تلویزیون و انتخابات

قانون اساسی، رادیو و تلویزیون را در چارچوب حاکمیت تعریف کرده است. نبود شبکه‌های خصوصی نظیر آنچه در حوزه رسانه‌های مکتوب نظیر کتاب، مجله، روزنامه و نظایر آنها وجود دارد، از همان آغاز تصویب این قانون را چالش برانگیز کرده است.
کد خبر: ۲۵۶۶۳۰

این مجادله و مباحث، در سال‌های اخیر با گسترش منابع اطلاعاتی و رسانه‌ای مانند اینترنت یا ماهواره‌ها و گسترش و شکاف میان گروه‌ها و طبقات مختلف از نظر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدت و عمق بیشتری یافته است.

پرجلوه‌ترین چنین وضعیتی را باید در زمان انتخابات، بویژه انتخابات ریاست‌جمهوری دانست.

در این بحث رسانه‌ تلویزیون مطمع نظر است و اگر بخواهیم موضوع را از این زاویه بنگریم که اساسا تاثیرپذیری تماشاگران از داده‌های سیاسی تلویزیون چگونه است. انتخابات ریاست‌جمهوری را محک و زمینه مطلوبی برای تحلیل و کندوکاو این مقوله می‌توان تلقی کرد.

می‌دانیم چنین انتخاباتی اول رویدادی ویژه قلمداد می‌شود، بدین معنا که تکرارناپذیر و کاملا قطعی است. در چنین فضایی، توده‌های وسیعی از مردم و نامزدهای انتخاباتی در معرض حجم وسیعی از ارتباطات سیاسی، قرار می‌گیرند. امکانی که پژوهشگران را نیز قادر می‌سازد، متغیرهای مختلف از جمله میزان رای به احزاب و دیدگاه‌های گوناگون را مورد توجه قرار دهند و بنگرند که چگونه رای‌دهندگان به پیشنهادهای سیاسی، پاسخ می‌دهند. افزون بر این، این وضعیت مجال خوبی است برای درستی یا کژی، نظریه‌‌های گوناگون درباره تاثیرپذیری بینندگان از داده‌های سیاسی رسانه‌ها.

انحصاری بودن تلویزیون مسوولیت سنگینی را متوجه مدیران و سیاستگذاران آن می‌کند و از آنجایی که در زیر چتر رسانه ملی تعریف می‌شود، ناگزیر از آن است به هنگام انعکاس مواضع و تحلیل رویدادهای سیاسی، از جمله درباره انتخابات ریاست جمهوری، مشی مستقل و واقع‌گرایانه‌ای را اتخاذ کند.

تلویزیون از همان آغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی، پیرامون نحوه تعامل با انتخابات ریاست جمهوری، اوج و فرودهایی داشته است.

از اولین انتخابات ریاست‌جمهوری که بگذریم در مقاطع بعد تا پایان دوره ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی،‌ به علت شرایط خاص کشور و همدلی و وحدت عمیق‌تر جریان و گروه‌های سیاسی، تلویزیون نقش کمتری برای انجام رسالت و مسوولیت اطلاع‌رسانی یا تبلیغاتی‌اش در این زمینه داشت. پس از آن، وسعت یافتن اختلاف‌نظرات و دیدگاه‌های احزاب و شبکه‌های سیاسی که در رقابت نفس‌گیر و تنگاتنگ خاتمی و ناطق‌نوری‌ خودنمایی می‌کرد، تلویزیون را در ایفای وظیفه ذاتی، سیاسی اصلی خویش با سختی‌هایی روبه‌رو کرد. وضعیتی که بعد از اتمام مدت ریاست جمهوری خاتمی، همچنان ادامه یافت و اینک، به گونه و در سطوح دیگر و متفاوت‌تری جلوه‌گری می‌کند.

با نگاهی گذرا به شیوه تعامل تلویزیون جمهوری اسلامی ایران،‌ با انتخابات ریاست جمهوری، درمی‌یابیم این رسانه از هر دوره و مقطع کوشیده نسبت به گذشته بر دامنه تولیداتش با اهداف شناختی یا تبلیغی، بیفزاید. این رویکرد به جهت فضای خاصی که در انتخابات دهم قرار داریم شکل وسیع و پیچیده‌تری به خود گرفته است.

از هفته‌ها پیش تمامی شبکه‌های تلویزیونی به تهیه برنامه‌های گوناگونی دست یازیده‌اند و تلاش داشته و دارند با ساختاری متفاوت در مرحله اول به تبیین انتخابات از فلسفه و جایگاه ریاست جمهوری در قانون اساسی گرفته تا اهمیت و تاثیرگذاری آرا و نظایر آنها بپردازند. پس از آن، با نزدیک شدن به انتخابات، گرایش تبلیغی آنها بیشتر شده است. این گونه تولیدات می‌کوشند با هدف قرار دادن تماشاگران از طبقات و گروه‌های مختلف آنها را تشویق به رای دادن و حضور فعالانه در پای صندوق انتخابات نمایند.

برای انقلابی که اساس مشروعیت‌اش را ارزش‌ها و تعالیم دینی و فقهی می‌داند و بر مردم‌سالاری دینی تاکید می‌نماید، در انتخابات‌هایی همچون ریاست جمهوری یکی از اصلی‌ترین مسوولیت‌های تلویزیون، کوشش برای جلب مشارکت انبوه‌تر توده‌های مردم جهت حضور در این واقعه ملی است. پرسشی که در این میان قابلیت طرح را دارد این است که آیا تولیدات و برنامه‌هایی از آن نوع که برشمردیم، توان لازم را دارند که چنین غایتی را محقق گردانند.

واقعیت آن است که به علت آمیختگی نظام ما با ارزش‌های دینی از یک سو و از طرف دیگر ارزش‌های سیاسی، شماری از افراد جامعه هستند که بیشتر انگیزه‌های دینی و تعبدی، به پای صندوق‌های رای می‌روند، آنان برای این منظور تعصب عمیقی داشته، احساس تکلیف شرعی می‌کنند. تماشا یا عدم دیدن این گونه برنامه‌ها تاثیر چندانی در این عزم و حضور آنها ندارد و آنها به هر صورت، در پای صندوق‌های رای حضور خواهند یافت.

گروه دیگر هستند که آمدنشان به مراکز اخذ رای، بیشتر با اهداف سیاسی صورت می‌پذیرد. چنین افرادی معمولا از آن گونه معرفتی بهره‌مندند که از موقعیت و جایگاه خویش به عنوان رای‌دهنده مطلع باشند یا بدانند می‌توانند در سرنوشت کشور موثر و راهگشا باشند.

تلویزیون در این انتخابات نسبت به گذشته گامی به جلو برداشته است و آن طراحی مناظره کاندیداها با یکدیگر است. این شیوه تبلیغی، اگر چه در کشورهای توسعه یافته و لیبرالیستی، رواج داشته، لیکن در کشور ما برای نخستین بار است که اتفاق می‌افتد.

این تمهید از جنبه‌های گوناگون برای بینندگان جذاب خواهد بود. یکی آن که توانمندی و ایده‌پردازی هر یک از نامزدها به هنگام بحث رودر‌‌رو و فروغ بیشتری خواهد یافت و دیگر آن که، در این موقعیت، به ابعاد و نکاتی دیگر پرداخته خواهد شد که در شیوه مونولوگ و یا دیالوگ با کارشناسان این مجال فراهم نمی‌گردد.

اگر قرار بر این باشد، از طریق تلویزیون امکانی برای حضور وسیع‌تر مردم به صندوق‌های آرا ایجاد گردد همین شیوه می‌تواند موثر و جذاب‌ترین روش برای عینیت یافتن این هدف باشد.

تردیدی نیست به تحقق کامل‌تر این اصل زمانی ممکن خواهد بود که به موازات تمهیداتی که تلویزیون برای انعکاس مطلوب‌تر دیدگاه‌های نامزدهای انتخاباتی اتخاذ می کند، کاندیداها، نیز نظرات‌شان حاوی تحلیل و راه‌حل‌هایی باشد که برای‌ آنها که می‌شنوند و می‌بینند، امیدبخش و جذاب جلوه کند. به سخنی دیگر در چنین مجال و شیوه‌ای که گفتگو به صورت رودرو صورت می‌گیرد و یا به اشکالی دیگر به انعکاس مستقیم نظرات کاندیداها می‌پردازد اگر آنان به طرح مسائل و مواضعی بپردازند که نتوانند اعتماد تماشاگر را جلب کنند، از اثرگذاری تلاش‌های تلویزیون برای جذب مشارکت سیاسی بیشتر مردم، در انتخابات ریاست جمهوری خواهد کاست.

از جهت نظریه‌پردازی پیرامون تولیدات رسانه مضامین گاه براساس نیازهای مخاطب است که شکل می‌گیرد و گاه در چارچوب مصلحت بینی ایشان در این ارتباط می‌توان مدلی دیگر را نیز ارائه داد که به هنگام صورت دهی به مضمون تولید کالاهای رسانه‌ای به هر‌‌دوی آنها توجه دارد.

ساخت برنامه اگر از موضع مصلحت برای تماشاگر بدون قاعده و اصولی مشخص و در نظر گرفتن تحولات انسانی و رسانه‌ای نظیر بالا رفتن آگاهی‌ها و کثرت منابع اطلاعاتی و خبری انجام گیرد، حاصلی جز گسست و کاهش پیوند ایشان با رسانه نخواهد داشت. این وضعیت در تلویزیون به هنگام وقایع مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری نمود بیشتری می‌یابد در چنین شرایطی اگر طراحی شیوه و سیاست‌های انتخاباتی به گونه‌ای پیش رود که این شائبه را پیش آورد که تلویزیون نزدیکی و همگامی بیشتری با جریان خاص سیاسی و یا کاندیدایی مشخص دارد، با توجه به همان ویژگی‌هایی که بر شمردیم سریع به چشم می‌آید و زمینه عکس‌العمل و تنش‌های شدیدی را به وجود خواهد آورد.

از منظری دیگر باید دانست در این‌گونه موقعیت‌ها تماشاگر کاندیدای مورد نظر خویش را نه از برنامه‌های تلویزیون بلکه از طریق منابع دیگری که برایش مورد اعتمادتر است گزینش خواهد کرد. در این میان تلویزیون بیشتر در پی‌نشان دادن دقیق‌تر شخصیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کاندیداها و تلاش برای ایجاد شور انتخاباتی با بهره گرفتن از شیوه متقاعدسازی مخاطب خواهد بود.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها