نخست این که نسبت به آن اطلاعرسانی شفافی نشده، هر چند نصب دوربین با هدف کنترل بهتر دانشآموزان صورت گرفته ولی پیشینه ذهنی همه ما از نصب دوربین، بیشتر از آن که جنبه نظارتی و حفظ امنیت داشته باشد، تداعیکننده مچگیری و دخالت در احوال شخصی و خصوصی افراد است. از سوی دیگر این که نصب دوربین در مدارس دخترانه صورت گرفته این سوال را به ذهن متبادر میکند که آسیب و خطاکاری در مدارس دخترانه بیش از پسران است در حالی که هیچ یک از تحقیقات وزارت آموزش و پرورش آن را تایید نمیکند.
همچنین در این پروژه پر سر و صدا مشخص نیست، دوربین در کجا و کدام نقطه مدرسه نصب شده است، حیاط، کلاس، راهرو، راه پلهها، دستشویی و .... که هر یک معنای خاص خود را دارد و هر چند هیچ نقطهای از یک مدرسه 300 نفره، حریم خصوصی تلقی نمیشود، ولی به هر حال مفهوم نصب دوربین در حیاط یا راهروها با کلاس متفاوت است چرا که نصب دوربین در کلاسها بیش از آن که جنبه نظارتی داشته باشد، ناشی از مداخلهجویی مدیر و معاون در عملکرد معلم و حتی خدشهدار شدن استقلال معلمان است.
ولی به هر حال هنوز هدف این طرح مشخص نیست و مسوولان وزارت آموزش و پرورش از آن بیاطلاعاند یا حداقل خود را بیخبر نشان میدهند. جالب این که در بسیاری از مراکز پرتردد مانند فروشگاهها، فرودگاهها و برخی ادارات و بانکها، نصب دوربین امر طبیعی است ولی ماهیت مدرسه از این ابزار مفهوم مثبتی را درک نمیکند. از سویی دیگر مدرسه و دانشگاه از جمله مراکزی است که پرورش برآموزش تقدم دارد و با ابزارهای خشک نظارتی، پرورش محقق نخواهد شد. نصب دوربین اگر چه در فضاهای پرتردد مدارس مثل حیاط و راهروها میتواند مفید باشد اما خالی از تبعات منفی نیست، چرا که دانشآموزان به رفتارهای مصنوعی و کنترل شده رو میآورند و در صورت اعمال تخلف از نقاط کور دوربین استفاده میکنند. از همه مهمتر این که دوربین برای شناسایی برهم زنندگان نظم و امنیت در جایی کاربرد دارد که پرورش و تربیت به بنبست رسیده و برخورد قهری تنها راه چاره است، در حالی که مدارس از وجود چنین افرادی مبراست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم