بحران بیابان زایی ، کشور را تهدید می کند

جغرافیای سرزمین ما به گونه ای است که قسمت اعظم آن را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهد.
کد خبر: ۲۵۸۵۷
2رشته کوه البرز و زاگرس در شمال و غرب کشور همچون دیواره های مرتفع مانع ورود توده های آب و هوایی مرطوب به مناطق وسیع مرکزی ایران شده و یکی از عوامل مهم ، کویرهای پهناور لوت و نمک در این مناطق است . اگر شرایط اقلیمی کشور را با سایر خشکی های کره زمین مقایسه کنیم ، در می یابیم که ایران با متوسط بارندگی 250میلی متر در سال از یک سوم متوسط بارندگی دنیا (750میلی متر) برخوردار است . با چنین وضعیتی بیش از 80درصد کشور در زمره مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود. کما این که در شرایط اقلیمی و طبیعی این مناطق و خشکسالی های 5سال گذشته روند بیابان زایی ، عرصه های وسیعی از کشور را تهدید می کند. یکی از استان هایی که به عنوان کانون بحران مورد تهدید جدی بیابانی شدن قرار دارد ، استان کرمان است که وجود شرایط خشک اقلیمی و همجواری سطح وسیعی از بخشهای شرقی شهرستان با کویر لوت زمینه های بروز پدیده بیابان زایی را در بسیاری از نقاط آن تشدید کرده است . بر این اساس و به دنبال برگزاری همایش تاغ و تاغکاری در کشور درصدد برآمدیم تا گرایشی از روند بیابان زایی و یکی از شیوه های مقابله با آن تهیه کنیم.

بیابان زایی به چه معناست؛

بیابان زایی ، با توسعه بیابان ، تخریب و انهدام منابع طبیعی محیط همراه است . این پدیده که کاهش تولید بیولوژیکی محیط را به دنبال دارد پدیده ویژه نواحی کم آب (خشک) نیمه کم آب (نیمه خشک) و نواحی نیمه مرطوب (مجاور مرطوب) محسوب می شود. بیشترین تهدیدات مساله بیابان زایی متوجه مناطق خشک دنیا است . مناطقی که به علت کمبود آب ، فقر پوشش گیاهی و خاک در برابر روند تخریبی نیروهای فرسایشی (آب ، باد، باران و رطوبت) رو به تحلیل رفته و توانایی حفاظت موثر نداشته و بسیار منفعلند.

آثار و پیامدهای بیابان زایی و فرسایش بادی

وقوع خشکسالی ها که از ویژگی های اصلی اقلیم کشور ما محسوب می شود ، به صورت مستقیم موجب تخریب سرزمین شده و به صورت غیرمستقیم نیز زمینه را برای تشدید انواعی از تخریب فراهم می کند. خشک شدن تالاب ها و کاهش میزان رطوبت خاک ، کاهش میزان محصولات کشاورزی ، کاهش تولید و درواقع گسترش بیماری های دامی ، توسعه مهاجرت های انسانی و تلفات دامی به دلیل نبود علوفه از جمله آثار وقوع خشکسالی در کشور محسوب می شود. همچنین فرسایش بادی یکی دیگر از تبعات بیابان زایی است که مهندس جاریانی ، مدیرکل دفتر تثبیت شن و بیابان زدایی در ارتباط با آن می گوید: وضعیت مناطق خشک در کشور به گونه ای است که بیش از 104میلیون هکتار از اراضی تحت سیطره این مناطق هستند که بیش از 64درصد از مساحت کشور را شامل می شود. یکی از پدیده های مخرب این مناطق فرسایش بادی است عرصه های تحت تاثیر فرسایش بادی کشور 19میلیون هکتار برآورده شده است که 3برابر متوسط جهانی را شامل می شود و در واقع در مقیاس جهانی متوسط عرصه های خشک و فراخشک 3برابر و متوسط مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی کشور 6برابر است . 176منطقه در سطح کشور تحت تاثیر فرسایش بادی هستند که این مناطق شامل عرصه های مرتعی ، اراضی کشاورزی و بستر خشک رودخانه ها می شود که تحت تاثیر برداشت های بی رویه ، غیراصولی و فرسایش بادی قرار دارند. در واقع تاسیسات اقتصادی و اجتماعی کشور در این کانون های بحران از ناحیه فرسایش بادی بشدت دچار آسیب می شوند. (استان کرمان از نظر مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی به دلیل واقع شدن کویر لوت در آن ، بیشترین تاثیر را می گیرد.) در مجموع نابودی جوامع گیاهی ، فرسایش بادی ، فرسایش آبی ، شور شدن ، قلیایی شدن و حتی باتلاقی شدن خاکها، کاسته شدن از نفوذپذیری خاک و تقلیل امکان ذخیره سازی آب در خاک ، افت آبهای زیرزمینی ، بروز ناهنجاری در بیلان آبی و جریانات سطحی ، افزایش احتمال وقوع سیلاب ها ، تشدید آثار و عوارض خشکسالی ها همگی نمونه هایی از آثار بیابان زایی هستند.

عضویت ایران در کنوانسیون مقابله با بیابان زایی

در ادبیات امروز جهان ، واژه بیابان زایی به معنای پیدایش بیابان های جدید در مناطقی که از توانمندی های تولیدی مناسبی برخوردار بوده اند ، یکی از 3کنوانسیون زیست محیطی سازمان ملل متحد را به خود اختصاص داده است . به دنبال تخریب اراضی ، توام با خشکسالی ها و قحطی شدید اوایل دهه 1970 ، بخصوص در آفریقا موضوع بیابان زایی به عنوان یک معضل جهانی مطرح شد. به گونه ای که در سال 1992 سران کشورها در کنفرانس زمین ، این بلای قرن بیستم را به طور جدی مورد نظر قرار داده و فصل 12 دستور کار قرن 21 به این مطلب اختصاص یافت . پس از آن کمیته ای بین المللی تحت نظر سازمان ملل راه اندازی شد که پس از بحثها و مذاکرات طولانی ، سرانجام پس از 3سال در ژوئن 1994 کنوانسیون مقابله با بیابان زایی نهایی شد. در اکتبر همان سال این معاهده در پاریس آماده امضا شد که ایران سومین کشور امضاکننده آن بود. در سال 1373 با ابلاغ رئیس جمهوری وقت ، کمیته ملی بیابان زایی کشور به ریاست وزیر جهادسازندگی وقت و عضویت 9 وزارتخانه و سازمان تشکیل شد و در تاریخ 9 دی 1375 متن کنوانسیون بیابان زایی از تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی گذشت و ایران رسما به عضویت آن درآمد و متعهد به اجرای مفاد آن شد. هم اینک در آستانه تدوین برنامه 5ساله چهارم توسعه ، فرصت مغتنمی است که به موضوع مقابله با بیابان زایی و تخریب سرزمین ، به طور جدی تر نسبت به گذشته و با جامع نگری توجه شود و قانونمندی ها و تمهیدات لازم در این خصوص پیش بینی شود.

تاغ و تاغکاری در مقابله با بیابان زایی

در دنیای امروز ، گیاهان و جانورانی هستند که با توجه به خصوصیات جالب توجه و قلمرو انتشار و کاربردهای گوناگون و سازگاری با شرایط سخت محیطی و سایر خصایص ویژه ، به عنوان موجوداتی شاخص مطرح هستند. درختچه تاغ از آن دسته گیاهانی است که در سطح وسیعی از عرصه های بیابانی و ماسه زارهای فعال و متحرک در آسیا و ایران پراکنده است . این گیاه کم توقع (که عمری نزدیک به 30سال دارد) باتوجه به سازش پذیری با شرایط محدود و بسیار سخت مناطق خشک و رشد نسبتا خوبی که در این شرایط داشته و همزیستی جالبی که با انواع گونه های گیاهی و جانوری پیدا کرده است ، به عنوان حافظ خاک و جلوگیری از حرکت ماسه های فعال ، مراکز زیستی ، اقتصادی و نظامی بسیاری را در پناه خود جای داده است .

شهر کرمان مدفون ، زیر توده های شن

اولین فعالیت های تثبیت ماسه ای با استفاده از کشت گونه تاغ در سال 1345 از حاشیه غربی فرودگاه کرمان آغاز و در سالهای بعد این فعالیت ها در حاشیه جنوبی و شرقی شهر کرمان ادامه یافت . به طوری که گفته می شود اگر این فعالیت ها به منظور ایمن سازی شهر و روستاهای اطراف آن صورت نگرفته بود ، در حال حاضر شهر تاریخی کرمان زیر انبوهی از توده های شن مدفون بود. حاصل فعالیت های تثبیت ماسه های روان و بیابان زایی از سال 1344 تاکنون حدود 2میلیون هکتار جنگلهای دست کاشتی است که در 14استان بیابانی کشور پراکنده است . نقش عمده این جنگلها که عمدتا از گونه های تاغ است ، عبارتند از: حفاظت از روستاها، شهرها و اراضی بایر، حفاظت از خطوط مواصلاتی و راههای ارتباطی ، حفاظت از تاسیسات اقتصادی و نظامی ، کاهش آلودگی هوا و تامین علوفه و تولید چوب در حد مجاز.

تاغزارها و تداوم حیات اقتصادی و اجتماعی مردم

متاسفانه در سالهای اخیر به طور مکرر شاهد بوده ایم که جنگلهای تاغکاری شده از سوی بسیاری از مردم و مسوولان دستگاه های دولتی و غیردولتی مورد تخریب و تجاوز قرار گرفته اند، به طوری که بخشی از آنها برای توسعه اراضی کشاورزی و بخشی برای طرحهای صنعتی و عمرانی تخریب شده اند و سطح وسیعی از آنها به محل تخلیه زباله ها و نخاله های ساختمانی و صنعت تبدیل شده است . آنچه مسلم است ریشه و دلیل اصلی این همه تخریب و تجاوز در ناآگاهی یا فراموش کردن اهمیت تاغزارها در حیات اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی شهرهایی است که در معرض تهدید شنهای روان قرار دادند.

ضرورت اجرای یک برنامه ملی

تاکنون اقدامات صورت گرفته در کشور به منظور بیابان زدایی به کنترل فرسایش بادی و تثبیت ماسه های روان در بیش از 2میلیون هکتار عرصه منتهی شده است که بر این اساس تاکنون 48هزار و 300هکتار از اراضی کشور تاغکاری شده اند. آثار چنین اقداماتی نیز تصویب کنوانسیون مقابله با بیابان زایی از سوی مجلس و نیز تشکیل کمیته ملی بیابان زدایی در کشور است . این کمیته نیز اقدام به تدوین برنامه ملی مقابله با بیابان زایی کرده است که روح حاکم برآن ، سمت دادن و هم جهت کردن فعالیت هایی است که همه دستگاه ها در کشور در میان مدت و بلندمدت به انجام می رسانند و سمت دادن این فعالیت ها باید به گونه ای باشد که تخریب سرزمین کاهش پیدا کرده و منابع پایه بازسازی شوند. در واقع تصویب و اجرای چنین برنامه ای می تواند به کاهش معضل بیابان زایی که سرزمین ها را بشدت تهدید می کند ، بینجامد. عرصه های کشور به گونه ای است که بنا بر برآوردها در هر ثانیه یک هکتار به سمت بیابانی شدن می رویم . به گونه ای که به 2میلیون هکتار از اراضی کشاورزی کشور سالیانه 17میلیارد تومان خسارت وارد می شود. مقابله با چنین بحرانی به اعتبارات کافی باتوجه ویژه در سطح ملی و تحول در روشهای عملی مقابله با بیابان زدایی نیاز دارد. کما این که اگر بخواهیم طی 12سال در 366هزار هکتار از اراضی کشور، اقدامات عملی مقابله با بیابانی شدن انجام دهیم ، به طور متوسط سالانه به 7/2 میلیارد تومان اعتبار نیاز خواهیم داشت .

پونه شیرازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها