در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همان دادسرا با توجه به شگردی که حسن فریب آن را خورده، بدون تحقیق کاملا مشخص میشود سارق، توریست نبوده بلکه یک تبهکار ایرانی است که با تسلط به زبان خارجی توانسته دست به این دزدی ماهرانه بزند. این نوع سرقتها به اصطلاح کفزنی نامیده میشود و این روزها شیوع و رواج یافته است. بهگونهای که از ابتدای سال جاری تاکنون پلیس آگاهی حدود 10 متهم را که با این شگرد مرتکب جرم میشدند دستگیر کرده و با اعترافات این افراد مشخص شده هریک از آنان چندین و چند فقره دزدی انجام داده است. کفزنها آن طور که در فرهنگ توصیفی علوم جنایی آمده دستهای از سارقان هستند که با مهارتی خاص از بستههای اسکناس در مقابل دید صاحب آن و بدون اینکه او متوجه شود چند قطعه را برمیدارند. شگرد آنها برای برداشتن پول از بستهها به دو صورت است. برخی در زمان سرقت چند اسکناس برمیدارند و به تعداد آن اسکناسهای دیگر را تا میکنند تا کم شدن حجم بسته مشخص نشود. گروهی دیگر بعد از شمردن پول در مقابل شخص هنگام تحویل دادن به سرعت چند قطعه که اغلب 4 یا 5 برگ است از لای آنها بیرون میکشند و به همدستشان که پشتسرشان ایستاده است، میدهند.
هرچند بیشتر کفزنها خودشان را توریست معرفی میکنند، در برخی موارد نیز این دسته از مجرمان نه در پوشش فردی خارجی بلکه به عنوان یک هموطن و به بهانه خرد کردن پول یا امثال آن نقشه خود را پیش میبرند و آنچه سبب میشود این گروه از سارقان بتوانند جرم خود را بارها و بارها تکرار کنند و به اصطلاح حقوقی تعدد جرم داشته باشند این است که مالباختگان حتی بعد از فهمیدن ماجرا از طرح شکایت و اطلاع دادن موضوع به پلیس خودداری میکنند چراکه یا معتقد هستند مبلغ سرقت شده آنقدر بالا نیست که برای پیگیری آن وقت صرف کنند یا اینکه تصور میکنند چون مدرک و سرنخی در دست ندارند، نمیتوانند کاری از پیش ببرند، حال آنکه این تصور غلط فقط عرصه را برای دزدان حرفهای باز میگذارد.
«جمشید - ن» یکی از سارقانی است که بتازگی دستگیر شده است. او درباره شگردش میگوید: من به زبان عربی تسلط داشتم و به بهانه دیدن اسکناسهای ایرانی دزدیهایم را انجام میدادم. من اینطور وانمود میکردم که میخواهم به بازار بروم و خرید کنم ولی ارزش پولهای ایرانی را نمیدانم به این ترتیب طعمهام اسکناسها را نشان و درباره ارزششان توضیح میداد، سپس وقتی خودم آنها را در دست میگرفتم کفزنی میکردم. من اغلب در مقابل بانکها و مراکز تجاری طعمههایم را شکار میکردم چون افرادی که در آن حوالی هستند معمولا پول بیشتری همراه دارند.
این گروه از مجرمان معمولا مرتب به شهرهای مختلف سفر میکنند تا ردی از خود بر جای نگذارند. برخی از آنان نیز پا را فراتر گذاشته و با سفر به کشورهای دیگر نقشههای تبهکارانهشان را دنبال میکنند. بهداد یکی از همین دسته مجرمان است که به 30 فقره سرقت در تهران، مشهد، اردبیل، رودبار و رشت اعتراف کرده و پلیس احتمال میدهد وی جرایم دیگری نیز مرتکب شده باشد. او علاوه بر ایران در 8 کشور دیگر نیز با این شیوه و ترفند دزدیهایی انجام داده است. خودش میگوید: «من به صورت غیرقانونی از ایران خارج میشدم و در مجموع در کشورهای تایلند، مالزی، ژاپن، رومانی، آذربایجان، روسیه، بلغارستان و ترکیه کفزنی کرده و هربار وقتی پول خوبی به دست آورده به ایران برگشتهام.» بهداد درباره چگونگی دستگیریاش میگوید: «آخرین بار وقتی خودم را توریست ترکیهای معرفی کردم، در فلکه صادقیه به بهانه دیدن اسکناسهای رایج ایرانی از مردی 450 هزار تومان ربودم و فرار کردم. همان روز میخواستم یک سرقت دیگر انجام بدهم اما ظاهرا مالباخته بلافاصله قضیه را به پلیس اطلاع داده بود و ماموران گشت وقتی مشخصات مرا از زبان او شنیدند به جستجو در همان حوالی پرداختند هنگام انجام یک دزدی دیگر دستگیرم کردند.»
این دسته از سارقان در حالی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند که نیروی انتظامی درباره ترفندهای آنها هشدارهای زیادی داده است. سرهنگ مهرداد یگانه رئیس پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران میگوید: «این مجرمان معمولا از طایفه فیوج هستند و با تسلطی که به زبانهای خارجی دارند افراد زودباور را فریب میدهند. آنها برای این که خود را توریست معرفی کنند موهایشان را رنگ میکنند و مدعی میشوند پولهای ایرانی را نمیشناسند حال آن که روی اسکناسها و چک پولها ارقام به انگلیسی نیز نوشته شده است. شهروندان اگر با چنین مواردی مواجه شدند باید کاملا هوشیار باشند و در صورت مشاهده موارد مشکوک پلیس را در جریان قرار بدهند.»
علی مکرمی بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه 11 تهران - نیز هشدار میدهد: «افرادی که در خیابان جلوی شهروندان را میگیرند و خود را توریست معرفی میکنند ممکن است کلاهبردار باشند بنابراین مردم نباید از سر دلسوزی به حرفهای آنها گوش بدهند اگر توریستی بخواهد پول خود را به ریال تبدیل کند میتواند به بانک یا صرافی برود. خیابان محلی برای آشنایی با اسکناسهای رایج یا تبدیل کردن پول نیست و مردم به هیچعنوان نباید فریب بخورند. ضمن این که توریستهای قلابی علاوه بر کفزنی از شگرد دیگری هم که به بدل اندازی معروف است، استفاده میکنند.»
بدلاندازی، شگردی است که طبق آن فردی که خودش را توریست خارجی معرفی میکند به بهانه این که پولش تمام شده است طلای بدلی را به جای اصل به طعمهاش میفروشد و میگریزد. یکی از افرادی که به این شیوه مورد سرقت قرار گرفته است در شکایت خود در شعبه هفتم بازپرس دادسرای ناحیه 4 تهران میگوید: «چند روز قبل چک یک میلیون تومانی نقد کردم. بعد از خروج از بانک مردی که ظاهرا خارجی بود جلویم را گرفت و دو زنجیر طلا نشانم داد. از حرفهایش فهمیدم پولهایش تمام شده و برای این که پول بلیت برگشت به کشورش را تهیه کند میخواهد طلاها را بخرم. من اول تمایل به خرید نشان ندادم اما مردی از راه رسید و با دیدن طلاها وارد بحث شد و به من گفت ارزش جواهرات بیشتر از مبلغی است که توریست میخواهد و اگر او پول داشت، خودش زنجیرها را میخرید، بازارگرمی آن مرد مرا وسوسه کرد و بالاخره در حالی که فکر میکردم با این معامله سود زیادی به دست میآورم مبلغ 600 هزار تومان به آن توریست دادم و خوشحال به خانه رفتم اما همسرم به محض این که زنجیرها را دید فهمید بدلی هستند و سرم کلاه گذاشتهاند.»
در این ترفند سرقت، توریستهای قلابی همدستانی دارند که وظیفه بازارگرمی را عهدهدار میشوند و همانند مرد غریبهای که در این پرونده به یکباره از راه رسید، طعمه را برای خرید وسوسه میکنند و فرصت فکر کردن را از او میگیرند. یکی از متهمان که به جرم انجام 3 فقره بدلاندازی دستگیر شده، درباره شگردش میگوید: «من دو همدست داشتم. خودم چون به زبان انگلیسی آشنا بودم نقش توریست را بازی میکردم و جلوی افرادی را که حدس میزدم پول زیادی همراه دارند و از طرفی از طلا و جواهرات اطلاعاتی ندارند میگرفتم و برای فروش طلاهای بدلی اصرار میکردم. سپس دو همدستم یکی بعد از دیگری از راه میرسید. نفر اول به طعمهمان میگفت طلاها بیشتر از قیمتی که تعیین کردهام میارزد، ولی او پول ندارد. نفر دوم هم میگفت حاضر است جواهرات را گرانتر بخرد. در این لحظات در حالی که طعمهمان کاملا فریب خورده بود من به همدستم میگفتم حاضر نیستم طلاها را به او بفروشم چون قبلا پیشنهادش را به نفر اول دادهام. به این ترتیب سوژهمان خوشحال از این که به او وفادار ماندم، سریع پول را میداد و بدلیجات را تحویل میگرفت. ما هم به سرعت فرار میکردیم. ما دزدیهایمان را در مناطقی انجام میدادیم که طلافروشی در آن نزدیکی نباشد و خریدار نتواند جواهرات را به افراد خبره و کارشناس نشان بدهد و مشورت بگیرد.»
سارقانی که چنین دزدیهایی را انجام میدهند بسیار مسلط رفتار و طوری وانمود میکنند که طعمهشان هرگز به آنها مظنون نمیشود. حسن سهرابی بازپرس 7 دادسرای ناحیه رسالت طی هشداری میگوید: اگر فردی را در خیابان دیدید که طلا در دست دارد و میخواست آن را بفروشد حتما شک کنید چون خیابان محل مناسبی برای خرید و فروش نیست و این افراد چه ایرانی باشند چه توریست خیلی راحت میتوانند به یک جواهرفروشی بروند و کالایشان را بفروشند.
این مقام قضایی در ادامه حرفهایش به یک نکته کلیدی اشاره میکند: بسیاری از سرقتها و کلاهبرداریها به خاطر غفلت و سهلانگاری خود مالباختگان انجام میشود و حال آن که رعایت برخی نکات ساده، اما مهم مثل عدم اطمینان به اشخاص ناشناس میتواند شهروندان را از این نوع جرایم دور نگه دارند تا نه از نظر مالی و نه از نظر روانی متضرر نشوند و کار به جایی نرسد که به دستگاه قضایی مراجعه کنند. اگرچه دادسراها به تمامی این شکایتها رسیدگی میکنند و نیروی انتظامی هم میکوشد مجرمان را دستگیر کند ولی بهتر آن است که از همان ابتدا از وقوع این جرایم پیشگیری شود.
علیرضا رحیمی نژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: