با وحید مرادی، رئیس فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو

روی مدال شنا در گوانگجو 2010 حساب کنید

کار کردن در رشته‌ای چون شنا، شیرجه و واترپلو سخت است، نه به جهت حجم زیاد کار و گستردگی کار فدراسیون که به طور طبیعی وظیفه چند فدراسیون را به صورت توام انجام می‌دهد، بلکه از این حیث که در این رشته سال‌ها در خواب غفلت بوده‌ایم و این باور را نداشته‌ایم که می‌توانیم در شنا، شیرجه و واترپلو نیز با سرمایه‌گذاری لازم در شمار کشورهای مدال‌آور قرار بگیریم. این مساله زمانی نمود بیشتری می‌یابد که در عرصه بازی‌های مهم و تاثیرگذاری چون بازی‌های آسیایی و المپیک، عمده مدال‌ها در ورزش‌های آبی و رشته‌هایی چون تیراندازی، دوومیدانی و ژیمناستیک توزیع می‌شود و سهم ما اگر نگوییم هیچ، نزدیک به صفر است. المپیک که به جای خود، اما با توجه به لزوم ارتقای جایگاه ورزش ایران در بازی‌های آسیایی ناگزیر از سرمایه‌گذاری بر روی رشته‌های مدال‌آور هستیم و از این رو هم شاهد تشکیل کمیته ‌این رشته‌ها در عرصه ورزش کشور هستیم تا با خیزش لازم در رشته‌هایی چون شنا، دوومیدانی، ژیمناستیک و...، با دستمایه بهتری آماده حضور در کارزار بازی‌های آسیایی 2010 گوانگجوی چین شویم. اطلاع و آگاهی از این رویکرد و شرایط مترتب بر فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو، ما را بر آن داشت تا با دعوت از وحید مرادی رئیس فدراسیون به تحریریه جام‌جم، ساعتی را با وی به گفتگو بنشینیم که ماحصل آن در پی می‌آید.
کد خبر: ۲۶۸۱۳۶

رشته‌های آبی به گونه‌ای است که برای رسیدن به نتایج دلخواه در آن، ضمن کار روی امور پایه، باید سال‌ها سرمایه‌گذاری کرد. از این لحاظ کار در چنین فدراسیونی واقعا دشوار است. ما می‌خواهیم بدانیم وحید مرادی در وهله اول به عنوان یک متخصص شنا و بعد هم در مقام کسی که سال‌ها مسوولیت فدراسیون شنا را عهده دارد، این فضا را چگونه برای خود ترسیم کرده است تا امور این رشته را به بهترین شکل پیش ببرد؟

برای ترسیم اهداف فدراسیون شنا اجازه می‌خواهم قدری به عقب‌تر برگردم تا بهتر متوجه شویم چه اتفاقاتی در شنا افتاده و پیش از این در چه وضعیتی قرار داشته‌ایم. شما خاطرتان هست که حدود 35 سال پیش در کشور ما بازی‌های آسیایی برگزار شد و در آن مقطع هم شنا مدالی کسب نکرد و تک مدال رشته‌های آبی کشورمان در آن بازی‌ها نصیب واترپلو شد. رشته‌ای که شاید آن زمان تعداد ورزشکارانش از 100 نفر تجاوز نمی‌کرد و همه سرمایه‌گذاری‌ها روی یک تیم 11 نفره بود. با این حال خیلی‌ها که آن بازی‌ها را در خاطر دارند می‌دانند ما در چه شرایطی آن مدال را کسب کردیم. تساوی 5 5 مقابل چین، 6  6 مقابل ژاپن و زدن 32 گل به کویت، آن هم در شرایطی که حتی اگر 31 گل هم می‌زدیم قهرمان آسیا نمی‌شدیم! به هر شکل آن قهرمانی شیرینی‌های خودش را داشت و باعث شد این رشته بیشتر به مردم شناسانده شود.

به عبارتی می‌توان گفت آن نتیجه ناشی از توسعه یافتگی ورزش در کشور ما نبود و فقط منتج از یک شرایط خاص سیاسی و میزبانی بود که اتفاق افتاد.

دقیقا همین‌طور است. با این حال همان زمان در شنا و شیرجه هیچ توفیقی نداشتیم. فدراسیونی که به ما رسید یک اتاق بود با 2 کارمند. بنده کارم را در فدراسیون شنا از سال 1362 به عنوان دبیرکل فدراسیون شروع کردم. پیش از آن تا سال 57 به عنوان قهرمان شنا، بازیکن ملی پوش واترپلو، عضو تیم دانشجویان ایران و قهرمانی باشگاه‌های ایران فعالیت‌هایم را دنبال می‌کردم و پس از آن هم به جرگه مربیان پیوستم و در آن سطح هم موفق شدم چند نوجوان را به تیم ملی شنا معرفی کنم. بعد از آن کار داوری شنا را آغاز کردم و سال 84 به جرگه داوران بین‌المللی پیوستم و در چند المپیک و جهانی هم توفیق حضور داشتم. تا قبل از دبیرکلی فدراسیون هم مسوول کمیته آموزش فدراسیون بودم. اینها را گفتم تا مشخص شود از پله اول آمدم و یکی یکی مدارج ترقی را پیمودم و سعی کردم در هر حوزه هم کسب تجربه کنم و هم منشاء اثر و خدمت باشم.

فدراسیونی که هیچ نداشته امروز حدود 100 پرسنل دارد که به صورت تمام‌وقت و پاره‌وقت در فدراسیون مشغول به کار هستند. در فدراسیونی که فقط 2 کارمند داشت، امروز شاهد این هستیم که 27 نفر دارای درجه دکتری هستند. حدود همین تعداد فوق لیسانس در این فدراسیون و بقیه هم لیسانسه هستند و ما تنها 3 نیروی خدماتی زیر دیپلم در فدراسیون داریم. این فدراسیون شروع به انجام کارهای علمی‌کرد و پس از چند سال طلایه‌های حرکت به جلو علی‌رغم همه تنگناها خودش را نشان داد. ما توانستیم در سال 1372 اولین مدال تاریخ شنای ایران را به دست آوریم. بهزاد مهدی خبازیان در 50 متر آزاد، بعد از 2 شناگر چینی در رده سوم آسیا ایستاد و موجی از شادی در ورزش کشور ایجاد کرد. بعد از آن حرکت رو به جلو ادامه داشت. سالانه در مقاطعی بیش از 210 دوره کلاس درجه یک، 2 و 3 مربیگری و داوری برگزار کردیم. در شنا، شیرجه، واترپلو و شنای آب‌های آزاد. امروز بالغ بر 12 هزار مربی و داور نامشان در فدراسیون شنا ثبت شده است، در حالی که وقتی ما کارمان را در فدراسیون شروع کردیم حتی یک نفر هم کارت مربیگری نداشت.

مشخص است که در حوزه توسعه نیروی انسانی کارآمد در فدراسیون عملکرد قابل قبولی داشتید. در بحث قهرمانی چه کارهایی صورت گرفته است؟

امروز که خدمت شما هستم در شنا در رده‌های سنی مختلف نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و حتی مستر (از 25 تا 95 سال است)، مسابقه‌های مختلفی برگزار می‌شود و هزاران شناگر زبده در کشور ما تمرین قهرمانی می‌کنند. امروز فقط در استان سمنان بالغ بر 3 هزار نوجوان به شیرجه رو آوردند که روی 700 نفر آنها به صورت ویژه کار می‌شود. در واترپلو از مقطع زیر 12 سال تا زیر 20 سال، به تفکیک یک سال رقابت‌های قهرمانی کشور برگزار می‌شود و همین توجه باعث شده امروزه مربیان تیم ملی برای انتخاب نفرات با سختی مواجه باشند.

این توفیقات در سایه تلاش، همدلی، همیاری، وقت گذاشتن و به‌کارگیری اصول علمی‌ و برنامه‌مداری اتفاق افتاده و فدراسیون شنا این افتخار را دارد که بگوید یکی از فدراسیون‌های برنامه‌مدار است. ما اولین فدراسیونی هستیم که برنامه راهبردی 5 ساله‌‌مان را مشتمل بر 145 صفحه با جداول کارنمای هربخش، برای این‌که مشخص شود کجا هستیم و کجا باید باشیم، نوشته و به سازمان تربیت بدنی تقدیم کردیم. امروز در واترپلوی نوجوانان نایب ‌قهرمان آسیا هستیم، در جوانان قهرمان آسیا و در بزرگسالان جزو 4 تیم برتر آسیا قرار داریم. در شنا نفرات ما مدال‌های متعددی از گروه‌های سنی آسیا به دست آوردند. علاوه بر همه اینها، کسب حدنصاب ورودی المپیک برای نخستین بار در تاریخ کشور هم خود افتخار بزرگی بود که توسط محمد علیرضایی به دست آمد. علیرضایی الان در رده نوزدهم رنکینگ دنیا قرار دارد. خبر خوشحال کننده دیگر که 2 هفته پیش اتفاق افتاد هم این بود که محمد بیداریان 100 متر کرال سینه را زیر 50 ثانیه شنا کرد. رکورد 56/49 محمد باعث شد اشک شوق به چشم همه ما که در کرواسی شاهد این هنرنمایی بودیم، بنشیند.

اما همچنان رکوردهای قهرمانان ما فاصله زیادی با رکوردهای جهانی دارد و شاید این مساله بیشتر مورد توجه منتقدان فدراسیون شما باشد...

به هر حال همان‌طور که ابتدا اشاره شد، شنا ورزشی است که پس از سال‌ها کار روی رده‌های پایه و سرمایه‌گذاری بسیار باید منتظر نتایج درخشان بود؛ اما در همین مدت سالانه بکرات رکوردهای کشور شکسته شد و حتی یک رکورد هم از گذشته باقی نمانده است. در همین 3 سال گذشته حدود 200 بار رکوردهای ملی ما شکسته شده است، در حالی که در برخی رشته‌های ورزشی هنوز رکوردهای 35  30 باقی است.

زمانی بود که گفته می‌شد فدراسیون سیاستش را گلخانه‌ای دنبال می‌کند و فقط روی چند نفر سرمایه‌گذاری می‌کند. این درحالی است که برای مدال‌آوری در شنا نیاز به ایجاد رقابت و پرورش نیروهای انسانی بیشتری است تا نفرات نخبه بیشتری شناسایی شود. آیا سیاستگذاری شما هم تمرکز روی چند استعداد محدود است یا اصلا موافق چنین تفکری نیستید؟

من فکر می‌کنم مصداق این سیاست را بیشتر در ورزش قبل از انقلاب باید جستجو کرد. این‌که حجم زیادی از پول خرج چند نفر می‌شد تا این عده معدود در یک بازه زمانی خاص با رقبای آسیایی‌شان رقابت کنند. نمونه آن هم بازی‌های آسیایی تهران بود که تیم واترپلوی ایران با آن شرایط قهرمان آسیا شد، اما پس از آن در المپیک مونترال نتایج فوق العاده ضعیفی کسب کرد و نزدیک به 110 گل دریافت کرد.

الان این‌گونه نیست که حجم زیادی از پول، در یک مقطع زمانی محدود، خرج عده‌ای خاص شود تا فقط شاهد افتخارآفرینی همان عده اندک باشیم. ما آمده‌ایم یک بسته قهرمانی تعریف کرده‌ایم و هر کس می‌خواهد به موفقیت برسد باید بر اساس برنامه‌های این بسته قهرمانی فعالیت کند. در مجموع فدراسیون اعتقاد به کار گلخانه‌ای ندارد، بلکه به دنبال انجام کارهای علمی‌و دنباله‌دار است.

در مورد این بسته قهرمانی بیشتر توضیح می‌دهید؟

طرح توسعه شنا و جشنواره‌های استعدادیابی شنا از جمله مواردی است که در این بسته قهرمانی گنجانده شده است. از طرفی فدراسیون شنا مبتکر نوشتن برنامه استعدادیابی در کشور است و اولین نرم‌افزار شناسایی قهرمانان در دنیا به نام دکتر فرج‌‌زاده ابداع و ثبت شده است. ما از دل برنامه‌ریزی‌ها و جشنواره‌هایی که برگزار کردیم، استعدادهای زیادی کشف کردیم. آقای آروین مرادی که در همین بازی‌های آسیایی جوانان در سنگاپور بارها به فینال رسید، 4 سال پیش در مجموعه شهید کشوری شناسایی شد و در این مدت در مدرسه قهرمانی ما بود. محمد بیداریان هم از دل مدرسه قهرمانی شهید کشوری بیرون آمد. شاهین برادران، سهیل و سعید آشتیانی و تمامی ‌بچه‌هایی که امروز مدعی قهرمانی هستند نیز همچنین. از سوی دیگر، برخی ملی پوشان ما در همین بازی‌های آسیایی سنگاپور، اولین تجربه کاریشان بود، در حالی که رقبای آنها در 50 مسابقه پریده‌ بودند. این نشان از کیفیت بالای کارهایی است که برای شناسایی استعدادها برگزار می‌شود. این کار دامنه‌داری است و به هیچ عنوان گلخانه‌ای نیست.

آنچه مشخص است، فدراسیون شنا با توجه به حجم بالای فعالیت‌هایی که دارد، خود به تنهایی حکم 2 یا 3 فدراسیون را دارد. با توجه به گستردگی کار و اهمیت رشته‌هایی چون شنا، شیرجه و واترپلو به لحاظ بودجه در چه وضعیتی قرار دارید؟!

فدراسیون شنا هم اکنون متولی رشته‌های شنا، شیرجه‌، واترپلو، شنای موزون، شنا در دریا و مستر سوئیمینگ است. شاید وجه اشتراک همه اینها آب باشد، اما در واقع تفاوت‌های ماهوی زیادی با هم دارند. به عنوان مثال شنا با شیرجه تفاوت‌ زیادی دارد و شیرجه با واترپلو. حتی شنا در دریا الگوهای متفاوتی نسبت به شنا در استخر دارد. با این تفاصیل، فدراسیون شنا پس از فدراسیون جانبازان و معلولین بزرگ‌ترین فدراسیون ورزشی کشور است، اما متاسفانه آن طور که باید به آن توجه نمی‌شود. البته بی‌انصافی است اگر این را نگویم که اعتبارات فدراسیون شنا نسبت به سنوات قبل به شکل قابل توجهی افزایش یافته است، ولی آنقدر پرداختی‌های سالیان قبل کم بوده که همین افزایش اعتبارات هم نتوانسته نیازهای کف ما را برآورده کند. حداقل نیاز ما در سال حدود 4 تا 5 میلیارد تومان است حال آن که به دلیل کمبودهای مالی در کل ساختار ورزش کشور، فقط یک دهم این پول را دریافت می‌کنیم.

فدراسیون شنا را یک فدراسیون می‌دانند حال این‌که ما علاوه بر شنا، شیرجه و واترپلو که فرصت‌های بین‌المللی بیشتری دارند، ما شنا در دریا را هم داریم. برای این 4 رشته باید مثل 4 رشته ورزشی مختلف برای ما اعتبار ببینند. شنا همچون دوومیدانی نیاز به پول دارد. واترپلوی ما مثل والیبال و بسکتبال بودجه می‌خواهد و شیرجه همچون ژیمناستیک. حال کارهای داخلی خودمان و همین‌طور رقابت‌های بانوان که الان در مواد مختلف در حال پیگیری است، بحث جداگانه‌ای دارد.

بد نیست بدانید کشور ایتالیا فقط در شنا، سالانه بالغ بر 63 میلیون یورو اعتبار دریافت می‌کند، یعنی بیشتر از کل اعتبار جاری ورزش کشور. حتی کشورهای کوچک خلیج فارس هم از 2 تا 10 میلیون دلار در سال برای رشته‌های آبی خود هزینه می‌کنند. من معتقدم در ایران ظرفیت‌های بسیار زیادی هست و با هدایت درست این ظرفیت‌ها همه رشته‌ها می‌توانند از امکانات کشور نفع ببرند و امیدوارم با عنایت بیشتر عزیزانمان در مجلس، بودجه کل ورزش ارتقا پیدا کند.

به نظر می‌رسد ناکامی‌هایی که ما در کشتی و فوتبال آوردیم نگاه‌ها را به سمت رشته‌های مدال‌آوری چون شنا، تیراندازی و دوومیدانی معطوف کرده است. در همین زمینه طی سال‌های گذشته کمیته رشته‌های پایه و مدال‌آور تشکیل شد، اما الان مدتی است که از این کمیته خبری نیست. آیا کارهای این کمیته با همان حرارت قبل دنبال می‌شود؟!

در همین 3 سال گذشته حدود 200 بار رکوردهای ملی ما شکسته شده است، در حالی که در برخی رشته‌های ورزشی هنوز رکوردهای 35 - 30 باقی است

به اعتقاد بنده کمیته ورزش‌های پایه و پرمدال، با توجهی ویژه‌ای که شخص ریاست سازمان به آن دارد، این بار بهتر از دفعات قبل کارش را دنبال می‌کند. جلسات خوبی هم در این زمینه برگزار شده که نتیجه آن گرفتن برنامه از فدراسیون‌های مختلف بود. به عنوان مثال ما به عنوان یکی از رشته‌ها موظف بودیم برنامه‌هایمان در توسعه شنا را بنویسیم و تقدیم بکنیم. طرح توسعه شنا کشور در واقع یکی از دستاوردهای همین کمیته ورزش‌های پایه و پرمدال بود که مدون شد، به تصویب رسید و با امضای ریاست سازمان به تمام استان‌های کشور ابلاغ شد.

در قالب این طرح، تمامی‌ این استخرها موظف هستند که تیم شنا بدهند. در واقع یک کار توسعه‌ای با نگاه بلند قهرمانی برای آینده ترسیم شد.

اولین نتیجه این کمیته ورزش‌های پایه و مدال‌آور را باید در بازی‌های آسیایی گوانگجو نظاره کرد. از طرفی موفقیت‌های شناگران ما در بازی‌های آسیایی دوحه توقعات را از رشته شنا افزایش داد و حالا بازی‌های آسیایی گوانگجو را پیش رو داریم. فکر می‌کنید در گوانگجو چقدر موفق خواهید بود؟

بنده 8 سال است که مسوولیت فدراسیون را به عهده دارم و از همان روز اول برای این‌که بدانیم کجا هستیم و می‌خواهیم به کجا برسیم، اقدام به نوشتن برنامه راهبردی شنا کردیم. آن زمان پیش‌بینی ما این بود که باید در بازی‌های آسیایی دوحه به فینال مواد مختلف برسیم که این اتفاق مبارک افتاد. برنامه بعدی ما رسیدن به مدال آسیایی در بازی‌های آسیایی گوانگجو است و به لطف پروردگار، در صورتی که برنامه‌های ما به طور کامل به اجرا دربیاید، این قول را به همه ‌هموطنانم می‌دهم که صاحب مدال آسیایی خواهیم شد.

در واترپلو چه اهدافی را دنبال می‌کنید؟

در واترپلو هم هدفمان رفتن روی سکو و کسب مدال است. البته کار در این رشته واقعا دشوار است، زیرا چینی‌ها و ژاپنی‌ها به سبب حضور بیشترشان در بازی‌های لیگ جهانی چند سالی است که از ما سبقت گرفته‌اند. ما اکنون 2 سال پیاپی است که به رقابت‌های مقدماتی لیگ جهانی راه پیدا می‌کنیم و باور بنده این است که اگر این تیم درست حمایت شود، در بازی‌های آسیایی حتما صاحب مدال خواهد شد.

منظور از این حمایتی که روی آن تاکید دارید، فقط بحث مالی است؟

قطعا به فدراسیون پرکاری چون شنا باید بیشتر توجه شود تا این فدراسیون بتواند به اهدافش نزدیک‌تر شود. به هر حال بحث سرمایه‌گذاری درست روی رشته‌های مدال‌آور مطرح است. بیشتر مسوولان ما در کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی، در همین بازی‌های آسیایی نوجوانان در سنگاپور حضور داشتند و به درستی دریافتند که تفاوت‌های تیم ایران و دیگر تیم‌های مدعی در چیست. اغلب کشورهایی که در سنگاپور روی سکو رفتند مثلا در شیرجه سالانه در 30 تورنمنت شرکت می‌کنند و این در حالی است که شناگران ما بعضا فرصت حضور در یک تورنمنت را هم پیدا نمی‌کنند یا شناگران ما بعضی‌هایشان از شهید کشوری آمدند و مستقیم رفتند در عرصه آسیایی شرکت کردند. وقتی این تفاوت‌ها به چشم می‌آید، برخی مسوولان ما با قاطعیت می‌گویند برگردیم ایران حتما باید روی رشته‌های مدال‌آوری چون شنا و دوومیدانی سرمایه‌گذاری کنیم، اما زمانی که برمی‌گردند، متاسفانه فراموش می‌شود و آنقدر درگیر مسائل حاشیه‌ای ورزش می‌شوند که دیگر از یاد می‌رود باید روی چه رشته‌های سرمایه‌گذاری کرد. بنده همیشه اعتقاد به این مفهوم دارم که باید هوشمندانه اعتباراتمان را توزیع کنیم. این که مثلا چون یک رشته مدال‌آور است اعتبارات باید در آن سرازیر شود اصلا درست نیست. رشته‌های مدال‌آوری چون کشتی با یک حمایت معقول هم می‌توانند با تکیه بر صبغه تاریخی‌شان همچنان مدال‌آور باقی بمانند، اما رشته‌هایی که خودشان را از هیچ، به جایی رسانده‌اند و حالا فاصله کمی‌ تا رسیدن به مدال دارند بیشتر نیازمند توجه هستند. اگر به این نکات در توزیع اعتبارات توجه شود، قطعا نتایجش در عرصه بین‌المللی نمود پیدا می‌کند.

در این زمینه بحث واگذاری استخرهای شنا به بخش خصوصی هم ظاهرا فشاری است مضاعف بر دوش فدراسیون شنا... .

به نکته خوبی اشاره کردید. من معتقدم فدراسیون شنا و هیات‌های شنای استان به عنوان متولیان این رشته ورزشی باید در سیاستگذاری‌های شنای کشور نقش داشته باشند. از حدود 1700 استخری که در ایران وجود دارد نزدیک به 230 یا 240 استخر متعلق به سازمان تربیت بدنی است و ما باید در سیاستگذاری نحوه استفاده از این استخرها نقش داشته باشیم. یکی از کارهایی که در طرح توسعه شنا وجود دارد همین است که می‌آید به فعالیت استخرها سر و شکل می‌دهد. بحث دوم استفاده از امکانات تخصصی ویژه شناست. من چگونه می‌توانم از هیات شنای استانم توقع قهرمان‌پروری داشته باشم بدون آن که آن استان استخری در اختیار داشته باشد. ما نباید فراموش کنیم وظیفه سازمان تربیت بدنی در اختیار گذاشتن و ایجاد امکانات برای متولیان رشته‌های ورزشی است که بتوانند وظایفشان را بخوبی انجام دهند، این وظیفه سازمان است. این منطقی است که به فدراسیون‌ها بگویند به اندازه بخش خصوصی پول بدهید تا فلان سالن در اختیارتان قرار بگیرد. کما این که ما در دوره ریاست قبلی سازمان تربیت بدنی هم با این مساله روبه‌رو بودیم. خوشبختانه اکنون تعامل خوبی با سازمان برقرار کرده‌ایم و با دستور مهندس علی‌آبادی قرار شد حداقل یک استخر در مراکز استان‌ها در اختیار هیات‌های شنا باشد و این استخرها خودشان درآمد و هزینه کنند. اگر این اتفاق بیفتند باور ما این است که هیات‌های ما تقویت خواهند شد. الان باید هیات‌ها بروند و از بخش خصوصی خواهش کنند استخر را در اختیار آنها قرار دهند و بعد هم مجبورند به خاطر اجاره 2 ساعت استخر، پول‌های هنگفتی بپردازند. بخش خصوصی ماموریتی در رابطه با توسعه شنای کشور ندارد و فقط به کسب درآمد فکر می‌کند و این خود مغایر با اهداف قهرمانی در ورزش کشور است.

بحث دبیر کلی کنفدراسیون شنای آسیا افتخاری بزرگی برای کشور ما بود که متاسفانه از دست رفت. آیا حمایت خوبی از داخل صورت نگرفت که شما این کرسی را از دست دادید؟!

مشخصا آن چیزی که باعث شد بنده با وجود کارنامه درخشان در کنفدراسیون شنای آسیا، این پست را از دست بدهم عدم حمایت از داخل کشور و بخصوص مشکلاتی بود که برخی افراد ایجاد کرده بودند و دروغ‌هایی را از داخل منتشر کرده بودند که ورزش کشور روی وحید مرادی هیچ نظری ندارد. به عبارتی نه‌تنها از داخل کشور از بنده که نماینده جمهوری اسلامی ایران بودم، حمایت نکردند که برعکس ضربه هم زدند. همین موضوع باعث شد چینی‌ها با لابی کردن، این پست حساس و تاثیرگذار را از دست ما خارج کنند.

اما برای به دست آوردن چنین پست‌های مهمی، ‌سال‌ها سرمایه‌گذاری مادی و معنوی انجام می‌گیرد... .

متاسفانه ورزش ایران به قیمت حضور برخی افراد که امتحانشان را ده‌ها بار پس داده‌اند، اما همچنان باید سر پست‌هایشان باقی بمانند، دچار یک عقب‌ماندگی شده است. باور من این است که یک جنگ پنهانی بین مدیریت سنتی و علمی ورزش کشور ما همیشه در جریان بوده و هست و در سال‌های اخیر نمایان‌تر هم شده است. قطعا این مساله درد ورزش را درمان نمی‌کند. به اعتقاد بنده برخی مسوولان ورزش که سال‌ها در این عرصه کار کرده‌اند و هر چه در توان داشته‌اند بروز داده‌اند، باید اجازه بدهند فکر نو بیاید تا کارهای اساسی و ریشه‌ای اتفاق بیفتد و ورزش کشور از این بن‌بست خارج شود، اما متاسفانه نه‌تنها این گونه نیست که این آدم‌ها به هیچ عنوان چشم دیدن مدیران علمی و برنامه‌ریز را ندارند و همواره در تلاشند تا کامیابی مدیران ورزشی را ناکام ‌جلوه دهند. این مبارزه جدال پشت پرده همیشه برای خراب کردن مدیران اهل فکر و با برنامه وجود دارد و انتظار این است که ریاست سازمان تربیت بدنی که به لحاظ تجربی با 4 سال پیش تفاوت‌های اساسی کرده است، هوشمندانه به این حوزه‌ها نگاه کند که چرا بهترین و کارآمدترین مدیرانش را از چشمش می‌اندازند یا سعی می‌کنند آنها را از ریاست سازمان دور نگه دارند.

فکر می‌کنید چقدر زمان خواهد برد اگر ما بار دیگر موفق شویم کرسی‌هایی از این دست را به دست آوریم... .

من بدون هزینه کردن حتی یک ریال از پول‌های کشور پست دبیرکلی کنفدراسیون آسیا را کسب کردم، اما کویتی‌ها وقتی می‌خواستند ریاست این کنفدراسیون را به دست آورند 500 هزار دلار هزینه کردند. من قاطعانه به شما عرض می‌کنم از این پس گرفتن هر پست آسیایی و جهانی، بسیار دشوارتر از یک دهه قبل خواهد بود و احتمالا این دشواری در سال‌های آینده به صورت تساعدی بیشتر هم خواهد شد، چراکه چشم دنیا بازتر شده و کشورهای متمول در حال حرکت به سمت گرفتن این پست‌های اجرایی و تاثیرگذار هستند. شما بن همام را دیدید که برای عضویت در کمیته اجرایی فیفا چه کارهایی کرد. امیر قطر هواپیمای شخصی‌اش را در اختیار ایشان گذاشت با یک پول هنگفت برای این که این کرسی حفظ شود. حمایت یک کشور از نماینده‌ای که می‌خواهد چنین پستی را به دست آورد یک اصل اساسی است.

آن زمان عنوان کردید کمیته ملی المپیک این حمایت لازم را از شما انجام نداد. نمی‌خواهید در این باره بیشتر صحبت کنید؟

نه! الان نمی‌خواهم در این باره حرفی بزنم، اما حرف نزده را همیشه می‌توان زد و اگر روزی لازم باشد ناگفته‌های بسیار زیادی را به اطلاع شما و ملت عزیز ایران خواهم رساند.

در مورد محمد علیرضایی ابهامات زیادی وجود دارد. این که چرا در المپیک مسابقه نداد و چرا 8 ماه پس از المپیک هم کسی او را ندید. به عنوان آخرین سوال چه اختلافی میان این شناگر جوان و فدراسیون وجود داشت؟

خاطرتان هست علیرضایی به دلیل حادثه‌ای که برایش رخ داد نتوانست در المپیک مسابقه دهد. با توجه به این که هم اسرائیلی‌ها و هم آمریکایی‌ها به جد پیگیر این قضیه بودند تا مصدومیت علیرضایی را دروغین تلقی کنند، تمام مدارک او را در بیمارستان پکن چک کردند و همه اینها بیانگر این بود که ایشان دچار عارضه پارگی فتق شده است. بلافاصله وقتی ما به ایران برگشتیم علیرضایی در بیمارستان مدائن تهران و زیر نظر دکتر حکیمیان مورد عمل جراحی قرار گرفت و مشخص شد باید 3 ماه استراحت کند، اما در خلال این دوران او نقطه نظراتی را مطرح کرد و انتقاداتی را به مربیان ایرانی داشت و فدراسیون هم معتقد بود آقای علیرضایی باید حرمت مربیانش را نگه دارد. در نهایت کار به جایی رسید که محمد با حضور در فدراسیون از همه عذرخواهی کرد و دوباره به عرصه شنا بازگشت. محمد پسر بسیار خوب و بااستعدادی است و به گفته خودش این اتفاق کوچک درس بزرگی به علیرضایی داد تا از این پس قدر کسانی را که حتی به اندازه یک قدم در موفقیت او نقش داشتند، بیشتر از گذشته بداند.

حجت اله اکبرآبادی - رضا پور عالی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها