در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آن روزهایی که احسان خود را آماده میکرد تا به آوردگاه جهانی برود، کمتر کسی فکر میکرد او قهرمان جهان شود، حتی نمیشد کسی را یافت که با اطمینان بگوید احسان مدال میآورد. اما او رفت و قهرمان جوانان جهان شد تا بزرگترین افتخار تاریخ دوومیدانی ایران ثبت شود.
پس از آن بود که بلند پروازیهای احسان شروع شد و او با پشتکار در تمرینات و به مدد تکنیک خوب و پیشرفتهاش در مسابقههای آسیایی بزرگسالان خودی نشان داد و قهرمان شد.
او خیلی راحت رکورد آسیا را شکست و پس از آن مسابقههای جایزه بزرگ اروپایی را هدف گرفت و به مصاف نامداران جهان رفت. احسان سال 1387 را خیلی خوب شروع کرد. او در بهار پارسال چند بار قهرمانان المپیک و جهان را برد و حد نصاب آسیایی 69 متر و 32 سانتیمتر را به دست آورد.
پس از آن درخشش بود که الکنا قهرمان دو المپیک 2000 سیدنی و 2004 آتن به تحسین جوان ایرانی پرداخت و در مصاحبهای گفت: اگر حدادی همینطور پیش برود، کسی قادر به مغلوب کردن او نخواهد بود. این حرفها بر دلها و اهالی دوومیدانی نشست و اراده احسان را هم بیشتر کرد.
حالا همه از او انتظار مدال المپیک داشتند. وقتی احسان، گرد کانتر قهرمان جهان را در وطن خود او شکست داد، مگر میشد از این جوان انتظار مدال المپیک نداشت؟
اما دنیای قهرمانی و ورزش حرفهای اصول و منطق خاص خود را دارد و در کمین قهرمانان، حوادث گوناگون نهفته است. شاید در آن روزی که احسان در استونی با تمام توان پرتاب میکرد، کانتر مراقب بدنش بود و برای المپیک نقشه میکشید و میخواست اوج خودش را در پکن نشان دهد. احسان تجربه مسابقههای دوومیدانی المپیک را نداشت و درست در آستانه المپیک اعلام شد او مصدوم است؛ اما به المپیک میرود. برخیها میگفتند فدراسیون دوومیدانی دست پیش گرفته که پس نیفتد.
اما به گفته برخی از اهل نظر ازجمله مسوول کمیته پزشکی فدراسیون دوومیدانی، احتمالا فشار بیش از حد در تمرینات و مسابقههای جایزه بزرگ و پیش پرتابی یعنی زیاده از حد پرتاب کردن، کار دست احسان داد و او مصدوم شد. پس اگر این استدلال را بپذیریم، میشود گفت هم مربیان احسان مقصر بودند و هم فدراسیون دوومیدانی.
به هر حال احسان قدم به المپیک گذاشت. از همان پرتاب اول، از چهره او میشد خواند که روحیه و تمرکز همیشگی را ندارد. انگار خودش را باخته بود. سه تا پرتاب کرد و در مجموع هفدهم شد و از رسیدن به مرحله نهایی بازماند. گریهها و اشکهای احسان پس از مسابقه، حکایت از عمق اندوه و درد و نومیدی او میداد، اما او باید با واقعیت کنار میآمد. کانتر خیلی راحت صعود کرد و قهرمان المپیک شد و احسان حتی در جمع 8 نفر اول هم جا نگرفت.
پس از المپیک دیگر احسان را پرفروغ ندیدیم. او اراده و انگیزه گذشته را نداشت و از ناراحتی سینه راست خود شکوه میکرد. او در آخرین روزهای سال 87 ابراز امیدواری کرد که در سال 88 به دوران اوج خود برگردد. اما در بهار امسال در مقایسه با بهار پارسال او نه در مسابقهای بینالمللی شرکت کرد و نه رکوردی شکست. حالا مسابقههای مهم قهرمانی جهان را در پیش داریم و معلوم نیست در این مسابقهها وضع احسان چگونه خواهد بود. به نظر نمیرسد با وضعیتی که در چند ماه اخیر داشته، در مسابقههای جهانی حتی اگر شرکت کند، بختی داشته باشد. با روحیهای که از او سراغ داریم، قدم به مسابقههایی نمیگذارد که از پیش باخته باشد. پس میتوان حضورش در رقابتهای جهانی برلین را منتفی دانست. اما احسان عاشق پرتاب دیسک است و با ورزش خود زندگی میکند و هنوز جوان است و فرصتهای زیادی پیشرو دارد. در حالی که الکنا به مرز بازنشستگی رسیده و به نظر نمیرسد کانتر هم در سال 2012 در 33 سالگی توان خود را در المپیک پکن داشته باشد. اینها را احسان خوب میداند و حتما برای المپیک لندن برنامه بلندمدتی خواهد داشت. پس از مسابقههای جهانی برلین، مسابقههای دو و میدانی قهرمانی آسیا، مهمترین رویداد پیش روی احسان خواهد بود. اگر آنجا خود را تثبیت کند، باید برای بازیهای آسیایی 2010 و مسابقههای جهانی 2011 خودش را آماده کند و بعد هم منتظر المپیک لندن بماند.
احسان بارها گفته پس از ناکامی در پکن، بزرگترین هدف زندگی او المپیک 2012 خواهد بود. اما برای کامیابی در المپیک، باید خوشباوریهای قبل از المپیک را کنار بگذارد و با آمادگی و واقعبینی و بهرهگیری از علم نوین ورزش و تمرین خود را برای مدال المپیک آماده کند.
حدادی رویای لندن را در سر دارد و بدون مدال المپیک آرام نخواهد گرفت.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: