این مجموعه ارزشمند به مقطعی از تاریخ پرآشوب و سرنوشتساز کشورمان ایران پرداخته است از قیام سردار شهید رشید جنگل میرزا کوچک جنگلی تا دفاع مقدس 8 ساله ایران در برابر عراق که تاریخ دلاورمردیهای ایران معاصر است.
در قسمت دوم این مجموعه عظیم تاریخی که با زاویه دیدی تازه به زندگی مردم عادی در دل وقایع تاریخی نگریسته است، پدربزرگ (آرش تاج) برای دو کودک و مادرانشان داستان دلنشین رستم و سهراب را از شاهنامه حکیم طوس فردوسی میخواند و تحلیل و تفسیر میکند؛ نکته جالب توجه در سکانس مجموعه توجه مردم ایران به آثار ادبی کشورمان ایران بویژه داستانهای شاهنامه و بیان این آثار به وسیله بزرگ خاندان در جمع ــ شبانه ــ خانواده است البته پیش از رواج مظاهر تمدن جدید همانند تلویزیون و ...؛ ای کاش این سنت و سنتهای نیکوی دیگر ایرانی، هـمانطور یا با ترفندهای جدید فناوری در خانوادههای ایرانی احیا شود.
در اینجا خوانش اشتباه این بیت «هر آن گه که خشم آورد بخت شوم / کند سنگ خارا به کردار، موم» که باید مصرع دوم «به کردار موم» خوانده میشد؛ شایان ذکر است اما تحلیلی که این پدربزرگ در زمان احمدشاه از رویارویی دو پهلوان رستم و سهراب و فرزندکشی تهمتن ارائه میدهد تحلیلی است امروزین و بر مبنای اسطورهشناسی جدید و دور از بیان شخصیت فوق در آن مقطع تاریخی مینماید.
پدربزرگ (آرش تاج) به کودک میگوید: بچهها رستم نماینده آیین باستانی ایران و حافظ آن و تاج و تخت ایران میباشد و باید نیروی جدیدی را که برای نو شدن و متحول کردن آمده است نابود و از میدان به در کند؛ به هر روی اگر جعفری جوزانی به عمد هم این تحلیل و تفسیر را به عنوان دیالوگ بر زبان شخصیت داستانش جاری کرده است عدم تناسب دیالوگ با کاراکتر نمودی بارز دارد لااقل برای اهل فن.
ابوالفضل حبیبی
کارشناس زبان و ادبیات فارسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم