در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوناشام، عنوانی است که دیو روزنبرگ، موسس و مدیرعامل سابق شرکت MuleSource، این شرکتها را با آن خطاب میکند. شرکتهایی چون سیسکو که روترهایشان بر مبنای لینوکس فعالیت میکنند. شرکتهایی چون آمازون که سرویس محاسبات ابری خود بر مبنای Eclipse Foundation است که از طرف جامعه منبعباز پیشنهاد شده است. البته این موضوع، محدود به همین چند مورد نمیشود و اصلا موضوع جدیدی هم نیست.
مایکل شارف، عضو تیم معماری اکلیپس در بلاگی که آوریل گذشته نوشت، با لحن تندی از شرکتهایی که از نرمافزارهای منبعباز بهنفع خود استفاده میکنند و هیچ بازخوردی نمیدهند، ابراز نارضایتی کرد. او معتقد است که اکلیپس بیش از حد برای استفاده ساده است و هیچ شرکتی رغبت نمیکند تا از درگاه مالی با اکلیپس وارد مذاکره شود و آینده اکلیپس در خطر است. بههمین جهت کاربران باید شرکتهایی را که از کدها استفاده میکنند اما هیچ کمکی نمیکنند، درس بدهند.
شارف این عمل را »تراژدیای بر مفهوم اشتراک« خواند، که در آن افراد حریص بدون هیچ تفکری یک منبع به اشتراک گذاشته شده را نابود میکنند. او همچنین در یک مصاحبه از طریق ایمیل اعلام کرد که: »رفتار عمومی این صنعت مرا آزرده کرده است؛ این که از هرچیز منبعباز به نفع خود استفاده میکنند و هیچ بازخوردی نمیدهند.«
اما مایک میلینکوویچ اعتقاد دیگری دارد، وی معتقد است که اینها همه کاربران سیستم هستند. حتی اگر شرکتهای بزرگی باشند که از سیستم بهطور یکطرفه استفاده میکنند: »اگر ما کاربران بزرگی داشته باشیم، در نهایت استفاده از پلاگینهای ما و خدمات ما برای کاربران آنها الزامی خواهد شد و این به سود ماست.«
اما شرکتهای دیگری هم درست مخالف با این جریان قرار دارند و پشتیبان جامعه منبعبازند. بانک آمریکا یکی از همین شرکتهاست که نهتنها برای استفاده خود از کدهای منبعباز پول میپردازد، بلکه کدهایی که تولید میکند را نیز به جامعه اطلاعاتی باز میگرداند. این دو دیدگاه هم از قدیم وجود داشته است. عدهای میاندیشند که منبع باز یک جنبش است، و عدهای دیگر به چشم یک کسب و کار به آن نگاه میکنند. باید حقیقت امر را درک کرد. استفاده هر چه بیشتر شرکتهای بزرگ از منبعباز، تقریبا معنی این واژه را تغییر داده است. اما مساله اساسی، از دست رفتن جامعهای است که پشت هر نرمافزار منبعباز وجود دارد.
جامعه منبعباز با استفاده سیستمهای تجاری از نرمافزارهایشان، مدام بهسوی انزوا کشیده میشوند. بسیاری از شرکتها حتی از انسانهای عادی هم کمتر مشارکت میکنند و تا به امروز، تنها عاملی که باعث رشد و ترقی نرمافزارهای منبعباز بوده است، علاقه شخصی افراد به گزارش ایرادات و خرابی، پیشنهاد امکانات جدید و نوشتن مستندات و آموزشهایی است که خود بدست آوردهاند.
البته اینکه شرکتها مایل به همکاری در پروژههای منبعباز نیستند، بیشتر از آن که به نیت بد، و عدم تمایل به کمک در جامعه آزاد برگردد، به تنبلی و یا تنگ بودن وقت برای امور غیر از کسب در آمد برمیگردد. آیا پروژههای منبعباز سودآوری ندارند؟
بیش از 100هزار پروژه منبعباز در سورس فورج کلید خورده است و در بسیاری از آنها هیچ صحبتی از الزام حضور کاربران و یا همکاری آنها نشده است. و در میان اینها تعداد پروژههایی که شرکتهای تجاری از آنها استفاده میکنند و هیچ بازخوردی نمیدهند، کم نیست.
متنی که با هم خواندیم، نقدی بود که توسط نشریه InfoWorldنوشته شده بود. اما چیزی که در این میان مهم است، فعالیت شرکتهای ایرانی، و شیوه استفاده آنها و حتی مشارکتشان در جامعه منبعباز است. به کرات دیده میشود که شرکتهایی که در زمینه فناوری اطلاعات کشور فعالیت میکنند، در حوزه نرمافزارهای سازمانی، با فارسی کردن نرمافزارهای آماده منبعباز، نسبت به فروش آنها اقدام میکنند. تا زمانی که شرکت اقرار به منبعباز بودن نرمافزارش بکند و یا دست کم، روی خوشی به قوانین بینالمللی GPL نشان بدهد، این فعالیت هیچ اشکالی ندارد.
شاید تنها نکته مثبت این است که مدیران دولتی ایران، از پیش نسبت به جامعه منبعباز معتقد بودهو هستند. اما شرکتها از طرف دیگر،بهسادگی تمام حقوق نرمافزار منبعباز را متعلق به خود میدانند و با فارسیسازی آن و یا در مواردی جزئی، بومیسازی آن (که تغییرات کوچکی در کد را شامل میشود) گمان میکنند که تمام توسعه نرمافزار متعلق به ایشان است و در واقع، هزینهای که دریافت میکنند، هزینه توسعه کامل نرمافزار است.
از آنجایی که توسعه نرمافزاری در ایران صنعتی نوپاست، این بهضرر جامعه اطلاعاتی است و هنوز فرهنگآن برای جامعه جا نیافتاده است؛ میتوان با اصلاح چنین دیدگاههایی، بهسوی قبول کپیرایت از سوی همگان حرکت کرد.
محمدرضا قربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: