گام‌های حرفه‌ای برای ورود به بازار کار (27)‌

چگونگی مقابله با کابوس از دست دادن شغل

شیفتگان کار، چگونه با بیکاری کنار می‌آیند؟ برای کسی که تمام زندگی‌اش به کار می‌گذرد، هیچ چیزی مهم‌تر از کار و مشغله روزمره نیست و هیچ دردی، بدتر از بیکاری و از دست دادن شغل نیست‌. بنابراین شاید بتوانید دنیای غم گرفته و کسالت‌بار کسی را تصور کنید که یکباره بنا به دلایل گوناگونی چون اختلاف با مدیران، تعدیل نیرو در محل خدمت و‌.‌.‌. کار خود را از دست داده و در انتظار تابیدن نور امید به زندگی‌اش است‌. یکی از این افراد که بتازگی شغل خود را در یک شرکت معتبر حسابداری از دست داده است، تجربه بیکاری را این‌گونه توصیف می‌کند: «پشت سر گذاشتن مجموعه‌ای از وقایع دردناک همچون طلاق و از دست دادن عزیزی در آن واحد‌.»در بازار کار دنیای امروز، دلبستگی به کار و وقف تمام انرژی و توان خود برای انجام وظیفه‌ای که به عنوان یک تعهد شغلی به ما محول شده است؛ اگر چه موجبات رضایت کارفرمایان را از بازده کاری ما فراهم می‌کند ؛ اما به هیچ وجه متضمن دوام شغل ما تا ابد نیست‌.
کد خبر: ۲۵۲۵۴۶

ورشکستگی، تعطیلی برخی واحدها و دپارتمان‌های مربوط به مشاغل مختلف، ادغام واحدهای صنفی گوناگون، تعدیل نیرو در بخش‌های غیرفعال و حتی زیانده، کمبود بودجه مراکز استخدامی و‌.‌.‌. همه از جمله عواملی هستند که به بیکاری افراد منجر و سبب تضعیف روحیه آنان می‌شود. بیکاری و ترس از دست دادن شغل فعلی، کابوسی است که شیفتگان کار را در هر روز از زندگی حرفه‌ای‌شان تعقیب می‌کند و شاید برای کسی که جز کار، مونسی ندارد و اعتماد به نفس و ارزش خود را در آن می‌بیند؛ سخت‌ترین ضربه روحی باشد‌. به گفته گیل پورتر استاد رشته مدیریت در دانشکده بازرگانی روتگرز در نیوجرسی، شیفتگان کار بیش از سایر همکاران خود که اعتدال کاری را رعایت می‌کنند در معرض ابتلا به افسردگی هستند و به سختی می‌توانند با محیط خانه یا محیط غیر شغلی خود کنار بیایند‌.

او می‌گوید: این به این خاطر است که نمی‌توانند آن قدرت تمرکز و سختکوشی را که تنها وقف کار خود می‌کردند، به چیز دیگری اختصاص دهند‌.

در اینجا بد نیست به تجربه یکی از مدیران بخش‌های اداری شرکت بیمه‌ای در شیکاگو اشاره کنیم که مدت 6 ماه بیکار شده بود. او می‌گوید مدتی که در خانه بوده همیشه احساس می‌کرده که اهمیت خود را از دست داده است‌. او در محیط کار، وظایف مهم‌تری بر عهده داشت؛ قرار ملاقات با ارباب‌رجوع‌، ارسال گزارش عملکرد به رئیس و نظارت بر کار زیردستان‌.

روزانه 12 ساعت کار می‌کرد و حتی بخشی از کار خود را به خانه می‌آورد‌. اما پس از بیکار شدن، متوجه نوعی پوچی در زندگی خود شد و حس کرد کار در خانه در مقایسه با کار بیرون، پیش پا افتاده و بی‌اهمیت است‌. او می‌گوید: حس می‌کردم هویتم را از دست داده‌ام‌.با این حال او سعی کرد به زندگی و کار روزمره خود در خانه، سر و سامانی بدهد و صبح‌ها را به جستجو برای شغلی دیگر سپری کند‌. صبح‌ها سر ساعت خاصی بیدار می‌شد، لباسی آراسته می‌پوشید و پس از فرستادن بچه‌ها به مدرسه به دفتر کار فرضی خود در خانه مراجعه می‌کرد و با تلفن زدن به کارفرمایان مختلف با آنان قرار ملاقات می‌گذاشت‌. با این حال او همچنان از درون، احساس خلا‡ می‌کرد؛ بنابراین به انجام پروژه‌های مختلف در مابقی زمانی که داشت روی آورد و این پروژه‌ها لزوماً در ارتباط با کارش نبود‌. یک روز برای انجام فعالیت‌های داوطلبانه در مدرسه بچه‌ها حاضر می‌شد؛ روز بعد روی پروژه تقویت زبان اسپانیایی‌اش کار می‌کرد و روز بعدی روی یک نرم‌افزار رایانه‌ای مشغول به کار می‌شد‌. برای افراد شیفته به کار، ایجاد یک برنامه روزانه امری حیاتی است‌. به گفته یکی از روان‌شناسان، افسردگی تنها خطر احتمالی نیست که در کمین این‌گونه افراد نشسته؛ بلکه آنها ممکن است به برخی رفتارهای وسواسی در زمینه‌های مختلف همچون جستجوی کار، تفریح مورد علاقه و‌..‌. روی آورند تا بتوانند آن را جایگزین ضعف روحیه خویش کنند‌. ممکن است تصور شود که پشتکار زیاد در یافتن شغل جدید و نشان دادن وسواس زیاد در این مورد، چیز خوبی است اما همیشه این‌طور نیست؛ چون این‌گونه افراد تنها باعث سلب آسایش از کسانی می‌شوند که به کمک آنها نیاز دارند و به عبارتی دیگر با پیله کردن، همه را کلافه می‌کنند‌. خوشبختانه این دوره‌های معمولاً موقت بیکاری می‌تواند زنگ بیدارباشی برای افراد شیفته کار باشد‌.

حسین عابدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها