در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خبر که مانند بسیاری دیگر از خبرهای حوزه میراث فرهنگی و گردشگری بعد از ریاست حمید بقایی تنها از کانال یک خبرگزاری به بیرون درز پیدا کرد نیازمند بررسی از سوی مقامات ذیربط است.
بسیاری از کارشناسان حوزه میراث فرهنگی معتقدند که اصولا صندوق احیا و بهرهبرداری از ابنیه تاریخی با اندیشهای غلط شکل گرفته است. اصرار بیش از حدی که اسفندیار رحیممشایی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی بر تاسیس موسسهای غیرانتفاعی اما وابسته به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داشت باعث شد تا این صندوق با این هویت شکل گیرد. صندوق یاد شده در واقع مؤسسهای است دولتی که باید نقش خود را به عنوان حلقه واسط بخش خصوصی و دولتی ایفا کند.
اما این موسسه در پایان فعالیت 3 ساله خود که درست یک سال پس از ریاست اسفندیار رحیممشایی آغاز به کار کرد، کارنامه روشنی ندارد . شاید بهترین تصمیم از سوی رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری این باشد که با انحلال عضو اضافه خانواده میراث فرهنگی، به حسابرسی در مورد مسائل مالی و غیر مالی موجود در این زمینه بپردازد:
اول آنکه بر اساس اسناد موجود، بودجه میلیاردی صندوق احیا و بهرهبرداری از ابنیه تاریخی در روزهای پایانی دولت نهم تقریبا به هیچ رسید و این صندوق در واقع به هیچ یک از اهداف خودش مبنی بر درآمدزایی در قبال واگذاری ابنیه تاریخی به بخش خصوصی نرسیده بود. حسابرسی در این بخش قبل از معرفی مدیرعامل جدید میتواند یکی از افتخارات سازمان میراث فرهنگی در دولت دهم باشد.
دوم آنکه در مدت 2 سال مدیرعاملی علیاصغر پرهیزگار در این سمت، از معدود بناهای واگذار شده به بخش خصوصی به هزار و یک دلیل گفتنی و نگفتنی اکنون تنها چند بنا که به تعداد انگشتهای دست میرسند ،در دست بخش خصوصیاند که بنا بر آخرین اطلاعات، این ابنیه نیز در حال برگشت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هستند.
اما پرسش اصلی در این میان آن است که چرا باید مدیرعامل این سازمان در همایشی که چندی پیش در مورد سرمایهگذاری بخش گردشگری برگزار شده، در گفتگو با صدا و سیما تعداد بناهای واگذاری را 50 بنا عنوان کند؟
سوم: از آنجا که رحیممشایی ریاست قبلی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان رئیس هیات امنای این صندوق مشغول به فعالیت بود، چرا حتی یک نشست خبری در مورد فعالیتهای این صندوق از آغاز به کارش تا پایان آن برگزار نکرد تا در مورد مسائل مختلف مالی و غیر مالی مرتبط با اعضای این صندوق مانند مدیر عاملش به طور شفاف با رسانهها سخن بگوید.
به عنوان مثال موضوعی مثل اینکه مثلا مدیرعامل این صندوق مدرک تحصیلیاش زیر دیپلم یا دیپلم است؟ خبری که این روز ها نقل سایتهای خبری است.
چهارم: بسیاری از آنان که دغدغه میراث فرهنگی دارند معتقدند واگذاری ابنیه تاریخی که به عنوان مواریث ملی متعلق به تمام ایرانیان است به بخش خصوصی امری اشتباه به شمار میرود.
اکنون تصور کنید که مثلا با واگذاری بخشی از تختجمشید از سوی این صندوق به بخش خصوصی برای ایجاد هتل، مهمانسرا و قهوهخانه سنتی که چندی پیش نیز حرفش در میان بود آیا سازمان میراث فرهنگی پاسخگوی هرگونه آسیب رسیدن به این ابنیه میشد یا بخش خصوصی که بخشی از میراث ملی را اجاره کرده است. اصلا از نظر شرعی و ملی آیا اجاره دادن مواریث عام به بخش خاص درخور تعریف است؟
مهدی نور علیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: