با حسن عابدینی ، مدیر کل اخبار خارجی صداو سیما

رسانه‌هایی‌برای مخدوش‌کردن ‌

رسانه‌های وابسته به نظام سلطه در چارچوب سیاست صاحبانشان همواره تلاش کردند از جمهوری اسلامی ایران چهره‌ای منفی نزد افکار عمومی به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده مردم در عرصه انتخابات اخیر که تاثیر مثبتی در افکار عمومی جهانی گذاشت نیز رسانه‌های غربی را به تکاپو واداشت تا این تاثیر مثبت را مخدوش کنند.
کد خبر: ۲۶۲۵۳۲

در همین خصوص، رسانه‌های غربی تلاش کردند بحث ابهام‌آفرینی در انتخابات را مطرح کنند، همچنین تلاش کردند با برجسته‌سازی اختلافات و ناآرامی‌ها در ایران، ناکارآمد بودن ساختار جمهوری اسلامی را به افکار عمومی القا و چهره‌ای ناآرام و خشونت‌آمیز از جمهوری اسلامی ایران ترسیم کنند.

در این مورد با حسن عابدینی، کارشناس رسانه و مدیرکل اخبار خارجی صداوسیما به گفتگو نشسته‌ایم. وی معتقد است رسانه‌های غربی با دروغ‌پردازی درباره وقایع اخیر ایران و بزرگنمایی، به دنبال مخدوش کردن تاثیر مثبت مشارکت گسترده مردم در انتخابات هستند.

نوع موضعگیری‌های رسانه‌های غربی را پیش و پس از انتخابات چگونه تحلیل می‌کنید؟

رسانه‌های فراملیتی و وابسته به هژمونی نظام سلطه در قبال هر رویدادی که در ایران اتفاق می‌افتد 2 سیاست اساسی را دنبال می‌کنند. نخستین سیاست رسانه‌های غربی این است که تلاش می‌کنند هر رویدادی را که سبب می‌شود چهره ایران در خارج از کشور مثبت نشان داده شود، بایکوت خبری کنند؛ به طور مثال اگر در جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین کارخانه‌ها راه اندازی شود هرگز خبرش را نمی‌دهند یا احداث طرح‌‌های بسیار عظیم دنبال نمی‌شود. شگرد و شیوه دوم رسانه‌های غربی این است که اگر بعضی رویدادها در جمهوری اسلامی اتفاق بیفتد که دارای ارزش خبری باشد و بتواند خودش را به رسانه‌های آنها تحمیل کند طبعا می‌کوشند آن را تحریف کنند. مثلا این رسانه‌ها نمی‌توانند به دلیل ارزش بالای خبری دستاوردهای فنی ایران در حوزه نانو تکنولوژی یا هسته‌ای و همچنین در سلول‌های بنیادین، این خبرها را بایکوت خبری کنند، بنابراین تلاش می‌کنند آنها را تحریف کنند. آنها در مورد برنامه‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران می‌کوشند وانمود کنند که جمهوری اسلامی به سمت سلاح هسته‌ای منحرف شده است. این در حقیقت شگرد اصلی آنهاست.

اما در مورد انتخابات ما می‌توانیم به طور کلی به 4 مرحله موضعگیری این رسانه‌ها اشاره کنیم. نخستین مرحله پیش از شروع رقابت‌های رسمی انتخابات است، یعنی از حدود 4 تا 5 ماه قبل از انتخابات تا زمان اول خرداد. در این مقطع آنها تلاش کردند چند شگرد را دنبال کنند. اول این که گروه‌های کم وزن سیاسی را برجسته کردند که این گروه‌ها نیز بر طبل تحریم انتخابات می‌کوبیدند. دوم این که تلاش کردند تا در بی‌طرفی نهادهای اجرایی و نظارتی شبهه‌افکنی کنند و سوم هم کوشیدند اینچنین القاء کنند که آمدن یا نیامدن مردم به پای صندوق‌های رای هیچ تفاوتی ندارد، چرا که در ایران انتصابات است نه انتخابات. این در حقیقت به ما نشان می‌دهد رسانه‌های خارجی در تلاش بودند تا زمینه برای مشارکت حداقلی مردم را فراهم کنند یعنی به گونه‌ای که مردم نسبت به شرکت در انتخابات بی‌رغبت شوند.

موضوع دیگری که اتفاق افتاد زمان اول خرداد ماه تا 21 خرداد، یعنی یک روز قبل از رای‌گیری رسمی بود. در این دوره چون رسانه ملی وارد فضای تبلیغاتی شد و تلاش کرد با برگزاری برنامه‌های بسیار متنوع و مناظره‌های مختلف زمینه شور و نشاط انتخاباتی را فراهم کند، رفتار این رسانه‌ها تغییر کرد.

در این مناظره‌ها که بسیار دقیق و شفاف به موضوعات مختلف می‌پرداخت، کمک کرد تا در مردم هم شور و نشاط انتخاباتی ایجاد شود. در این دوره تمام شگردهایی که رسانه‌های غربی در دوره قبل از آن دنبال می‌کردند کنار گذاشته شد. یعنی آنها دیگر نمی‌توانستند بگویند در ایران همه نامزدها تابع یکی و مثل هم هستند، چون در مناظره‌ها دیدند که آنها با هم در امور اجرایی، فرهنگی، سیاسی و حتی در سیاست خارجی اختلاف سلیقه‌ها دارند. همچنین پیوستن مردم به تبلیغات و ایجاد شور و شعف انتخاباتی سبب شد تا دیگر این رسانه‌ها نتوانند این موضوع را که انتخابات ایران شور و نشاط نخواهد داشت و سهم مشارکت بسیار پایین خواهد بود را تبلیغ کنند. نکته دیگر آن که آنها نمی‌توانستند بگویند ایران انتخابات ندارد و انتصابات دارد، چرا که اساسا نفس انتخابات در ایران بسیار جدی بود. اما در همین مرحله دوم نیز این رسانه‌ها بحث شبهه‌افکنی و ابهام‌آفرینی در زمینه سلامت انتخابات را دنبال و اعلام کردند که اگرچه این وضعیت وجود دارد، اما چون دولت که بر سر کار است انتخابات را برگزار می‌کند باز هم در سلامت انتخابات جای تردید وجود دارد. در صورتی که در همه جای دنیا همین سبک و سیاق دنبال می‌شود، یعنی دولتی که مستقر است انتخابات را برای دوره بعدی برگزار می‌کند. نقطه ممیزه دیگر این است که در ایران شورای نگهبان وجود دارد و اگر اختلافی پیش بیاید شورای نگهبان می‌تواند به اختلافات رسیدگی و مشکل را حل کند؛ بنابراین تا روز انتخابات ما شاهد بودیم که رسانه‌های مختلف مثل فاکس‌نیوز، سی.ان.ان، بی.بی.سی، یورونیوز، اسکای‌نیوز حتی العربیه، الجزیره، روسیه الیوم، راشیا تودی و شبکه‌های متعدد رسانه‌ای به صورت زنده بسیاری از تحولات انتخابات ایران را پوشش می‌دادند و همه متفق بودند که یک اتفاق خارق‌العاده‌ای در ایران در حال وقوع است. علت این تفسیر، سیل جمعیتی بود که به پای صندوق‌های رای می‌رفتند.اما این موضوع تا روز انتخابات بود و زمانی که شمارش آرا شروع شد و وزارت کشور آرا را اعلام کرد، این رسانه‌ها با بهره‌گیری از برخی زمینه‌سازی‌هایی که از قبل کرده بودند به اختلافات مختلف دامن زدند. آنها چند موضوع را در دستور کار خودشان قرار داده بودند. نکته اول ایجاد اختلاف‌افکنی بین تمام کسانی که در نظام مسوولیت داشتند یعنی به تعبیری بحثی که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره فرمودند که ایجاد اختلاف میان همه نامزدهای اردوگاه انقلاب بود. این رسانه‌ها کوشیدند همه نامزدها را در یک چارچوب ارزیابی نکنند و بگویند اختلاف بسیار عمیق است.

چنین مشارکتی در انتخابات یک رکورد بی‌نظیر در تاریخ تمامی ملت‌هاست، حتی می‌توان آن را در ثبت رکورد گینس نوشت

نکته دوم این که آنها تلاش کردند مطالبات مردم و قشرهای مختلف را بالا ببرند یعنی مثلا اقشار مختلف را به گروه‌های مختلف مثل دانشجویان، زنان و مردان تقسیم و مطالبات صنفی، دانشجویی، کارگر، کارمندی و غیره را مطرح کردند. بنابراین در این مقطع، موضوعات انحرافی را برجسته کردند و کوشیدند حواشی را بر متن غلبه دهند.آنها به جای این که بیایند به روی 85 درصد از مشارکت مردم تبلیغ کنند این موضوع را فراموش کردند، در حالی که شاید بتوان گفت چنین مشارکتی در انتخابات یک رکورد بی‌نظیر در تاریخ تمامی ملت‌هاست، حتی می‌توان آن را در ثبت رکورد گینس نوشت.

آیا رسانه‌ها و شبکه‌های خارجی پیش‌بینی چنین مشارکتی را در انتخابات ایران می‌کردند؟

ببینید این رسانه‌ها تا پیش از این که رقابت‌ها به صورت جدی و رسمی وارد رسانه ملی شود و در زمانی که شور و شعف انتخابات هنوز جدی نشده بود، نمی‌توانستند چنین مشارکتی را پیش‌بینی کنند و اصلا تمام تلاش آنها این بود که مشارکت را کمرنگ جلوه دهند، اما بعد از موضوع مناظره‌ها و تبلیغات نامزدها و هوادارانشان که در خیابان‌ها تا پاسی از شب می‌آمدند با هم گفتگو می‌کردند، بسیاری از رسانه‌ها تقریبا این موضوع را پیش‌بینی کردند. در نظرسنجی‌هایی که صورت می‌گرفت تقریبا این رقم 85 و بعضی از رسانه‌ها تا 89 درصد را پیش‌بینی کرده بودند، بنابراین احتمال این را بسیاری از خبرنگارانی که با وضعیت ایران آشنا بودند، می‌دادند.

به نظر شما تحلیل رسانه‌ها از این مشارک 85 درصدی مردم چه بود؟

پیش از این که من بگویم این رسانه‌ها چگونه تحلیل می‌کردند، باید به نکته دیگری اشاره کنم. انتخابات ایران و اساسا هر انتخاباتی 3 ویژگی دارد که سبب می‌شود رسانه‌ها به دنبال آن بروند و آن را پوشش دهند. اول این که ارزش خبری هر رقابتی مهم است، همه مردم مایلند نتیجه رقابت بین 2 نفر، 2 گروه، 2 جناح و حتی 2 گروه ورزشی را نیز بدانند و این موضوع خود مردم را ترغیب می‌کند تا نتایج این رقابت‌ها را دنبال کنند که در انتخابات ایران هم این موضوع وجود داشت. نکته بعدی، بحث آمار مشارکت کنندگان است، چون انتخابات یک موضوع اجتماعی است که میزان زیاد یا اکثریت قریب به اتفاق افراد یک کشور در آن شرکت دارند، پس این مساله نیز موجب اهمیت آن می‌شود. نکته سوم این است کسانی هم که داخل کشور نیستند از ارزش مجاورت استفاده می‌کنند و ارزش مجاورت می‌تواند معنوی یا جغرافیایی باشد، یعنی بسیاری از کشورهایی که حتی در آمریکای لاتین هستند یا در اروپا مایلند ببینند نتیجه این انتخابات به کجا می‌انجامد، اما انتخابات ایران سوای از این ویژگی‌ها، برخی ویژگی‌های دیگر هم داشت. اول این که ایران یک کشور منحصر به فرد در خاورمیانه است و اداره آن با کشورهای پیرامونی‌اش که اکثرا توسط امیران، سلاطین و پادشاهان و روسای‌جمهور مادام‌العمر اداره می‌شود، متفاوت است. نکته دوم آن که هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که در انتخابات ایران چه کسی پیروز می‌شود و این به دلیل آن است که انتخابات آنقدر آزادانه است که قابل پیش‌بینی نیست. سومین نکته که می‌توان به آن اشاره کرد تاثیری است که جمهوری اسلامی بر معادلات منطقه‌ای، فراملیتی و بین‌المللی می‌گذارد. این موضوع نیز سبب می‌شود بسیاری از مردم دنیا مایل باشند که بدانند چه اتفاقی در ایران می‌افتد؛ بنابراین با چنین وضعیتی رسانه‌ها دیدند ایران با یک حکومت دینی و با عنوان مردم‌سالاری دینی توانسته یک انتخابات آزاد ومبتنی بر مردم‌سالاری و با مشارکت حداکثری برگزار کند، پس در این مرحله کوشیدند نگذارند مردم‌سالاری دینی در ایران به عنوان یک الگو در برابر لیبرال دموکراسی غرب مطرح شود.

آنچه در توان داشتند در این مجموعه دنبال کردند و با برجسته‌سازی اختلافات و خدشه وارد کردن به سلامت انتخابات برای تخریب چهره ایران گام برداشتند.

در میان رسانه‌های غربی چه رسانه‌هایی در خط حمله به ایران قرار داشتند؟

ما می‌توانیم رسانه‌ها را به چند دسته تقسیم کنیم. یک رسانه‌هایی هستند که تصویر ایران را برای افکار عمومی بین‌المللی ترسیم می‌کنند که این شامل رسانه‌هایی مثل سی.ان.ان، بی.بی.سی، الجزیره، العربیه و اسکای‌نیوز و از این قبیل رسانه‌ها می‌شود. دوم رسانه‌هایی که تصویر ایران را برای مردم کشور خودشان ترسیم می‌کنند مثل شبکه تلویزیونی ان‌اچ‌کی یا خبرگزاری کیودو ژاپن که برای مردم ژاپن خبر مخابره می‌کنند یا شبکه سی‌سی‌تی‌وی شبکه تلویزیونی چین یا شبکه شین‌هوا که برای مردم چین خبر می‌فرستد یا زد‌.دی.اف آلمان که برای مردم آلمان خبر ارسال می‌کند یا شبکه‌هایی از این دست. سومین گروه از رسانه‌ها، رسانه‌هایی هستند که تصویر ایران را برای ایرانیان ترسیم می‌کنند. اینها شامل رسانه‌های فارسی‌ زبان هستند که عموما وابسته به یکی از این قدرت‌های غربی از جمله وابسته به دولت انگلیس یا آمریکا هستند، اما در این مجموع اگر بخواهم بگویم کدام یک از این رسانه‌ها منش ایران هراسی را بیشتر دنبال می‌کردند که از قبل هم این‌طور بود، فاکس‌نیوز وابسته به رابرت موردا اولین و شاید پیشقراول ایران هراسی و ایران‌ستیزی است و در رسانه‌های عرب زبان هم العربیه در این ردیف قرار دارد. می‌توان گفت این دو رسانه تقریبا سیاست ایران هراسی را به صورت جدی دنبال می‌کنند و همواره با سیاست‌های ایران مخالف هستند و ابایی هم از فاش کردن این موضوع ندارند، اما در دیگر رسانه‌ها که در رده دوم قرار دارند ما در این دوره بی.بی.سی و تمام متعلقاتش به زبان‌های مختلف را داشتیم.

یعنی هم بخش فارسی و هم انگلیسی بی.بی.سی؟

بخش‌های فارسی زبان، عرب زبان و انگلیسی زبان بی.بی.سی و سایت‌های وابسته به آن و پس از آن نیز سی.ان.ان قرار دارد که در این مرحله از انتخابات بویژه پس از اعلام نتایج انتخابات خیلی شدید روی آن کار کرد. همچنین شبکه‌های فرانسوی مثل فرانس 24 نیز این موضوع را دنبال می‌کردند که می‌توان آنها را در یک حوزه قرار داد. بقیه رسانه‌ها هم عموما مواد خامشان را از خبرگزاری‌های بین‌المللی و شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی می‌گیرند. باید توجه داشت که 2 خبرگزاری تصویری بین‌المللی وجود دارد، یکی رویترز و یکی ای‌پی‌تی‌ان است که این دو تصاویر ایران را در اختیار شبکه‌های تلویزیونی دنیا قرار می‌دهند و خبرگزاری‌هایی مثل خبرگزاری فرانسه، رویترز، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس و در رده دوم می‌توانیم به دپ.آی. آلمان، شین‌هوای چین، افه اسپانیا و آنسای ایتالیا نیز اشاره کرد.

شما به رسانه‌های فارسی زبان اشاره کردید که بتازگی به وجود آمده‌اند. به نظر شما این رسانه‌ها با چه اهدافی به وجود آمده‌اند و چه کسانی آنها را اداره می‌کنند؟

اگر بخواهیم ببینیم که موج این رسانه‌ها چگونه ایجاد شد باید در نظر داشته باشیم که طی 30 سال گذشته3 مدل برای برخورد با جمهوری اسلامی از سوی نظام سلطه دنبال شد. یک بهره‌گیری از قدرت سخت بود. قدرت سخت یعنی استفاده از زور و ترس برای پیشبرد مقاصد خودشان که مهم‌ترین ابزاری که در این زمینه استفاده می‌شود عملیات نظامی است. ما در اولین مرحله دیدیم قدرت‌های بزرگ 8 سال جنگ تحمیلی را بر ایران تحمیل کردند. در مرحله دوم دیدند که قدرت سخت تاثیر ندارد، گرچه توامان از محاصره اقتصادی استفاده کردند، از دومین قدرت برای برخورد با ایران یعنی قدرت نرم استفاده جستند. این همان چیزی است که در دنیای سیاست به هویج یا مشوق‌ها شهرت دارد. طبعا موج اولیه رسانه‌ها برای استفاده از قدرت نرم آماده شد. ما در دوره‌ای شاهد ایجاد وبلاگ‌ها، فضای سایبر و اینترنت بودیم. حتی بعضی از رسانه‌ها هم که از دیرباز سابقه تاریخی داشتند و وابسته به انگلیس بودند، تقویت و تبدیل به تلویزیون شدند. اما شیوه جدید یا مرحله سوم برخورد با جمهوری اسلامی و استفاده از قدرت هوشمند بود که به اسمارت پاور معروف است. یعنی تلفیقی متناسب از قدرت نرم و قدرت سخت که تهدید می‌کند و از ابزار رسانه‌ای هم برای تاثیر‌گذاری روی افکار عمومی بهره می‌برد. در حال حاضر به سبب استفاده از قدرت هوشمند باید تناسبی برقرار باشد. بنابراین می‌بینیم در مرحله اول موجی از رسانه‌های عرب زبان برای خاورمیانه تدارک دیده شده چرا که خاورمیانه خاستگاه دین و اسلام است و اسلام می‌تواند مقابل سکولار و اندیشه سکولاریسم بایستد. همچنین می‌بینیم بخشی از دیش‌های ماهواره‌ای هم به زبان فارسی برنامه پخش می‌کنند و ایران را به عنوان جامعه هدف قرار داده‌اند که من فکر می‌کنم این مرحله سوم بسیار حرفه‌ای‌تر و پیچیده‌تر است و نیاز به دقت بسیار زیاد دارد.

در ناآرامی‌های اخیر، رسانه‌های غربی چه نقشی داشتند؟

ناآرامی‌هایی اخیر را می‌توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد. ما بحثمان در مورد ماهیت آن نیست، بلکه در مورد نحوه پوشش رسانه‌ها از این رویداد است. این رسانه‌ها سعی کردند با تکرار و برجسته‌سازی و حتی تیترهایی که انتخاب کردند، این موضوع را بزرگ کنند. در روزهای اول و دوم بحث ناآرامی را انتخاب کردند، ولی بعد می‌بینیم که رسانه‌ای مثل العربیه از واژه ع‌گ‌ظ‌م‌گ‌ استفاده کرد که یعنی بحران در ایران، یا سی‌ان‌ان و بی.بی.سی از واژه‌های نزدیک به بحران استفاده می‌کنند و این در حقیقت برای آن است که جامعه را بسیار ملتهب نشان بدهند. باید توجه داشت اگر رویدادی جایی اتفاق بیفتد وقتی که به صورت مستمر از سوی رسانه‌های بین‌المللی تحت‌پوشش گسترده قرار می‌گیرد خود به خود در دستور کار افکار عمومی نیز قرار می‌گیرد. لذا آنها تلاش کردند این موضوع را از طریق رسانه‌های مختلف دنبال کنند.

به نظر می‌رسد هدفسازی برای معترضان کاری است که این رسانه‌ها انجام می‌دهند. مثلا می‌گویند موج مخالفت با جامعه دینی در ایران شروع شده است. یعنی اصلا انتخابات را در ایران مطرح نمی‌کند، بلکه مخالفت با اساس جمهوری اسلامی را مطرح می‌کنند. در صورتی که همه نامزدها دارای برخی اندیشه‌هایی هستند که اندیشه خودشان را دنبال می‌کنند و همه هم معتقد هستند که ما در چارچوب جمهوری اسلامی می‌خواهیم دیدگاه‌های خودمان را مطرح کنیم. بنابراین، این رسانه‌ها هدف‌سازی‌های بلندمدت را برای بحران دنبال می‌کنند. نکته بعدی سیاه‌نمایی‌های سنگینی است که این رسانه‌های غربی در مورد فضای داخلی مطرح می‌کنند. حالا یک جایی تظاهراتی می‌شود و ممکن است در بین این تظاهرکننده‌ها چند نفر آدم مشکوک و اغتشاشگر هم باشند که پایبند به هیچ اصولی نباشند. طبعا اینها از مردم جدا هستند. مردم دیدگاهی را مطرح می‌کنند و کسانی که با امنیت جامعه مخالف هستند دیدگاه دیگری را مطرح می‌کنند. بنابراین نباید فضای جامعه این‌قدر تیره و تار باشد که آنها در رسانه‌های مختلف نشان می‌دهند. رسانه‌های قدرت‌های بزرگ مثل انگلیس، آلمان، آمریکا و فرانسه که از دیرباز تلاش می‌کردند مقاومت جمهوری اسلامی را بشکنند، از این ابزار استفاده می‌کنند تا به هدف خودشان برسند. بنابراین سیاه‌نمایی و همچنین هدف‌سازی‌های بسیار بزرگ، از شگردهای این رسانه‌هاست. نکته بعدی این است که این رسانه‌ها از همه شگردها حتی دروغ استفاده می‌کنند. شما می‌بینید که مثلا یکی از این شبکه‌ها که فکر می‌کنم شبکه فرانسه بود، یا بسیاری از سایت‌های دیگر، آمده اسم 5 نفر را اعلام کرده که این 5 تا دانشجویانی بودند که در کوی دانشگاه کشته شدند. در صورتی که رئیس دانشگاه گفت 4 تا از اینها اصلا دانشجو نبودند و آن یکی هم که دانشجو بوده، اصلا در کوی دانشگاه ساکن نبوده است از جای دیگر رفته بود. یعنی از دروغ، شایعه‌سازی، تخریب، حذف برخی از موضوعات و برجسته‌سازی موضوعات دیگر و نپرداختن به چرایی موضوعات استفاده می‌کنند. مثلا اگر این رویداد انتخاباتی در کشوری دیگر صورت می‌گرفت می‌گفتند این نشان‌دهنده لیبرالی و دمکراسی در آن کشور است. اگر این تظاهرات در کشور دیگر صورت می‌گرفت، می‌گفتند این نشان‌دهنده اوج دمکراسی در آن کشور و آزادی است، اما در اینجا وقتی اتفاق می‌افتد، می‌گویند جامعه در واقع به سمت ناآرامی می‌رود و دچار بحران شده است. این نوع برخورد‌ها به دلیل نوع سیاست‌ها و چارچوب نگاهشان به ایران است.

در میان رسانه‌های غربی بی.بی.سی بیشتر از سایر رسانه‌ها ژست بی‌طرفانه به خود می‌گیرد و ادعا می‌کند بدون غرض اطلاع‌رسانی می‌کند. نظر شما به عنوان یک کارشناس رسانه چیست؟

انگلیس هیچ‌وقت سابقه درخشانی در ذهن مردم ما نداشته بنابراین نمی‌تواند به مخاطب ایرانی بقبولاند که من بی‌طرف هستم

ما در حقیقت در رسانه بی‌طرف نداریم و طبعا هر رسانه‌ای در چارچوب سیاست مالکانش، صاحبانش و سهامدارانش عمل می‌کند و رسانه‌های وابسته به دولت انگلیس هم در چارچوب سیاست دولت انگلیس عمل می‌کنند. دولت انگلیس مگر نذر کرده سالانه میلیون‌ها دلار و پوند هزینه کند و یک رسانه‌ای را برای جریان آزاد اطلاع‌رسانی برای ایران یا سایر کشورها درست کند بویژه انگلیسی که سابقه خوبی در ذهن مردم شرق ندارد. این سابقه نه فقط مربوط به ایران است، بلکه در پاکستان و هند نیز چنین دیدگاهی به انگلیس وجود دارد. یعنی انگلیس هیچ‌وقت سابقه درخشانی در ذهن مردم مشرق زمین نداشته بنابراین نمی‌تواند ظاهرا به مخاطب شرقی و ایرانی بقبولاند که من بی‌طرف هستم. اگرچه تلاش می‌کند با استفاده از شیوه‌ها و شگردهای پیچیده و عملیات روانی زمینه را برای القای این فکر در برخی از افراد که شناخت از حوزه‌های بین‌المللی نداشته باشند فراهم کند ولی بی‌تردید افکار عمومی مردم ما نشان داده است تقریبا این موضوع را می‌دانند و با وجود تبلیغات و تلاش‌های رسانه‌ای بر ضد جامعه ایران، این جامعه علیه آنها حرکت کرده است که این نشان از شناخت کافی مردم ایران نسبت به شگردهای عملیات روانی همه رسانه‌ها از جمله رسانه‌های انگلیسی و وابسته به انگلیس دارد.

نقش رسانه‌های داخلی در آرام‌سازی این فتنه‌های اخیر چیست؟

صداوسیما و رسانه ملی به دلیل آن که حوزه جغرافیایی گسترده‌ای را زیرپوشش قرار می‌دهد، اهمیت بیشتری دارد، اما سایر رسانه‌ها هم مخاطبان خاص خودشان را دارند. در حال حاضر تعدد و تکثر رسانه‌ای بسیار داریم که شامل روزنامه‌ها، مجلات، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و وبلاگ‌ها می‌شود. هر یک از این‌ها می‌تواند افکار عمومی را روشن کند و افق روشنی را فرا روی جامعه اسلامی ایران قرار دهد.

گردانندگان رسانه‌های غربی چه کسانی هستند؟ گفته می‌شود بیشتر اینها افراد صهیونیست هستند. واقعا چنین است؟

یکی از خطوط قرمزی که برای رسانه‌های غربی تعریف شده است، عدم انتقاد به تفکر صهیونیست‌هاست و این یک واقعیت مسلم است.

شما به بحث کوره‌های آدم‌سوزی توجه کنید. اگر به کسی در غرب انتقاد کنید، کسی آشفته نمی‌شود. ولی نسبت به این موضوع آنها بسیار حساسند و این به سبب خطوط قرمزی است که آنها دریافت کرده‌اند. ما می‌بینیم بعضی اوقات وضع به گونه‌ای است که حتی خود آمریکایی‌ها و اندیشمندان آنها هم انتقاد می‌کنند و می‌گویند حتی در اسرائیل و در کنیست (مجلس رژیم صهیونیستی) نسبت به کارکرد دولت صهیونیست انتقاد می‌شود، ولی همین موضوع در رسانه‌های غربی کار نمی‌شود. یعنی در کنیست نسبت به یک سیاست رژیم صهیونیستی ممکن است انتقاد شود، ولی در کنگره آمریکا این انتقاد از هیچ‌کس برنمی‌تابد. این نشان می‌دهد چقدر هاله آهنین دور موضوعات رژیم صهیونیستی و منافع این رژیم کشیده شده است که هیچ‌کس قدرت نزدیک شدن به آن را ندارد.

اگر شما 24 ساعته هم رسانه‌های غربی را رصد کنید، نمی‌بینید نسبت به اصول بنیادین صهیونیسیم انتقادی از سوی آنها صورت بگیرد.

به نظر شما بازتاب بیانات رهبری در رسانه‌های غربی چه بود و آنان چه تعبیری را از بیانات ایشان داشتند؟

بیانات رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه را شاید 10 یا 11 شبکه به صورت زنده پخش کردند؛ مثل سی‌.ان.‌ان، بی.بی.سی، اسکای‌نیوز، العربیه، الجزیره، المنار، حتی دو شبکه برون مرزی صداوسیما مثل العالم، پرس‌تی‌وی و چند شبکه ترکیه و بسیاری از کشورهای مختلف اعم از شبکه‌های بین‌المللی، ملی و منطقه‌ای این بیانات را پوشش دادند و آن هم به دلیل اهمیتی که این موضوع دارد، اما رسانه‌های غربی باز هم از شگردهای مختلفی استفاده کردند تا نزد افکار عمومی کشورهای خودشان و افکار عمومی بین‌المللی تاثیر این بیانات را کاهش دهند که یکی از این شگردها استفاده از عملیات روانی موسوم به توازن دروغین بود. یعنی صحبت‌های رهبر معظم انقلاب وقتی پخش شد و تاثیر مثبت خودش را گذاشت، بلافاصله کارشناسانی را آوردند و آنها روی موضوعاتی که اصل نبود بحث کردند و تلاش کردند تاثیر این سخنان را روی افکار عمومی منطقه و افکار عمومی بین‌المللی و جامعه ایران کاهش دهند. به نظر می‌رسد ما همچنان در روزهای آینده نیز با موج سنگین عملیات روانی مواجه باشیم. گرچه این هم یک فرازی از تاریخ جمهوری اسلامی است که ما به عنوان کارشناس رسانه‌ای بارها و بارها دیده‌ایم. رویدادهای بسیار مهمی اتفاق می‌افتد. بعد از این، شاید تاریخ این رویدادها بسختی در ذهن باقی بماند، اما آن‌چیزی که مهم است هوشیاری است که باید سیاستمداران و بازیگران حوزه‌های مختلف و نخبگان و رسانه‌ها در مقاطع مختلف داشته باشند و سبب شود بعد از فروافتادن این موضوعات کارنامه قابل قبولی را ارائه داد.

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نمازجمعه پشت پرده نیات رسانه‌ها در سیاست‌های آمریکا و کشورهای غربی را برای افکار عمومی تبیین کردند. رسانه ملی در این جهت یعنی آگاهی دهی به مردم چکار باید بکند؟

یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه‌ای می‌تواند این باشد که سواد رسانه‌ای افکار عمومی بالا برود. در این صورت، راحت‌تر می‌توانند شگردهای مختلف رسانه‌های مختلف را شناسایی کنند. اهداف آنها را بشناسند، استراتژی آنها را متوجه شوند و از تاکتیک‌ها و تکنیک‌هایی که آنها برای پیشبرد اهداف خودشان استفاده می‌کنند، آگاه شوند. بنابراین به نظر می‌رسد در این چارچوب رسانه ملی می‌تواند زمینه برای آگاه‌سازی و شفاف‌سازی پشت پرده بسیاری از دولت‌های غربی و رسانه‌های غربی را برای افکار عمومی باز کند که این خود می‌تواند به افکار عمومی و آگاه‌سازی و بهتر شدن فضای جامعه کمک کند.

به نظر می‌رسد رسانه‌های نوین از جمله پیامک، اینترنت و... هم‌اکنون فاز دیگری را باز کرده‌اند که کشورهای قدرتمند از آنها برای اهداف استعماری خود استفاده می‌کنند نظر شما در این باره چیست؟

من فکر می‌کنم مردم ایران در زمره سیاسی‌ترین مردم دنیا هستند و این همیشه یک فرصت است. به همین سبب است که مردم در این چارچوب همواره پیشتاز بودند و به دلیل استفاده بسیار فراوانی که از پیامک در تلفن همراه و سایبر یعنی بحث‌های دیجیتالی و اینترنتی تصویری شد انتخابات ایران به عنوان دیجیتالی‌ترین انتخابات در دنیا شناخته شده است. به نظر می‌رسد این مساله ناشی از قدرت و نبوغ ایرانیان است که از این ابزارها در جهت پیشبرد اهداف خودشان استفاده می‌کنند، اما این که ممکن است از هر ابزاری برای امر مخربی هم استفاده شود طبعا مثل چاقو می‌ماند. من به عنوان کسی که در حوزه ارتباطات کار می‌کند، این را یک فرصت ناب برای تقویت دانش ارتباطی و رسانه‌ای مردم ایران می‌دانم، اما نباید این موضوع را هم فراموش کنیم که همین ابزار‌ها می‌تواند دستمایه از سوی قدرت‌های بیگانه برای تخریب چهره ایرانی، اسلامی و ملی کشورما و شهروندان ما قرار بگیرد. بنابراین ما اگر اصول حرفه‌ای را مدنظر قرار دهیم و در بهره‌گیری از رسانه‌ها، اخلاق اسلامی را در نظر داشته باشیم، یعنی استفاده توامان از اخلاق حرفه‌ای و اخلاق اسلامی بکنیم، این فرصت تازه می‌تواند کشور را به سمت بسیار روشنی پیش برد. طبعا در این حرکت و مسیر ممکن است برخی از موضوعات مقطعی نیزمطرح شود که در برابر آن سود سنگین و بالای آگاهی بخشی که جامعه می‌دهد، قابل اغماض است.

کتایون مافی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها