در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوران تحصیل در آن دبیرستان شبانه روزی، از بهترین دوره های زندگی علمی ام بشمار می رود. یاد آن دوران که افتادم یک "غم شیرین" در دلم نشست که تا رسیدن به پاسارگاد و آرامگاه کوروش، گاه باعث شور و نشاطم می شد و گاه افسرده ام می ساخت.
هنگامی که وارد منطقه و محوطه ی تاریخی پاسارگاد شدیم آفتاب فارس در آمده بود و آسمان بالای شهر شیراز و اطرافش، تخت جمشید، صاف و آبی بود. در دل به خود می گفتم که اگر بمیرم دلم برای آسمان شیراز و پاسارگاد و آسمان زادگاهم تنگ می شود!
محوطه ی تاریخی پاسارگاد که نخستین پایتخت هخامنشیان بوده است شامل آٍٍثار اولیه ی دوران هخامنشی، آرامگاه کوروش، کاخ های بار عام، کاخ اختصاصی، باغ های سلطنتی و آتشکده است. چند اثر دوره ی اسلامی از سده های هفتم وهشتم هجری قمری مانند پرستشگاه و مسجد نیز در این محوطه و مجموعه قرار دارد.
نزدیک آرامگاه به خط سیاه روی شیشه ای روشن خوابیده بر سنگ سفید، نوشته اند که "کوروش بزرگ به سال 550 قبل از میلاد، دولت ایرانی هخامنشی را بنیان نهاد و پاسارگاد را به عنوان اولین پایتخت خود انتخاب کرد، دشتی بود پهناور و خرم که از رود پلوار سیراب می شد...".
در ایران باستان، ایرانیان، خدای بزرگ، شاه خردگرا و سرزمین حاصلخیز را سه وجه "قدرت برتر" می دانسته اند. خدای بزرگ به عنوان خاستگاه مرجعیت دینی، شاه خردگرا به عنوان نماینده ی قدرت سیاسی و نظامی و سرزمین به عنوان باروری و منبع اقتصاد و کشاورزی.
این سه، موجب و موجد دولت و تمدن ایران پیش از اسلام به ویژه دوره ی کوروش بنیانگذار سلسله ی هخامنشیان بوده و"هگل" فیلسوف آلمانی، ایرانیان را "نخستین قوم تاریخی" و ایران زمین را "نخستین دولت شاهنشاهی" دانسته است. به اعتقاد او تاریخ جهانی با بنیادگذاری نخستین دولت در ایران باستان آغاز می شود.
به باور اندیشمندان و محققان علم سیاست مانند "کلاریس هرنشمیت"، قدرت دولت و پادشاه در ایران عصر هخامنشی اگر چه قدرتی مطلق بود اما "خودکامه" به معنای اصطلاحی و امروزی آن، نبود.
او با اشاره به سخن هگل در باره ی شیوه ی درست دولت و فرمانروایی ایرانیان باستان، اثبات کرده است که چیره شدن پارسیان بر اقوام گوناگون، با احترام به ویژگی های آنان (مانند رسوم، آداب، زبان، تاریخ و دین) توام و همراه بوده است.
به گفته ی هرنشمیت، در نظر پارسیان هیچ چیزی به اندازه ی اجرای اصول قانونی ، خرد و قانونمداری، جذاب نبوده است. رفتار پادشاهان هخامنشی به ویژه کوروش، کمبوجیه و داریوش، حتا در "قلمرو دیانت" توام با آزادی، دادگری و برابری بود. پذیرش رسوم و آیین های مصری و بابلی توسط این سه تن، بیشتر از آن که امری دینی باشد تدبیری سیاسی و عقلانی بود.
"ژان شاردن" محقق و سفرنامه نویس فرانسوی نیز فرمانروایی در ایران باستان را قانونی، دادگرانه و توام با آزادی و برابری می داند. مهم تر آن که صدها سال پیش از هگل ، هرنشمیت و شاردن، فیلسوفان و تاریخ نویسان یونان باستان مانند گزنفون و افلاطون، نظام حکومتی ایران را حکومتی قانونی و برای تامین مصالح مردم، معرفی کرده اند.
گزنفون، شاگرد سقراط، که از هواداران نظام سیاسی ایران باستان بود با سفر به ایران و بررسی نقطه های قوت شیوه ی فرمانروایی در میهنمان، رساله هایی در باره ی نظام سیاسی هخامنشیان نوشت که کتابی با عنوان "آموزش کوروش" از آن جمله است.
گزنفون در این کتاب ، گفت وگویی را میان کوروش و مادرش در باره ی دادگری و قانون نقل می کند. او می نویسد که مادر کوروش خطاب به فرزندش گفته است: در پارس، دادگری را برابری حقوق می دانند. پدر تو نخستین کسی است که فرمان داد تا "دولت" فرمان براند. محدوده دولت و قدرت، هوس نیست قانون است.
گزنفون در جای دیگری از رساله ی خود، یادآور می شود که در پارس هخامنشی، تصمیمات مهم در "شورای ریش سفیدان" گرفته می شد و پادشاه تابع رایزنی های آن شورا بود. افلاطون هم در رساله ی "قوانین"، فرمانروایی کوروش و داریوش بزرگ را "نظام شاهی ناظر بر تامین مصالح مردم" دانسته و آن را از "نوع مطلوب حکومت شاهی" معرفی کرده است.
تاریخ گواهی می دهد که ایران باستان کانون مهم "نوآوری فرهنگی و پیشرفت فن آوری به ویژه در عرصه ی کشاورزی" بوده است و به همین دلیل هخامنشیان توانستند شاهنشاهی وسیعی از لیبی تا آسیای میانه و از دریای اژه تا شمال غربی هند ایجاد کنند.
به جز عصر زرین فرهنگ ایران (سده های سوم تا ششم هجری)، متاسفانه جایگاه ایران در دوره ی اسلامی بخصوص از یورش مغولان تا پایان دوره ی قاجار، از عظمت به انحطاط تنزل پیدا کرد.
"میرزا فتحعلی آخوندزاده" از رهبران فکری جنبش مشروطیت، مهم ترین نویسنده ی دوره ی قاجار است که انحطاط ایران زمان خود را با وضع ایران باستان مقایسه کرده و نقطه های قوت سامان باستانی و شیوه ی فرمانروایی آن را همچون نوری در برابر ظلمت ایران زمان خویش، دانسته است.
او در "مکتوبات کمال الدوله" صفحه ی 30 می نویسد: ای ایران! کو آن شوکت و سعادت تو که در عهد کیومرث و جمشید و کوروش و گشتاسب و انوشیروان و خسروپرویز می بود و آن گونه شوکت و سعادت نسبت به حالت حالیه ایران مانند نور است در مقابل ظلمت.
آخوندزاده در توضیحات خود تنها به برخی از وجوه سامان ایران باستان اشاره می کند، "زیرا قواعد سلطنت فرس(پارس ها) بسیار زیاد می بود و برای هر امری فارسیان قاعده مقرره، می داشتند" ( همان ص 33).
او تمایز نور ایران باستان و ظلمت ایران عصر قاجار را به ویژه در اجرای قانون در ایران باستان و بی قانونی در دوره های اخیر می داند و تاکید می کند که در ایران باستان هیچ امری بدون قانون برقرار نمی شد تا جایی که "اگر کسی گناهکار می شد، از نزدیکان پادشاه، احدی قادر بر شفاعت نمی بود" و اگر کسی " در منفعت ملت و مملکت مصدر خدمتی می شد، اجر مقرر می گردید" . (مکتوبات ص 32).
با این توضیحات ، این نکته آشکار می شود که در زمان حاضر مجموعه ی پاسارگاد و آرامگاه کوروش سند ارزشمند اثبات کننده ی وجود، حیثیت، هویت و تاریخ ما ایرانیان است اما متاسفانه دولت نهم نسبت به حفظ این سند بی توجه بوده و در قبال هشدار کارشناسان حفظ آثار باستانی بی اعتنا و بی تفاوت است.
بسیاری از کارشناسان، روزنامه نگاران، اصلاح طلبان و ملی گرایان، مخالف آبگیری سد سیوند از رود پلوار در نزدیکی پاسارگاد بودند و دلیل روشن آنها، "بالارفتن رطوبت در طول زمان و رسیدن آسیب جدی به آثار تاریخی و باستانی" به ویژه آرامگاه کوروش بود.
آنان بارها هشدار دادند که افزایش رطوبت اثرات غیرقابل جبرانی بر آثار سنگی پاسارگاد که از جنس سنگ های آهکی و جذب کننده ی رطوبت هستند، می گذارد اما مسوولان دولتی، دلایل کارشناسان را غیرعلمی دانستند و سد سیوند در فروردین 1386 با حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری آبگیری شد.
بعد از گذشت دو سال اگر شما هم مثل ما در سفر نوروزی تان به پیشگاه کوروش و به کنار آرامگاه او می رفتید متوجه می شدید که رطوبت خاک در اطراف آرامگاه به حدی است که این رطوبت به تمام سنگ های اطراف نیز رسیده است.
مساله ی مهم و تاسف بار این است که اکنون هیچ کس هیچ کاری نمی کند. از پاسارگاد تا تهران به مدت 12 ساعت به این نکته فکر کردم که چرا در جامعه و کشور ما "زبان گویا هست اما گوش شنوا نیست".
حسن سلامی
روزنامه نگار و دانشجوی دکترا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: