سعید فلاح‌فر

هنر جوان و فردایی که از اوست

معنای هنر اگرچه دیریاب، اما دشوار نیست. هنر، همان لباس نو به نو و تازه به تازه‌ای است که هر بار بر تن اثری تازه می‌بینیم. هنر، معنایی است بدیهی و همه‌فهم که هر بار با هر خلق تازه، از نو خلق می‌شود و به‌اندام‌تر و رعناتر، به استقبال اثر تازه دیگر می‌آید.
کد خبر: ۲۶۶۳۶۶

هنر، طعم طراوت است که کسالت‌های کهنه را جلا می‌دهد و آینه‌وار اندیشه‌های بلند را  شفاف و به‌ صدق  گواه می‌شود. هنر، زیبایی پنهانی است که از دریچه‌ای تازه، کوس پیدا زده است. هنر معنای بالنده است؛ پا به پای بلوغ. هنر، زلالی رونده است؛ پا به پای شعور. و جوان نیز.

انگار یک ویژگی از ذات و هویت این دو همزاد دیرین جدانشدنی است؛ شور و نشاط در جوانی و هم در هنر. جوان، سرشار از قدرت و تاب خلق ناب است و هنر، هم آنجا که ناب‌تر و هم ‌آنجا که شاداب‌تر، شایسته‌تر و فاخرتر چهره می‌نماید.

آرزوهای بزرگ و رویایی و درخشانی افق‌های روبه‌رو، در هر هنر و جوان به وفور می‌جوشد و آن‌ که تشنه‌تر، خوش‌تر و مشتاق‌تر می‌نوشد.

جوان، بی‌واهمه از آفت‌زار تعلل به گلزار هنر می‌جهد و سرزمین بهاری هنر را با دست‌های روینده، باغ در باغ، می‌رویاند. آنجا که پیران تناور از نهال بالیده دیروز سایه انداخته‌اند، این برگ‌های نورسته و غنچه‌های معطر جوانی‌اند که هر گوشه‌ای را به رنگی تازه‌تر می‌آمیزند. هنر، کشف زودرس فرداست و جوان اندوخته‌ای که فردا خود هم اوست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها