با سعدالله زارعی ، کارشناس مسائل سیاسی‌:

نقش انتخاباتی صداوسیما

حضور گسترده و وصف‌ناپذیر مردم در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری جذابیت این دوره از انتخابات را بیش از دوره‌های دیگر کرد. این انتخابات توانست یکی از مهم‌ترین اهداف رسانه‌های خارجی که جریان‌سازی علیه ایران و عدم حضور ایرانیان در پای صندوق‌ها بود را خنثی و آنها را از دستیابی به این هدف مایوس کند.
کد خبر: ۲۶۰۵۰۴

در این خصوص با سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی به گفتگو نشسته‌ایم تا خصوصیات این دوره را با سایر دوره‌ها بررسی کنیم.

زارعی بر این باور است که حضور گسترده مردم در این انتخابات نمایانگر انطباق دیدگاه‌های نظام با منافع مردم است. آنچه در پی می‌آید حاصل این گفتگو است.

نظر شما راجع به مشارکت گسترده مردم در این دوره از انتخابات چیست و دلیل آن را چه می‌دانید؟

ملت ایران در آغاز دهه چهارم انقلاب، اولین انتخابات خود را با شور و هیجان وصف‌ناپذیری برگزار کردند و نوید دهه‌ای پرنشاط و بسیار فعال را دادند. من فکر می‌کنم مشارکت گسترده مردم که به 85 درصد رسید و نزدیک به 39 میلیون رای را به وجود آورد، دلایل متعدد و مختلفی دارد که برای بررسی آن نیاز به گذشت زمان و فرصت کافی است، اما در عین حال من به دو سه نکته در این ارتباط اشاره می‌کنم.

مطلب اول این است که نظام جمهوری اسلامی ‌امروز مورد اعتماد قاطبه مردم است. هم کارآمدی نظام، هم سلامت نظام و هم انطباق دیدگاه‌های نظام با منافع مردم کاملا به اثبات رسیده است و این مساله اعتماد فراوان و مشارکت گسترده مردم را در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی سبب شده است. دولت در سال‌های گذشته تلاش زیادی کرد که فاصله توده‌های مردم را با نظام سیاسی کاهش دهد و به نظر می‌آید با حضور گسترده هیات دولت در شهرستان‌ها و مراکز استان‌ها و ارائه مستقیم خدمات و حل بسیاری از مشکلات برجای مانده مردم توانست بدنه اجتماعی را به نظام سیاسی وصل کند و مشارکت گسترده‌ای را در انتخابات سبب شود.

نکته دومی‌که در این انتخابات اتفاق افتاد، تلاش نظام جمهوری اسلامی ‌برای باز کردن فضای مباحث سیاسی بود که در این خصوص صداوسیمای جمهوری اسلامی ‌نقش تعیین‌کننده‌ای را به عهده داشت. انجام مناظره‌های انتخاباتی میان کاندیداها و کمک گسترده در برنامه‌های مختلف به توده‌های مردم برای درک چیزی که در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی ‌در جریان است، کمک کرد تا در واقع مردم بتوانند احساس مشارکت گسترده‌تری داشته باشند و با درک جزئیات آن چیزی که در صحنه سیاسی ایران می‌گذرد، آنها را به حضور در انتخابات دلگرم کنند.

در واقع این اقدام توانست بخش گسترده‌ای از جامعه ما بخصوص جوان‌ها که حدود 70 درصد از جمعیت 70 میلیونی ایران را شامل می‌شوند را فعال و در صحنه انتخابات به صورت گسترده‌ای حاضر کند. نکته سومی‌که در این ارتباط وجود دارد نقش آفرینی جوان‌ها در صحنه تبلیغات انتخاباتی است. همان‌طور که شاهد بودیم، در هفته‌های منتهی به روز برگزاری انتخابات، شاهد حضور طیف‌های مختلفی از جوان‌ها در صحنه خیابان‌ها و میادین و طرح زنده مباحث انتخاباتی در میان آنها بودیم.

این موضوع شور بسیار زیادی در صحنه انتخابات ایران ایجاد کرد و توانست توجه همگان را به اهمیت، حساسیت و نقش‌آفرینی انتخاباتی که در پیش بود فراهم کند.

این انگیزه‌ها به همراه انگیزه‌های مذهبی و دینی و دعوت رهبر معظم انقلاب به حضور همه اقشار در صحنه از یک سو و همچنین تلاشی که نظام جمهوری اسلامی ‌برای ایجاد اطمینان هر بیشتر برای نقش‌آفرینی در سرنوشت مردم دارد از سوی دیگر، مجموعا نقش‌های تعیین‌کننده‌ای در افزایش مردم در حداکثر سهم خود را داشت.

به نظر شما آیا پیش‌بینی می‌شد که این نتیجه آرا با پیروزی احمدی‌نژاد به‌دست بیاید یا خیر؟

تقریباً بسیاری از تحلیلگران سیاسی اعم از داخلی و خارجی درخصوص پیروزی احمدی‌نژاد اتفاق نظر داشتند یعنی با عنایت به آنچه که در مقدمه صحبت عرض شد، وقتی دولت حضور گسترده‌ای در شهرستان‌ها و روستا‌ها داشت و توانست نزدیک به 34 درصد از جمعیتی که احساس حاشیه‌نشینی داشتند را با متن آشنا کند، این در واقع سبب شد که بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی کنند که احمدی‌نژاد در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری پیروز انتخابات خواهد بود.

اما درباره میزان مشارکت مردم و میزان آرای رئیس‌جمهور اختلاف نظرهایی وجود داشت. بیشتر پیش‌بینی‌ها مبتنی بر این بود که آقای احمدی‌نژاد از مجموع 30 میلیون رای با 19 تا 20 میلیون رای به ریاست جمهوری خواهد رسید؛ اما مشارکت گسترده مردم که در بسیاری از پیش‌بینی‌ها نیامده بود که ‌این موضوع در واقع پیش‌بینی‌ برای آرای شخص منتخب را از این حدود به 24 میلیون افزایش داد و یک رکورد تازه انتخاباتی را ایجاد کرد.

این مساله اگرچه پیش‌بینی نشده بود اما وقتی که مشارکت گسترده مردمی‌ از حدود 30 میلیون رای در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به حدود 39 میلیون رای در دور دهم رسید، 24 میلیون رای برای رئیس‌جمهور کاملا طبیعی بود.

به نظر شما نقش صداوسیما چقدر در تهییج مردم در این دوره از انتخابات موثر بوده است و چه کار باید کرد که ‌این نقش پررنگ‌تر شود؟

من فکر می‌کنم که همه اتفاق نظر داشته باشند که صداوسیما نقش اول را در ایجاد شور و شعور انتخاباتی ایفا کرد. بسیاری از گروه‌های سیاسی یک ماه قبل از برگزاری انتخابات نسبت به سردی فضای انتخاباتی گلایه داشتند و انگشت اتهامشان را در این خصوص به سمت صداوسیما می‌بردند. البته شاید در آن مقطع بسیاری از ناظران سیاسی به ‌این گروه‌ها حق می‌دادند و چنین انتقادی را به صداوسیما وارد می‌دانستند.

خود همین مساله نشان داد که وقتی صداوسیما با یک برنامه منظم علمی‌ و فعال و صادقانه وارد فضای انتخاباتی شد و شور انتخاباتی به وجود آورد، همه اذعان کردند که در این میدان نقش صداوسیما نقش اول و بی‌بدیلی بوده است.

از نظر جامعه‌شناسی به نظر شما نقش مناظره‌های انتخاباتی چقدر در گرمی ‌انتخابات می‌توانست موثر باشد؟

مناظره‌های انتخاباتی در واقع انتخابات را از شکل تشریفاتی و رسمی‌ و محدود در طبقات خاص اجتماعی خارج کرد و به زیرین‌ترین لایحه‌های اجتماعی سرایت داد؛ یعنی همه مردم و آنهایی که مشکلات را با پوست و گوشت خود احساس می‌کردند و در گذشته گمان می‌بردند که مباحثات و گفتگو‌های انتخاباتی کمتر توجهی به مسائل آنها دارد در مناظره‌ها و مباحثات انتخاباتی که از صداوسیما پخش شد احساس کردند آنچه آنها به عنوان مشکل به آن نگاه می‌کنند، عمیقاً و به گرمی‌ مورد توجه رسانه ملی قرار دارد بنابراین آنها احساس غریبی با صداوسیما را کنار گذاشتند.

ما شاهد بودیم که در جریان انتخابات ریاست جمهوری صداوسیما و برنامه‌های سیاسی آن که به دلیل جنبه مکانیکی این نوع برنامه‌های سیاسی کمتر مورد اقبال و توجه قرار می‌گرفت و به برنامه‌هایی تکراری تبدیل شده بود.

در جریان انتخابات و تغییری که در برنامه‌های صداو سیما حاصل شده بود این وضعیت مکانیکی را به یک وضعیت دینامیکی و فعال تبدیل کرد و توانست شور فراوانی را برانگیزد و در واقع بدنه اجتماعی را در لایحه‌های زیرین به نظام سیاسی و تبلیغاتی انتخابات وصل کند و شوری را که شاهد بودیم برانگیزد.

به نظر شما نقش جوانان در این دوره چطور بود؟ همچنین گروهی که به عنوان رای اولی‌ها معروف شدند و کسانی بودند که در این انتخابات پس از مدت‌ها در صحنه شرکت کردند چه نقشی را در این دوره از انتخابات ایفا کردند؟

من گمان می‌کنم بر خلاف تصور که در گذشته وجود داشت، بخش عمده‌ای از حدود 15 میلیون نفری که در پای صندوق‌های رای شرکت نمی‌کردند این بار در انتخابات حاضر شدند. این گروه مربوط به لایحه‌های زیرین جامعه بودند، یعنی همان‌ها که در روستاها در شهرهای کوچک احساس می‌کردند به یک انزوا گرفتار شدند و انزوا از نظام اجتماعی به آنها تحمیل شده بود.

کارکرد دولت طی 4 تا 5 سال گذشته باعث شد این لایه‌ها با نظام سیاسی آشتی کنند و درپای صندوق‌های رای شرکت کنند. من گمان می‌کنم یک جنبه اصلی مشارکت در این انتخابات هم به کارکرد دولت در 4 تا 5 سال گذشته برگردد. در عین حال درخصوص رای اولی‌ها باید به جوان‌ها هم جداگانه اشاره‌ای داشته باشیم.

جوان‌ها در کشور ما حدود 70 درصد جمعیت 70 میلیونی را تشکیل می‌دهند، یعنی 49 تا 50 میلیون از جمعیت واجد شرایط رای را سنین بین 18 تا 29 سال در بر می‌گیرد. در فضای انتخابات جمعه 22 خرداد این جوانان احساس کردند که مباحثه‌های جدی و نزدیک به ذائقه آنها در جریان است و آنها می‌توانند با حضور در صحنه تبلیغات انتخاباتی روند امور را به سمت دیدگاه‌های خود تغییر بدهند و نزدیک کنند.

این مساله مشارکت بیشتر جوان‌ها را در پی داشت ما شاهد مباحث بسیار گرم جوان‌ها در صحنه اجتماعی درسطح کشور و بیش از همه در تهران بودیم که البته آنچه در تهران می‌گذشت بسرعت به دیگر شهرستان‌ها کشیده می‌شد و جوانان شهرستان‌ها و روستا‌ها را درگیر مباحثات انتخاباتی می‌کرد. جوانان مجموعاً نقش مهمی‌در این صحنه به عهده گرفتند.

به نظر شما، اقلیت‌ها در این صحنه انتخابات چه نقشی داشتند و آیا حضور آنها گسترده بوده است یا خیر؟

البته اقلیت‌ها اگر منظور اقلیت‌های دینی هستند، جمعیت زیادی را در جامعه ما تشکیل نمی‌دهند شاید جمعیت آنها به کمتر از یک درصد از جمعیت ایران برسد و اگر منظور اقلیت‌های مذهبی هستند که طبعاً مراد اهل سنت است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری ما شاهد بودیم که اهل سنت نسبت به گذشته احساس مثبت‌تری نسبت به انتخابات داشت. حضور رهبر معظم انقلاب در یکی دو هفته پیش از انتخابات در استان کردستان و دیدار بسیار گرم و صمیمانه و پدرانه‌ای که رهبر معظم انقلاب با آنها داشت، این احساس را به جامعه اهل سنت ما تزریق کرد که جمهوری اسلامی ‌آنها را به عنوان شهروندان درجه یک خود می‌شناسد و مسائل آنها را با جدیت دنبال می‌کند. این مسائل کمک کرد که اقلیت مذهبی در ایران احساس مشارکت بیشتری داشته باشد. البته اقلیت‌های دینی یعنی یهودی‌ها، مسیحی‌ها و زرتشتی‌ها در ایران هم در نصاب خودشان شرکت فعالی داشتند.

گفته شده که مشارکت ایرانیان خارج از کشور نسبت به گذشته 300 درصد افزایش داشته دلیل این امر چیست؟

مناظره‌های انتخاباتی در واقع انتخابات را از شکل تشریفاتی و رسمی ‌و محدود در طبقات خاص اجتماعی خارج کرد

من فکر می‌کنم دلیل اصلی این است که اولا ایرانیان خارج کشور دقیقا از آنچه در داخل کشور می‌گذرد یعنی مبارزات و بحث‌های داغ اجتماعی خبر دارند. آنها به عنوان بخشی از شهروندان جمهوری اسلامی ‌علاقه‌مند به مسائل جاری ایران هستند و تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. اما یک نکته که باید به آن اشاره کنیم این است که رفتار دولت در 4 سال گذشته با ایرانیان خارج از کشور رفتار فعال تری بوده است. این امر موجب شد که حد نصاب شرکت ایرانیان خارج از کشور در رای‌گیری نسبت به حد نصاب شرکت ایرانیان داخل کشور فزون‌تر شود، یعنی اگر در داخل ایران افزایش 50 درصدی مشارکت را شاهد بودیم در خارج از کشور این به 200 تا 300 درصد رسید و 2 یا 3 برابر گذشته شد. این نشان می‌دهد که آن برنامه‌هایی که دولت در خارج از کشور برای ایرانیان خارج از کشور داشت موثر بوده است. از جمله‌این برنامه‌ها برگزاری کنگره‌ای در ایران حدود 2 ماه پیش از برگزاری انتخابات در تهران بود و ما شاهد حضور 3000 نفر از فعالان و برجستگان ایرانی خارج از کشور در این کنگره بودیم. این برنامه‌ها نشان داد که جمهوری اسلامی ‌احترام ویژه‌ای برای آنها قائل است. همین‌طور گفتگوهای فعالی که احمدی‌نژاد در اروپا و آمریکا با ایرانیان خارج از کشور داشت، در جلب همراهی ایرانیان خارج از کشور موثر بود. ابتکاری که احمدی‌نژاد در امارات به خرج داد جالب توجه بود. وی در سفری که به آنجا داشت، ایرانیان مقیم امارات را در یک استادیوم ورزشی جمع کرد و به حرف‌های آنان گوش و مشکلات آنها را بررسی کرد. مجموعه‌این عوامل باعث شد ایرانیان خارج از کشور احساس کنند که مصالح و منافع آنها به عنوان یک ایرانی به گرمی‌ پذیرفته می‌شود و دولت آنها را از قلم نیانداخته است. به نظرم اینها مجموعا کمک کرد که ما شاهد افزایش 300 درصدی ایرانیان خارج از کشور باشیم و این اتفاق بسیار مبارکی بود.

سیاست‌هایی که مجلس در دوره دولت نهم از خود بروز داد تا چه حد می‌توانست به دولت در جهت اجرای برنامه‌های خودش کمک کند و در انتخاب مجدد دولت تاثیر داشت؟

در این خصوص باید تفکیکی قائل باشیم میان مجلس به عنوان یک قوه و بین نمایندگان مجلس به عنوان واسطه‌های مردم و حکومت. در واقع قوه مجریه به عنوان یک نهاد در 4 تا 5 سال گذشته بیش از هر چیز درگیر دفاع از استقلال و هویت خودش بود البته ‌این در جای خودش قابل تقدیر است، اما این وقتی غلیظ می‌شود به نوعی اصطکاک و رقابت با قوه مجریه منجر می‌شود که‌این اصطکاک و رقابت می‌تواند نقش کاهنده‌ای در اداره امور کشور داشته باشد. این یک نکته است که باید به مجلس یادآور شد که هم استقلال مجلس اهمیت دارد و هم همکاری بین دو قوه مهم مقننه و مجریه باید در نظر گرفته شود. لازم است که‌این همکاری‌ها افزایش یابد؛ چرا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب بار اصلی حکومت به دوش مردم است و بیش از هر قوه‌ای دولت نیاز به حمایت دارد باید همکاری‌های بیشتری بین قوه مجریه و مقننه شاهد باشیم. اما درخصوص آن بخش از موضوع که به نمایندگان به عنوان واسطه بین مردم و حکومت برمی‌گردد، این رابطه بهتر و فعال تر بود. یعنی نمایندگان هر کدام جداگانه تلاش می‌کردند پلی بین دولت و مردم باشند و از کمک‌های دولت به مردم برای اداره بهتر حوزه انتخابیه استفاده کنند. در این رابطه هم ما شاهد بودیم که با این‌که قوه مقننه در خصوص طرح اقتصادی دولت همکاری صمیمانه‌ای بروز نداد، اما نمایندگان مجلس با امضای بیانیه 211 نفره پشتیبانی خود را از ریاست جمهوری فعلی ابراز کردند. به نظر می‌آید رابطه نمایندگان با دولت رابطه خوب و فعالی است و کلیت مجلس و مدیریت مجلس نتوانست فضای قابل قبولی بین این دو قوه به وجود بیاورد.

سیاست‌های دولت در کشور را در دولت نهم چطورارزیابی می‌کنید و به نظر شما دورنمای آن در دولت پیش رو چطور خواهد بود؟ این سیاست‌ها تغییر خواهد کرد یا ادامه همان سیاست‌های قبلی است؟

تردیدی نیست که سیاست‌های دوره نهم از نکات مثبت و منفی ملهم بود، یعنی ما هم شاهد برجستگی‌هایی در فعالیت دولت نهم در رابطه با دولت قبلی بودیم و هم در عین حال این دولت در مقایسه با دولت‌های گذشته کاستی‌هایی داشت. مثلاً در حوزه نخبگان ما شاهد کاستی‌هایی در حوزه دولت بودیم. ارتباط دولت با نخبگان ارتباط فعال و قابل قبولی نبود. این باید ترمیم شود در عین حال کاری که دولت در اتصال بدنه‌های اجتماعی وزیرین با حکومت انجام داد که در حکومت‌های گذشته انجام نشده بود نکته برجسته‌ای است که بدون تردید در دولت نهم باید استمرار داشته باشد. بنابراین به نظر می‌آید هم دولت به یک بازنگری در آن دسته از سیاست‌هایی که نوعی واگری را ایجاد می‌کرد دارد و هم پافشاری به آن دسته از سیاست‌هایی که رابطه مردم و دولت و نظام را استحکام بخشید.

به نظر شما تغییرات در بخش اقتصادی هم این‌گونه خواهد بود یا خیر؟

طبیعتا تبلور عمده‌این بحث در بخش اقتصادی خواهد بود؛ چرا که دولت بیش از هر محوری هویت اقتصادی دارد و اساساً ماموریت دولت بیش از هر چیزی ماموریت اقتصادی است. دولت قوه مجریه است و بیش از هر چیزی حوزه اقتصاد از اهمیت و کثرت بیشتری در آن برخودار است.

درخصوص واکنش غرب به انتخابات ایران نظر شما چیست؟

به نظر می‌آید غرب رفتار به نسبتا قابل قبول‌تری در هفته‌های اخیر از خودش بروز داده است. مباحثه‌هایی که در یکی دو ماه گذشته بین ایران و اروپا در جریان بود و همین‌طور مباحثی که هیات حاکمه آمریکا مخصوصاً شخص اوباما مطرح کرد نشان داد که غربی‌ها به‌طور کلی یک نوعی بازنگری به نگاهشان در رابطه با جمهوری اسلامی ‌بروز داده‌اند. من به نکته‌ زیبایی اشاره کنم. قبلاً اعلام می‌شد که هرگونه مراوده با جمهوری اسلامی ‌به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول می‌شود، اما یک هفته پیش از برگزاری انتخابات ما شاهد حضور منوچهر متکی در کاخ الیزه بودیم که گفتگوی سه ساعته‌ای را با سارکوزی داشت. اوباما نیز در قاهره نسبت به بهبود روابط با جمهوری اسلامی ‌ابراز علاقه کرد و حتی از رفتار کشورش در 22 مرداد تلویحاًً عذر خواهی کرد. اینها نشان دهنده آن است که غربی‌ها نوعی تجدید نظر در نگاه خود به‌ایران را پذیرفته اند. انتخابات ایران به‌طور قطع این مساله را تشدید می‌کند. مخصوصاً انتخاب مجدداً محمود احمدی‌نژاد با رای نزدیک به 25 میلیون تاکید بیشتری را بر لزوم کار با ایران جدید را برای غربی‌ها تداعی می‌کند و من فکر می‌کنم به‌طور قطع غرب رفتار مسالمت جویانه‌تری با ایران در پیش خواهد گرفت و البته به دلیل این‌که بیشتر محافل رسانه‌ای غرب متاثر از جریان صهیونیست است. ما طبعا هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌های آینده هم باز شاهد تنش‌های رسانه‌ای میان ایران و غرب خواهیم بود؛ اما این تنش‌ها تعیین‌کننده نیستند آنچه در عرصه دیپلماتیک تعیین‌کننده است بیشتر اهمیت دارد.

به نظر شما پیش‌بینی از گفتگوها میان ایران و آمریکا بعد از انتخابات و تعامل بین 2 کشور در چه اندازه خواهد بود؟

بستگی دارد که آیا آمریکایی‌ها حاضرند هزینه نزدیکی به جمهوری اسلامی ‌را بپردازند یا نه هزینه ‌این است که آمریکایی‌ها از سیاست‌های لجبازنه‌شان دست بردارند مثلاً قطعنامه‌های تهدیدآمیزی را که علیه ‌ایران در شورای امنیت به تصویب رسانده‌اند پس بگیرند همین‌طور محدودیت‌هایی که حتی در دوره اوباما علیه شرکت‌های طرف قرار داد با ایران اعمال کرده‌اند لغو کنند. اموال بلوکه شده ‌ایران در انبارهای آمریکا که متاسفانه ما را ملزم به پرداخت حق انبارداری هم می‌کند، به ‌ایران تحویل دهند و رفتار یکجانبه‌گرایانه و زورمدارانه را کنار بگذارند و به صورت متمدنانه برخورد کنند و حق ایران را در عرصه بین‌المللی و مشارکت ایران را در عرصه جهانی به رسمیت بشناسند اینها مسائلی است که اگر از سوی آمریکایی‌ها انجام شود، می‌شود به‌ این شعارهای مبتنی بر گفتگو اعتماد کرد و از آنها توقع اتفاقات تازه‌ای داشت اما اگر فقط شعار باشد و آنها با حفظ مواضع گذشته بخواهد مساله گفتگو را پیش بکشند این امر مورد استقبال جمهوری اسلامی ‌نیست و از آن استقبال نخواهد کرد.

کتایون مافی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها