در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاهان جنایی با هماهنگی قضایی با بازپرس حسینی رازلیقی کشیک ویژه قتل کرج، جسد وی را برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی انتقال دادند و به تحقیق از همکاران مقتول پرداختند که معلوم شد، روز حادثه هنگامی که آنها متوجه بسته بودن در شرکت و غیبت مرموز مرد نگهبان شدهاند، از دیوار شرکت وارد خانه سرایداری شدهاند و جسد مرد نگهبان را در یکی از اتاقها یافتهاند در حالی که همسر و فرزندانش با دست و پای بسته در اتاق دیگری زندانی شده بودند. با مشخص شدن موضوع لیلا زن مقتول به مرکز پلیس انتقال یافت و در بازجوییهای پلیسی گفت: خواب بودیم که 2 مرد ناشناس با زور و تهدید وارد اتاقمان شدند و پس از درگیری با شوهرم، او را به قتل رساندند و با زندانی کردن من و 2 فرزندم داخل اتاق، تهدیدمان کردند که اگر داد و فریاد کنیم، ما 3 نفر را به قتل میرسانند و من برای اینکه به فرزندانم آسیبی نرسد، سکوت کردم و پس از فرار قاتلان، هرچه تلاش کردم تا نجات یابیم بیفایده بود تا اینکه ساعت 8 صبح، وقتی همکاران شوهرم به اتاق سرایداری آمدند، ما را نجات دادند و با مشاهده جسد وی به پلیس اطلاع دادند.
گفتههای متناقض زن جوان راز جنایت را برملا کرد
به دنبال اظهارات زن مقتول، کارآگاهان جنایی به تحقیق از اهالی محل حادثه پرداختند که متوجه شدند، از چندی قبل مقتول و همسرش با یکدیگر اختلاف داشتهاند و با مشخص شدن این موضوع، کارآگاهان بار دیگر به محل حادثه عزیمت کردند که معلوم شد، قاتلان به زور وارد محل حادثه نشده و اموال را نیز سرقت نکردهاند.
با به دست آمدن این اطلاعات، پلیس که احتمال میداد، همسر مقتول آشنایی با قاتلان داشته باشد، تحقیقات دوباره از وی را آغاز کرد، اما زن جوان گفتههای متناقضی را مطرح و شک کارآگاهان را به یقین تبدیل کرد که وی در قتل شوهرش نقش داشته است.
لیلا - زن مقتول - وقتی خود را در مظان اتهام دید و راه گریزی از بیان حقیقت ندید، راز قتل شوهرش را فاش کرد.
اعتراف به همکاری در قتل شوهر
لیلا - متهم - در اظهاراتش به پلیس گفت: 4 سال قبل به دنبال آشنایی با دختر جوانی، به خانه وی که در همسایگیمان بود، راه یافتم و همین موضوع باعث آشنایی من و برادرش امین آغازگر ارتباط پنهانیمان شد و وقتی شوهرم را سد راه خود دیدیم، نقشه قتل وی را طراحی و با همدستی امین و دوستش عملی کردیم.
به دنبال اظهارات این زن، همدستانش تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و بعدازظهر 17 خرداد امسال امین یکی از متهمان فراری هنگامی که به خانهاش در ماهدشت بازگشته بود، از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شد با انتقال این متهم به اداره جنایی استان تهران، وی به راز قتل فریدون اعتراف کرد.
امین متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: از 4 یا 5 سال قبل لیلا زن مورد علاقهام همراه شوهر و فرزندانش برای اقامت به محل حادثه شرکت صنعتی آمدند. شوهرش نگهبان و سرایدار آن محل بود. خواهرم با لیلا دوست شد و او هر از گاهی برای ملاقات با خواهرم به منزلمان میآمد و به این ترتیب از وضعیت زندگی او اطلاع یافتم و متوجه اختلاف وی با شوهرش شدم. از 3 سال قبل ارتباط پنهانی من با او شکل گرفت و از چندی قبل در غیاب شوهرش هر از گاهی به ملاقات وی میرفتم، کمکم به هم علاقهمند شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم، اما شوهرش او را طلاق نمیداد.
متهم به قتل ادامه داد: یک ماه قبل لیلا نقشه قتل شوهرش را طراحی کرد و از من خواست آن را عملی کنم تا زندگی مشترکمان را شروع کنیم. بنابراین طبق نقشه عمل کردیم و خودرویی را به داخل شرکت بردیم در حالی که دستگاه جک را خوب به خودرو نصب نکردم و از مقتول خواستم، لاستیک خودرو را تعویض کند و خودم به بهانه آوردن یکی از قطعات خودرو از او دور شدم که هنگام تعویض لاستیک خودرو، دستگاه جک به زمین افتاد و فریدون زیر چرخهای ماشین گیر کرد که باداد و فریادهایش، همکاران وی به کمک او شتافتند و وی را نجات دادند.
پس از وقوع این حادثه، یک هفته به سراغ لیلا نرفتم تا این که با من تماس گرفت و خواست مرتبه دیگر نقشه را عملی کنیم که من از کارگرم شهروز خواستم برای تنبیه فریدون به خانه وی برویم و ماجرای نقشه قتل را به او نگفتم. نیمه شب حادثه، مقتول تازه از حمام بیرون آمده بود که شهروز به وی حمله کرد و من نیز بافریدون - نگهبان شرکت - درگیر شدم و بعد چاقویی را از جیبم بیرون آورده و با زدن ضربههایی به وی، او را به قتل رساندم و دقایقی بعد به اتاقی که لیلا و بچههایش بودند، رفتیم و برای این که ردی از خود بر جای نگذاریم، دست و پای آنها را بستیم و فرار کردیم.
به دنبال این اظهارات متهم به قتل، شهروز همدست فراری وی تحت تعقیب قرار گرفت و در خانه پدرزنش در کرج دستگیر شد و در بازجوییهای پلیسی به همکاری در قتل اعتراف کرد.
متهمان روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافتند و گفتههای قبلی خود را تکرار کردند. بازپرس حسینی رازلیقی پس از شنیدن اظهارات متهمان، آنها را با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس کرد تا تحقیقات تکمیلی از آنها صورت گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: