در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند استانهای شمالی ایران هنوز هم برای همه ایرانیان قطعهای از بهشت به حساب میآیند و در رده استانهای پر گردشگر قرار گرفتهاند، کارشناسان پیشبینی میکنند اگر روند آلودهسازی سواحل خزر، جنگلها، رودخانهها و دیگر بخشهای استانهای شمالی ادامه پیدا کند، بعید نیست در سالهای آینده، به دلیل آلودگی بیش از حد محیط زیست، شمار گردشگران ورودی به این استان کاسته شود و حتی مراکز جذب گردشگر خالی بمانند.
اگرچه ممکن است تخلیه پساب کارخانهها یا فاضلاب در دریاچه خزر کمتر به چشم اهالی و گردشگران بیاید، ملموسترین نماد آلودگی در شهرهای شمالی کشور زبالههایی است که سطح جادهها، روستاها، جنگلها و... را گرفته است و سالهاست اقدامی تاثیرگذار برای جمعآوری آنها صورت نگرفته است.هرچند شواهد نشان میدهد سهم گردشگران ورودی در تولید زباله در این استان کم نیست اما بخش عمدهای از زبالههای این مناطق نیز بوسیله اهالی تولید میشود.
مهندس کامران زلفینژاد، مدیر کل محیط زیست استان گیلان با تائید این که بخشهایی از استان گیلان از نظر زیست محیطی در شرایط نامطلوبی قرار دارد توضیح میدهد: سرانه تولید زباله در استان گیلان یک کیلو برای هر نفر در روز است در حالی که حد استاندارد این رقم باید ششدهم یک کیلو برای هر نفر در روز باشد.رقم سرانهای که زلفینژاد اعلام میکند را اگر در جمعیت 2 میلیون و 600 هزار نفری این استان ضرب کنید متوسط تولید زباله استان گیلان 2600 تن در روز است.دکتر رسول اشرفیپور، مدیر کل محیط زیست استان مازندران هم میزان زباله تولیدی استان مازندران را 2500 تن در روز اعلام کرد که 1300 تن آن روستایی و 1200 تن شهری است.
گردشگران، بمب زباله!
اعلام این آمارها، تنها در شرایطی است که شمار گردشگران ورودی به استانها در حد متوسط باشد و در فصلهای فراوانی سفر این رقم به 3000 تن نیز میرسد. اشرفیپور با ذکر مثالی در این زمینه توضیح میدهد: هر سال به طور میانگین 10 میلیون گردشگر وارد مازندران میشوند اگر هر کدام از آنها 250 گرم زباله (تقریبا به سنگینی کیسه فریزری که نصف آن با برنج پر شده است) در سطح استان پراکنده کنند نتیجه این است که گردشگران سالانه 2500 تن زباله تولید میکنند.در این میان اگر در خوشبینانهترین حالت نیمی از این زبالهها قابل تجزیه باشد، میتوان گفت گردشگران هر سال در دستکم1250 تن زباله غیرقابل تجزیه در مازندران پراکنده میکنند که این رقم در گیلان نیز تقریبا مشابه است.
فکر میکنید تکلیف زبالههایی که در سطح استان پراکنده میشوند کدام یک از این گزینههاست؟ الف)بخشی از زبالهها خوراک دامهای اهلی میشود. ب) قسمتی از زبالهها را مردم مهربانانه به دریا هدیه میدهند و دریا هم مهربانانهتر به ساحل برمیگرداند و با توجه به این که جمعآوری زبالههای ساحلی متولی ندارد این زبالهها به عنوان میراثی غیر فرهنگی پیکر محیط زیست را مثل موریانه میجوند. ج) جمعآوری زبالههای جادهای به گردن راهداریها میافتد و آنها به روی خودشان نمیآورند. د) در روستاها ممکن است هفتهای یکبار خودروی ویژه حمل زباله، کیسههای زبالهای را که از یک هفته پیش در روستا باقی مانده است جمعآوری کند که البته این اتفاق بندرت و نامنظم میافتد. ه) شهرداریها قسمتی از زبالهها را جمع میکنند و آنها را در بخشی از جنگل و دیگر مناطق سرسبز که سالهاست محل انبار کردن زباله شدهاند رها میکنند. و) روستاییان زبالهها را در حاشیه زمینهای کشاورزی دفن میکنند و نه تنها با هر بار بارندگی زبالهها سر از خاک بر میآورند بلکه شیرابهشان را به اعماق خاک میفرستند و از آن جا که در مناطق شمالی سطح سفرههای آب زیر زمینی بالاست، شیرابه زبالهها با آب میآمیزد و غمانگیزتر این که خیلی از روستاییها با حفر چاه، از همین آب به عنوان آب شرب یا برای استحمام یا شستن ظروف و لباسها استفاده میکنند.
کمبود اعتبار، رفیق زبالههای بیمتولی
هر کدام از این گزینهها را که به عنوان پاسخ انتخاب کرده باشید برنده شدهاید. همه این گزینهها از سرانجام ناخوشایند زبالههای پراکنده در شمال کشور خبر میدهند و در این میان تفکیک زبالهها به زبالههای تر و خشک و بازیافت آنها -که صحیحترین راه به حساب میآید کمترین سهم را در تعیین سرنوشت زبالهها دارد.مدیر کل محیط زیست استان گیلان در این زمینه میگوید: متاسفانه هنوز کارخانههای پیشرفته بازیافت زباله خشک در کشور نداریم و در استان گیلان نیز علیرغم تصمیممان برای افزایش تعداد کارخانههای کمپوست (برای تبدیل زبالههای تر به کود) و تکمیل ساخت کارخانههای نیمه کاره با کمبود اعتبار مواجهیم.مدیر کل محیط زیست استان مازندران فرهنگسازی را برای گردشگران ورودی به استانهای شمالی نیز امری حیاتی میداند و گرچه میپذیرد که نبود سطلهای زباله به تعداد کافی در بخشهای تفریحی و گردشگری این استانها یکی از دلایل زباله پراکنی گردشگران در شمال کشور است، اما معتقد است که آموزش رفتار صحیح به گردشگران برای حفظ محیط زیست، در بسیاری از مناطق شمال کشور موثر بوده است به طوری که نهالکاری و نصب تابلوهایی آموزشی در حاشیه جادهها، حجم زبالههای پراکنده را در این مناطق کاهش داده است.
فرهنگسازی خوب است اما اعتبار بهتر است؟
هرچند فرهنگسازی با هدف حفظ محیط زیست چه برای گردشگران و چه برای اهالی شهرهای شمالی نیازی ضروری به حساب میآید اما واقعیت این است که حتی اگر تمام حاشیه جادههای شمال کشور را با تابلوهای «زباله نریزید» تزئین کنیم و تلویزیون، رادیو و روزنامهها شبانه روز از مضرات زباله پراکنی بگویند تا زمانی که اعتبار لازم برای تکمیل و راهاندازی کارخانههای کمپوست تامین نشود، متولی برای جمع آوری مرتب زبالههای روستایی و ساحلی و... تعیین نشود و سازمان حفاظت محیط زیست قاطعانه مانع انباشتن زبالهها در طبیعت بوسیله شهرداریها نشود، همه این تلاشها بیسرانجام به نظر میرسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: