در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر همسر مقتول را مورد بازجویی قرار دادند. وی گفت: من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم. زمانی که او گم شد من به پلیس خبر ندادم چون فکر میکردم بازمیگردد. شوهرم پیش از این هم از خانه قهر کرده و رفته بود و من فکر کردم این بار هم مثل دفعات قبل است، اما اواینبار نیامد. من نمیدانستم چه کار کنم؛ از طرفی فکر میکردم اگر به خانواده شوهرم موضوع را بگویم آنها من را متهم میکنند به همین دلیل هم تصمیم گرفتم این کار را نکنم به این امید که شوهرم بازمیگردد؛ اما جسد او پیدا شد.
گفتههای این زن در حالی بود که مادرشوهرش اصرار داشت عروسش از عاملان قتل باخبر است و خواستار بازجویی بیشتر از وی شد. زمانی که زن جوان دوباره بازداشت شد لب به اعتراف گشود و گفت: من از شوهرم متنفر بودم و به همین دلیل نمیخواستم با او زندگی کنم، اما از آنجایی که خانواده ما طلاق را بسیار بد میدانستند و از زن مطلقه بدشان میآمد مجبور شدم شوهرم را به قتل برسانم.
وی ادامه داد: ما ابتدا در شهری نزدیک شیراز زندگی میکردیم. بعد از مدتی محل زندگیمان را عوض کردیم و به شهر دیگری رفتیم. در آنجا بود که نقشه قتل به ذهنم رسید و 2 آدمکش اجیر کردم. شب حادثه آنها را به خانه آوردم و مطابق نقشه زمانی که شوهرم خوابید با یک میله آهنی به سرش کوبیدم. او بیهوش شد. بعد دو آدمکش او را با ضربات چاقو به قتل رساندند. برای اینکه آثاری از این جنایت در خانه نباشد به کمک دو آدمکش جسد را از خانه خارج کردیم. نمیدانم آنها جسد را به کجا بردند من در خانه ماندم و خونهایی که در اتاق ریخته بود تمیز کردم.
رئیس پلیس آگاهی استان فارس در این باره گفت: با توجه به اعترافات این زن ماموران مخفیگاه دو آدمکش اجارهای را تحت مراقبتهای ویژه قرار داده و موفق شدند بعد از چند روز آنها را دستگیر کنند.
سرهنگ محمدی ادامه داد: این دو مرد به جرم خود اعتراف کردند و در حال حاضر هر سه متهم برای انجام بازجوییهای بیشتر در اختیار ماموران قرار گرفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: