از کودکی همیشه خاطرات جاودانی با آدمی میماند و کودکی و نوجوانی ما که در حوادث مهم ایران گذشت خاطراتی بیشمار با خود دارد. این خاطرات با رادیو هم پیوند خورد، و و از خاطرات ازلی من شده است.
پس از انقلاب بود که رادیو را شناختم،پیش از ظهرها برنامه خانواده، شبها برنامه صفای دل که با این بیت آغاز میشد.
« ای دوست، در این جهان هستی/ خود را برهان زخودپرستی.... »
و سیمای فرزانگان و ...
یادم میآید که در موشک باران بروجرد به زحمت موج شبکه استانی را مییافتیم و با هشدار رادیو به پناهگاه میرفتیم. یادم هست که خبر پیروزیها را از رادیو میشنیدیم و میبالیدیم و سرشار از غرور میشدیم. شبها شهر خاموش بود و گوشمان به صدای رادیو و صدای شلیک ضد هوایی و احیانا بمباران و موشکباران....
بعدتر رادیوی دو موجیAIWA را از برادرم گرفته بودم تادر پادگان شفیع خانی اندیمشک و ارتفاعات «شیخ محمد» و «دربندی خان» و... به صدای صمیمی آن گوش بسپارم...
***
سالها گذشت، دست تقدیر من را به همان خانه جادویی آورد. همیشه فکر میکردم اگر در رادیو باشم، چگونه بهتر و موثرتر بنویسم، تا آنگاه که دکتر محمدرضا ترکی، عبدالجبار کاکایی، خانم نیکو گفتار و مرا و چند نفر دیگر را به تحریریه رادیو دعوت کرد و چنین شد که در رادیو ماندگار شدیم.
***
رادیو حالا برای خود صاحب جشنواره شده کلی شبکههای ریز و درشت پیدا کرده است، رادیویی که به آن عشق میورزیم و علاقه داریم.
امسال دهمین جشنواره بینالمللی رادیو برگزار میشود و این رسانه در پوستاندازیهای خود کاملا مدرن شده ور رویکردی به آینده دارد، به نظرم یکایک ما لازم است در حد توان به این رسانه کمک کنیم تا بیشتر شناخته شود وحجم گسترده ای که درآن است بیشتر دیده شود.
جشنواره امسال وجههای علمی و جدی دارد و مباحث آن برای یکایک برنامهسازان قابل استفاده است، امیدوارم که در فصل تازه جشنواره سرشار از شگفتنها و سرودنها باشد و به رودخانه با شکوه صدا، طنینی تازه ببخشد.
یدالله گودرزی - مسوول روابط عمومیجشنواره بینالمللی رادیو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم