سفرنامه کتاب - 6

دانشجویانی که فارسی می‌خوانند

سه‌شنبه چهارم فروردین 88 ، صبح صبح با خوردن صبحانه آغاز می‌شود. صبحانه‌ای که دوست دارم. دو پر پنیر ورقه‌ای، دو پر خیار و گوجه‌فرنگی، دو برش نان تست، قاشقی مربای توت فرنگی، دو قطعه شیرینی و فنجانی چای. آن هم چای بسیار خوش‌طعم «گولدن بلند.» با آمدن حکیم‌پور به اتفاق حسن بیگی برای دیدن دکتر مرسل در دانشگاه آنکارا راهی می‌شویم. اتاق دکتر وسل یکی از ده‌ها اتاق دانشگاه است. کوچک اما مزین به کتاب و هر آنچه بوی کتاب و کتابت می‌دهد. مرد است حدودا 70 ساله با چهره‌ای موقر و رفتاری مودب. او مسوول بزرگ‌ترین مرکز آموزش زبان‌های شرقی منجمله فارسی است دکترایش را در زبان فارسی از فرانسه گرفته است. پس از تعارفات اولیه دریا و سنر عبدالسلام بیل گز حجابی ‌قیر لانگیچ به جمع می‌پیوندند. همه استادان دانشگاه هستند.
کد خبر: ۲۵۰۷۶۷

من و حسن بیگی به معرفی خود می‌پردازیم و آنها هم.

در لابلای صحبت‌ها گفته می‌شود که تاریخ جهانگشای جوینی را به ترکی ترجمه کرده‌اند.

حسن بیگی از رمان محمد(ص) می‌گوید که به زبان عربی و هندی ترجمه شده و به زبان فرانسه و انگلیسی هم در دست ترجمه است. کتاب‌هایی ردوبدل می‌کنیم.

دکتر مرسل پیشنهاد روز ایران را می‌دهد. حکیم‌پور، رایزن فرهنگی توضیحات مبسوطی می‌دهد و این که آمادگی ایجاد محفلی ادبی یا نمایشگاهی را در دانشگاه دارد و این که با بنیاد تاریخ برنامه مشترکی دارند و 2 ماه دیگر قرار است عده‌ای از ایران بیایند.

معلوم می‌شود دکتر مرسل 6 بار به ایران آمده است. تعارف می‌کند

 چه میل دارید؟

مقصود چای است و این که از چه نوع؟ چای زیزفون یا اخلافور چایی است که برایمان می‌‌آورند.

راجع به چایی‌های مختلفی بحث می‌شود. مثل چای سبز یا چای مرموک و یا سیاه که با بردن نام هر یک از چای‌ها یکی از استادان فرهنگنامه را باز می‌کند و معادل فارسی آن را نام می‌برد. نگاهم از پنجره به بیرون می‌افتد. ساختمانی به رنگ سرخ و کاجی سبز چشم را می‌نوازد.

بنا به دعوتی که می‌کنند با اشتیاق به کلاس دانشجویان ترک رشته زبان فارسی می‌رویم. دخترها بی‌حجاب هستند. چرا که در دانشگاه‌های ترکیه محجبه‌ها را راه نمی‌دهند. تعداد پسرها هم بسیار کم است.

به اتفاق حسن بیگی پشت تریبون قرار می‌گیریم و برایشان صحبت می‌کنیم. از این که انتخابشان زبان فارسی است، از این که آرزو داریم در ایران ملاقاتشان کنیم، از ادبیات روزمان که امیدواریم روزی با آن آشنا شوند و از حافظ، سعدی، مولانا که ایرانی‌اند و مایه مباهات همه ایرانیان بعد دانجشویان ترک سوال می‌کنند.

هر کدام از ما به تناوب پاسخ سوال‌ها را می‌دهیم.

پس از پایان صحبت دانشجویان، معاون رایزنی ایران در ترکیه، حکیم‌پور پشت تریبون قرار می‌گیرد و برای دانشجویان صحبت می‌کند.

 ما بزودی در همین دانشگاه اتاق فارسی راه می‌اندازیم. شما می‌توانید از این مرکز استفاده کنید. ما مرکز آموزش زبان فارسی داریم. شما می‌توانید به آن محل مراجعه و از امکاناتش استفاده کنید. ضمن آن که روز ایران در دو سه ماه آینده برگزار خواهد شد در این روز هم محفل ادبی داریم، هم فیلم‌های ایرانی نمایش داده خواهد شد.

ضمنا هر سال تعدادی دانشجوی زبان فارسی به ایران می‌‌فرستیم. برنامه فشرده یک ماهه‌ای برایتان خواهیم داشت که می‌تواند در پیشبرد زبانتان بسیار موثر باشد.

همچنین موسسه بین‌المللی دهخدا مرکز آموزش بین‌المللی زبان فارسی در ایران است که دانشجویان علاقه‌مند می‌توانند به آنجا اعزام شوند. ما هم کمی کمک مالی می‌کنیم.

کشور ایران و ترکیه 2 کشور برادر هستند. همان گونه که استانبول و اصفهان 2 شهر خواهر خوانده نامیده شدند بزودی شبکه زبان فارسی (کانال 8) در ترکیه ایجاد می‌شود. در ایران هم قرار است کانال ترکی ایجاد شود. در این صورت برای کار هم زمینه بیشتر خواهد شد. چشم‌انداز میان 2 کشور از نظر مالی تا 20 میلیارد دلار تخمین زده شده است و...

زمان به پایان می‌رسد و خداحافظی می‌کنیم. به من که خیلی خوش گذشته و حسابی سرشوق آمدم.

به هتل برمی‌گردیم و به اتفاق حسن بیگی ناهار می‌خوریم.

برای استراحت به اتاقم می‌روم، در حالی که قرار است ساعت 3 برای رفتن به انجمن نویسندگان به لابی برگردم.

راضیه تجار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها