این روزها 3 فیلم تازه راهی پرده‌ سینماهای ایران شده‌است

عاشق شدن در میان ابرها

اکران نوروزی سینماهای ایران هفته گذشته به پایان رسید. فیلم اخراجی‌ها (2) با فروش چند میلیاردی‌اش جایش را به فیلم کلبه (مهدی کرم‌پور) داد. «در میان ابرها »(روح‌الله حجازی) جای آخرین ساخته بهرام بیضایی «وقتی همه خوابیم» با حواشی ریز و درشتش و استقبال دو گانه تماشاگران با این اثر را گرفت و «پا تو زمین نذار» اثر ایرج قادری به جای کار متفاوت و خوب «بیست» عبدالرضا کاهانی اکران شد.
کد خبر: ۲۵۷۲۶۹

روح‌الله حجازی شاید نام معروفی در سینمای ایران نباشد اما این فیلمساز 29 ساله و جوان، این روزها اولین فیلم بلند خود را روی پرده سینماها دارد. او از شاگردان شیوه فیلمسازی مجید مجیدی است. پس تعجبی ندارد که فیلمش ساختاری شاعرانه داشته باشد که دارد. یکی از نقاط با ارزش این کار موسیقی متن فراموش نشدنی سپیده عبدالوهاب است که خیلی خوب روی صحنه‌های فیلم نشسته است.

قصه فیلم شباهت‌های آشکاری با فیلم تحسین شده جوزپه تورناتوره (مالنا) دارد. اما فیلم «مالنا» شاید در حد تعریف روایت داستانی‌اش مشابه فیلم در میان ابرها باشد. ملک، نوجوان یتیمی - که نقش او را یونس غزالی ایفا می‌کند- همراه گروهی از بچه‌های هم سن‌وسال خود به کار حمل‌ونقل چمدان و اثاثیه زائرانی که از زیارتگاه‌های عراق به ایران باز می‌گردند اشتغال دارد. یکی از این زائران فارسی زبان به نام نورا (الناز شاکردوست) با رفت و آمدهای مکرر خود بین دو شهر مرزی به عنوان دلال و کارچاق کن برای اعراب دیگر، توجه ملک را به خود جلب می‌کند. پس از آن که ملک یکی از مشکلات حمل و نقلی نورا را حل می‌کند، نورا او را در یکی دیگر از عملیات غیرقانونی خود درگیر می‌کند. جایی که ملک 16 ساله به نورا، زنی که چندین سال از او بزرگ‌تر است دل می‌بازد.

در میان ابرها سال گذشته در جشنواره فجر به عنوان بهترین فیلم اول یک کارگردان مورد توجه قرار گرفت. فیلم حجازی از آن گونه فیلم‌های کم خرج و پرکیفیتی است که در این مدت مورد توجه شدید جشنواره‌های سینمایی جهان بوده است.ندا میری یکی از منتقدان سختگیر سینمای ما درباره فیلم حجازی می‌نویسد: در میان ابرها همان اول کار، گوشی را به دستمان می‌دهد که با ماجراهایی عاشقانه طرفیم. آن هم از نوع تخیل و رویا، به تکامل و تعالی و معرفت رسیدن با عشق. که اگر این‌گونه باشد که چه عیشی پیش روست. اما هرچه پیش می‌رویم، قاب‌ها از شور و حال عشق و شیطنت‌های عاشقانه تهی‌تر می‌شوند و آنچه می‌ماند تنها کلوزآپ‌های عجیب و غریب مدرن است و البته تکراری و از مد افتاده! با چاشنی ناز و اداهای دم دستی و عشوه و کرشمه‌های بدون خریدار این روزها. متاسفانه «در میان ابرها» نه تنها با استفاده‌های مکرر از کادر‌ها و نما‌های خاص و عمدتا غریب، هیچ جذابیت بصری برای مخاطبش تدارک نمی‌بیند، بلکه این امکان را هم ندارد که بیننده اش را با یک داستان ساده درگیر کند.

اما فیلم دیگری که به دوره جدید اکران سینمای ایران درآمده اولین اثر بلند سینمایی جواد افشار است؛ آن هم در ژانر وحشت. انگار این روزها ترساندن تماشاگران راحت‌تر از خنداندن آنهاست چرا که بعد از سیل عظیم فیلم‌های کمدی (و اغلب سطحی) که ساخته می‌شد و البته خوب هم می‌فروخت حالا 2 فیلم ترسناک ایرانی روی پرده‌های سینماست. اگر به پرفروش ترین آثار این 2  3 سال اخیر سینمای ایران نگاه کنید می‌بینید حداقل 2 فیلم در بالای جدول پرفروش‌ها، کمدی است. کار جواد افشار به نام «کلبه» قبل از اکران و زمان فیلمبرداری‌اش با نام «در میان مردگان» معروف بود، اما زمان اکران نام فیلم عوض شد. داستان کلبه درباره 4 دانشجو است که برای انجام تحقیقشان به یک غسالخانه در جنگل‌های شمال می‌روند، اما شب اتفاق‌هایی برای آنها می‌افتد که قرار است شما را بترساند که انگار بد هم نترسانده چرا که در همان 5 روز اول اکران، فیلم حدود 13 میلیون تومان فروش داشته است. این موضوع را وقتی بگذارید کنار روزهای انتخابات و شور و حال آن و همچنین تبلیغات زیادی که نامزدها انجام داده‌اند، می‌بینید که فیلم جواد افشار به نسبت خوب می‌فروشد. قضیه‌ای که حبیب اسماعیلی تهیه‌کننده فیلم «پا تو زمین نذار» زیاد به آن اعتقادی ندارد. او معتقد است وقتی فیلمی خوب تبلیغ شود تماشاگر دارد و هیچ ربطی به زمان انتخابات و یا زمان دیگری ندارد برای همین بر خلاف دیگر تهیه‌کننده‌های فیلم‌های اکران شده، او از زمان اکران فیلم ایرج قادری زیاد دلخور نیست.

اسماعیلی که خودش یکی از بازیگران مطرح دهه قبل بوده و این روزها کمتر فیلم بازی می‌کند به مهر گفته: «من به تقسیم‌بندی زمان اکران و تماشاگر اعتقادی ندارم. این تقسیم‌بندی‌ها ما را محدود کرده است. تجربه نشان داده با یک برنامه‌ریزی درست می‌شود در هر فصلی تماشاگر را به سالن‌های سینما آورد.»

ایرج قادری مثل سال‌ها پیش دوباره روی دور افتاده است و فیلم می‌سازد. ولی این سال‌ها نشان داده که علاوه بر کارگردانی هنوز دغدغه و وسوسه بازی هم دارد، چرا که فیلمنامه‌هایی برای کار انتخاب می‌کند که سن و سال کاراکتر اصلی‌اش به او بخورد تا بتواند به حضورش در جلوی دوربین ادامه دهد.

قادری پس از «محاکمه» که در آن ایفاگر نقش نخست بود، مصمم بود که فیلمنامه‌ای از تهمینه میلانی با نام «عاشق‌کشی» را جلوی دوربین ببرد. فیلمی که نقش اول آن عاقله مردی 60 یا 65 ساله بود که درگیر عشقی ناخواسته می‌شود. این فیلم در حالی‌که می‌رفت وارد مرحله جدی تولید شود، متوقف شد و قادری اعلام کرد که آن را نمی‌سازد. پس از آن خبر رسید که او فیلمنامه‌ای از سیروس تسلیمی با عنوان «پا تو زمین نذار» را در دست گرفته و به این ترتیب چهلمین اثرش را می‌خواهد کارگردانی کند. این‌که چطور شد تا قادری فیلمنامه «پا تو زمین نذار» را برای کار انتخاب کند، از زبان سیروس تسلیمی این چنین روایت می‌شود: «طرح این فیلمنامه متعلق به 2 سال پیش است فکر کنم سال 84 بود که طرح این کار را نوشتم و پس از آن شروع به نگارش فیلمنامه کردم. این فیلم فضای خاصی دارد، زمانی که پروژه عاشق‌کشی به نتیجه نرسید، آقای قادری که از قصه فیلمنامه «پا تو زمین نذار» با اطلاع بودند، با من تماس گرفتند و پیشنهاد ساخت فیلم را دادند، از آنجایی‌که کاراکتر اصلی فیلم هم‌سن‌وسال خود قادری بود، حس کردم او بهترین گزینه برای تولید این فیلم خواهد بود. بر همین اساس فیلمنامه را برای ساخت به وی واگذار کردم.»

کامل‌ترین تعریفی که می‌توان از قصه فیلم پیدا کرد در حرف‌های تسلیمی مشخص است: قصه این فیلم لایه‌های مختلفی دارد و به نوعی به نقد قدرت و نقش تقدیر و سرنوشت در زندگی انسان‌ها می‌پردازد، این‌که اگر دنیای قدرت هم باشی تقدیر و سرنوشت می‌تواند آن را به راحتی از تو بگیرد. مضمون فیلم حول این موضوع است و براساس همین محتوا نام «پا تو زمین نذار» برای این فیلم انتخاب شده است. البته ما هم مثل شما زیاد از قصه فیلم به روایت فیلمنامه نویسش چیزی سر در نیاوردیم.

«وحید اسلامی» منتقد سینما در مورد فیلم کمی عصبانی است، آنقدر که به خبرنگار فارس می‌گوید: «نمی‌دانم چرا مساله بازنشستگی در سینمای ایران وجود ندارد و کارگردانان به گل نشسته، سعی دارند همچنان فعالیت کرده و مفاهیم مورد نظر خود را مشابه‌سازی کنند.

فیلم «پا تو زمین نذار» تکرار دغدغه‌های همیشگی ایرج قادری است، ملودرامی تراژیک با محور حادثه، که این بار می‌خواهد کمی حرف اجتماعی نیز بزند.بسیاری از فیلمسازان، هنگام نگارش فیلمنامه، به موضوعاتی توجه می‌کنند که خود آنها را در معرض دید همگان قرار دهد یعنی داستانی برای خود و در این مسیر همه چیز فیلم فدای شخصیت نامتعارف محوری می‌شود. «پا تو زمین نذار» از این گونه است، یعنی همه چیز در خدمت نمایش ایرج قادری قرار گرفته است.

عصبانیت وحید اسلامی فقط متوجه کارگردانی قادری نیست او به نوع بازی او هم نقد دارد. «چه خوب شد که برخی از بازیگران گذشته سینمای ایران بار دیگر روی پرده رفتند تا این تصور که مخاطبان سینمای ایران سال‌ها در حسرت دیدن آنها بوده‌اند مرتفع شود! شاید این حضور به توخالی بودن جریان‌های گذشته صحه گذارد.»

بنفشه صابری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها