با بهرام افشار زاده، مدیر همه‌کاره ورزش ایران

نه زورگو هستم نه انحصارگرا

آچار فرانسه ورزش ایران است، پنداری هر کجای ورزش قرارش دهند، کارایی لازم را از خود بروز می‌دهد و صدالبته لباس دبیری کمیته ملی المپیک را انگاری برای همیشه ایام بر تنش «پرو» کرده‌اند تا او در این مسند، حسابی آسوده‌خاطر باشد و از بالا نبض ورزش را در بعد قهرمانی در دست داشته باشد. بهرام افشارزاده را می‌گوییم که اصالتا از خانواده ژیمناستیک است و با کلی مدارج قهرمانی و سابقه مدیریتی در این رشته و سطوح مدیریتی ورزش که البته در این اواخر نیز مدیریت وزنه‌برداری به آن اضافه شد تا مرد کهنه‌کار ورزش، با خانواده پولاد سرد و بویژه حسین رضازاده دمخورتر از پیش شود امروز در جایگاه دبیری کمیته ملی المپیک پلی زده باشد بین نسل قدیمی‌ها و جدیدی‌های ورزش، بویژه آن که کهنه‌سوار اصفهانی ورزش ما با 3 دوره دبیری کمیته ملی المپیک، امروز در دوره چهارم فعالیت خود در این مسوولیت معتقد است که با دید و تفکری متفاوت‌تر به صحنه بازگشته و درست و حسابی، آدم‌های ورزشی را شناخته است تا برای همین بظاهر حرف‌ها توجه نکرده و با عینک تیزبین خود مغز برنامه‌ها را دیده و به اصطلاح مو را از ماست بکشد. از این حیث کار کردن با افشارزاده سخت است؛ چون علاوه بر آن، مرد همیشه حاضر در پای کار است. به طور معمول از ساعت 5 صبح در محل کارش حاضر است تا همه برنامه‌های کاری را در خلوت صبح و سکوت بامدادی از نظر گذرانده و با انرژی تازه‌ای کارش را شروع کند. با توجه به جلسات متعدد و حضور در برنامه‌های مختلف، فکر می‌کنیم که یک جوان نیز در مسابقه کاری با وی کم می‌آورد و نمی‌تواند همچون او تخته گاز به جلو برود؛ اما برای افشارزاده قضیه فرق می‌کند و گویا هرچه کار زیادتر باشد، شوق و ذوق بیشتری برای کار کردن پیدا می‌کند. بی‌شک برای مردی چون او، دل بریدن از ورزش سخت و جانکاه است، آنچنان‌که وقتی 2 سال از ورزش دور شد، برای خود کمیته پیشکسوتان را راه انداخت تا به نوعی سرش در جایی از ورزش گرم باشد. او وقتی با پیشنهاد سرپرستی فدراسیون وزنه‌برداری مواجه شد، به دعوت کاری محمد علی‌آبادی دست رد نزد تا امروز اعتماد کامل رئیس سازمان و رئیس کمیته ملی المپیک را از هر جهت جلب کرده و من تو من با رئیس حرکت کند. وقتی به افشارزاده می‌گوییم که از نظر منتقدان، وی مدیری انحصارگراست، این مساله را رد می‌کند و می‌گوید: نه مدیری انحصارگرا هستم و نه زورگو. مبنای کار من در مدیریت رفاقت است و برای همین نیز همه نیروهای کمیته ملی المپیک از بازگشتم احساس خوبی دارند. البته قبول دارم که کار کردن با من سخت است؛ اما معتقدم که اگر 24 ساعته نیز برای کار کردن در ورزش وقت بگذاریم، باز هم کار برای انجام دادن هست، بویژه در شرایطی که اهداف بزرگی در ورزش داریم و مردم نیز انتظاراتشان با گذشته اصلا قابل مقایسه نیست. با بهرام افشارزاده، ساعتی به گپ و گفت نشسته‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۲۵۱۴۶۱

پیش از این 3 بار در کمیته ملی المپیک حضور داشتید، آیا فکر می‌کردید یک بار دیگر به عنوان دبیر کل این مرجع تاثیرگذار در ورزش انتخاب شوید؟

پیش از هر چیز باید بگویم اگر خدمتی به ورزش کرده‌ام انجام وظیفه بوده است. انجام وظیفه‌ای که ناشی از احساس دینی است که نسبت به ورزش دارم. اساسا در هر مسوولیتی که قرار داشته‌ام، خودم را در انجام آن ذوب شده دیدم. چون عاشق ورزش هستم، همواره سعی کرده‌ام که کارم را به نحو مطلوب انجام دهم.

در آن اتفاقی که 4 سال و نیم پیش و در جریان انتخابات دوره گذشته کمیته ملی المپیک رخ داد، جامعه ورزش کشور شاهدند که استحقاق من و مهندس‌هاشمی طبا نبود و در واقع طوری برنامه‌ریزی شده بود که ما از کمیته ملی المپیک کنار برویم. به هر صورت اعتقاد دارم در ورزش هیچ‌وقت خوبی‌ها از بین نمی‌روند و فراموش نخواهند شد و خداوند سزای بدی‌ها را هم در همین دنیا می‌دهد. البته این را هم بگویم پس از آن اتفاق مهندس مهرعلیزاده پیشنهاد ریاست فدراسیون ژیمناستیک را به من داد، اما چون فضا را برای کار کردن مناسب نمی‌دیدم از پذیرفتن آن مسوولیت خودداری کردم.

پس از آن جریان، به خاطر عشق به ورزش و این‌که از ورزش کشور جدا نشوم انجمن پیشکسوتان را راه‌اندازی کردم و سعی کردم ارتباطات خود را با جامعه ورزش قطع نکنم. در آنجا هم هر روز از اول وقت تا بعد از ظهر کار می‌کردم و سعی کردم مطالعاتم را در ورزش بیشتر کنم، امیدوار بودم دوباره روزی به کمیته ملی المپیک بازگردم. به هر حال وقتی کسی تجربیات بسیار ارزشمندی در سه دوره فعالیت در کمیته ملی المپیک کسب کند، دوست ندارد گوشه‌ای بنشیند و از این تجارب بهره نگیرد. معتقدم خدا اگر بخواهد کسی را بالا ببرد هیچکس نمی‌تواند جلوی اراده او را بگیرد و برعکس آن نیز صادق است. من همواره خداوند را ناظر بر اعمال خود می‌دانم و هر روز با عشق بیشتری در محل کارم حاضر می‌شوم. الان نیز به‌صورت کامل از صبح زود تا پاسی از شب در خدمت کمیته ملی المپیک هستم.

اساسا رویکرد شما به ورزش در این مقطع چیست، یعنی می‌خواهیم بگوییم افشارزاده با چه رویکرد جدیدی وارد گود شده است که از آن تجربه‌ها برای بهبودی ورزش استفاده کند ؟

امیدوارم در دوره جدید مسوولیتم که یک دوره 4 ساله سنگین، پرمشغله و پرمخاطره خواهد بود بتوانم دینم را نسبت به ورزش مملکتم چه در داخل و چه در خارج از کشور ادا کنم. هر چند این مهم کار ساده‌ای نخواهد بود، اما فضای این کار فراهم است. در حقیقت با حضور مهندس علی آبادی و اعضای هیات اجرایی کمیته ملی المپیک، شرایط کار کردن فراهم است و به شخصه آرامش خاطر دارم. ضمن این‌که روسای فدراسیون‌های ورزشی همگی همکاران صمیمی من هستند و احساس می‌کنم هر مشکلی که در کار پیش بیاید، با برگزاری یک جلسه با آنان برطرف خواهد شد. روی هم رفته اعتقاد دارم در ورزش باید در کنار تجربه، از تخصص‌ها نیز به بهترین شکل بهره گرفت تا با ساماندهی امور ورزش و نظارت درست و اصولی چرخ آن به‌درستی بگردد.

این‌که می‌گویید از صبح خیلی زود ( 5 صبح) در محل کارتان حاضر هستید، باعث این انتقاد از سوی منتقدان شده که این مساله را به روحیه انحصارطلبی افشارزاده نسبت می‌دهند و معتقدند اگر تقسیم کار خوب صورت بگیرد، هیچ زمان نباید نتیجه به این منجر شود که دبیر کل کمیته ملی المپیک از ساعت 5 صبح تا پاسی از شب در محل کارش حاضر باشد. پاسخ شما در این زمینه چیست ؟

سابقه مدیریتی من خلاف این را نشان می‌دهد. من همواره از تمام نیروها استفاده کرده‌ام و به‌هیچ عنوان این‌طور نبوده که انحصارطلب باشم. امروز سرپرستی کاروان‌های اعزامی به المپیک ورزش‌های رزمی و المپیک آسیایی ورزش‌های نوجوانان را به مهدی قدمی و کیومرث هاشمی محول کرده‌ام. شاید اگر انحصارگرا بودم، خودم پیشقراول کاروان‌های اعزامی می‌شدم. از سوی دیگر، من برای کمیته تدارکاتی بازی‌های آسیایی و المپیک حدود 4 ماه برنامه‌ریزی کردم تا چارتی را برای این کمیته تعریف کنم که از تمام نیروها و اساتیدی که می‌توانند مثمر ثمر باشند، استفاده کنم.

احساسم این است که حضور فیزیکی در ورزش بسیار مهم است و مدیر یک مجموعه نباید به‌هیچ‌عنوان از کار خود غافل شود. کار در کمیته ملی المپیک بسیار سنگین است و با چند ساعت کار نمی‌توان به تمام مسائل ورزش پاسخ گفت. به عنوان مثال هم‌اکنون هفته‌ای یک بار جلسات اعضای هیات اجرایی کمیته ملی المپیک را برگزار می‌کنیم. در زمان هاشمی‌طبا هم همین طور کار می‌کردم چه وی حضور داشت یا نه، به صورت تمام وقت در خدمت کمیته ملی المپیک بودم.

برای اثبات این نکته که حضور فیزیکی چقدر در عملکرد یک مدیر می‌تواند تاثیر مثبت بگذارد، کافی است به فدراسیون‌هایی نگاه بیندازید که مدیران آنها تمام وقت هستند. به عنوان مثال فدراسیون بسکتبال به واسطه حضور تمام وقت محمود مشحون بسیار موفق است. معتقدم کار در یکسری فدراسیون‌ها بسیار پیچیده است و برای پیشرفت امور نیازمند تشکیلاتی قوی هستیم. این‌که دیگران چه می‌گویند، مهم نیست، مهم برای من توسعه ورزش است و این‌که درمجموع تجربیات و اعتماد فدراسیون‌ها، مشوق‌هایم برای حضور مداوم در محیط کارم هستند. این را هم ناگفته نگذارم که خلا یا به عبارتی غیبت دبیرکل کمیته ملی المپیک در هر ساعتی می‌تواند ضررهای بسیار زیادی به ورزش کشور بزند.

پرسش اولیه خود را دوباره تکرار می‌کنیم که 3 دوره قبلی فعالیت شما در کمیته ملی المپیک چه تجاربی را به همراه داشته که حال با استفاده از این تجارب بخواهید با رویکردی متفاوت ورزش ایران را چند گام به جلو ببرید؟

در دوره‌های گذشته فضا اینچینن باز و فعالیت‌ها هم در این حد گسترده نبود.از طرفی مردم تا این حد به ورزش علاقه‌مند نبودند و در نتیجه حساسیت‌های کنونی هم وجود نداشت. امروز چندین روزنامه ورزشی داریم و صدا و سیما نیز به صورت گسترده ورزش را پوشش می‌دهد. در انتخابات ادوار گذشته کمیته ملی المپیک، رسانه‌ها حضور چندانی در مجمع کمیته ملی المپیک نداشتند و خیلی راحت مجمع بدون سر و صدا برگزار می‌شد، اما حالا با توجه به تحلیلگران و کارشناسان متعدد و رویکرد جدید رسانه‌ها نسبت به ورزش، کار بسیار سنگین شده است. البته خود من هم اگر رشدی کرده‌ام از دل همین فضای جدید بوده است. اما بر اساس تجربیات گذشته نیک واقفم که ورزشکار جماعت یک شبه آماده حضور در مسابقات نخواهند شد. برای همین نیز امروز همه شاهدند در فاصله 566 روز (زمان انجام مصاحبه) مانده به بازی‌های آسیایی گوانگ جو و سه سال و نیم مانده به المپیک، ستاد تدارکاتی ما بسیار فعال است تا همه‌چیز را هدفمند دنبال کنیم. برای شکل‌گیری این ستاد تلاش شده از افراد متخصص استفاده کنیم و فقط به یک کارشناس و ناظر برای رشته‌های مختلف بسنده نکرده‌ایم.

امروز تحلیلگران زیادی به صورت روزانه گزارش‌های خود را به این کمیته ارائه می‌کنند و به صورت دقیق روند آماده‌سازی تیم‌ها تحت کنترل است.

من درباره مدیریت رضازاده در تیم‌های ملی اظهار نظر کردم و معتقدم جایگاه رضازاده، مدیریت تیم‌های ملی است تا بتواند تجارب خود را به ملی پوشان انتقال دهد....

تجربه دیگر این‌که در 2 سالی که از مدیریت ورزش دور بودم، نگاهم نسبت به مسائل برون‌مرزی بازتر شد، چرا که در این 2 سال افراد را از هر حیث به خوبی شناختم تا طوری برنامه‌ریزی و عمل شود که ضریب اشتباهات مدیریتی بسیار پایین‌ آید. در حال حاضر احساسم این است چیزی در کمیته ملی المپیک و ورزش ایران نیست که از نظرم پنهان بماند. برای همین است که فدراسیون‌ها طرف حسابشان را می‌شناسند واقعیت‌ها را با من در میان می‌گذارند. این باعث خوشحالی است و من نیز تلاش می‌کنم در تعاملی خوب با روسای فدراسیون‌ها کمک حالشان در راه توسعه ورزش باشم. در واقع برای پیشبرد کارها نیروهای انسانی کمیته ملی المپیک و همچنین فدراسیون‌ها را آنالیز می‌کنم. در حال حاضر نیز فضای کمیته ملی المپیک بسیار صمیمی است و به نوعی خانوادگی است و پرسنل کمیته مثل یک پدر مشکلات خود را با من در میان می‌گذارند.

به موضوع ناظران کمیته ملی المپیک اشاره کردید، در المپیک پکن ما از ناظران ضربه جدی خوردیم. به طور مثال ناظر کشتی اطلاعات نادرستی را در اختیار مسوولان قرار می‌داد تا در نهایت آن نتایج ضعیف در پکن رقم بخورد. در بحث ناظران برای این‌که با این قبیل مشکلات مواجه نشویم، چه برنامه‌ای دارید؟

ما کاملا سیستم و چارت ستاد تدارکاتی را عوض کردیم. امروز مسوولیت ستاد تدارکاتی با خود من است و نایب‌رئیس این ستاد، مهرزاد حمیدی رئیس آکادمی ملی المپیک است و این بدین‌خاطر است که خواسته‌ایم تمام امکانات آکادمی ملی المپیک را در اختیار فدراسیون‌های ورزشی بگذاریم تا همه چیز به صورت علمی به اجرا گذاشته شده و روند آماده‌سازی‌ها سیر طبیعی خود را دنبال کند.

این ستاد تدارکاتی شامل هیات رئیسه، دبیر، گروه ارزیابی، تحلیلگران و کمیته‌های برنامه و بودجه، فرهنگی، فنی، پزشکی و سنجش است که این کمیته‌ها بین 7 تا 9 نفر عضو دارند. در کنار این‌ها ممکن است برای یک فدراسیون چندین تحلیلگر را به کار بگیریم تا تمرینات تیم ملی رشته مربوطه را زیر نظر داشته باشند. در کنار آن ستاد تدارکاتی بازی‌های آسیایی و المپیک با فدراسیون‌های مختلف به تناوب تشکیل جلسه می‌دهد و برنامه‌های آنان را مصوب می‌کند و کمیته فنی مسوول تحلیل و نظارت بر کار فدراسیون‌ها خواهد بود. این نگاه تحلیلگر هم یک نگاه سطحی نیست و عمق کار را مورد توجه قرار می‌دهد. تحلیلگران ما نیز کاملا بر کار خود در رشته ورزشی مربوطه اشراف دارند و از زاویه تخصصی به برنامه‌ها می‌نگرند. در حقیقت و با توجه به برنامه‌ریزی صورت گرفته در همه مراحل، تحلیلگر می‌داند آن رشته ورزشی چه وضعیتی دارد.

آیا فکر نمی‌کنید پیش از این کارها، باید نتایج المپیک پکن را به دقت مورد ارزیابی قرار می‌دادید تا با درس گرفتن از تجربه‌های ناموفق و پرهیز از نقاط ضعف، طرحی نو برای موفقیت در المپیک لندن مورد توجه قرار می‌گرفت. به هر حال شما بهتر از ما می‌دانید که این کالبد شکافی مقدم بر هر کاری است ؟

از طرف چند نهاد و همچنین کمیته بررسی نتایج المپیک پکن، این تجزیه و تحلیل صورت گرفته و من به دقت نتایج این بررسی‌ها را مطالعه کرده‌ام.من هم با شما هم عقیده‌ام که از جمله مواردی که باعث ثبت نتیجه ضعیف در پکن شد به ضعف ناظران بر می‌گشت و این‌که کمیته ملی المپیک به دلایلی به فدراسیون‌ها اعتماد صد در صد کرده بود. البته این خیلی خوب است که به عنوان مثال بیش از 50 رئیس فدراسیون به من اعتمادکرده و مرا به‌عنوان دبیر کل کمیته ملی المپیک انتخاب کرده‌اند، اما به‌طور بدیهی و در عین اعتمادی که وجود دارد، نباید چیزی ازدید و نظرمن مخفی بماند.

در هر صورت مطمئن باشید آسیب‌شناسی المپیک پکن صورت گرفته و در برنامه‌ریزی‌ها لحاظ شده است. من در 3 دوره گذشته مشکلات را لمس کرده‌ام و متاسفانه باید بگویم یکی از مشکلات به عدم هماهنگی لازم میان سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک برگشته است. هر زمان که این ارتباط و تعامل در سطح عالی آن وجود داشته، دستاورد ورزش ما با توجه به پتانسیل‌های موجود خوب و قابل قبول بوده است. من هم اعتقاد دارم سازمان تربیت بدنی باید دست کمیته ملی المپیک را در ارتباط با فدراسیون‌ها باز بگذارد. درمجموع با توجه به آسیب‌شناسی صورت گرفته، برنامه‌ریزی‌ها همه حساب شده و منطقی بوده و هیچ تصمیمی نیست که به تصویب هیات اجرایی نرسد.

به هر حال همیشه این بحث نیز در ورزش ما وجود داشته که فدراسیون‌ها به لحاظ کارکرد قهرمانی باید زیر مجموعه مستقیم کمیته ملی المپیک باشند. فکر نمی‌کنید که در حال حاضر و مدیریت واحد مهندس محمد علی‌آبادی در سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک فرصت خوبی برای پیاده کردن این ایده فراهم شده است. بی‌شک این به معنی منفک شدن فدراسیون‌ها از سازمان نیست، بلکه ناظر به این است که آنها در زمینه ورزش قهرمانی به کمیته المپیک پاسخگو باشند تا از تشتت آرا جلوگیری شود. در چنین حالتی سازمان نیز از بالا و به صورت کلان بر برنامه‌ها نظارت خواهد کرد. با این نظر موافقید؟

به نظر من، کمیته ملی المیپک را بایداز این منظر مورد توجه قرار دهند و ورزش قهرمانی را کاملا در اختیار آن گذاشته و ضمن اختصاص بودجه لازم، مسوولیت ورزش قهرمانی را نیز از این کمیته بخواهند. البته تحقق این موضوع زمان می‌خواهد تا ابهامات موجود در ورزش قهرمانی برطرف شود. در مقطع فعلی هم با توجه به این‌که کیومرث‌هاشمی، رئیس مرکز توسعه ورزش قهرمانی سازمان، مشاور هیات اجرایی کمیته ملی المپیک نیز هست، احساس می‌کنم عملا این کار در حال انجام است. جایگاه کمیته المپیک به لحاظ ورزش قهرمانی است و روی این اصل باید فدراسیون‌ها برنامه‌های خود را بطور کامل با این کمیته هماهنگ سازند تا در صورت موفقیت یا عدم موفقیت، مسوول نتایج کسب شده مشخص باشد. منشور المپیک این وظیفه را به کمیته المپیک داده است؛ در بخشی از ماده 32 این منشور آمده است... مسوول اعزام تیم‌ها به بازی‌های المپیک و مسابقاتی که در حیطه اساسنامه است، به‌عهده کمیته المپیک است، بر اساس این ماده کمیته ملی المپیک می‌تواند تیمی را که فدراسیون معرفی کرده به مسابقات اعزام کند یا نه. برای این موضوع، کمیته ملی المپیک باید از ابتدا نظارت دقیق و کامل بر برنامه‌ها داشته باشد. هرچند در زمان مهندس مهرعلیزاده کاملا این اختیارات از کمیته المپیک گرفته شد، اما امیدواریم در آینده این کمیته جایگاه واقعی خود را که ورزش قهرمانی است، پیدا کند.

مدیریت قبلی کمیته المپیک پس از بازی‌های پکن اعلام کرد که کمیته ملی المپیک اختیارات لازم را در روند آماده‌سازی تیم‌ها یا به عبارتی، عزل و نصب مربیان و مسوولان مربوطه نداشته است، شما با این مشکل، چگونه برخورد می‌کنید؟

در جلسه اخیر هیات اجرایی کمیته ملی المپیک مصوب شد که تحلیلگران کار مربیان را به صورت دقیق ارزیابی کنند و اگر در رشته‌ای به یقین رسیدند که مربی مربوط، خوب یا ضعیف عمل کرده است گزارشی را به هیات اجرایی ارائه کنند تا این هیات در تشویق و تنبیه مربی مربوط با اختیار تام عمل کند. به نظر من، باید از این مقطع زمانی و موقعیت پیش آمده برای استقلال کمیته ملی المپیک طبق منشور المپیک استفاده کنیم.

از سوی دیگر، نباید نادیده گرفت که برای رشد در هر رشته‌ای به مربیان کارآزموده، کاردان و آشنا به علم روز نیاز داریم. نگاه کنید که در فوتبال کدام یک از مربیان ما در کلاس‌های پیشرفته شرکت کرده‌اند؟! کدام‌یک 6 ماه در کنار یک تیم خارجی بوده‌اند؟ کدام یک به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند که بتوانند از علم روز ورزش بهره‌مند شوند. باید ما این کارها را انجام دهیم تا آنها از ظرفیت واقعی خود بهره‌مند شوند.

سازمان تربیت بدنی پس از کسب جایگاه ششمی در بازی‌های آسیایی دوحه، هدف خود را کسب جایگاه چهارمی در بازی‌های گوانگ جو اعلام کرد. به نظر شما، این مهم شدنی است و اصولا چه رویکردی را برای تحقق آن مد نظر دارید؟

باید ببینیم اهدافمان چه حد عملی است. احساس من این است که باتوجه به ستاد تدارکاتی که فعال کردیم و استفاده از نیروهایی که مدنظر هستند و با برنامه‌ریزی انجام شده از الان آسیب‌شناسی‌ لازم مورد توجه قرار گرفته است. قبول دارم که کار سخت است، اما اگر بتوانیم از تمام ظرفیت‌ها استفاده کنیم می‌توانیم جایگاه بهتری را به نسبت دوحه قطر برای خود تحصیل کنیم. به خاطر این‌که وقتی برنامه محور حرکت کنیم و همه فاکتورهای موفقیت هم لحاظ شود به یقین می‌توانیم بهتر از دوحه نتیجه بگیریم. به‌طور مسلم برای کسب جایگاه چهارمی کار بسیار سختی خواهیم داشت، چرا که حریفان بیکار ننشسته‌اند که ما براحتی به این جایگاه برسیم. در مجموع با توجه به فضای کنونی اگر عامل بازدارنده‌ای پیش نیاید، بهتر از دوحه نتیجه خواهیم گرفت و بنده هم کسب جایگاه چهارمی را برای ورزش ایران دور از دسترس نمی‌دانم.

و در این چشم‌انداز، ظرفیت مدالی هم مورد توجه شما قرار گرفته است؟

پیش‌بینی مدال بسیار سخت است، اما من سعی می‌کنم تمام تجربیات و توان خود و همکارانم در ستاد تدارکاتی را به کار بگیرم تا در گوانگ جو و لندن، شاهد موفقیت ورزشکارانمان باشیم.

مساله‌ای که در این میان، مطرح بوده و مهم است؛ این‌که رویکرد ورزش ما همواره به مسابقات مختلف از جمله آسیایی جهانی یکی بوده است. مثالش هم این است که یک تیم یا یک ستاره داریم و در همه مسابقات شرکتشان می‌دهیم تا وقتی آنان به بازی‌های آسیایی یا المپیک می‌رسند، تحلیل رفته باشند. نمونه بارزش هم همین احسان حدادی که پیش از المپیک در اوج دوران آمادگی قرار داشت و به واسطه شرکت در مسابقات مختلف در المپیک با افت مواجه شد؟

درخصوص احسان حدادی اگر چند ناظر و تحلیلگر خوب وجود داشتند و اجازه نمی‌دادند به هر مسابقه‌ای اعزام شود، سرنوشت برای او این گونه رقم نمی‌خورد و می‌توانست در المپیک مدال بگیرد. من هم معتقدم برای شرکت در بازی‌های آسیایی باید برنامه لازم و خاص آن وجود داشته باشد و در هر مسابقه‌ای با قدرت کامل شرکت نکنیم. از سوی دیگر المپیک جولانگاه بزرگان است و نباید آن را دست کم گرفت. وقتی هدف روشن باشد برای شرکت در بازی‌های آسیایی و المپیک نباید تیم‌ها و ورزشکاران نخبه خود را برای حضور در این بازی‌ها خسته و فرسوده کرد.

ریاست فدراسیون برای او زود است، دست کم تا 10 سال دیگر.هرکسی می‌تواند رئیس فدراسیون وزنه‌برداری شود، اما هر کسی نمیتواند رضازاده شود‌ او باید قدر خود را بداند

حدادی توانایی کسب مدال المپیکی را داشت که در صورت کسب آن، ورزش ما از برکات آن، نهایت سود را می‌برد و حتی می‌توانست به کسب کرسی بین‌المللی برای دوومیدانی ایران منجر شود. مدال دوومیدانی المپیک را به هیچ عنوان نمی‌توان قیمت گذاشت. همان طور که طلای‌هادی ساعی را به هیچ عنوان نمی‌توانیم قیمت‌گذاری کنیم.

امروز مردم از ما انتظار موفقیت و کامیابی در ورزش را دارند و ما باید پاسخگوی انتظارات بحق موجود باشیم. هزینه‌ای که امروز در ورزش صرف می‌شود، مال هیچ شخص خاصی نیست، بلکه متعلق به همه مردم است و آنان نیز از ما انتظار دارند...

اما برای دستیابی به این اهداف کلان، نگاه مدال آوری و نتیجه‌گیری صرف همواره به ورزش ما ضربه زده است.

نباید از ستاد تدارکاتی و تیمی که در راه آماده‌سازی حرکت می‌کند انتظارمدال آوری داشت. باید تیم‌های خود را به تورنمنت‌هایی اعزام کنیم که بتوانند بهره لازم را از شرکت در آن مسابقات داشته باشند. کسب مدال در تورنمنت‌های ضعیف، فایده‌ای برای ورزش ما ندارد. باید ورزشکار را به تورنمنتی اعزام کنیم که تجربه کسب کند و ما همه این موارد را در ستاد تدارکاتی پیگیری خواهیم کرد.

شرکت در تورنمنت‌های ضعیف و کسب مدال در این قبیل مسابقات، گول زدن مردم است. تیم‌های ما باید اردوها و تمریناتی برگزار کنند که به ارتقای سطح کیفی آنها منجر شود. با تیم‌های قدر دنیا تمرین کنند. اگر 80 درصد به آینده‌نگری در کنار آسیب‌شناسی صورت گرفته توجه کنیم، می‌توانیم صد در صد موفق باشیم.

اگر امثال سعیدعلی حسینی را زیر چتر حمایت قرار داده و به درستی از او در میادین مختلف استفاده شود، می‌توانیم برای 10 سال یک ورزشکار ستاره را در سطح اول قهرمانی حفظ کنیم، این‌طور نیست؟

صد در صد همین طور است. من سعید علی حسینی را که به همراه 9 وزنه‌بردار دیگر و به مدت 2 سال از طرف فدراسیون بین‌المللی وزنه‌برداری با محرومیت مواجه بود، به حال خود رها نکردم. با توجه به این‌که یک نفر مادام‌العمر محروم شده بود و دو نفر نیز سن قهرمانی آنها گذشته بود، اما از حسینی و 5 نفر دیگر حمایت کردیم و حتی در سفری به استان‌هایشان با مربیان آنها صحبت کردم. معتقد بودم 2 سال محرومیت خیلی زود می‌گذرد و باید این قهرمانان را حفظ کرد. بر این اساس حسینی به صورت مرتب تمرین می‌کرد، حتی در اردوهای تیم ملی به صورت کامل در کنار رضازاده تمرین وزنه می‌زد. وقتی یک سیستم برنامه‌محور حاکم باشد مطمئن باشید موفق خواهیم بود و ورزشکاران ما چیزی از ورزشکاران خارجی کم ندارند. اگر هم نتیجه نگیریم، کم کاری به ما بر می‌گردد نه ورزشکارانمان.

قبول دارید که ورزش، تنها در بعد تمرینی خلاصه نمی‌شود و باید به مسائل روحی و روانی قهرمانان توجه لازم کرد.

بی‌شک و با این رویکرد، قصد داریم 20 روان‌شناس برای ستاد تدارکاتی بازی‌های آسیایی و المپیک به خدمت بگیریم تا در این زمینه نیز ورزشکاران ما آماده باشند و با آرامش خاطر به تمرین بپردازند. معتقدم از امروز باید به فکر المپیک لندن باشیم. در ایران مردم می‌ترسند با روان‌شناس صحبت کنند، فرهنگ مشاوره با روان‌شناس را باید در اردوهای تیم‌های ملی نهادینه کنیم تا ورزشکار براحتی مشکلات خود را مطرح کند و با برطرف شدن آن مشکلات، به آرامش برسد.

در جایی عنوان کرده بودید که رضازاده می‌تواند رئیس فدراسیون وزنه‌برداری باشد، به نظر شما، ریاست فدراسیون برای رضازاده زود نیست و او را به سرنوشتی مشابه سرنوشت علی دایی دچار نمی‌کند؟

من درباره مدیریت رضازاده در تیم‌های ملی اظهار نظر کردم و معتقدم جایگاه رضازاده، مدیریت تیم‌های ملی است تا بتواند تجارب خود را به ملی پوشان انتقال دهد. ریاست فدراسیون برای او زود است، دست کم تا 10 سال دیگر. البته نباید از استعداد و توانایی فنی رضازاده براحتی بگذریم و باید نهایت بهره فنی را از او داشت.

شاید هنوز هم که به گذشته فکر می‌کنیم، نمی‌توانیم قبول کنیم رضازاده از دنیای قهرمانی وداع کرده است.

من پس از آن اتفاق تلخ و نرفتن رضازاده به المپیک، با همه وجود از او حمایت کردم، در واقع از حق و حقیقت دفاع کردم. واقعیت این است که رضازاده بیمار شده بود. 2 ماهی از حضورم در فدراسیون وزنه‌برداری می‌گذشت که رضازاده را پیش پزشک بردم که دکتر رهبری پس از بررسی آزمایش‌ها به رضازاده گفت که اگر به وزنه زدن ادامه دهد، خطر مرگ او را تهدید می‌کند. در حقیقت او را باید 5 سال قبل، پیش پزشک می‌بردند. رضازاده در نهایت خودش پذیرفت که سلامتش در خطر است. به هر حال امیدوارم او به یکی از بهترین مربیان جهان وزنه‌برداری تبدیل شود و یک سفیر خوب برای وزنه‌برداری ایران در مجامع بین‌المللی باشد. قصد داریم کلاس آموزش زبان انگلیسی برای او ترتیب دهیم تا بتواند در مجامع بین‌المللی ورزش نیز عرض اندام کند. البته هر کسی می‌تواند رئیس فدراسیون وزنه‌برداری شود، اما هر کسی نمی‌تواند رضازاده شود، او باید قدر خود را بداند.

تیم فوتبال امید ایران 40 سال است به بازی‌های المپیک راه نیافته، چه برنامه‌هایی برای تیم امید دارید ؟

من از اول هم معتقد بودم که باید هدایت تیم فوتبال امید به مربی خارجی محول شود. 10 روز است که 12 مربی بدنساز جهت حضور در تیم امید به کفاشیان معرفی کرده‌ام، اما هنوز هیچ پاسخی به ما نداده است. هیچ کاری نیز در فدراسیون برای تمرینات تیم امید صورت نگرفته است. باید سراغ مربی‌ای برویم که هیچ تعلق خاطری به هیچ باشگاهی نداشته باشد. پیروانی، مربی بسیار با شخصیتی است، اما به هر حال، او باید خود را از تعلقات باشگاهی رها سازد. در واقع یک گروه 11 نفره باید در کادر فنی تیم امید باشد. به هر حال، فعلا باید به فکر حضور تیم ملی فوتبال در 3 بازی آتی این تیم در چارچوب انتخابی جام جهانی باشیم که برای فوتبال ما اهمیت زیادی دارد. بی‌شک در ارتباط با تیم امید، همه چیز را به قضا و قدر نخواهیم سپرد.

حجت الله اکبرآبادی / امیدتوفیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها