در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمی مثل «برادران بلوم» همان چیزی است که دوست دارید و میخواهید بازی کنید؟
به نوعی بله. من مخالف فیلمهای عامهپسند و سرگرم کننده نیستم، اما عقیده دارم وظیفه سینما بهتنهایی شامل سرگرمکردن تماشاچی نمیشود. فیلمها در کنار سرگرم کردن تماشاچی، باید حرفی هم برای گفتن داشته باشند. به نظر من فیلم خوب فیلمی است که هم تماشاچی را سرگرم میکند و هم چیزی را به او یاد میدهد. فیلمهای سینمایی معمولا یا سرگرمکننده صرف هستند یا اگر حرفی برای گفتن دارند، آنقدر آن را در لفافههای روشنفکرانه بیان میکنند که تبدیل به یک تریبون شعاری شده و دیگر فیلم نیستند. در چنین حالتی، آنها جنبه سرگرمکننده خود را از دست میدهند. «برادران بلوم» در میانه قرار دارد، یعنی هم قصد سرگرم کردن بینندهاش را دارد و هم میخواهد در کنار سرگرم کردن او، حرفهایی را هم مطرح کند.
چرا این جور فیلمها کم ساخته میشوند؟
چون ساخت این نوع فیلمها سخت است! شما باید راهی پیدا کنید که حرف و دیدگاهتان حالت شعاری و خطابه پیدا نکند و در دل قصه شیرین فیلم پنهان باشد. انجام چنین کاری، چندان هم راحت نیست.
نمونه خوب این نوع فیلمها «در بروژ» ساخته مارتین مکدوناگ است که کالین فارل در آن بازی میکرد. این جور فیلمها چون کم هستند، خیلی خوب در یاد و ذهن تماشاگران میمانند.
کمی بیشتر درباره «برادران بلوم» برایمان صحبت میکنید؟
خب، فیلم قصه چند برادر را تعریف میکند که قرار است با تغییر و تحول بزرگی روبهرو شوند. در خیلی فیلمها ما با تغییر و تحول ذهنی کاراکترها روبهرو هستیم. ولی این فیلم، از زاویه دیگری به موضوع نگاه میکند. این برادرها یکدیگر را کامل میکنند و میتوان گفت هیچیک به تنهایی نمیتوانند مورد بحث و بررسی قرار گیرند. من برادر بزرگ خانواده یعنی استفن بلوم هستم. هر دو برادر از دوران نوجوانی اعتماد به نفس خیلی خوبی داشتهاند. آنها به اعتقاد من منفی نیستند و فرصتی میخواهند تا تبدیل به آدمهای مثبت شوند. قصه فیلم این فرصت را به شکل عجیب و غریبی در ارتباط با آنها میگذارد.
کاراکتر خودتان در فیلم را چگونه ارزیابی میکنید؟
استفن آدم خاصی است و خواهان یک زندگی نانوشته است. او میخواهد طوری زندگی کند که هیچ نکتهای از فردای خودش را نداند. جذابیت زندگی برای او این است که با اتفاقات و حوادث کاملا پیشبینی نشده روبهرو شود.
ولی زمانی که با آزمون بزرگ زندگیاش طرف میشود، میفهمد که باید یک زورآزمایی سخت با روزگار داشته باشد و تواناییها و قابلیتهای خویش را محک بزند. در پایان قصه فیلم، او دیگر آن مرد شورشی و خیره سر اول ماجرا نیست و کاملا تبدیل به موجود دیگری شده است. درسهایی که زندگی به وی میدهد، کمک میکند تا او آدم بهتری شود و چیزی به نام عشق پاک و واقعی را کشف کند.
نظر شخصی خودتان به عنوان یک بیننده درباره این فیلم چیست؟
احساس میکنم فیلم با یک رئالیسم جادویی شروع میشود و در پایان با یک ضربه سنگین و تاثیرگذار تمام میشود. در قصه فیلم سمبلهای زیادی وجود دارد که به شکلی درست در دل قصه قرار داده شدهاند. در عین حال، با آن که «برادران بلوم» یک فیلم موزیکال نیست، ولی لحنی آهنگین دارد و ریتم خاص آن شما را به یاد قطعههای موسیقی میاندازد.
خود قصه فیلمنامه بود که شما را جذب کرد یا این که شباهتهایی بین آن و برخی فیلمهای محبوب و مطرح دیدید؟
وقتی خواندن فیلمنامه را شروع کردم، به آرامی متوجه این نکته شدم که دارد مرا به درون خودش میکشاند و گریبان مرا رها نمیکند. بارها از خودم پرسیدم: در حال خواندن چه چیزی هستم؟ قصه فیلمنامه خیلی خوب تعریف شده بود و شخصیتپردازی بیعیب و نقصی داشت. نمیتوانستم خودم را از تاثیر آن رها کنم. از طرف دیگر، مسائل پشت صحنه هم خیلی جالب و جذاب بود. رایان جانسن کارگردان فیلم 30 میلیون دلار را با زحمت فراهم کرده بود تا فیلمش را بسازد. او سرشار از عشق و امید بود و میخواست سبک جدیدی به عالم سینما ارائه دهد. وی کارش را خیلی خوب و درست انجام داد و فیلمساز خوش ذوق و مستعدی است. وقتی فیلمنامه را خواندم و اشتیاق رایان را دیدم، تصمیم گرفتم وارد این بازی شوم. احساس میکردم بازی خیلی جالبی است و حیف است که من هم در آن نباشم. در عین حال، استفن بلوم از آن دسته کاراکترهایی بود که تا قبل از این بازی نکرده بودم و بازی در چنین نقش تازهای برایم خیلی جالب و جذاب بود. این کاراکتر خاص است و خیلی خاص و کلی تماشاچی را میخنداند.
همکاری با مارتین اسکورسیزی در «جزیره شاتر» چگونه بود؟
خیلی خوب. او یک فیلمساز کامل است و حضور سرصحنه یکی از فیلمهایش، مثل یک کلاس درس است. امیدوارم دوباره فرصت همکاری با او پیش بیاید.
ترجمه: مهبد آستانی
منبع: رویترز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: