در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین نمایش رادیویی که اجرا کردید؟
اولین نمایشنامه رادیویی خود را که 1333 و به طور زنده در رادیو اجرا کردم، نمایشی به نام «نادرشاه افشار» بود که کارگردان آن زندهیاد نصرتالله محتشم بود.
اولین باری که صدای خودتان را از رادیو شنیدید چه احساسی پیدا کردید؟
بسیار خوشحال بودم. البته آن موقع کمتر خانهای رادیو داشت (حدود 55 سال پیش.) ما هم رادیو نداشتیم اما بالاخره توانستم رادیویی پیدا کنم و برنامهام را گوش کنم. نمیدانید از شنیدن صدایم چقدر خوشحال شدم.
خانواده چطور؟ خوشحال شدند؟
مادرم خوشحال شد اما پدرم توی این خطها نبود.
آن موقع، این روزها را پیشبینی میکردید که مثلا 50 سال از عمرتان را در رادیو بگذرانید؟
نه، اصلا فکر نمیکردم. البته من عاشق کارم بودم؛ تئاتر، سینما و رادیو، به طور ویژهای هم رادیو را دوست داشتم و میخواستم که همه عمرم را صرف این هنرها کنم. البته از همان اول رادیو برایم جایگاه خاص خود را داشت و تا الان هم اگر موفقیتی به دست آوردهام بیشتر به خاطر آثار و کارهای رادیوییام بوده است.
هدفتان در همه این سالها از کار کردن بویژه در حوزه طنز چه بوده؟
شاد کردن مردم برایم مهم بوده و هست و این مساله به من انرژی میدهد.
برنامههای طنز با هدف ایجاد ارتباط با چه قشری در جامعه تولید میشوند، عوام یا خواص؟
برنامهها از نظر متن، اجرا، لحن و ادبیات طوری تولید میشوند که برای همه اقشار جامعه قابل درک و استفاده باشد. اگر خواص هم گوش کنند آنها را هم میتوان جزو شنوندگان برنامه به شمار آورد. در واقع نمیتوانیم برنامههای طنز را مختص به قشر خاصی بدانیم.
یک نمایش رادیویی بایستی دارای چه ویژگیهایی باشد؟
در ابتدا باید از محتوای خوبی برخوردار باشد. یعنی این که علاوه بر داشتن پیام برای مخاطب، بتواند با استفاده از یک متن توانمند بر ذهن شنونده تاثیر بگذارد و وی را مجذوب خود کند.
این محتوای خوب، در برنامه «جمعه ایرانی» هست؟
بله هست. این برنامه خوب محصول تلاش یک گروه تواناست که توانسته با حجم وسیعی از مخاطبان ارتباط برقرار کند. آمار اخیری که توسط رادیو گرفته شده، حکایت از علاقه 80 درصد از مخاطبان رادیو به این برنامه دارد و همین گواه وجود محتوای خوب و تولید موفق این برنامه است.
برخورد مردم با رضا عبدی چطور است؟
برخوردشان بسیار عالی است و همان طور که من عاشق مردم هستم، مردم هم گرمی وجود و مشوق من هستند. ما به عشق مردم زنده هستیم و کار میکنیم. به هر حال مردم با چهره من آشنا هستند، اما خیلی وقتها با شنیدن صدایم مرا میشناسند و میگویند: صداتون چقدر آشناست! شما در رادیو کار میکنید؟
آیا فرزندان شما هم در کار هنری هستند؟
من 2 پسر دارم. پسر بزرگم از اول تمایلی به بازیگری نداشت، اما پسر کوچکم مدتی ابراز علاقه میکرد و میگفت دوست دارد که وارد کارهای هنری شود، اما من به ایشان گفتم «اول برو درسات را بخوان، بعد اگر خواستی، وارد عرصه بازیگری شو.» ایشان هم بعد از پایان تحصیلاتش گفت، اگر دنبال همان رشته خودم بروم بهتر است. به هر حال الان هر دو مهندس هستند؛ یکی مهندس عمران و دیگری مهندس کامپیوتر.
همسرتان چطور، به کار شما علاقهمندند؟
بله، همیشه میگوید خوشحالم که در کارت موفق هستی، البته بعضی وقتها بعد از شنیدن کارم، به طور جدی انتقاد میکند و میگوید اگر اینجا، این طور بازی میکردی بهتر بود.
تاکنون اتفاق افتاده که از اجرای نقشی ناراضی باشید؟
خیر، معمولا نقشی که به من میخورد و میتوانم انجامش دهم، به من محول میشود.
چند تا لهجه را میتوانید تقلید کنید؟
سه چهار تا بلد هستم؛ لهجه رشتی، قزوینی، یزدی، کاشانی و بابلی.
مشکلترین نقشی که اجرا کردهاید؟
سالها پیش در برنامه «داستان شب» رادیو، یک نمایشنامه خارجی را اجرا میکردیم که من در آن باید نقش پدربزرگی را بازی میکردم. برای درست از کار درآمدن آن نقش، خیلی تلاش و تمرین کردم و بالاخره بعد از ضبط برنامه نتیجه مثبتی عاید شد.
یک بازیگر برای اجرای نقشها و تیپهای مختلف چه کارهایی باید انجام دهد؟
ابتدا کارگردان در مورد آن نقش توضیح میدهد و خصوصیات آن نقش را به طور کامل تشریح میکند. بازیگر هم با مطالعه و بهکارگیری علم و مهارت خود باید سعی کند به آن نقش نزدیک شود. در اجرای نقشها بایستی بازیگر با تلفظ درست و نحوه صحیح ادا کردن اسامی و کلمات آشنا باشد و نکات ریز ادبی را رعایت کند. به هر حال یک بازیگر رادیویی باید اهل ورزش باشد تا بتواند سالها از صدایش استفاده کند.
در مورد تیپسازیهایتان هم توضیح دهید.
ایده همه تیپهایی را که ساختهام، از دل اجتماع و از مردم گرفتهام و آنها را طراحی کردم. مثلا «آمیرزا» در ذهن من یک فرد چاق خندهرو و زرنگ است که میخواهد از معاملاتش سود کلانی به جیب بزند یا آقای بهمنی را از روی آدمهایی که ویژگی خاصی دارند و در جامعه خودمان هم زندگی میکنند، خلق کردم؛ مردی سادهلوح، خوشقلب، مهربان و مطیع عیال.
چند تا از معروفترین تیپهایتان را نام ببرید.
«عبدل بیزینس» که همان میرز عبدالطمع سابق است که شغلش را ول کرده و رفته توی کار بیزینس در کانادا و چند کشور اروپایی دفتر دایر کرده و کار و بارش از سابق بهتر شده، او مشغول جمعآوری دلار و یورو و ریال است و ضمنا با عیال دومش در کانادا خوشگذرانی میکند.
«آقای بهمنی» مردی اهل شمال، خوش قلب، مهربان و سادهلوح است که به دلایلی به او پست مدیریت داده میشود. او هم تعداد زیادی از فک و فامیل و دوست و آشنا و اهالی محل زندگیاش را خبر و استخدام میکند و به هر کدام شغلی میدهد که به آنها کمکی بکند و نان و آبی به آنها برساند.
«آقای تصدقی» که قربان صدقه مریضها میرود و با محبت و مهربانی، مریضها را تا آنجا که میتواند سرکیسه میکند.
«آقا کمانداتوره( »تیپ ایتالیایی) مرد چاخان و پشت همانداز که کلمات ایتالیایی هم توی صحبتهایش بلغور میکند، مثلا تکیه کلامش این است. «کمانداتوره گامبرونه انوره روسی گراتو....»
غیر از «جمعه ایرانی» در چه برنامههایی حضور دارید؟
راه شب شنبه شبهای رادیو ایران که به مدت 2 ماه است برنامه «خاطرات پدربزرگ» را اجرا میکنم. این آیتم 15 دقیقه در دل برنامه راه شب اجرا میشود که من خاطرات خودم را از دوران بچگی، نوجوانی و جوانی و نحوه زندگی در یکی از محلههای قدیم تهران که به دنیا آمدم و حوادث و اتفاقات 70 سال قبل را برای شنوندگان تعریف میکنم.
پس دیگر در برنامه «طنز و طنزآوران» کارگردانی نمایشنامهها را برعهده ندارید؟
مدت 4 سال برنامهای داشتیم در رادیو فرهنگ به نام «طنز و طنزآوران.» در آن برنامه بیوگرافی نویسندههای ایرانی و آثار و نمایشنامههای آنها، همچنین بیوگرافی نویسندگان خارجی و آثار و نمایشنامههای آنها (مثل چخوف و دیگر نویسندههای ایرانی و خارجی) پخش میشد. کارگردان نمایشنامهها در این برنامه برعهده من و با همکاری تعدادی از بازیگران رادیو، اجرا و پخش میشد، حدود 3 ماه است که این برنامه تعطیل شده، با توجه به این که این برنامه فرهنگی طرفداران خاص خودش را دارد من پیشنهاد میکنم در صورت امکان دستاندرکاران رادیو فرهنگ مجددا برنامه «طنز و طنزآوران» را راهاندازی و شروع کنند و کما فی سابق روزهای جمعه بعدازظهر از شبکه رادیویی فرهنگ پخش شود.
معمولا چند ساعت در رادیو هستید؟
در گذشته به طور تمام وقت، گاهی از صبح تا 10 شب به ضبط برنامههای مختلف رادیویی مشغول بودم، اما در حال حاضر پارهوقت.
یعنی در طول روز، ساعتها صحبت میکنید؟
در محیط کار بله، اما در خارج از محل کار، آدم پرگویی نیستم و سعی میکنم پیرو آن مکتب باشم که میگوید: «کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا زاندک تو جهان شود پر.» در برخورد با مردم هم سعی میکنم با دقت به صحبتهایشان گوش کنم و بیشتر شنونده حرفهایشان باشم.
خودتان هم نویسندگی میکنید؟
طی این سالها برای نقشهایی که بازی میکنم از جمله «آمیرزا» و «بختبرگشته» گاهی هم نویسندگی کردهام. البته مدتی در برنامه کودک رادیو، یکی از برنامههای رادیو تهران، نویسندگی میکردم. ضمنا برنامهای به نام «تهران قدیم» به مدت 4 سال از رادیو پخش میشد که نویسنده و مجری آن بودم و این برنامه در مورد آداب و رسوم و سنتهای مردم تهران قدیم بحث و گفتگو میکرد و بیشتر مورد توجه کسانی که سن و سالی از آنها میگذشت و از تهران قدیم خاطراتی داشتند، قرار گرفته بود.
بازیگران رادیویی چطور تمرین میکنند؟
بازیگر رادیویی باید روی قدرت بیانش بسیار زیاد کار کند.
شما چقدر تمرین میکنید؟
بعد از این همه سال که تجربه زیادی کسب کردهام و نقشهایم را کاملا میشناسم هنوز هم به اندازه کافی تمرین میکنم. چون معتقدم تمرین کردن روی قدرت بیان و نحوه بیان تاثیر میگذارد.
سرگرمیهای شما چیست؟
غیر از خواندن کتاب، ورزش است. هفتهای یک بار با دوستانم که خارج از صف هنرمندان هستند به کوه میرویم و اگر یک هفته نروم تلفنها شروع میشود که «کجایی؟ چرا نیامدی؟»
تا کجا بالا میروید؟
به درکه میرویم. اگر سرحال باشم تا ایستگاه ازغال چال بالا میروم.
فکر میکنید چرا همیشه هنرمندان رادیو از شرایط شغلی خود گلایه دارند؟
چون در این کار پولی نیست. اصولا سطح درآمد در رادیو بسیار کمتر از رسانههای دیگر همچون تلویزیون و سینما است و متاسفانه این شرایط مسبوق به سابقه است.
باتوجه به نارضایتی اساتید از شرایط شغلی، آیا نسل جوان میلی به حضور در این حرفه دارد؟
اتفاقا همین الان جوانهای بسیاری مشتاق ورود به این حرفه هستند و شاهد حضور نسل جوان در این شغل هستیم. بنابراین پیشنهاد میکنم حتما با تحصیلات و آگاهی بیایند و از همه مهمتر به این کار به عنوان شغل اصلی نگاه نکنند. حتی بیشتر هنرمندان قدیمی نیز در اصل شغل دیگری داشتند و این شغل برایشان جنبه سرگرمی و علاقه محض را داشت. من به جوانان توصیه میکنم اگر به کار هنری در رادیو علاقه دارند، فریب زرق و برق آن را نخورند و اول فکر زندگی خودشان باشند. یعنی کار دیگری را به عنوان حرفه اصلی برگزینند بعد با خیال راحت سراغ این کار بیایند تا مثل برخی از هنرمندان مستاصل نباشند.
و این که رضا عبدی چه آرزویی دارد؟
آرزو دارم خداوند متعال تا زمانی که در قید حیات هستم به من سلامتی بدهد تا در رادیو کار کنم و برای رادیوییها و رادیو بهترین آرزو را دارم تا به امید خدا همیشه موفق باشند.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: