حرفهای میکند، همه مربیان سازنده و تاثیر گذار هستند.
آیا میپذیرید که در مورد شما میگویند فقط از 6 بازیکن در بازیهای مهرام استفاده میکنید؟
من نمیتوانم منافع باشگاهی را که هزینه کرده به خاطر حرف بعضیها به مخاطره بیندازم. با 6 نفر هم درست نیست، اما با 8 نفر چرا. شرایط تیمها و بازیکنان با هم فرق دارد. من به اقتضای بازی به بازیکنان بازی میدهم.
از برخی مربیان انتقاد میشود بنا به شرایطی که از نظر مالی دارند نمیروند و در دورههای مربیگری شرکت نمیکنند. آیا این گونه است؟
نه بیانصافی است. یک موقع میگفتند مربیان به روز هستند که نه دسترسی به اینترنت بود و نه این همه دوره و کلاس. الان بسکتبال کشورهای مختلف را بسهولت میتوانید تهیه و بررسی کنید و اگر باهوش باشید از مشاهده همین بازیها میتوانید بیشترین بهره را ببرید. حس و شم مربیگری لازم است. ضمن آن که چند وقت دیگر برای یک دوره مربیگری با هزینه خودم میروم در خارج از کشور.
فکر نمیکنید بیان این حرفها کمرنگ کردن نقش دیگران در موفقیت هاست و تشدید آن جریانی یکسویه در بسکتبال به راه میاندازد؟
همیشه گفتم و امیدوارم فردا محکوم نشوم به خودخواهی منهای مصطفی هاشمی که هیچی از بسکتبال سر در نمیآورد. ما پیشرفت بسکتبال مان مدیون مربیان ایرانی است که تیمهای ملی و لیگ باشگاهی را به این سطح رسانده اند و کاری ریشهای را پایهگذاری کردند که تا مدتها باز هم بسکتبال ایران نتیجه خواهد گرفت. هر کسی بخواهد این نقش را دانسته یا ندانسته کمرنگ کند وا مصیبتا.
شاهد گفتههایتان موفقیت تیمهای ملی ماست. اونیکا در عرض کمتر از یک سال، سوم بازیهای دوحه شد. ترومن 4 ماهه تیم ملی را قهرمان آسیا کرد و نبوشا با 2 ماه کار مستمر از بین 6 ماه، افتخار قهرمانی جوانان آسیا را با خودش برد. در صورتی که همه میدانند برای تداوم قهرمانی فعالیتهای مستمر چندین ساله لازمه کار است.
سفرهای است که پهن شده، یعنی هویت بسکتبال ما شکل گرفته و توانمندیهای نهفته آشکار شده است. بوسنیاک، اونیکا، ترومن، مهران شاهین طبع، فرزاد کوهیان و... هر کس در تیم ملی باشد این موفقیتها را نصیب بسکتبال ایران میکند. بستر آماده است. ما مربیانی در اندازههای بینالمللی داریم. این مربیان باعث افتخار بسکتبال هستند که کارهای بزرگی صورت دادهاند.
شما در مقطعی مربی تیم ملی شدید. آمدید و رفتید. آیا تمام آنچه را میخواستید انجام داده بودید؟
یک دورهای مربی ملی بودم. بعد با فدراسیون به توافق نرسیدم یا آنها دوست نداشتند یا شاید شرایط کار من مناسب شان نبود.
دیگر پیشنهادی از فدراسیون نداشتید؟
پس از چند سال پیشنهاد مربیگری جوانان به من شد، ولی قبول نکردم. به عنوان سرمربی هم پیشنهاد شد که گفتم کار با جوانان روحیات خاصی میخواهد. من با رده بزرگسال میتوانم کار کنم و گفتم افرادی جلوتر و محقتر از من هستند که بتوانند با جوانان کار کنند.
انگیزه مالی هم برای شما مهم بوده؟ مثلا پیش خودتان فکر کردید کلی باید سر و کله بزنید، اما در باشگاه پول بیشتر درمیآورید، بنابراین وقتتان را برای باشگاه گذاشتید.
اصلا. این مربیانی که صحبتشان را کردم فقط بسکتبال بلد نبودند، بلکه عاشق بودند جاه طلب بودند. آنها در دوره بازی در شرایطی که توان کسب مدال داشتند به حق خودشان نرسیدند. بین چهارم تا ششم آسیا بودند. این افراد در زمان مربیگری عقده گشایی کردند. آنها به بازیکنان جاه طلبی یاد دادند. با قلب و روح خود کار کردند و مطمئن باشید پول در درجه دوم قرار میگیرد. افتخار است کسی که از بین این آدمها با تفکراتشان بیاید و در تیم ملی خدمت کند. عشق را با پول نمیتوان سنجید. من 2 آرزوی ورزشی در مربیگری دارم. به موفقیت در باشگاه که رسیدم و موفقیت با تیم ملی. همه ما عاشق این کاریم و نمیتوانیم برای تیم ملی قیمت بگذاریم. بحث پول هم که مطرح میشود کملطفی است و ما با دلمان معامله نمیکنیم.
گفتید تیم ملی شرایطی دارد که با هر مربی میتواند به توفیق برسد. در مورد ماتیچ هم این اعتقاد را دارید؟
تیم با 50 درصد قوا در قطر اول شد. شما تصور کنید همه بازیکنان باشند، چه اتفاقی میافتد. بسکتبال ما خیلی جلوست و تا دو سه سال آینده وضع به همین منوال است، ولی ما باید به فکر پشتوانهسازی باشیم.
درباره فرصتهای جهانی که نصیب بسکتبال ایران میشود چه نظری دارید؟ در سال 2003 و همین چند وقت پیش در بازیهای جهانی جوانان شرکت داشتیم. به المپیک رفتیم. در دانشجویان همین طور. جایگاه بسکتبال ایران در جهان را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا همین که تیمهایمان فقط وارد این بازیها شوند کافی است؟
اگر روزی فرابرسد که شما انگیزههایتان به پایان رسیده باید میدان را ترک کنید. من باشگاه مهرام را مثال میزنم. روزی که قهرمان آسیا شدیم و سهمیه جهانی گرفتیم، میدانستیم که باید کارهای جدید و فراتر از آنچه تا بازیهای آسیا انجام داده بودیم، انجام دهیم. نمی گویم تیمهایی که از ما سالها جلوترند را ببریم، اما بازیهای خوبتری انجام بدهیم. به هر حال همه واقعیتهای ورزش ایران را بدرستی میشناسیم. پیشرفت در بازیهای جهانی این است که ابتدا سعی کنیم تیمهای همسطح خودمان را ببریم بعد با تیمهای جلوتر خوب بازی کنیم. ضمن این که ما در امکانات سخت افزاری واقعا کمبود داریم. اگر بخواهیم در این زمینه بحث کنیم خیلی باید حرف بزنیم. همان حرفهای نبود سیستم باشگاه نظاممند یا نداشتن امکانات باشگاهی و غیره. با این مشکلات غریبه نیستیم، اما برخی شکستها را نباید گردن این مشکلات انداخت. شاید خیلی جاها درست تصمیم نمیگیریم. ما میتوانیم همیشه در پیکارهای جهانی حضور داشته باشیم.
آیا تیمهای جوانان و دانشجویان موفق به ترسیم جایگاه بسکتبال ایران در رقابتهای جهانی شدهاند؟
همان گونه که مدیر تیمهای ملی گفتند تیم جوانان ایران میتوانست در مکانی بهتر از پانزدهم باشد. در رده دانشجویان بازیهای نزدیک موید این نکته است. تیم ما ظرفیت خوبی داشته، اما بیست و یکم شده در حالی که این تیم هم میتوانست بهتر نتیجه گیری کند. در مجموع جایگاه بسکتبال ایران در جهان را میتوان بهتر از این که هست، دید. ما باید افق دیدمان را فراتر از آسیا ببریم. باید بلند پرواز باشیم.
چند خط بیشتر از هاشمی
در غیاب یائو مینگ چه پیشبینی از نتیجه ایران - چین دارید؟
تیم ملی در جام ملتهای بسکتبال باز هم فینالیست میشود. تیم ملی با چین بازی خواهد کرد و در غیاب یائو مینگ و اگر شرایط به سودمان باشد میتوانیم چین را شکست دهیم.
حریفان اصلی تیم ملی در چین کدام تیمها هستند؟
پس از ایران و چین که با قدرت هستند تیمهایی مثل لبنان، اردن، کره، ژاپن، قزاقستان، قطر و شاید فیلیپین همسنگ هستند.
درترکیب اولیه شما برای تیم ملی چه بازیکنانی قرار میگیرند؟
اگر مربی تیم ملی باشم مهدی کامرانی، حامد آفاق، صمد نیکخواه بهرامی، حامد سهرابنژاد و حامد حدادی 5 بازیکن شروعکنندهام خواهند بود.
چقدر معتقد به تغییر در تیم مهرام هستید؟
تغییرات مهرام در راه است، اما میخواهیم تغییراتمان کم باشد، شاید 10 تا 15 درصد.
گفته میشود آفاق به مهرام منتقل میشود؟
بازیکنانی که به عنوان بازیکن کمکی مهرام را در جام باشگاههای آسیا همراهی کردند، شانس انتقال به تیم در این فصل را دارند.
غیر از حدادی میتوانیم کسی را به NBA بفرستیم؟
فعلا نه. با این که حدادی به NBA رفته اما غرور ندارد. ساده و بی غل و غش است. او الگوی خوبی برای جوانترهاست.
چه نکتهای را تا به اینجای گفتگو نگفتهاید؟
2 مربی در بسکتبال من بیش از دیگران تاثیر گذار بودند. حسن ذوالفقاری که بسکتبال را با ایشان آغاز کردم و رضا شجاع پور که در تکامل بسکتبالم نقش داشته است.
هاشمی و فصل گذشته لیگ
فصل گذشته لیگ برتر بسکتبال برای مصطفی هاشمی با خاطرات تلخ و شیرین همراه بود. او ابتدای بازیها، صمدنیکخواه بهرامی کاپیتان تیم ملی و ستاره مهرام را به دلیل انتقال به فرانسه از دست داد. پس از صمد، تونی مدیسون بازیکن خارجی تیم که در قهرمانی سال 86 نقش بسزایی داشت از تهران به جنوب مهاجرت کرد. دغدغههای هاشمی با افت و خیزهای بازیکنان ملی نظیر مهدی کامرانی بیشتر شد، بخصوص که بازیساز اول او با مصدومیتهای گاه و بیگاه روبهرو میشد. از هاشمی ابتدای لیگ گذشته انتقاد میکردند که مربی بینالمللی نیست و با توجه به ظرفیت مالی مهرام، او نمیتواند تیم را در عرصه پیکارهای آسیایی خوشبخت کند. هاشمی با این نگرانیها و تردیدهای اطرافیان کارش را ادامه داد. حتی شکست در لیگ مقابل تراکتورسازی و نتیجه نگرفتن در جام امارات انتقادات بیشتری را به سمت سرمربی مهرام روانه کرد.
سختگیری هاشمی در بهکارگیری بازیکن خارجی و تاخیر در استخدام این بازیکنان نگرانیهای جدیدی خلق کرد، اما هاشمی یکباره پاهایش را سفت کرد و با قدرت از جایش بلند شد. صمد نیکخواه بهرامی بازگشته بود و پریست صید خوب مهرام بود تا این تیم به شرایط مناسب رفته رفته عادت کند و آن را به بهترین شکل تعالی بخشد. آنها در بازیهای غرب آسیا اولین قسمت سریال بازیهای قاره را با موفقیت تمام کردند. مهرام در بهترین بازیهای فصل، پتروشیمی بندرامام و ذوبآهن را برد و قهرمان لیگ شد. سپس به جام باشگاههای آسیا شتافت و با انتخابهای خوبی که در استخدام بازیکنان کمکی داشت با قهرمانی به کشور بازگشت. مصطفی هاشمی در پستی و بلندیهای فصل پیش با مهرام بوده است. از بازیهای نا مطمئن که خیلیها را از تصاحب قهرمانی نا امید کرده بود تا بازیهای قدرتمند و پرصلابت و سرانجام رسیدن به بالای قله.
محمد رضاپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: