در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال است که در زندان به سر میبری ؟
حدود دو سال است. از زمانی که هم جرمانم دستگیر شدند من هم شناسایی و دستگیر شدم. هنوز نتوانستم بی گناهی ام را ثابت کنم و در زندان هستم.
قتل چطور اتفاق افتاد؟
من و سه همدست دیگرم مقتول را از قبل میشناختیم. او از دوستان قدیمی پسرخالهام بود. قرار بود پسر خالهام و مقتول با هم تسویه حساب مالی کنند ما مقتول را به محل بردیم، من نمیدانستم قرار است قتلی هم در این میان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه آنها مرد تاجر را کشتند و من هم گرفتار شدم.
چه دشمنیای با مرد تاجر داشتید که او را به قتل رساندید؟
من هیچ دشمنیای با او نداشتم. در واقع پسرخالهام با او اختلاف داشت او میگفت مرد تاجر ملکی را در بالای شهر تهران از او گرفته است که میلیونها تومان ارزش دارد چون نتوانسته بود آن ملک را پس بگیرد قصد تسویه حساب داشت. من هم فکر میکردم آنها میخواهند با هم صحبت کنند. به همین خاطر همراهی کردم.
به نظر نمیرسد متوجه منظور پسر خالهات نشده باشی مگر میشود کسی را برای گفتگو بربایند. زمانی کسی را میربایند که بخواهند بلایی به سر او بیاورند.
نـه ایـن طور نیست ما او را نربودیم. ما به دنبالش رفتیم. پسرخالهام گفته بود با مرد تاجر صحبت کرده و قرار بود من و سه نفر دیگر که به محل رفته بودیم فقط او را سر قرار بیاوریم. ماهم این کار را کردیم.
اگر قصد ربودن نداشتید پس چرا در خانه با مرد تاجر درگیر شدید؟
من درگیر نشدم هم دستانم با او درگیر شدند آنها حتی گازاشکآور هم زده بودند.
محل قرار متعلق به یکی از اقوام تو بود. در مورد اینکه آن روز قرار است کسی را به آنجا ببری با او صحبت کرده بودی؟
قرار نبود ما آنجا برویم قرار بود در یک گاراژ منتظر بمانیم اما در لحظات آخر پسرخالهام محل قرار را عوض کرد و ما مجبور شدیم به جایی که متعلق به یکی از اقوام من بود برویم. چون صاحب ملک آنجا نبود ما وارد شدیم اما بعد از چند ساعت آمد و اعتراض کرد. با این حال دیگر کاری از دستش بر نمیآمد و ما تا پایان ماجرا آنجا بودیم.
در مورد وقوع قتل توضیح بده چطور اتفاق افتاد؟
روز حادثه تا شب در محل بودیم. پسرخالهام گفت که نتوانسته با او به توافق برسد به همین خاطر هم قرار شد او را آزاد کنیم داشتیم مرد تاجر را سوار ماشین میکردیم تا به خانهاش ببریم که یکی از همدستانم گفت باید او را بکشیم چون اگر مرد تاجر آزاد شود به پلیس خبر میدهد و هر آنچه اتفاق افتاده است را میگوید و ما باید سالها در زندان بمانیم. آنها مرد تاجر را از ماشین پیاده کرده و به او شلیک کردند. من هم که میترسیدم چیزی بگویم سکوت کردم.
اما تو در مرحله تحقیقات اعتراف کردی دو تیر شلیک کردی و توضیح دادی که دیگران هم تیر شلیک کردهاند چطور مدعی هستی هیچ تیری شلیک نکردی؟
اعترافات من در حالت عادی نبود من در آن زمان به دلیل اعتیادی که داشتم تحت فشار بودم به همین خاطر هم اعتراف کردم اما هیچ کدام از گفتههایم واقعیت نداشت.
چرا با پسرخالهات همکاری کردی؟
من در آن زمان به لحاظ جسمی،روحی و مالی به شدت مشکل داشتم. به دلیل اعتیاد شدیدی که داشتم وضعیت روحی ام هم آشفته بود خانوادهام از شرایطی که من داشتم ناراحت بودند. وضعیت مالی بدی هم داشتم فکر میکردم اگر بتوانم کمکش کنم او هم به من کمک میکند و همه چیز تغییر میکند. اما همه چیز برعکس شد.
تو که مدعی هستی قصد قتل نداشتی و در برابر عمل انجام شده قرار گرفتی پس چرا بعد از قتل ماموران را خبر نکردی؟
اگر به پلیس خبر میدادم حتما خودم هم دستگیر میشدم و زندگیام تباه میشد به همین خاطر هم سکوت کردم. پسرخالهام میدانست که من در چه شرایط اسفباری هستم و به همین خاطر هم مرا دخیل در این قتل کرد و در واقع از من سوءاستفاده کرد.
جسد را چه کردید؟
درون چاهی انداختیم و متواری شدیم البته بعد از کشته شدن مرد تاجر او را دفن کردیم اما فردای آن روز خبر رسید که پای جسد بیرون آمده است من هم به اتفاق یکی از آشنایانم به محل رفتیم جسد را بیرون آوردیم و آن را در چاهی انداختیم.
از زندگی خصوصیات بگو. خانوادهات درباره کاری که کردهای چه میگویند؟
آنها به شدت ناراحت و مضطرب هستند. من امیدوارم که بتوانم از اولیای دم رضایت بگیرم چون نمیتوانم در دادگاه ادعایم را ثابت کنم و تنها راهم گرفتن رضایت از اولیای دم است. من با اشتباهی که کردم باعث شدم تا خانوادهام دچار ناراحتی و عذاب شوند و به همین خاطر از آنها عذرخواهی میکنم . البته آنها تا به حال در این باره از من شکایتی نکردند اما میدانم چقدر باعث ناراحتیشان شدهام.
آخرینحرف؟
مرد تاجر هیچ بدی به من نکرده بود و من گول حرفهای پسرخالهام را خوردم و به خاطر این کار هم باید تاوان سنگینی پس دهم. از اولیای دم تقاضای بخشش دارم و از خداوند مهربان میخواهم من را یاری کند تا اشتباهات گذشته را جبران کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: