پیش از هر نکتهای، مشخصه اصلی این روبات را در چه چیزی میدانید؟
این یک موش روباتیک است که از خصوصیات بارز و متنوعی برخوردار است. در این موش و همچون سایر موشهای معمولی، موهای ویژهای در نظر گرفته شده است که با استفاده از همین موهای مصنوعی بخش عمده و مهمی از وظایف و ماموریتهای روبات انجام میشود. این دقیقا فرآیندی است که در موشهای معمولی و زنده نیز دیده میشود و اگر برخی از این موها به هر دلیلی کنده شوند، موش در انجام کارهای روزمره خود با مشکلات زیادی روبهرو خواهد شد. در کنار این ویژگیها، پروژهای که ما آن را آغاز کردهایم از حیث زاویه نگاه به چگونگی ترسیم تجسم کامل از محیط اطراف با سایر پروژهها متفاوت است. ما در این پروژه سراغ بررسی حس بینایی یا بویایی نرفتهایم، بلکه از چگونگی لمس محیط با استفاده از موهای حساس را زیر نظر داشتهایم.
موش روباتیکی از این موها چه نوع استفادههایی میکند؟
بر اساس برنامهریزیهای اولیهای که در این فناوری انجام شده است، موش میتواند از این موها برای تشخیص مکانها و اشیای نامشخص استفاده کند. این محصول جدید SCRATCHBOT نام دارد و ما امیدواریم که در آینده الهام بخش دانشمندان در طراحی و ساخت سیستمهای روباتیک و هوشمند و در عین حال کاملا مستقل در تصمیمگیری برای انجام ماموریتهای شناسایی باشد. اما ما هدف مهم دیگری هم داریم و آن این است که با تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده از آزمایش این موش، به چگونگی رفتار و عملکرد مغز انسان و حیوانات در تعامل با فرآیند لمس اشیاء بپردازیم. من فکر میکنم که هدف دوم برای ما ارزش و اهمیت به مراتب بیشتری دارد.
یعنی به دنبال آن هستید که از این فناوری برای دستیابی به جایگاه ویژهای در فرآیند تولید هوش مصنوعی استفاده کنید؟
میتوان به نوعی چنین برداشت کرد. در سالهای اخیر پروژه بزرگ و مهمی در این زمینه موسوم به ICEA آغاز شده است که طی آن با زیر نظر داشتن حیوانات و فرآیندهای جاری در مغز آنها و همچنین استفاده از تازهترین یافتهها و ابداعات عرصه روباتیک، تلاش میشود تا سیستمهای هوش مصنوعی ساخته شود که الهام گرفته از ساختارهای زیستی زنده باشند. ما فکر میکنیم که در قالب این تلاش جدید میتوان گامهای تازهای به سوی فناوریهای لمس مصنوعی و استفاده از آنها در روباتهایی به شکل حیوانات برداشت. برداشت ما تا به اینجای این پروژه این است که میتوان از چنین ساختارهای پیچیدهای برای نفوذ به معمای پیچیدهتر مغز در کنترل اعضا و چگونگی لمس اشیاء و محیط استفاده کرد. البته باید قبول کرد که هنوز حرکتی در این پاره نشده و ما در ابتداییترین مراحل کار هستیم.
شما در این پروژه به استفاده از چگونگی لمس محیط و ابزارهای به کار رفته در آن به جای استفاده از توانایی بینایی برای درک و تجسم کامل از محیط اطراف روی آوردهاید. آیا میتوان این نگرش را یکی از مهمترین تفاوتهای کار شما با سایر پروژههای مشابه به حساب آورد؟
به نکته مهمی اشاره کردهاید. در حقیقت در بیش از یک دهه گذشته تلاشهای زیادی از این دست و در عرصه چگونگی درک محیط از سوی حیوانات از سوی سیستم بیناییشان صورت گرفته است. حتی در گذشته پروژههایی در زمینه استفاده از قوای بویایی در مارها و حیوانات مشابه برای ترسیم تجسمی کامل از دنیای اطراف انجام شده است، اما ما در این مطالعه دست به کار بسیار سخت و پیچیدهای زدهایم. موشها حیواناتی هستند که به استفاده از موهای رشد کرده در اطراف دهان و بینیشان برای درک محیط اطراف به شدت وابسته هستند. آنها میتوانند از این موها برای تشخیص دقیق و تقریبا بینقص مشخصههای مختلف محیط اطرافشان نظیر رنگ، شکل و بافت متنوع محیطی استفاده کنند و جالب این است که این همه کار تنها بهواسطه جنبیدن متناوب این موها صورت میگیرد. ما فکر میکنیم که نقشهای که از نتایج این حرکات به دست میآید درک اصلی از محیط اطراف را به حیوان میبخشد. از آن گذشته اکنون به خوبی مشخص میشود که چرا حیواناتی نظیر موشهای آزمایشگاهی که به شدت به استفاده از موهای صورت خود وابستگی دارند، در محیطهای بسیار تاریک، جایی که نور جایی ندارد نیز در دستیابی به درک کامل از محیط اطراف توانمند هستند.
برنامه بعدی شما برای توسعه این فناوری چیست؟
ما دریافتهایم که موشها گرچه به شدت به استفاده از این موها وابستگی دارند، اما حتی اگر این موهای حساس دچار آسیب نیز شوند، کارایی خود را حفظ خواهند کرد حال آنکه در انسانها میتوان این موها و عملکردشان را به حسگرهای طبیعی نهفته در سر انگشتان تشبیه کرد که البته تحقیقات ما نشان میدهند در مقایسه با موی موشها حساستر و آسیبپذیرترند. ما در نظر داریم تا از دادههای به دست آمده در این پروژه برای دستیابی به درک بهتری از فعالیت مغز در ارتباط برقرار کردن با حسگرهای طبیعی سرانگشتان انسان استفاده کنیم تا در آینده از آنها در قالب کمک به افراد آسیب دیده بهرهبرداری نماییم. همچنین قصد داریم تا در آینده روباتهای بسیار حساستری طراحی کنیم که در شرایط و محیطهای بسیار سخت و پیچیده نیز عملکرد مناسب و قابل قبولی در شناسایی محیط داشته باشند. استفاده از آنها در تاریکترین نقاط اعماق اقیانوس و حتی گودالهای تاریک نهفته در سیارات و سایر اجرام آسمانی نیز از جمله این اهداف است.
دکتر تونی پریسکات در یک نگاه
دکتر پریسکات به عنوان استادیار در دانشگاه شفیلد و دپارتمان علوم عصبی شناختی آن مشغول به تحقیق و تدریس است.
وی در سالهای گذشته تحقیقات گستردهای را در زمینه مدلسازی رایانهای مربوط به علوم عصبی شناختی انجام داده است و در این میان تمرکز اصلی خود را روی دستیابی به درک روشنتری از لایههای عصبی مرتبط با ارائه هوش مصنوعی معطوف کرده است. وی در این خصوص تمرکز ویژهای نیز روی مدلهای تجسم شده حیوانی و هوش انسانی در قالب سیستمهای روباتیکی داشته است. در کنار این تحقیقات، وی پژوهشهایی نیز در حوزه حرکات لمسی در حیوانات و استفاده از آنها در روباتهای هوشمند داشته است.
مهدی پیرگزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم