در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلیها خیلی حرفها میزنند. میگویند رای بدهیم که چه بشود؟ مگر خوانده میشود و اگر خوانده شود مگر تاثیری هم دارد؟ اما این خیلیها نمیدانند اگر من و تو غایب بزرگ صندوقهای رای باشیم دقیقا به همان شیوهای رفتار کردهایم که دشمنان مان میخواهند. دشمنان این مردم و این سرزمین. چه داخلی و چه خارجی. یک جورهایی انگار دشمن شاد شدهایم! حتی اگر خوانده نشود که محال است باید من و تو آن جا باشیم و رای بدهیم تا بگوییم به همه که نگاه کنید ما حواسمان هست. به همه چیز حواس مان هست و بیداریم. باید من و تو رای بدهیم تا بگوییم که میخواهیم تاثیرگذار باشیم. میخواهیم خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم و حتی اگر یک زمانی این تصمیم اشتباه بود پای آن بایستیم. همین جوریها است که یک ملت شکل میگیرد. همین جوریها است که یک ملت، ملت میشود.
حداقل، دستکماش را که بخواهیم حساب کنیم بیش از 2500 سال، از شکلگیری مفهومی به نام ایران میگذرد. پدران و نیاکان ما این خاک را به امانت نزد ما گذاشتهاند. برای این که ذرهای از این خاک از دست نرود از همه چیزشان گذشتهاند. خون دل خوردهاند. رنج کشیدهاند و اشک ریختهاند. حالا نمیشود که ما همین جوری شانههایمان را بالا بیندازیم و بیتفاوت از کنار سرنوشت کشورمان بگذریم. نمیشود بیخیال باشیم و هیچ به نسلهایی فکر نکنیم که از پس ما میآیند. آن نسلها بچههای من و تو هستند و آن بچهها اگر امروز بیتفاوت باشیم، فردا ما را برای همین بیتفاوتی زیر سوال میبرند. مواخذه و نفرین میکنند. مسوولیت را احساس کنید. با تمام وجود احساس کنید. این اولین شرط بزرگ شدن است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: