گفتگو با فاطمه آل‌عباس، گوینده رادیو

هنوز هم اگر تپق بزنم سردرد می‌گیرم

فاطمه آل‌عباس، متولد 1351 مشهد، متاهل و دارای 3 فرزند پسر است. او سال‌ها پیش در سریال «در قلب من» و فیلم سینمایی «مینا و غنچه» به عنوان بازیگر ایفای نقش کرده است. حدود 17 سال است به عنوان گوینده در رادیو فعالیت می‌کند که در این مدت 5 بار موفق به دریافت جایزه گوینده برتر در جشنواره رادیو شده است. وی اکنون در رادیو ایران فعالیت می‌کند. آل‌عباس گویندگی را با رادیو مشهد آغاز کرد و با یک اجرای موفق در رادیو جوان در سال 1376 به این رادیو پیوست. آنچه می‌خوانید، گفتگویی است با فاطمه آل‌عباس درباره مولفه‌های یک گوینده موفق.
کد خبر: ۲۶۱۵۵۱

شما از گوینده‌هایی هستید که از مشهد به تهران آمدید و خیلی زود به یکی از گویندگان برتر رادیو تبدیل شدید. چه عواملی باعث این موفقیت شد؟

گویندگانی مثل آقای جعفر خسروی و محمدرضا شهیدی‌فر که از مشهد به تهران آمدند و کسانی که از شهرستان‌های دیگر به رادیو سراسری پیوستند، مشخصه و شرایط مشابه دارند. مثلا خود من سال 1373 به عنوان گزارشگر به رادیو ملحق شدم. پس از مدتی علاوه بر گزارشگری، بازیگری را در رادیو آغاز کردم. چند ماهی گذشت که طبق تشخیص آقای تاجبخش، استاد فن بیان آن دوره صداوسیمای خراسان برای گویندگی هم تست دادم. این دوره کاری 3 ماه طول کشید و من در این مدت ساعت‌ها تمرین می‌کردم تا این که قرار شد در برنامه گوناگون گویندگی کنم و بعد هم اجرای برنامه زنده به من سپرده شد. این فعالیت‌ها باعث شد روز به روز به تجربیاتم اضافه شود. اینها را گفتم تا به این نکته برسم که آدم‌هایی که در شهرستان کار می‌کنند، به دلیل محدودیت‌هایی که دارند، از هر بخش از دریای بیکران هنر جرعه‌ای برمی‌دارند و آنها مجبورند پله پله بالا بیایند و شاخه‌های مختلف رسانه را تجربه کنند و کار یاد می‌گیرند. به همین دلیل است که من اکنون هم می‌توانم ویرایش کنم، هم با شنوندگان ارتباط تلفنی بگیرم و هم گویندگی و نویسندگی کنم. البته در اینجا لازم است یادی بکنم از کسی که برای اولین بار میکروفن به دست گرفتن را به من یاد داد و ویرایش کردن را به من آموخت و من در کنارش گزارشگری را آموختم. رضا جاودانی در آن زمان گزارشگر و گوینده ورزشی بود و بسیار به من کمک کرد. اما واقعیت این است که در تهران کسانی که تست گویندگی می‌دهند، خیلی زود می‌توانند به عنوان گوینده کار خود را شروع کنند. این گونه افراد مطمئنا با ما خیلی فرق می‌کنند. جعفر خسروی از من بیشتر سختی کشید و شهیدی‌فر جور دیگری سختی کشید، چون ما مجبور بودیم همه این مراحل کاری را طی کنیم.

چگونه به رادیو جوان راه پیدا کردید؟

در ابتدای راه‌اندازی رادیو جوان، من یک برنامه 10 دقیقه‌ای ساختم و برای این شبکه ارسال کردم. در این برنامه به عنوان نویسنده، گزارشگر و گوینده حضور داشتم. این برنامه راهی شد برای ورود من به رادیو جوان.

خانم آل‌عباس، شما بازیگری، گویندگی و اجرای تلویزیونی و حتی اجرای صحنه را تجربه کردید. چطور شد که میان همه این هنرها، گویندگی رادیو را برگزیدید و بقیه را به نوعی رها کردید؟

همه آدم‌ها توانایی‌های مختلفی دارند، ولی در یک کار شاید شاخص‌تر از بقیه توانایی خود بتوانند بروز دهند و به یکی از آنها مسلط‌تر باشند. من بازیگری صحنه، سینما و تلویزیون را تجربه کردم؛ اما تمام اینها به صورت پراکنده بود. چیزی که از نظر خودم ایده‌آل و هدف واقعی بود، گویندگی رادیو بود، نه در صحنه تئاتر، نه جلوی دوربین، نه سینما و نه در اجرای تلویزیون به این دلبستگی و علاقه درونی‌ام رسیدم. از ابتدا بر این باور بودم که با این شاخه به آن شاخه پریدن نمی‌توان به هدف رسید. برای پیشرفت باید در یک کار تمرکز داشت و من این تمرکز را روی گویندگی رادیو گذاشتم.

این علاقه به رادیو چگونه در ذهن شما پررنگ‌تر از بقیه علاقه‌‌ها شد؟

این علاقه از زمانی به وجود آمد که برنامه سلام‌کوچولو به گویندگی عذرا وکیلی را در سال 55 تا 56 از رادیو گوش می‌دادم. من روزی برای خانم نشیبا تعریف کردم که خیلی از کاراکترهای برنامه «سلام کوچولو» و حتی قصه‌های آن را از آن سال‌ها به یاد دارم. پس من از ابتدا یک گوش علاقه‌مند به رادیو داشتم. احساس می‌کردم آرامش و امنیت خاصی که رادیو دارد جور دیگری است.

دلیل موفقیت و ویژگی‌های یک گوینده برتر رادیو چه‌چیزی است؟

از ویژگی‌های یک گوینده توانای رادیو این است که به‌جای این که کار دیگران را نقد منفی کند بنشیند و انصافا صدای گویندگان مختلف را گوش کند و نقاط مثبت و منفی آن را دریابد و از نقاط منفی بگذرد و از نقاط مثبت به نفع خود برداشت کند. من جدای از بحث رقیب بودن به این مساله عقیده دارم که هر گوینده‌ای نقاط مثبت و منفی دارد و گوینده توانا، از این نقاط مثبت رقیب به نفع خود استفاده می‌کند.

فکر می‌کنید در میان گویندگان رقیب چه‌کسی برای شما الگو بود؟

برای من شخصیت گویندگی ژاله صادقیان، همیشه جالب بود. زمانی که از مشهد آمدم، دوست داشتم چهره این گوینده توانا را ببینم، صدای صادقیان مثل آب زلالی است که در هر ظرف بریزد شکل همان ظرف را می‌گیرد. به همین دلیل صدای او برای برنامه ادبی، سیاسی، اقتصادی و برنامه‌های ترکیبی و طنز مناسب است.

یک گوینده اگر بخواهد موفق شود، باید به صدای گویندگان توانا گوش بسپارد و تصمیم بگیرد امروز یک پله جلوتر از روز قبلش باشد. به نظر من، گوینده‌های رادیو همیشه باید این نکته را به خود یادآوری کنند که صداهای بهتر از صدای آنها هم در جامعه وجود دارد که فرصت پیدا نکرده‌اند مثل ما گوینده رادیو و تلویزیون باشند و شاید یک روزی این اتفاق بیفتد، ما همیشه باید منتظر باشیم گوینده‌ای تازه از در وارد شود که از ما بهتر باشد.

فکر می‌کنید فاطمه آل‌عباس چه ویژگی منحصر به فردی دارد که موفق شده است در 5 سال متوالی، ‌گوینده برتر و امسال هم در جشنواره بین‌المللی صدا به عنوان گوینده برتر در بخش آنونس شناخته شود؟

جایزه‌ای که امسال به من دادند، واقعا یک معجزه بود. ما امسال با چندین کشور در بخش آنونس رقابت داشتیم. 3 داور خارجی و 2‌داور ایرانی، این بخش را داوری می‌کردند و این نتیجه عاید ما شد. در این بخش، کارهای شاخصی حضور داشتند و من این برگزیده شدن را لطف خداوند به خودم می‌دانم.

چه کسانی در موفقیت شما نقش داشتند؟

استاد سروری، استاد جولایی و خیلی‌های دیگر. من همیشه از استادانم مشاوره می‌گیرم و هیچ وقت نمی‌گویم همه چیز را می‌دانم و دیگر لازم نیست از دیگران، علم یا فنی را آموزش ببینم.

معمولا موفقیت و برتر شدن، چه تغییراتی در شرایط موجود کاری شما به وجود می‌آورد؟

کارم خیلی سخت شده است. من دیگر منتظر جایزه‌ای نیستم، چون همه آنها را تاکنون دریافت کرده‌ام.

نظر شما درباره صدای ماندگار چیست؟ فکر می‌کنید یک روزی صدای شما هم جزو صداهای ماندگار شود؟

کاش روزی بتوانم تندیس صدای ماندگار را از مردم بگیرم، آن وقت مهم‌ترین جایزه زندگی خود را گرفته‌ام

اصلا این‌طور نیست که حالا اگر من در جشنواره‌ای مقام‌ آوردم صدایم جزو صداهای ماندگار باشد. برای ماندگاری باید مانند مریم نشیبا و مهین‌فر بود؛ مهین‌فری که اگر روزی سر برنامه‌اش حاضر نشود، مخاطبان از گویندگان دیگر سراغش را بگیرند. این راز ماندگاری است. راز ماندگاری فراتر از برنده شدن در جشنواره است. من با ماندگاری خیلی فاصله دارم. خدا می‌داند وقتی صدای عذرا وکیلی و گویندگان پیشکسوت را می‌شنوم، می‌گویم آل‌عباس چقدر راه داری تا بتوانی به آرمان‌ها برسی. غبطه می‌خورم به صدای مریم نشیبا، به صدای رادیو ایران و نشان رادیویی آنها. مگر آنها جشنواره داشتند، مگر جایزه داشتند؟ جز عشق مگر چیزی می‌تواند بیش از نیم قرن آنها را در رادیو نگه دارد؟ کاش روزی بتوانم تندیس صدای ماندگار را از دل مردم بگیرم، این مهم‌ترین جایزه زندگی من است.

افق رسانه‌ای و دورنمای کار گویندگی شما در رادیو کجاست؟

اگر هر روز اشتباهم در حین اجرای برنامه نسبت به دیروز کمتر نشود، روز ایده‌آلی است. نمی‌توانیم در این کار چشم‌انداز و دورنمایی برای خودمان در نظر بگیریم؛ چون در رادیو و تلویزیون باید طبق تعریف و ضوابط رسانه‌ای که پیش‌بینی شده است عمل کنیم و شاید این چارچوب اجازه ندهد از تمام ظرفیت‌ها و توانایی‌های کاری خودمان استفاده کنیم؛ اما اگر از خواسته خودم بگویم، من الان دلم برای برنامه‌ای که بتوانم از تمام قابلیت‌های وجود خودم در بحث اجرا استفاده کنم، تنگ شده است. کار ما تیمی است، اگر تیم موفق باشد من هم در قالب تیم موفقم اما اگر یکی از اعضای تیم کم‌کاری کند، کل برنامه ضربه می‌خورد. آرزو دارم روزی تیمی با تمام ظرفیت‌ها، برنامه‌ای تولید کند که همه با تمام وجود بتوانیم از قابلیت‌های کاری خود استفاده کنیم که امروز این نوع برنامه‌ها بسیار محدودند.

با توجه به این که خودتان هم فرزند جوان دارید، درباره علاقه جوانان به بحث اجرا و گویندگی و هدایت صحیح آنها در رادیو چه باید کرد؟

متاسفانه ما یک جایی کم‌کاری کردیم. یکی از ویژگی‌های عمده استادان و صداهای ماندگار، راهیابی سخت و با مشقت آنها به رادیوست و این‌که با تحمل مشکلات زیاد گوینده شدند. وقتی به خاطرات آنها گوش می‌دهیم، می‌بینیم که اگر ما می‌خواستیم از این فیلترهای سخت عبور کنیم، شاید اصلا گوینده نمی‌شدیم. امروز جوان‌های علاقه‌مند به رادیو دعوت به کار می‌شوند، اما متاسفانه لوازم اصلی برای تربیت گوینده وجود ندارد. لوازم اصلی تربیت گوینده فقط کلاس‌های آموزشی نیستند. یک گوینده خوب را یک تهیه‌کننده خوب می‌سازد. شما جوان‌های خوش‌صدا را می‌بینید که صداهای هدایت‌شده دارند.

تربیت رادیویی به شکل اصولی چه نوع تربیتی است و مسوولیت این کار به عهده کیست؟

این تربیت به عهده تهیه‌کننده شاخص است. یک تهیه‌کننده اگر حواسش به گوینده نباشد، یعنی بیراه شدن. من پس از 17 سال کار گویندگی هنوز با هدایت تهیه‌کننده و راهنمایی او پیش می‌روم، اما واقعا یک گوینده جوان حساسیت و وسواس ما را دارد؟ ما اگر موفقیتی کسب می‌کنیم، آن را ماحصل زحمت تهیه‌کنندگان ارشد خود می‌دانیم. من بارها و بارها به دلیل تنبیه تهیه‌کننده در اجرایم، در استودیو گریه کردم. هنوز هم اگر تپق بزنم سردرد می‌گیرم، اما جوان‌ها با خنده از هر اشتباهی می‌گذرند. در کل اگر بخواهیم گوینده خوب‌ تربیت کنیم، باید تهیه‌کننده‌های ارشد را نگه داریم.

نظر شما درباره صداهای جوان و گویندگان جدید و توانایی آنها چیست؟

ما این روزها صداهای خوبی می‌شنویم؛ اما صداهای تربیت‌نشده و خام، صداهایی که باید سالیان سال روی آنها کار شود تا به یک هویت رادیویی برسند وگرنه صداهای خوب در سطح جامعه زیادند اما رادیویی نیستند. فکر می‌کنید چند درصد گوینده خوب داریم؟ ما کم‌کاری کردیم و آموزش تئوری ما هم اصولی نیست.

خاطره‌ای از دوران کاری خود تعریف کنید.

یک شب در حین ضبط برنامه نوروزی تا ساعت یک صبح درگیر بودیم. همه گروه خیلی خسته شده بودند. جعفر خسروی، تهیه‌کننده برنامه از ما خواست استراحت کوتاهی داشته باشیم و بعد کار را ادامه دهیم. انرژی همه تمام شده بود. ناگهان آقای خسروی گفت خانم آل‌عباس صدای شما خواب‌آلود بود، برنامه را از اول ضبط می‌کنیم. من نزدیک بود گریه کنم. نزدیک صبح بود و همه خسته بودند اما چاره‌ای نداشتیم.

روزی که جایزه جشنواره امسال را گرفتم، آقای خسروی آمد و به من تبریک گفت. من در جواب گفتم باید از شما تشکر کنم بابت روزهای سختی که پشت سر گذاشتیم؛ روزهایی که وقتی تکست برنامه را می‌خواندم تا آخر گوش می‌دادید، بعد می‌گفتید خوب بود، ولی دوباره ضبط می‌کنیم و در نهایت اگر من در هر جایگاهی قرار دارم، اول لطف خداوند و خواست اوست و بعد زحمات همکاران و استادان بزرگوار که از همه آنها متشکرم.

زینت پستادست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها