اما انتقالهای جنجالی در فوتبال ما جذابیت خاصی برای علاقهمندان به فوتبال دارد. گاهی اوقات یک سری از بازیکنان با توجه به تمام محبوبیت و شهرتی که دارند، خارج از تمام قید و بندهای فوتبالی، دست به کارهایی میزنند که در فوتبال ما سابقه نداشته و به همین دلیل حاشیههای زیادی ایجاد میکنند.
انتقالهای جنجالی در فوتبال ما مربوط به استقلال و پرسپولیس میشود. زمانی بود که برای بازیکنان این دو تیم پیراهنی که میپوشیدند، بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا ارزش داشت و حاضر نبودند آن را با هیچ چیزی عوض کنند، اما امروز که پول بیرویه وارد فوتبال شده است، دیگر از آن عشق و تعصب به پیراهن و هواداران خبری نیست. رقابت تاریخی بین استقلال و پرسپولیس باعث شده که هواداران دو تیم نسبت به بازیکنان تیم مورد علاقهشان، حساسیت خاصی داشته باشند و تحت هیچ شرایطی حاضر نمیشوند که بازیکن محبوب آنها به تیم رقیب سنتی برود، اما گاهی اوقات اتفاقاتی میافتد که هیچ معیاری برای آن نمیتوان در نظر گرفت.
بازیکنانی که در فوتبال ایران در دو تیم سرخابی پایتخت جابهجا میشوند، به یاغی معروف میشوند. زندگی آنها پس از انتقال به تیم رقیب از حالت عادی خارج میشود و گاهی اوقات مشکلات ریز و درشت زیادی هم برای آنها به وجود میآید، اما کسی که دست به چنین کاری میزند و با احساسات هواداران بازی میکند، باید فکر همه جای کار را بکند چراکه فوتبالیستهای ایرانی میدانند هواداران فوتبال به هیچ وجه در این مسائل با کسی شوخی ندارند.
اما با تمام این اتفاقاتی که در طول دوران یاغیهای فوتبال رخ داده، هنوز هیچ جامعهشناس یا روانشناسی حاضر نشده که ریشه این اتفاقات را پیدا کند. در واقع کسی تاکنون نخواسته به صورت علمی این اتفاقات را بررسی کرده و در مورد آن نظریهای بدهد. فوتبال که در رگ و خون ایرانیان جریان دارد، برای هواداران استقلال و پرسپولیس چیزی فراتر از یک بازی ساده است. همان طور که میدانید گاهی اوقات برخی از هواداران دو تیم هنگام دیدن دربی تهران جان خود را هم به خاطر ایست قلبی از دست دادهاند، اما هنوز کسی به سراغ یاغیهای فوتبال ایران نرفته تا دلیل تصمیمات پرحاشیه آنها را بررسی کند. حساسیتی که هواداران استقلال و پرسپولیس به یکدیگر دارند، باعث شده که انتقال بازیکنان بین دو تیم خیلی فراتر از اتفاقات معمولی فوتبال باشد. در این گزارش سعی کردهایم که برخی از اتفاقات تاریخی دوره نقل و انتقالات را بررسی کنیم. البته در این راه نقلقولهایی هم از اطرافیان بازیکنان و مربیان شنیدهایم که برای آگاهی بیشتر شما روی کاغذ آوردهایم.
داریوش مصطفوی، اولین جنجال
اولین انتقال جنجالی فوتبال ایران مربوط به داریوش مصطفوی است. انتقال او از پرسپولیس به استقلال، جنجالیترین انتقال فوتبال ایران در دهههای 30 و 40 لقب گرفت. مصطفوی یک استقلالی اصیل است، از پرسپولیس به عشق همیشگیاش یعنی استقلال رفت تا آرزوی بازی در استقلال به دلش نماند. مصطفوی در لیگ هشتم حرفهای برای مدتی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس شد تا برای مدتی در کانون توجهات قرار بگیرد. همان روزها داریوشخان به نزدیکانش گفته بود که روی دوران بازیگریاش در استقلال زیاد مانور ندهند و بیشتر روی حضور او در پرسپولیس در دوران جوانیاش مانور بدهند.
البته داریوش مصطفوی بعدها به این نتیجه رسید که هیچ محبوبیتی بین هواداران پرسپولیس ندارد و طرفداران این تیم او را به عنوان یک استقلالی میشناسند. به هر حال داریوشخان سرپیری، معرکهگیری کرده بود که عواقب خوبی برایش نداشت.
جواد اللهوردی، انتقال پس از باخت
جواد اللهوردی نیز در دهه 50 جنجالیترین انتقال سرخابیهای پایتخت را انجام داد. وقتی استقلال در 16 شهریورماه سال 1352 و در یک بازی تاریخی با 6 گل از پرسپولیس شکست خورد، تبعات این شکست خفتبار دامن استقلالیها را گرفت اما اللهوردی کسی نبود که زیربار حرف زور برود.
اللهوردی در مورد انتقالش از استقلال به پرسپولیس میگوید: «بعد از شکست سنگین تیمسار خسروانی که رئیس باشگاه بود، خواست که با بازیکنان صحبت کند. فردای بازی ما در کافه تریای باشگاه جمع شدیم و خسروانی حرفهایی زد که برای من خیلی سنگین بود. او در پایان صحبتهایش گفت که شماها ننگ باشگاه هستید. من کوچکترین عضو تیم به لحاظ سنی بودم و وقتی که دیدم بزرگترهای تیم هیچ حرفی نمیزنند، اجازه گرفتم تا صحبت کنم. من هم یک سری حرفها زدم و در نهایت گفتم که اگر ما ننگ باشگاه هستیم، پس شما رئیس ننگها هستید. این حرف برای خسروانی گران تمام شد.»
بعد از این اتفاق بود که اللهوردی راهی تیم قرمزپوش شد.
شاهرخ بیانی، حضور در منطقه قرمز
در دهه 60 هیچ انتقالی جنجالی تر از حضور شاهرخ بیانی از استقلال به پرسپولیس نبود. شاهرخ با این انتقال سر و صدای بسیار زیادی در آن روزها ایجاد کرد و تا مدتها سوژه مطبوعات و رسانهها بود. این انتقال از آن جهت مهم و جنجالی بود که مدتها بود کسی از این دو تیم به تیم رقیب نرفته بود. به همین دلیل این انتقال عواقب زیادی داشت. نکته دیگر این که شاهرخ بیانی مهره کلیدی استقلال در آن سالها بود که هیچ انگیزهای برای انتقال به پرسپولیس به جز پول نداشت. او نه اختلافی با کسی در باشگاه داشت و نه تیم استقلال با کسی مشکل داشت.
جالب این که شاهرخ بیانی در همان یک سالی که در پرسپولیس بود، در دربی تهران و در یک بازی 2 گل به استقلال زد و سال بعد دوباره به استقلال برگشت. این انتقال تا مدتها سوژه مطبوعات بود اما بیانی آنقدر در پرسپولیس خوب کار کرد که استقلالیها مجبور شدند او را به تیم خود برگردانند.
احمدرضا عابدزادهعقاب سرخابی
هر چند که احمدرضا عابدزاده دروازهبان بزرگی در تاریخ فوتبال ایران است، اما انتقال او از استقلال به پرسپولیس آنقدرها سروصدا ایجاد نکرد. البته عابدزاده بین هواداران استقلال محبوب بود اما به خاطر شرایط خاصی که برای او به وجود آمده انتقالش چندان سروصدا نکرد، اما اگر عابدزاده قرار بود در شرایط عادی به پرسپولیس برود، قطعا اتفاقات بسیار زیادی پیرامون این انتقال رخ میداد.
در آن روزها احمدرضا عابدزاده مصدوم شده بود و استقلالیها به او اعلام کردند که پول ندارند تا هزینه درمان پای مصدوم او را بدهند. امیر عابدینی مدیرعامل وقت باشگاه پرسپولیس هزینه درمان پای مصدوم او را داد و احمدرضا عابدزاده را به تیم خودش برد تا استقلالیها بعدها متوجه شوند که چه اشتباه بزرگی را مرتکب شدهاند. احمدرضا عابدزاده با پیراهن پرسپولیس افتخارات زیادی به دست آورد اما بزرگترین افتخار او در زمانی که عضو پرسپولیس بود این بود که با تیم ملی به جامجهانی 1998 فرانسه صعود کرد.
مهدی هاشمینسبمدافع گل زن
هیچ انتقالی به اندازه انتقال مهدی هاشمینسب از پرسپولیس به استقلال برای هواداران فوتبال مهم، حساس، جنجالی و حیثیتی نبوده است. این انتقال برای هواداران پرسپولیس به هیچ عنوان قابل هضم نبود اما مهدی هاشمینسب تصمیم خودش را گرفته بود و به استقلال نقل مکان کرده بود.
جالب اینکه وقتی خبر انتقال هاشمینسب در روزنامههای ورزشی چاپ شد، یکی از هواداران پرسپولیس با دفتر علی پروین که آن زمان در میدان هفتتیر بود تماس میگیرد و با بهت و حیرت قصد داشته که تایید این خبر را از سرمربی وقت سرخپوشان بگیرد. پروین این خبر را تایید میکند که داد آن هوادار درمیآید و با صدای بلند میگوید که علیآقا انگار اتفاقی نیفتاده است، مهدی هاشمینسب به استقلال رفته و شما خونسرد هستید. علی پروین در جواب آن حرف با همان خونسردی میگوید: هاشمینسب از پرسپولیس رفته، این که به کجا رفته و در چه تیمی بازی میکند مهم نیست.
خود هاشمینسب در این رابطه میگوید: «من در روزنامهها خیلی بزرگ بودم، برای پرسپولیس گل میزدم و در دربیهای تهران امید اول گلزنی هواداران پرسپولیس بودم، اما خودم هیچی نداشتم. خانواده ما در یک اتاق کوچک و محقر زندگی میکرد و وقتی به خودم نگاه میکردم، خجالت میکشیدم که نمیتوانستم کاری برای خانوادهام انجام دهم. آن روزها شرایط سختی داشتم و باشگاه هم تکلیف مرا روشن نمیکرد و طلب مرا نمیداد. من با مدیرعامل وقت باشگاه هم اتمام حجت کردم، ولی آنها عکسالعملی نشان ندادند و من هم به استقلال رفتم. بعد از آن ماجرا خانوادهام و خودم خیلی اذیت شدیم. مادرم برای خرید کردن هم امنیت نداشت و چند بار خارج از خانه به مادرم بیاحترامی کردند، اما من یک تصمیمی گرفته بودم و پای آن هم ایستادم.»
در دربی همان سال مهدی هاشمینسب با پیراهن استقلال به پرسپولیس گل زد و بعد از گل هم غش کرد. هواداران پرسپولیس از صبح بازی تا آخر آن دیدار تاریخی بشدت نسبت به هاشمینسب فحاشی کردند. آنها حتی اسکناسهای 1000 تومانی در دست خود گرفته بودند و شعار میدادند: «مهدی بیا پول بگیر»، اما هاشمینسب در مورد آن اتفاقات میگوید: «تمام آنهایی که به من فحاشی کردند را حلال میکنم. به هر حال هواداران پرسپولیس مرا دوست داشتند و برای آنها قابل باور نبود که به استقلال بروم.»
اما یکی از جالبترین نکات انتقال مهدی هاشمینسب به استقلال این بود که علی فتحاللهزاده هرچه مدافع بلند قامت میخرید باز هم هاشمینسب روی سر آنها ضربه سر میزد و توپ را به تور دروازه استقلال میرساند. وقتی خریدهای مدیرعامل استقلال جواب نداد، فتحاللهزاده خود هاشمینسب را خرید تا هم از دست او راحت شود و هم برای استقلال در دربی تهران گل بزند.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم