در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او فارغالتحصیل مقطع لیسانس دانشکده هنرهای زیبا و دانشآموخته فوقلیسانس دانشگاه هنر است و از 3 سال پیش تاکنون، مشغول تحصیل در رشته فیلولوژی (با گرایش تئاتر) در دانشگاه ملی تاجیکستان است. فعالیتهایش در حوزه تئاتر را از سال 1372 با نمایشنامهنویسی، کارگردانی و نقد تئاتر آغاز کرد و یک سال بعد از آن اولین نوشتهاش (گمشده) را کارگردانی نمود.
از همین دوران با ورود به گروه تئاتر حمید سمندریان فعالیتهای حرفهایاش را دنبال کرد و چند اجرای کارگاهی، «خواستگاری»، «10 دقیقه در ایستگاه قطار»، «خرس» و... حاصل این دوران است. «پیش از انتظار» نمایش دیگری است که برای شرکت در جشنواره فجر کار کرد و تا سال 84 «سیبزمینی بیچاره» (به زبان انگلیسی) و «قطار بعدی» را با بازی پریزاد سیف، بهروز بقایی و الهام پاوهنژاد کارگردانی نمود.
«هالما و رینا» سال 85 و «چاه» سال 86 آخرین نمایشهایی بودند که این کارگردان جوان آنها را در تئاتر شهر روی صحنه برد، اما در کنار همه این فعالیتها حسینزاده در حال حاضر و پس از 2 دوره عضویت در هیات مدیره کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و عضویت در هیات مدیره کانون بینالمللی منتقدان تئاتر جهان بیشتر به عنوان یک منتقد فعال بین المللی برای اهالی تئاتر شناخته شده است.
کار شما در حوزه نقد تئاتر و فعالیتهایتان به عنوان یک منتقد ظاهرا با انتخابتان در هیات مدیره کانون بینالمللی منتقدان تئاتر (I.A.T.C) وارد مرحله جدیتری شده است. لطف میکنید ماجرای انتخاب و چگونگی قرار گرفتنتان در میان اعضای هیات مدیره کانون جهانی را از ابتدا برایمان توضیح بدهید؟
خب، کانون منتقدان جهان هر 2 سال یک بار برای تعیین هیات مدیره جدید، انتخابات برگزار میکند. از میان 52 کشور، عضو کانون هر کشوری میتواند نمایندهای را برای شرکت در انتخابات هیات مدیره معرفی کند، ضمن این که در این انتخابات هر کشوری تنها یک حق رای دارد. سال گذشته این گردهمایی در بلغارستان (صوفیا) انجام شد و خب نمایندگانی که شرایط اولیه نامزد شدن را داشتند، میتوانستند در آن شرکت کنند. ما در سفری که به یونان و بلغارستان رفته بودیم، از موضوع مطلع شدیم و پیش از آن هم اصلا خبر نداشتیم که قرار است انتخاباتی صورت بگیرد. اتفاقا پیش از گردهمایی، یان هربرت (رئیس وقت کانون جهانی منتقدان تئاتر) پیشنهاد حضور ایران در میان کاندیداها را هم مطرح کرد و ما گفتیم که اصلا از چنین برنامهای باخبر نبودهایم. بنابراین متوجه شدیم ایران جزو کشورهایی است که شرایط شرکت در انتخابات و تعیین نماینده را دارد. سفر ما پیش از برگزاری انتخابات به پایان میرسید، اما اعضای هیات مدیره کانون ملی منتقدان تئاتر ایران (مهرداد رایانی، نصرالله قادری و محمدحسین ناصربخت) به اتفاق تصمیم گرفتیم یک نفر از میان ما در صوفیا بماند و در انتخابات نامزد شود. بنابراین پس از بازگشت اعضای هیات مدیره به ایران در عین حال که اصلا امیدی به انتخاب نداشتیم من در صوفیا ماندم و...
پیش از اعلام حضور شما در انتخابات، آیا اعضا با شما یا کارهایتان در ایران آشنایی داشتند؟
بله، من در سمیناری که همزمان با مراسم و گردهمایی و اهدای جایزه تئاتر اروپا برگزار شد، یک سخنرانی داشتم که مورد استقبال هم قرار گرفت و امسال در کتاب ویژهای به مناسبت سیزدهمین جایزه تئاتر اروپا به چاپ رسید. روز انتخابات هم پیش از معرفی کاندیداها، هرکس باید در مورد وضعیت تئاتر کشورش و کانون ملی منتقدان تئاتر آن کشور صحبت میکرد. من در این فرصت اندک خیلی سعی کردم که بیشتر بر جنبههای مثبت تئاتر کشورمان متمرکز شوم و آنچه مطرح کردم و خیلی تاثیرگذار بود، این بود که در پایان صحبتهایم گفتم ما 10 سال است عضو کانون بینالمللی منتقدان جهان هستیم و فکر میکنم آنقدر تجربه به دست آوردهایم که همه ما بتوانیم به شما کمک کنیم و هم شما به ما!
و خب، به هر حال آنها تحت تاثیر قرار رفتند و در انتخابات، ایران رای آورد و من به عنوان نماینده ایران به عنوان یکی از 11 عضو هیات مدیره کانون جهانی منتقدان تئاتر انتخاب شدم.
نمایندگان چه کشورهای دیگری در این انتخابات رای آوردند؟
در میان 11 عضو منتخب، نمایندگانی از کشورهای آمریکا، کانادا، پرتغال، لهستان، بلغارستان، انگلیس، ایتالیا و ... همراه با ایران حضور دارند.
سمینار بینالمللی نقد تئاتری که چند ماه پیش از این گردهمایی در تهران برگزار شد هم میتواند در انتخاب شما تاثیرگذار بوده باشد؟
حتما! ببینید یونچئول کیم (رئیس فعلی هیات مدیره) و یان هربرت (رئیس پیشین هیات مدیره) این مساله را زیاد مطرح کردند که در ایران در سمیناری شرکت کردهاند که نشانگر هویت مستقل منتقدان ایرانی بوده است. آنها گفتند در ایران با منتقدان زیادی آشنا شدهاند و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتهاند و تئاتر ما را معرفی کردند. آنها از حضورشان در سمینار ایران خیلی تعریف کردند. این مسلما روی قضاوت و رای دیگران در مورد ایران و تئاتر ما خیلی تاثیر گذاشت.
انتخاب شما در هیات مدیره کانونهای منتقدان تئاتر چقدر میتواند به نفع تئاتر ایران باشد؟
اجازه بدهید اول این را بگویم که تنها جایی که از این مساله در آن هیچ استقبالی نشد، تئاتر ایران بود. بدون اغراق میگویم که انتخاب یک نماینده از ایران و نه انتخاب من خیلی بر روی تفکر منتقدان و هنرمندان تئاتر بسیاری از کشورها تاثیر گذاشت. چون کانون منتقدان جهان صددرصد یک کانون بینالمللی است. وقتی که 52 کشور عضو این کانون باشند، یعنی اینکه کانون تقریبا شامل تمام کشورهای جهان میشود و روی تئاتر همه کشورها تأثیر مستقیم میگذارد. در صوفیا (پایتخت بلغارستان) و بعد از این انتخابات 2 اتفاق مهم مطرح شد که شهردار این شهر هم درخصوص آنها صحبت کرد و گفت: یکی از اتفاقات مهمی که امسال در کانون منتقدان افتاد این بود که یک آسیایی رئیس کانون ملی منتقدان شد (یون چئول کیم) و اتفاق دوم اینکه یک نفر از ایران وارد هیات مدیره شد. این برای آنها خیلی اهمیت داشت و آن را بارها و بارها مطرح کردند. برای خیلیها واقعا مهم بود که ایران هم در کنار نام کشورهای دارای تئاتر پیشرفته قرار گرفت. الان با این که ایران همیشه در حوزه نقد تئاتر فعال بوده، در مدت یک سال اخیر بیشتر مطرح شده و از آن نام برده میشود.
طی این مدت چقدر سعی کردهاید که از شرایط به وجود آمده در جهت ارتباط تئاتر ایران با تئاتر جهان استفاده کنید؟
من در این مدت تلاش کردهام تا آنجا که امکان دارد امتیازاتی را برای تئاتر ایران و منتقدان ایران بگیرم. البته امکاناتی که میشود در این فرصت کم گرفت خیلی زیاد و وسیع نیستند. ولی بستری فراهم شده تا امکاناتی را برای منتقدان ایران فراهم کنم، یا اگر قرار باشد انتخابی از میان منتقدان ایرانی صورت بگیرد سعی کردهام کمک کنم که یکی از این انتخابها از ایران باشد، در همین مدت چند منتقد از ایران برای شرکت در سمینار یا ارائه مقاله در کشورهای کانادا، لهستان، رومانی انتخاب شدهاند.
علاوه بر این ممکن است که نام من هرگز در کانون جهانی باقی نماند اما نام ایران همیشه باقی خواهد ماند. ضمن اینکه یکی از وظایف اعضای هیات مدیره کانون جهانی ارائه گزارشهای ماهیانه از وضعیت نقد و تئاتر در کشورهایشان است و این گزارشها مسلما به تئاتر کشورها کمک زیادی میکند. گزارشی که من هر ماه برای هیات مدیره ارسال میکنم، شامل فعالیتهای منتقدان تئاتر، نقدهای مطبوعاتی، جلسات حضوری نقد، چاپ کتابها و مقالات است. در نتیجه تئاتر جهان بهطور مداوم حالا در ارتباط با مسائل تئاتر ایران است و اکنوه ایران به عنوان یکی از کشورهای فعال در حوزه نقد برای آنها شناخته شده است. این نهایت کاری است که من انجام دادهام و اگر دوستان با من همکاری میکردند و اطلاعاتی در اختیار من میگذاشتند یا فرصتی برای مطرح کردن طرحها و افکار و مشورت بین ما وجود داشت، مسلما بهتر میشد از این موقعیت استفاده کرد.
در اخبار خوانده و شنیده میشود تئاتر آسیا و جریان نقد تئاتر همواره در حوزه شناخت، بررسی و حرکت آن پیشرو است، اما چندان در حوزه برنامه کانون جهانی فعال نیست...
تئاتر آسیا در حال حاضر 2 نماینده در کانون جهانی دارد. ما قرار است جایزه تئاتر آسیا و مراسم و انتخاب آن را هم بزودی از طریق کانون برنامهریزی و برگزار کنیم. به این ترتیب مسلما قدم جدیتری در حوزه تئاتر در آسیا نیز برداشته خواهد شد. هدف کانون جهانی واقعا گسترش حوزه نقد در تمام جهان است.
شما به واسطه حضور در کانون جهانی و حتی پیش از آن در چندین جشنواره بینالمللی تئاتر نیز حضور داشتهاید. با توجه به این تجربیات چگونه میتوان جشنواره تئاتر فجر را با جشنوارههای بینالمللی مقایسه کرد؟ جشنواره تئاتر فجر چقدر به استانداردهای یک جشنواره بینالمللی نزدیک است؟ آیا اصلا به این استانداردها رسیده است؟
در این خصوص یک مقدار جای شک و شبهه وجود دارد. به دلیل اینکه ما توانایی انتخاب بهترین آثار جهان و دعوت آنها به جشنواره را نداریم. به دلیل محدودیتهایی که داریم، به دلیل موقعیت فرهنگیمان این اتفاق نمیتواند روی بدهد. در نتیجه ما معمولا کارهایی را به جشنواره دعوت میکنیم که میتوان گفت از سرناچاری است. یعنی میخواهیم یک جشنواره بینالمللی داشته باشیم، پس باید کارهایی را از دیگر کشورها به این جشنواره دعوت کنیم. پس بناچار کارهایی را دعوت میکنیم. حالا این که این آثار چقدر دارای کیفیت و ارزش مطلوب هستند، تقریبا کمتر مطرح است، تا جایی که من در این چند سال دیدهایم 90 درصد آثار خارجی شرکت کننده در جشنواره تئاتر فجر از بدترین و بیارزشترین کارهای جهانی بودهاند. در نتیجه ما از طریق جشنواره بینالمللی تئاتر خودمان نمیتوانیم بفهمیم که واقعا در تئاتر جهان چه میگذرد. چنین چیزی امکان ندارد. به هر حال این عنوان بهتر از هیچ است. در مجموع وجود این عنوان در کنار جشنواره فجر با همه کاستیها پسندیده است و امیدوارم در آینده اتفاقی بیفتد که شرایط و کیفیت آن نیز بهتر و مطلوبتر بشود.
من فکر میکنم بخشی از جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به اجرای نمایشهای خارجی اختصاص دارد و در بخشهای دیگری مثل برگزاری همایشها، سمینارها و کارگاههای آموزشی میتوان ضعفهای احتمالی دیگر حوزهها را جبران کرد.
به نظر من، یکی از بهترین بخشهای هر جشنواره بینالمللی، کارگاهها و کلاسهای آموزشی است که در کنار آن برگزار میشود. اینها بهترین شیوه برای بینالمللی کردن تئاتر ایران هستند. اگر ما ورک شاپهای بازیگری، کارگردانی، نقد و نمایشنامهنویسی را با دعوت از اساتید بزرگ تئاتر جهان برگزار کنیم، اینها میتوانند بهترین بخشهای جشنوارهمان باشند؛ یا مثلا جلسات بحث و گفتگو مسلما اینها خیلی خوب و مثبت هستند. چون به هر حال ما در بخش دعوت از گروههای نمایشی موفق نبودهایم. پس بهتر است که بیشترین انرژیمان را روی بخش جنبی بگذاریم و به رویکردهای تعاملی و آموزشی نزدیکتر بشویم. در این صورت و در نتیجه تعامل و تبادل نظرها و افکار آنها بیشتر با ما و فرهنگ تئاتریمان آشنا میشوند و هم ما چیزهای بیشتری در مورد آنها خواهیم داشت؛ در این صورت یک ارتباط جهانی موثر و مطلوب شکل خواهد گرفت.
کانون بینالمللی منتقدان تئاتر به مراسم بزرگ تئاتری و از جمله جایزه تئاتر اروپا و جشنوارههای دیگر دنیا اعتبار و مشروعیت بیشتری میدهد. آیا میتوان از این امتیاز در کنار جشنواره تئاتر فجر هم استفاده کرد؟ مثلا اینکه منتقدان جهان هم این جشنواره بینالمللی را ببیند؛ در آن حضور داشته باشند یا تایید کنند؟
کانون ملی منتقدان تئاتر ایران که همیشه در کنار داوران جشنواره تئاتر فجر یک هیات داوری مجزا داشته و خودش به صورت مستقل بهترینهای هر سال را انتخاب میکند، جشنی را برگزار میکند و به طور ویژه به برگزیدگان بخشهای مختلف جوایزی میدهد. اما اتفاق دیگری هم در جلسه گذشته هیات مدیره کانون بینالمللی منتقدان تئاتر رخ داد. در آخرین جلسهای که با دوستان داشتیم پیشنهادی را به اعضا دادم که کانون جهانی نمایندگی از میان اعضای کانون را به جشنوارههای معتبر بینالمللی به عنوان یک هیات داوری اعزام کند و در واقع گزینش و جایزه معتبری از طرف کانون جهانی به بهترینهای این جشنوارهها اهدا کند. این پیشنهاد خیلی مورد استقبال قرار گرفت و اصلا اعضا پیشنهاد کردند که این اتفاق از خود ایران آغاز شود. نظر جمع این بود که یک هیات داوری متشکل از 2 نفر از اعضای کانون ملی کشور برگزار کننده جشنواره و 3 نفر از اعضا و منتقدان کشورهای دیگر، همه آثار را ببینند، ارزیابی کنند و جایزه ویژهای را از طرف منتقدان تئاتر جهان به برگزیدگان اهدا کنند. اگر این اتفاق در کنار جشنواره بینالمللی تئاتر فجر بیفتد مسلما اعتبار جهانی آن را بالاتر از قبل میبرد و هم اینکه در شناساندن تئاتر ایران و اتفاقاتی که در جشنواره ما میافتد موثر است. به نظر من این اتفاق، اگر برای اولین بار در ایران صورت بگیرد و هر ساله تکرار شود، اتفاق خیلی خیلی بزرگی است.
البته این را هم باید در نظر بگیریم که جایزهای که یک نفر از کانون بینالمللی منتقدان جهان میگیرد، حتما اعتبار جهانی خواهد داشت، ضمن اینکه در همه جای دنیا معتبرترین و مهمترین برگزیدگان رویدادهای هنری را منتقدان آن حوزه از هنر انتخاب میکنند.
در کنار این موضوعات فکر میکنم جریان تئاتر ایران علاوه بر این که در دیگر حوزههای بینالمللی ارتباط موثر و پیگیری با تئاتر جهان ندارد، در زمینه رابطه با کانون جهانی منتقدان هم زیاد موفق نبوده است.
یکی از دلایل چنین وضعیتی شاید این است که آنها کمتر شانس این را داشتهاند به ایران بیایند. این را هم بگویم که تمام این منتقدان خیلی خیلی مشتاق و کنجکاو هستند که به ایران بیایند و تئاتر و جریان نقد را در ایران از نزدیک ببینند. چندین بار در جلسات خواسته شده که ما در ایران سمیناری برگزار کنیم تا بتوانیم گروهی از منتقدان جهان را به کشورمان دعوت کنیم و آنها بتوانند مستقیما در ارتباط با تئاتر ما قرار بگیرند.
هر چقدر ما تک تک و گهگاه در سمینارهای مختلف جهان شرکت کنیم، باز هم تعداد کمی از آدمها را با تئاترمان آشنا کردهایم و قرار دادهایم. این خیلی فرق میکند با آن که ما نمایندگان کشورها را به ایران دعوت کنیم و آنها مستقیما با تئاتر ما در ارتباط باشند و بتوانند این تئاتر را به سراسر دنیا بشناسانند.
در سفر گذشته و جلسات هیات مدیره کانون در لهستان رئیس کانون و هیات مدیره به طور جدی از ما خواستند ترتیب یک سمینار را در ایران بدهیم. بر همین اساس قرار است هیات مدیره کانون ملی منتقدان تئاتر ایران بزودی با آقای حسین پارسایی رئیس مرکز هنرهای نمایشی در این باره صحبت کنند و امیدواریم با همکاری مرکز، امسال بتوانیم یک سمینار بینالمللی پربار را در حوزه نقد برگزار کنیم.
صحبت از تئاتر ایران و مرکز هنرهای نمایشی به میان آمد ... شما طی سالهای اخیر در چندین جشنواره بینالمللی، مراسم و همایشهای مختلف در کشورهای دیگر شرکت کردهاید. میتوانید این جشنوارهها و مراسم را با جشنواره بینالمللی و بویژه وجهه بینالمللی جشنواره تئاتر فجر در کشورمان مقایسه کنید؟
بسیاری معتقدند جشنواره فجر با استانداردها و کیفیت یک جشنواره بینالمللی فاصله دارد و خود ما هستیم که فکر میکنیم یک جشنواره بینالمللی داریم.
مقایسه؛ جشنواره تئاتر فجر با جشنوارههای معتبر بینالمللی خیلی تفاوت دارد. اصلا به لحاظ ساختاری با جشنوارههای دیگر متفاوت است. اولا اینکه جشنواره تئاتر فجر براساس تاکیدی که در اسم و عنوان آن وجود دارد یک جشنواره هدفمند است و دوم اینکه شیوه برگزاری این جشنواره با جشنوارههای خارجی دیگر کاملا متفاوت است. ما فعالیتهایی را برای این جشنواره آماده میکنیم و سپس به اجرای عمومی درمیآوریم. در صورتی که در جشنوارههایی که من تا به حال در کشورهای دیگر دیدهام کارهای اجراشده در طول سال را منتقدان و داوران دیده و آنها را برای شرکت در جشنواره انتخاب کردهاند.
تا آنجا که من میدانم کانون بینالمللی منتقدان تئاتر جهان، در جریان برگزاری چندین مراسم بزرگ تئاتری و جشنواره معتبر بینالمللی حضور مستقیم دارد. آیا نمیشود چنین رویکرد و همراهیای را بین کانون جهانی و جشنواره بینالمللی فجر ایجاد کرد؟
اتفاقا در جلسه گذشته اعضای هیات مدیره در لهستان، ما در این رابطه به یک جمعبندی تازه رسیدیم. در آخرین جلسهای که حدود یک ماه پیش در لهستان داشتیم، خود من یک پیشنهاد جدید را با اعضاء در میان گذاشتم و آن هم این که کانون جهانی منتقدان تئاتر نمایندگانی را از میان اعضای کانون به جشنوارههای معتبر بینالمللی به عنوان یک هیات داوری اعزام کند و در واقع گزینش و جایزه معتبری از طرف کانون جهانی به بهترینهای این جشنوارهها اهدا نماید. این پیشنهاد خیلی مورد استقبال قرار گرفت و اعضا پیشنهاد کردند این اتفاق از خود ایران آغاز شود.
البته این را هم باید در نظر بگیریم جایزهای که یک نفر از کانون بینالمللی منتقدان جهان میگیرد، حتما اعتبار جهانی خواهد داشت، ضمن این که در همه جای دنیا معتبرترین و مهمترین برگزیدگان رویدادهای هنری را منتقدان آن حوزه از هنر انتخاب میکنند.
چنین رویدادی احتمالا به لحاظ تبلیغاتی هم میتواند به نفع تئاتر ایران و جشنواره بینالمللی تئاتر فجر باشد!
صد درصد. این کار از نظر تبلیغاتی فوقالعاده خواهد بود. به هر حال تبلیغات اهدای چنین جایزهای به صورت گسترده در تمام جهان انجام میگیرد؛ همانطور که اخبار اهدای جایزه تالیا یا جایزه تئاتر اروپا در همه جای دنیا منتشر میشود. این اتفاق در همه جای دنیا خواهد افتاد و این حضور، یک بازتاب بینالمللی در حوزه تئاتر جهانی خواهد داشت.
انجام چنین کاری چقدر برای جشنواره بینالمللی تئاتر فجر هزینه در بر خواهد داشت؟
من فکر میکنم هزینههای این کار آنقدر پایین است که اصلا در مقابل سایر برنامهها زیاد به چشم نیاید. به هر حال در جشنواره فجر ما هر سال حدود دویست، سیصد میهمان خارجی از سراسر دنیا داریم و این که حالا تعداد چند نفر از منتقدان هم به این تعداد اضافه شوند، به نظر من در هزینههای کلی جشنواره تاثیر آنچنانی نخواهد داشت، اما در عوض خیلی به نفع اعتبار جهانی جشنواره می شود، اما همه اینها در پایان به رئیس مرکز هنرهای نمایشی و پذیرش ایشان بستگی دارد.
یک نکته دیگر درباره جشنوارههای بینالمللی ما همواره مطرح بوده و آن هم این که گروهها و کارگردانهای خارجی زیادی تمایل به حضور در جشنوارههایمان را ندارند. فکر میکنید جایزه کانون جهانی میتواند با ایجاد جذابیت در جشنوارهها زمینههای حضور گروههای بیشتر و معتبرتری را در ایران فراهم کند؟
حتما در این زمینه هم تاثیرگذار خواهد بود. اگر ما در فراخوان جشنواره این مساله را مطرح کنیم که هیات مدیره کانون منتقدان تئاتر جهان هم در کنار این جشنواره است و جایزه و انتخاب خاص خودش را دارد، مسلما این قضیه به اعتبار جشنواره و استقبال گروههای خارجی دامن خواهد زد. در این صورت برای گروهها، یک جایزه معتبر جهانی مهم است که محدود به یک جشنواره و یک کشور نیست، اما در عین حال که بینالمللی است نام ایران هم در کنار آن قرار میگیرد. بنابراین اعلام این خبر هم تاثیر مثبت جهانی را برای تئاتر ما و جشنواره بینالمللی فجر به دنبال میآورد.
اگر قرار باشد از میان حوزههای متفاوت فعالیتتان نقدنویسی، نمایشنامهنویسی، کارگردانی و تدریس یکی را به عنوان اصلیترین حوزه مورد علاقهتان انتخاب کنید، این انتخاب کدامست؟
در حقیقت من فکر میکنم چون عشق به تئاتر دارم چه در حوزه کارگردانی، چه در زمینه نمایشنامهنویسی و نقد کارم را در گستره تئاتر انجام دادهام. بنابراین این 3 حوزه تفاوت زیادی برایم ندارند؛ مهم این است که من کارم را دست انجام بدهم. مساله نقد مقداری حساستر است. چون در نقدنویسی یک منتقد روی مرزی حرکت میکند که ممکن است فرو افتادن یا پیشرفتش بشود. از اینرو که اگر یک منتقد کارش را درست انجام ندهد، هم باعث سقوط خودش شده و هم باعث سقوط تئاتری که درخصوص آن نقد را انجام داده است. از طرف دیگر، یک نقد نادرست، صاحب نقد را در مواجهه با بدبینی جامعه تئاتر هم قرار میدهد. هر چند به طور کلی من معتقدم که منتقدان در میان هنرمندان وجهه خوبی ندارند، اما به هر حال آن وجه صادق و انسانی هر هنرمندی در مقابل یک انتقاد درست و منطقی واکنش مثبت نشان میدهد.
نقد به نظر من برای پیشرفت فرهنگ تئاتر یک مملکت واقعی با اهمیت است و ما به همان اندازه که داریم روی تئاترمان کار میکنیم، به همان اندازه باید روی منتقدان تئاترمان کار کنیم. یک تئاتر هرگز پیشرفت نخواهد کرد مگر اینکه منتقدان درستی در آن جامعه باشد. این مساله در هر حوزه دیگری هم صادق است، چه در زمینه سیاست چه در حوزههای دیگر اجتماعی و...
در هر زمینه هنری و غیر هنری هر مقولهای با وجود منتقدان آن پیشرفت میکند و در غیر این صورت محال است که بتوانیم وجوه مثبت و منفی آن را بشناسیم. ما باید منتقدان خوبی را تربیت کنیم.
به نظر خودتان شما توانستهاید که با رعایت این موارد منتقد خوبی در حوزه تئاتر باشید؟
نمیدانم که آیا توانستهام منتقد خوبی باشم یا نه! اما تمام تلاشم را کردهام! سعی کردم که هرگز با دیدگاه شخصی به هیچ تئاتری نگاه نکنم. سلایقم را زیاد در نقدهایم دخالت ندهم. پیرو نقد ساختاری و اصولی هستم و دوست دارم کمک کننده باشم، نه کوبنده و تخریبکننده یا تشویق کننده افراطی! وجوه مثبت و منفی کار را آن طور که هست و وجود دارد میبینم. حالا اینکه چقدر موفق بودهام یا نه؛ نمیدانم.
فکر میکنم آخرین نمایشی که روی صحنه بردید چاه بود که موفقیتهایی هم در اجرای عمومی و حتی در اجرای چند روزه طرابزون ترکیه به دست آورد...
ما «چاه» را سال 86 روی صحنه بردیم که برداشت آزادی از «جای خالی سلوچ» استاد محمود دولتآبادی بود. این تجربه برای گروهها تجربه تقریبا موفقی بود و در بخش مرور برگزیدگان جشنواره فجر هم انتخاب شد و بعد یکی از منتقدان و رئیس طرابوزون آمد و این کار را دید و برای اجرای عمومی در این شهر آن را به ترکیه دعوت کرد. نمایش در ترکیه خیلی مورد استقبال قرار گرفت. نقدهای خیلی خوبی روی نمایش نوشتند و من واقعا تصور چنین استقبالی را هم نمیکردم. حتی هنوز که هنوز است مطبوعات ترکیه درخصوص این نمایش و اجرای آن در طرابوزون مینویسند و بارها و بارها خواندهام که نوشتهاند: یک کارگردان زن ایرانی نمایشی را با 2 بازیگر به ترکیه آورد و با حداقل امکانات اجرا کرد که معجزه آفرین بود.
بعد از روی صحنه بردن نمایش چاه دیگر تصمیم نگرفتید، نمایش تازهای را کارگردانی کنید؟
امسال میخواهم نمایش فاوست را کار کنم که برداشتی شخصی از فاوست گوته و دکتر فاستوس کریستوفرمارلو است. در نمایشنامهای که من نوشتهام اما هیچ یک از این متن را هم نمیتوان به طور مستقل مورد توجه قرار داد، ولی نشانههایی از هر دو متن در آن وجود دارد و در مجموع متن حاصل ایده و طرح خودم است و کاملا میتوان گفت که شخصی است و با اعتقادات خودم همخوانی دارد. در نمایشنامه من فاوست به دلیل زیاده خواهی و برای کشف حقیقت زندگی روح خودش را به شیطان میفروشد و در پی کشف حقیقت است، تا اینکه در آخرین سفر به زنی به نام مارگریت برخورد میکند و عشق را مییابد و تحول عظیمی در زندگی او صورت میگیرد. فاوست در این داستان از طریق عشق زمینی به عشق الهی میرسد و در واقع پیش از مرگ رستگار شده است. من حدود 3 سال پیش به مناسبت روز فلسفه این متن را در فرهنگسرای نیاوران نمایشنامه خوانی کردم و سعید پورصمیمی و پریزاد صیف زحمت خوانش متن را به عهده داشتند. بعد متن را برای اجرا دلیل به جشنواره بیست و ششم ارائه کردم که در مسابقه بینالملل انتخاب شد، ولی به دلیل مشکلاتی که برای بازیگرانم پیش آمد نتوانستیم اینکار را انجام دهیم. به هر حال امیدوارم که امسال بتوانم برای آن نوبت اجرا بگیرم.
کار پیش تولید و آماده سازی گروه و تمرین نمایش را انجام دادهاید...
بله. تا اندازهای انجام شده و انتخابها صورت گرفته است. ما حتی تا مرحله تمرین هم پیش رفتهایم و تمریناتمان هم به نتیجه رسید؛ اما متاسفانه نتوانستیم خودمان را به مرحله بازبینی برسانیم. در این نمایش آقای سعید پورصمیمی نقش فاوست و خانم پریزاد صیف نقش مفیستو، مارگریت و چند نفر دیگر را بازی میکنند. اما امکان داردکه نقشهایی را هم جدا کنیم و به کسان دیگری بدهیم و خانم صیف فقط مفیستو را بازی کنند. تصمیم صددرصد درباره این موضوعات منوط به این است که زمان اجرا تعیین شود.
آیسان نوروزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: