گذری در دنیای مجازی جوانان

این جامعه مجازی است یا واقعی؟

بلند شدن از پشت کامپیوتر کار سختی شده است برای آنها که معتادند به سایت گردی و وبلاگ‌خوانی، برای آنهایی که چشم‌هایشان را همزمان با زدن دکمه روشن کامپیوتر باز می‌کنند. با اینترنت پرسرعت و هزینه نه چندان بالا، فقط کافی است توی خانه بنشینی و وارد دنیای بزرگی شوی که به آن می‌گویند دنیای مجازی. این روزها کمتر کسی رغبت می‌کند راه بیفتد توی خیابان و آدم‌ها را ببیند، کمتر جوانی هست که ترجیح ندهد دوستی‌هایش را توی اینترنت ایجاد کند و ادامه بدهد تا این‌که وارد دنیای واقعی و جامعه آدم‌های جاندار شود و ارتباط برقرار کند.
کد خبر: ۲۶۶۴۴۶

آمار دوستی‌ها و ارتباط‌هایی که از طریق دیدار‌های رو در رو و چهره به چهره ایجاد می‌شوند و روابطی که به خاطر یک لبخند روی لب‌های یک آدم واقعی ایجاد می‌شوند روز به روز کمتر می‌شود و ناگفته پیداست که هر چه رو به جلو می‌رویم آدم‌های بی چهره و لبخند، آدم‌های بی چشم و نگاه، آدم‌هایی که نمی‌توانیم بوی عطرشان را احساس کنیم به دایره دوست‌هایمان اضافه می‌شوند. حالا کمتر برایمان مهم است که دوست تازه‌مان چه جور لباس می‌پوشد و آیا اصلا حرکات دستهایش را وقتی حرف می‌زند، دوست داریم؟ زندگی مدرن و به دنبال آن اینترنت بدجوری پایش را توی کفش‌مان کرده و آنجا آنقدر خوب جا خوش کرده که آن را بخش جدا نشدنی زندگیمان بدانیم.

جامعه مجازی دیگر برایمان پدیده هیجان‌آوری نیست. خیلی‌هایمان دستکم یک صفحه در یکی از سایت‌های از این دست داریم. دیگر از دیدن دوستانمان در دنیای مجازی ذوق زده نمی‌شویم و پیدا کردن دوست‌های جدید در این فضا برایمان یک کار عجیب و غریب نیست. خلاصه این‌که خوب دستمان آمده است که در جامعه مجازی چه باید بکنیم. استفاده‌هایی که می‌توانیم از امکانات این جامعه بکنیم، چه هستند و خلاصه این‌که شروع کرده ایم به بالغ شدن در این فضا.

ظهور اینترنت و به دنبال آن تشکیل جامعه مجازی را نوعی رنسانس در زندگی ما آدم‌های قرن بیست و یکمی‌ می‌دانند. خیلی از روابطی که در دنیای واقعی وجود دارد، به دلایل زیادی از جمله مسائل اجتماعی، محدودیت‌های مکانی، کمبود وقت، محدودیت‌های مالی و دلایلی از این دست، جای خودشان را به ارتباط‌های دنیای مجازی داده‌اند. همه چیز در این دنیای جدید به میزان علاقه ما، کار و بارمان و وقت آزادمان بستگی دارد؛ این‌که چقدر جامعه مجازی را که در آن عضو هستیم واقعی بدانیم و زندگیمان چقدر درگیرش باشد.

اولین آدم‌های مجازی کارشان را با ایمیل بازی و چت شروع کردند. البته سال‌های زیادی از آن زمان نمی‌گذرد، شاید سرعت بالایی که دنیای مجازی در پهن کردن سایه‌اش روی سر ما آدم‌های واقعی دارد، در نگاه اول ترسناک به نظر بیاید.

احتمالا خیلی‌‌ها نمی‌دانیم تکلیفمان برای کنار هم قرار دادن این دو دنیا چیست. خیلی‌هایمان نمی‌دانیم تقسیم زمان را چطور انجام بدهیم و چندتایی‌مان هم فکر این هستیم که بالاخره یکی را بر آن یکی اولویت بدهیم و قال قضیه را بکنیم. اما خب جمله معروفی هست که می‌گوید: «نه، قضیه به این سادگی‌ها هم نیست.»

لیدا 27 ساله که فوق‌لیسانس رسانه دارد می‌گوید: «اینترنت و امکاناتی که این دنیا برای آدم‌ها فراهم می‌کند تا خودشان را معرفی کنند، از خودشان حرف بزنند و عقایدشان را به دیگران هم بگویند، این روزها به بخش بزرگی از زندگی مردم تبدیل شده است. البته یک زمانی این‌طور ارتباط‌های اینترنتی قابل درک نبود. خیلی‌هایمان چون طرف مقابلمان را نمی‌شناختیم، او را ندیده بودیم و هیچ دوستی واقعی مشترکی با هم نداشتیم دچار دلهره و ترس بودیم، که دلیلش ناشناخته بودن فضایی بود که در آن قدم می‌گذاشتیم؛ چیزی که حالا دیگر مطرح نیست. حالا خیلی‌ها از این امکاناتی که روزی ناشناخته بود، حتی استفاده اقتصادی می‌کنند و خوب هم پول در می‌آورند.»

لیدا با این حال معتقد است: «ما ایرانی‌ها هنوز داریم ابتدایی‌ترین استفاده‌هایی که می‌شود از این جوامع مجازی کرد را می‌کنیم. البته این اصلا چیز بدی نیست. اینترنت کمکمان می‌کند خیلی از خلا‌هایی که در جامعه واقعی به دلیل محدودیت‌ها، امکان انجامش را نداریم در دنیای مجازی پر کنیم.» او امیدوار است که جامعه واقعی ما ایرانی‌ها خیلی زود از این مرحله بگذرد و جامعه مجازی را به اصطلاح تا این اندازه حیف و میل نکند.

جامعه مجازی، این مفهوم دردسرساز اما جذاب، اولین بار حدود چهل سال پیش به وسیله «لایدر» و «تیلور» دو دانشمند آمریکایی مطرح شد. زمان زیادی نگذشت تا این معنی عمومیت پیدا کند و به عنوان نوعی معاشرت، اما به صورت آنلاین مطرح شود. ما ایرانی‌ها که به یکباره با این رشد ناگهانی در زمینه ارتباطات و اطلاعات روبه‌رو شده‌ایم در وضعیت خاصی به سر می‌بریم که کشورهای پیشرفته‌تر، از دردسرهای این وضعیت خاص دورند. این وضعیت تغییراتی است که در رفتار‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران ایجاد شده و می‌شود.

شاید باید یاد بگیریم که به تحولات خیلی بزرگی که در حوزه اطلاعات و مباحث مختلف جامعه مجازی به‌وجود آمده نگاه جدی‌تری داشته باشیم. بخشی از این وظیفه به عهده ما کاربرهای عادی اینترنت است. البته نمی‌توان انکار کرد که اصلی ترین کاربردی که اینترنت دارد همان مساله برقراری ارتباط است. چت کردن، پیدا کردن دوستانی تازه در سایت‌هایی که به این منظور ساخته شده‌اند، ساختن پروفایل‌هایی که بخشی از علایق و تخصص‌های ما را به دیگران نشان می‌دهد و ... چیزهایی نیستند که بتوانیم در دنیای واقعی با این اندازه از گستردگی و البته به این راحتی با دیگران تقسیمشان کنیم.

خودتان باید آدم‌های خبره‌ای باشید در تعاملاتی که در جامعه‌های مجازی اتفاق می‌افتد. اگرچه دانستن تعریفی از جامعه مجازی کمک خوبی است که مثلا بتوانیم ارتباطات مجازی بهتری داشته باشیم، اما مساله این است که همه‌مان بدون دانستن این تعارف تئوریک هم بلدیم چطور چت کنیم، چطور وبلاگ بسازیم و چطور پروفایلی در یکی از این جامعه‌های بزرگ مجازی برای خودمان دست و پا کنیم. با این توضیحات ناگفته پیداست که جامعه مجازی جایی است که ارتباطات در آن چهره به چهره و رودررو نیست و در واقع این تعریف در مقابل جامعه معمولی، که ارتباطات در آن رودررو است، ارائه شده است. جوامع مجازی، جوامعی هستند بدون مرز و در حال رشد و گسترش؛ که جوامع فعلی ما بی‌هیچ شکی به این جوامع جدید که به اصطلاح اسمشان جوامع تکنولوژیکی است، وابسته هستند. این را هم بدانیم که با وجود نام جامعه مجازی که برای آنها انتخاب شده است، اما این جوامع واقعا براساس وجود و تعامل انسانی و رفتارهای اجتماعی و فردی که وجود فیزیکی دارند، شکل گرفته است. جامعه مجازی، جامعه‌ای است که واقعا وجود دارد.

کامران که چند سالی است وبلاگی تخصصی در زمینه رشته تحصیلی و کارش دارد معتقد است جامعه مجازی امکاناتی در اختیار جامعه واقعی گذاشته است که می‌تواند آن را بهتر و قابل زندگی‌تر کند. کامران می‌گوید: «انگار که در دنیای مجازی انواع مختلفی از ارتباط را تجربه می‌کنیم. منظورم این است که بدون این‌که وقت و زمان زیادی صرف کنیم می‌توانیم شکل‌های مختلفی از زندگی اجتماعی را در یک دنیای غیرواقعی که البته به نظر من خیلی هم واقعی است تجربه کنیم. این ما را آماده می‌کند برای زندگی بهتر در دنیای واقعی.»

اولین آدم‌های مجازی مبنای کارشان را بر چت و آدرس‌های الکترونیکی گذاشتند. هنوز هم آدم‌های دنیای مجازی ارتباطات و تعاملاتشان براساس همین گفتگو است که شکل می‌گیرد. یعنی هنوز ابزار اصلی‌شان برای زندگی در این جامعه‌ها بر اساس گفتگو‌های غیرواقعی شکل می‌گیرد. بگذریم از ورود صدا و تصویر به این مباحث و گفتگو‌ها.

زندگی دیجیتال ایرانی‌ها هم با به‌وجود آمدن وبلاگ‌ها بود که تاریخچه دار شد. این اتفاق، یعنی ظهور وبلاگ‌ها، در دهه نود اتفاق افتاد و شهروندان مجازی ایرانی هم مدتی بعد راه گفتگو کردن در جامعه مجازی را از طریق وبلاگ‌ها به شکلی خیلی جدی دنبال کردند. ایران یکی از بزرگ‌ترین مجموعه وبلاگ‌نویس‌ها را در میان شهروندان مجازی سایر کشورهای دنیا دارد.

چیزی که باید در این جامعه مورد توجه شهروندانش قرار بگیرد، وجود یک سری قوانین و رفتارهاست که نمونه‌اش را در دنیای واقعی هم داریم. اگر جوامع مجازی را مثل یک جامعه معمولی فرض کنیم، با یکسری قانون‌ها و رفتار‌های خیلی مهم روبه‌رو می‌شویم. بودن در یک جامعه مجازی آزادی‌های خیلی زیادی را در دست و بالمان می‌ریزد که البته در یک جامعه واقعی امکان داشتنشان نیست. بر همین اساس هم هست که قوانین، رفتارها، مسوولیت‌ها و امنیت، رهبری، جرم و جنایت، سیاست، تحصیل، فرهنگ، بهداشت و سلامت و حتی حقوق بشر مسائل واقعا حیاتی این دنیا هستند؛ درست مانند یک دنیای واقعی. بر همین اساس هم هست که شما به عنوان یکی از شهروندان این دنیای مجازی نمی‌توانید به خودتان اجازه هر نوع استفاده‌ای را به صرف شناخته نبودنتان بدهید.

محمد که یکی از اینترنت بازهای به قول خودش خیلی قدیمی‌است، این روزها ترجیح می‌دهد وقتش را در کنار چت و گفتگو، صرف انجام یک سری فعالیت‌های اقتصادی در اینترنت کند. او می‌گوید دیگر زمان این گذشته که بخواهیم از امکانات شگفت انگیزی که اینترنت در اختیارمان گذاشته به ابتدایی‌ترین شکلش استفاده کنیم.

محمد در کنار فعالیت‌های اقتصادی‌اش در اینترنت در زمینه سکیوریتی هم اطلاعات خوبی دارد. او می‌گوید: «ضرورت دانستن مسائل امنیتی در اینترنت به اندازه همه کارهای دیگری است که در محیط نت می‌توان انجام داد. خیلی وقت‌ها اطلاعات بسیار مهمی‌که دانستنشان توسط دیگران می‌تواند زندگی آدم را از آرامش خارج کند با یک سهل انگاری کوچک در امنیت سیستم لو می‌رود.

او با همه اینها امکانی که اینترنت برای برقراری ارتباط با آدم‌ها ایجاد می‌کند را مهم‌ترین کارکردش می‌داند و می‌گوید: «برای خیلی‌ها و از جمله خود من که در جامعه واقعی و در میان آدم‌های واقعی خجالتی به حساب می‌آییم، اینترنت محیط امن تری برای ارتباط برقرار کردن است.»

به‌وجود آمدن رسانه‌های دو طرفه مثل اینترنت و وب باعث شد آن انزوایی که بعد از ظهور رقیب قدیمی‌تر، یعنی رسانه‌های یک طرفه ای مثل رادیو و تلویزیون، در آدم‌ها ایجاد شده بود دچار تحول و چالش بشود. آدم‌ها در جامعه مجازی، فرصت تعامل اجتماعی خیلی گسترده و چند جانبه را به‌دست آورده‌اند و از این فرصت برای تعریف هویت و شکل دادن آینده خودشان و جامعه‌شان استفاده می‌کنند.

آمار خیلی بالای آدم‌هایی که زندگی در جامعه مجازی را دوست دارند و حتی خیلی‌هایشان اصلا از راه زندگی در جامعه مجازی است که می‌توانند در جامعه واقعی و در میان آدم‌ها با پوست و خون زندگی کنند، انگار فرصت جدیدی است که به زندگی بشر داده شده. اگر بدانیم که نزدیک به یک هفتم مردم جهان به شکل جدی از اینترنت استفاده می‌کنند خیلی واضح متوجه می‌شویم که جوامع مجازی با فرهنگ اختصاصی خودشان تاثیرات مستقیمی‌بر جوامع حقیقی دارند. خوب است بدانیم که از زمان ورود اینترنت به جامعه ایرانی حدود یک دهه می‌گذرد و در این مدت زمان نه چندان زیاد با سرعت بالایی جای خودش را در میان ایرانی‌ها باز کرده است.

سمیرا مهرگان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها